اسب را بگیر

هوشنگ اساطیری در قصه ی امروزش به هیبت پیمانکار در آمده بود. بالای سر کارگرها می ایستاد، بادی به غبغب می انداخت و امر و نهی می کرد. چند لحظه مجسم کنید که هوشنگ پیشدادی چه پیمانکار ساختمانی قابلی می تواند باشد. دستور بدهد و بر فراز کپه های آجر بایستد به تماشا.

صدایش را که بالا می برد تن فرزندانش می لرزید. سینا و سوفیا که هیچ، اگر نیم نگاهی به دیگران می انداختی […]

{ نوشته ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت بهار | روایت}

se7en

مروری کوتاه بر سه مضمون مرگ، گناه و ملکوت در جهان داستانی ملکوت بهرام صادقی

فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ «مرگ» کلیدواژه‌ی ملکوت است، دریچه‌ی ورود به جهان رمان جناب بهرام صادقی. مسئله‌ی اساسی دو شخصیت اصلی رمان، یعنی دکتر […]

{ نوشته ۲۳ آبان ۱۳۹۵ | ذیل داستان | معرفی کتاب، نقد کتاب، یادداشت}

حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز