داستان

رژ لب

تعطیلات محرمانه-4

چاقو را فرو کرده بود توی پهلوی رقیب و مثل کلید توی قفل، یک دور هم، اضافی چرخانده بود. ناشی، نفهمیده بود […]

{ نوشته ۴ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت بهار | داستان}

انقلابی­های تنها

مقایسه سوءقصد... با جن‌زدگان

خواندن سوءقصد به ذات همایونی ناخودآگاه ذهن آشنایان با ادبیات را به سمت شاهکار نام‌آشنای ادبیات می‌کشاند: جن‌زدگان اثر فئودور داستایفسکی. در سوءقصد... نیز همچون این اثر با جماعتی آشوبگر مواجهیم که برای تغییر وضعیت جامعه‌ی خود در تدارک عمل‌اند؛ به این منظور توطئه...

{ نوشته ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان، نقد کتاب}

بسیار دور، چنین نزدیک

معرفی کتاب سوءقصد به ذات همایونی، نوشته­ی رضا جولایی

کتاب را که به‌دست می‌گیری، اگر از این آب و خاک باشی، سرخوش می‌شوی ــ کتابی که به جای پرداختن به معضلات حقیر آدمیان امروزی، یکراست تو را به میانه‌ی هول و ولای تاریخ می‌برد، جایی که اولین جرقه‌های آگاهی این ملت به ملت‌بودن...

{ نوشته ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان، معرفی کتاب، نقد کتاب}

چرا تاریخ؟

یادداشتی بر رمان سوءقصد به ذات همایونی

عمل عجیبی است از تاریخ نوشتن و در عین حال سر باززدن از تعهد به آن. درست شبیه اغفال است وقتی بی‌آن‌که تعهدی داشته باشی، از تن و جان دیگری بهره بری.البته، شخصیت‌های تاریخی می‌توانند به متن جان بخشند؛ زیرا بخش اعظم آنچه نویسنده...

{ نوشته ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان، معرفی کتاب، نقد کتاب}

شنوشتن در عصر آشوب

گفت‌وگو با رضا جولایی

رضا جولایی متولد تهران است. کتاب‌های حکایت سلسله‌ی پشت‌کمانان، جامه به خوناب، شب ظلمانی یلدا، حدیث دردکشان، تالار طربخانه، جاودانگان، نسترن‌های صورتی، باران سبز و سیماب و کیمیای جان را نوشته است و آخرین کتاب چاپ‌شده‌اش مجموعه‌داستانی است به نام برکه‌های باد. به بهانه‌ی...

{ نوشته ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان، گفتگو}

آشنایی­‌زدایی، همین!

درباره‌ی رمان سوءقصد به ذات همایونی نوشته‌ی رضا جولایی

رضا جولایی، داستان‌نویس متولد ۱۳۲۹ در تهران، از اولین اثرش، سلسله‌ی پشت‌کمانان، تا آخرین اثر چاپ‌شده‌اش، مجموعه‌داستان برکه‌های باد، همیشه گوشه‌چشمی به تاریخ این مرز و بوم داشته است و در مشهورترین آثار خود چون رمان سوءقصد به ذات همایونی، که در عصر مشروطه...

{ نوشته ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان، معرفی کتاب، نقد کتاب}

نیات عمل برآمده از آن؛ انباشتگی کشمکش­های درونی

یادداشتی بر رمان هر صبح می‌میریم، نوشته‌ی سیداحمد بطحایی

رمان هر صبح می‌میریم، نوشته‌ی سیداحمد بطحایی، در سه بخش مجزا ــ دوزخ، برزخ و دنیا ــ به بیان کشمکش‌های درونی، دغدغه‌های زیستی و آشفتگی ذهنی ـ روانی مردی محکوم به اعدام در بند سه می‌پردازد، مردی که هم قاتل همسر باردارش، مریم، در...

{ نوشته ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل داستان | داستان، معرفی کتاب، نقد کتاب}

نادین گوردیمر و دنیای درونش

یادداشتی درباره‌ی نادین گوردیمر

«من هرگز شرح‌حال زندگی خودم را نمی‌نویسم». نادین گوردیمر، نویسنده‌ی مشهور افریقای جنوبی، چنین می‌گوید. وی در ادامه می‌گوید که من بیش از حد برای خلوت و تنهایی‌ام ارزش قائلم. با این اوصاف، مطالعه‌ی دوازده رمان و پانزده مجموعه‌داستان از وی با این تصور...

{ نوشته ۱۹ بهمن ۱۳۹۵ | ذیل داستان | داستان، معرفی کتاب، یادداشت}

خوانش دینی یا ادبیات دینی؟

مقدمه‌ای بر خوانش دینی به مثابه‌ی خوانشی ادبی

وظیفه‌ی نظریه‌های ادبی و خوانش‌های بینارشته‌ای از آثار ادبی، بر خلاف اشتباه رایج در جوامع هنری، ارزش‌گذاری آثار نیست، هرچند باید تأکید کرد این نظریه‌ها و خوانش‌ها به طور طبیعی آثار شاخص را بررسی می‌کنند. در عین حال، آن‌ها به جای ارزش‌گذاری آثار تلاش...

{ نوشته ۲۰ دی ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان}

گاوهای برنزی ایستاده بر بن‌مایه‌های دینی

یادداشتی بر گاو های برنزی، اثر داستانی محمدآصف سلطان‌زاده

گاوهای برنزی، دهمین اثر داستانی محمدآصف سلطان‌زاده و پنجمین رمان این داستان‌نویس کشور افغانستان، نخستین بار در سال ۲۰۱۴ در دانمارک به زبان فارسی منتشر شد و گرچه پخش مناسبی در بازار نشر نیافت، به هر حال خوانده و دیده شد. گاوهای برنزی، که...

{ نوشته ۲۰ دی ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان}

شخصیت رمان زیر ذره‌بین یونگ

ظرفیت‌های تحلیل انسان‌شناسانه‌ی یونگ در کتاب خود ناشناخته* برای ورود مفهوم «غیب» به داستان مدرن

اکثر رمان‌ها از شخصیت به همان معنی‌ای که یونگ به دنبال آن است خالی‌اند. در اکثر رمان‌های اغلب مکاتب، شخصیت‌ها مقهور اراده‌های فراانسانی‌اند و سرنوشتشان در جایی دیگر رقم می‌خورد. این نیروها، هر جنسی داشته باشند، سویه‌ی تصمیم شخصیت‌ها را مشخص می‌کنند.

{ نوشته ۲۰ دی ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان}

زن خطاکار؛ از مادام بواری تا آنا کارنینا

تأملی در مشی معنوی لئون تولستوی در رمان آنا كارنینا

آیا شکلوفسکی درست می‌گوید که «آنا، گذشته از طراوت و سرزندگی، گناه دیگری ندارد و این پُری و سرشاری، که نمی‌تواند جایی در محدوده‌ی جامعه بیابد، به عشقش به یک اشراف‌زاده‌ی معمولی، در آن کُتِ خوش‌دوخت، صورت فاجعه می‌دهد؟» ...

{ نوشته ۲۰ دی ۱۳۹۵ | ذیل پرونده | داستان}

حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز