رنج سفر می‌کشیم ما

علی اکبر شیروانی

سالها همه مي‎دويديم بدون اينكه كتابي بخريم با عنوان «از دو كه حرف می‎زنم از چه حرف می‎زنم؟». حالا برای همه‎چيز كتابی هست و براي هرچيز فلسفه و دستورالعمل و راهنما و غيره و غيره. پارسال وسط ناكجاآبادي در بوسني دوربينم از كار افتاد. بی‌هيچ اضطرابي در گوگل سرچ و مشكل دوربين را حل كردم. بدون شك بدون دانش و تكنولوژي نمي‎توانيم زندگي كنيم اما گاهي از خودم مي‎پرسم خواندن درباره‎ی دويدن جای دويدن را مي‎گيرد؟ خواندن درباره‎ی چيزهای ديگر چه؟ به بهانه‎ی سفر هيجان‎انگيز و مهيجي كه در پيش دارم چند روزی درباره‎ی سفر و سفرنامه‎نويسی می‌نويسم و بعد از چند روز در اينجا سفرنامه خواهم نوشت.

آناتومی مسافر

رنج سفر می‌کشیم ما 6

  گفتم عید دارم می‌روم سفر. با مِن‌مِن گفتم دارم می‌روم سفر و سفرم هم راه دور است. مادرم با نگاه آمیخته […]

{ نوشته ۶ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

بار می‌باید بستن

رنج سفر می‌کشیم ما 5

هیچکس در سفر تنها نیست. تنهاترین مسافران همراهی دارند به اسم بار. بار که در کوله و کیف‌دستی و ساک و چمدان […]

{ نوشته ۳ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

تاب و قرار

رنج سفر می‌کشیم ما 4

سفر از جائی شروع می‌شود. هر سفری دو بخش دارد؛ بخش ذهنی و بخش بیرونی. بخش ذهنی سفر معمولاً پیش از بخش […]

{ نوشته ۲ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

دُرِّ گرانِ سفر

رنج سفر می‌کشیم ما 3

مبدا رکن اصلی سفر است. سفر مبدا دارد ولی مقصد ندارد. مقصد سفر را خود سفر مشخص می‌کند. سفری که مقصد مشخص […]

{ نوشته ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

به سان رود

رنج سفر می‌کشیم ما 2

جاده به ما نگاه می‌کند. جاده اغواگر و فراخوان است. جاده فرامی‌خواند و وسوسه می‌کند که از همه‌چیز بِکنیم و خودمان را […]

{ نوشته ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

وضعیت: سفید

رنج سفر می‌کشیم ما 1

جنگ بود. بمباران بود. عید بود. نوروز بود. کوچه‌های منتهی به چارسوق بود. با مادرم رفته بودیم خرید شب عید. از دور […]

{ نوشته ۲۷ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز