خانه / بایگانی برچسب: کافه واله

بایگانی برچسب: کافه واله

بازیگوشی‌‌ها

کافه واله. ساعت ۸ از یِرِوان راه افتادیم، ساعت یک نیمه‌شب رسیدیم اسالم و باورمان نبود ۹۰۰ کیلومتر راه کوهستانی را یک‌روزه بکوبیم تا خلیف‌آباد اسالمِ هشت‌پر که محل مرگ جلال بود و اسکان ما. نیمه شب رسیدیم به خانه کامی در خانقاه که سلام خزر به گوش‌مان می‌رسید و …

ادامه نوشته »

در راه ارمنستانیم

کافه واله. در راه ارمنستانیم و تازه رسیده‌ایم جلفا. دو روز است توی راهیم و تمام بلوارهای آیت‌الله خامنه‌ای که در مسیر جابه‌جا –مظهری از امور شگفتِ حکومت «مدرن» اسلامی- دیده‌ایم، نرسیده در جلفا به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ختم شده است.

ادامه نوشته »

دعای اسموث حاجی بابا

کافه واله. غروب روز دوم آمد؛‌ تیله‌های کوچک رنگی، پشت عدسی‌های کلفت مهربان‌ترش کرده بود. حاجی بابا صدایش می‌کنیم هرچند پسرعموی بابابزرگ باشد، ولی برای ما حاجی‌بابا است؛ از سال ۲۰ هر چه اتفاق در سوادکوه افتاده پیش چشمش است؛ از بودن روس‌ها تا پیام‌های شیخ عبدالله نظری تا قربانی …

ادامه نوشته »

خدایا به حق هشت و چارت

کافه واله. زنم دیشب می‌خواست برود مهمانی و من ازش اجازه گرفتم و نرفتم. بهش گفتم می‌داند که خیلی اهل مهمانی نیستم. گفتم می‌روم خانه طوقدار پیش بابا و مامان. باران شِکه شِکه می‌زد. هوا سرد شده بود و عمارت طوقدار هم خلوت بود.

ادامه نوشته »

پیام مهم نوروزی پالت (ادام الله ظلّه الوارف)

کافه واله. «آقای ابوبکر البغدادی… آقای ابوبکر البغدادی…» زنم انگار که اسم رییس داعش را پشت تریبون بخواند، داشت به سمت اتاق عمارت بالا نزدیک می‌شد. من می‌خواستم آماده شوم برای شستن تن، ۲ ساعت مانده به تحویل سال. آمد دم در اتاق ایستاد و دوباره گفت: «آقای دکتر ابوبکر …

ادامه نوشته »

بورسری

کافه واله. دیشب نوبت ما بود و خانه ما. با زنم از بابلسر راه افتادیم سمت خانه؛ عمارتی ویلایی کنار خزر و اکالیپتوس‌های نگهبانش. وقتی رسیدیم، بابا و مامان آماده می‌شدند که بروند فریدونکار. دوست بابا توی فریدونکار مرغابی می‌گیرد از تالاب کنار خزر و از آبش هم ماهی. گفتند …

ادامه نوشته »

اوّلی و دوّمی و سوّمی و امان از دوّمی

کافه واله. دیشب را خانه پدر زنم خوابیدیم. صبحی راه افتاده‌ایم سمت بابلسر تا خریدمان را کامل کنیم؛ برای زنم کفش بخرم و زیرسارافونی و برای خودم شلوار کتان از فروشگاه‌های بزرگ بین بابلسر و فریدونکار. خریدهای‌مان طول کشید. زنم در خرید آدم سریعی است و از این جهت می‌تواند …

ادامه نوشته »