خانه / بایگانی برچسب: نقد داستان (صفحه 2)

بایگانی برچسب: نقد داستان

لطفاً اصحاب کهف را از خواب بیدار نکنید!

«قصه‌های بند»، قصه‌های آدم‌های در بندمانده است. قصه‌های پرنده‌هایی که در قفس گرفتار آمده‌اند و مداوم آواز آزادی و رهایی و پیروزی سرمی‌دهند. قصه‌های دردهایی که از نگاه داستان‌نویس دور نمانده‌است، حتی در جزئیات، با نگاهی وسواس‌گونه ثبت و ضبط شده‌است. علی‌اشرف درویشیان در این مجموعه، خاطراتی را به زبان …

ادامه نوشته »

درباره تکرار و کارخانه‌ی هنرسازی اندی وارهول

اندی وارهول هنرمند جنجالی، که در زمان خودش مورد تاخت و تاز منتقدان قرار داشت اما میان خریداران آثار هنری و تا حدی مردم عادی از مقبولیت فراوانی  برخوردار بود، می‌خواست مثل یک ماشین عمل کند. می‌گفت در پس آثارش هیچ چیز نیست و هر چه هست همین چیزی‌ست که …

ادامه نوشته »

«باران بمبئی» قصه‌ای گنگ و مبهم

۱. نمی‌دانم پیام یزدانجو یک دهه‌ی گذشته را کدام‌ور جهان بوده و چه می‌کرده. اما می‌دانم قصه‌هایش در باران بمبئی اصلاً برای ایرانی‌ها نوشته نشده. یعنی مدل دیالوگ‌ها ایرانی نیست؛ و اگر کتاب به زبان فارسی و در ایران منتشر نشده بود جمله‌ی قبلی را نمی‌نوشتم. تجربه‌های رویاگونه‌ی یزدانجو در باران …

ادامه نوشته »

بوطیقای هند

پس از سه اثر داستانی، باران بمبئی بی‌شک اولین اثر تامل برانگیز پیام یزدانجو است که می‌طلبد با دقت بیشتری به ظرفیت‌های متن او نگاه کنیم. به نظر من، زمان و برخورد نویسنده با آن در این مجموعه‌ داستان که می‌تواند به عنوان یک نوالای برش/پرش هم در نظر گرفته …

ادامه نوشته »

بِنِویسِ مستبد

یک داستان- اعمّ از رمان، داستان کوتاه و . . . - اساساً با دو عنصر است که داستان می‌شود: شخصیت و ماجرا. هرچند یک داستان می‌تواند شخصیّت‌محور باشد و داستانی دیگر ماجرامحور، اما این دو عنصر را به واقع نمی‌توان به کلّی از یکدیگر تفکیک کرد. شخصیّتِ بی‌ماجرا یا ماجرای بی‌شخصیت، قابلیّت روایت شدن ندارد و از این رو در حوزه‌ی ادبیات داستانی نمی‌گنجد.

ادامه نوشته »

آن شلیکِ لعنتی

داستان قیصری با پایانش شروع می‌شود. با «خودش خواسته بود برود آنطرف». و این شروعِ از پایان ادا نیست؛ بخشی اساسی از شکل گرفتنِ فرم است. پایان، پایانِ حضور سیاوش است در سنگرِ جبهه ایران و آغاز اسارتِ خودخواسته‌اش در خاکِ اجنبی و شاید پایان زندگی‌اش. وقتی دوستانش پایین رفتن‌ او را در خاکریز دشمن می‌بینند.

ادامه نوشته »

جادوی قصه‌گویی

در به‌هم‌رسیدن در میانسی یک روز از صبح تا شب با نوجوانی روستایی همراه می‌شویم. برادر ناتنی این نوجوان از سوی مأموران شاه تحت تعقیب است. نوجوان داستان باید قبل از رسیدن مأموران به برادرش، زکریا، و دوستان او خبر بدهد که دنبالشان هستند و آن‌ها را نجات دهد. ما در این راه با او هستیم، در تعقیب و گریزهای فراوان، مشکلات و بن‌بست‌ها و در این بین، گذشته‌ی او را می‌بینیم و حوادثی که پیش از این برای او، برادرش و دوستان وی پیش آمده است.

ادامه نوشته »

راز آدم‌های لاهیری

جناب وونه‌گات حرف حقی زده. اگر شخصیت‌ها در رسیدن به اهداف خود دچار مشکلاتی نشوند که اساساً داستانی شکل نگرفته است. بنابراین، عدم تعادل و ایجاد موانع بر سر راه شخصیت از بایسته‌های داستان است و حال هر چه شخصیت ما خاص‌تر و محبوب‌تر باشد، برای جاودانگی، نیاز بیش‌تر به آزار و ایذا توسط نویسنده دارد. جومپا لاهیری به‌خوبی به بنای شخصیت‌های خاص داستانی می‌پردازد...

ادامه نوشته »