کافه واله

میثم امیری

او چهارمی بود. مورد اول را نه من می‌خواستم نه طرف من را می‌خواست. در مورد دوم من می‌خواستم، طرف نمی‌خواست. در مورد سوم طرف می‌خواست و من نمی‌خواستم. طبعا در این نسب اربع، بد بود که چهارمی تکرار آن سه تای قبلی باشد؛ بیشتر به آن خاطر که هیچ وقت دوست ندارم مسیری را که در زندگی‌ام جلو رفته برگردم یا حتی تکرارش کنم. این شد که چهارمی از فرم خارج نشد؛ هم من می‌خواستم، هم او می‌خواست. نامش میم بود و سه هفته بعد از آشنایی، زنم شد.

در راه ارمنستانیم

۹۶/۰۱/۰۴

کافه واله. در راه ارمنستانیم و تازه رسیده‌ایم جلفا. دو روز است توی راهیم و تمام بلوارهای آیت‌الله خامنه‌ای که در مسیر […]

{ نوشته ۵ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

دعای اسموث حاجی بابا

۹۶/۰۱/۰۳

کافه واله. غروب روز دوم آمد؛‌ تیله‌های کوچک رنگی، پشت عدسی‌های کلفت مهربان‌ترش کرده بود. حاجی بابا صدایش می‌کنیم هرچند پسرعموی بابابزرگ […]

{ نوشته ۳ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

خدایا به حق هشت و چارت

۹۶/۰۱/۰۲

کافه واله. زنم دیشب می‌خواست برود مهمانی و من ازش اجازه گرفتم و نرفتم. بهش گفتم می‌داند که خیلی اهل مهمانی نیستم. […]

{ نوشته ۲ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت}

عصبانی نیستم*

دوباره ۹۶/۰۱/۰۱

کافه واله. عصری رفتیم عید دید دیدنی؛ خانه دایی زنم. دایی زنم ویلایی درست کرده در بالای تپه‌ای در «تنگِ لته» ساری. […]

{ نوشته ۱ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

پیام مهم نوروزی پالت (ادام الله ظلّه الوارف)

۹۶/۰۱/۰۱

کافه واله. «آقای ابوبکر البغدادی… آقای ابوبکر البغدادی…» زنم انگار که اسم رییس داعش را پشت تریبون بخواند، داشت به سمت اتاق […]

{ نوشته ۱ فروردین ۱۳۹۶ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

بورسری

۹۵/۱۲/۳۰

کافه واله. دیشب نوبت ما بود و خانه ما. با زنم از بابلسر راه افتادیم سمت خانه؛ عمارتی ویلایی کنار خزر و […]

{ نوشته ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

اوّلی و دوّمی و سوّمی و امان از دوّمی

95/12/29

کافه واله. دیشب را خانه پدر زنم خوابیدیم. صبحی راه افتاده‌ایم سمت بابلسر تا خریدمان را کامل کنیم؛ برای زنم کفش بخرم […]

{ نوشته ۲۹ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل کافه واله | روایت | روایت}

دلم گرفته بود و دلش

95/12/28

کافه واله. از صبح ایمان را فرستادم دنبال چادر و خریدن درام که واحد پول ارمنستان است. چه حسی دارد واحد پول […]

{ نوشته ۲۸ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

به قول آقا؛ ممممممم

95/12/27

کافه واله. پیش‌نوشت: روایت‌هایم واریته است، نه ری‌آلته. در آن، با ذره‌بین دنبال چیزی نگردید از زندگی واقعی‌ام؛ هر چه بیشتر بگردید […]

{ نوشته ۲۷ اسفند ۱۳۹۵ | ذیل روایت | روایت بهار | روایت}

حقوق مادی و معنوی مطالب این وب‌گاه برای الف‌یا محفوظ است. © 2017
ساخت نیمروز