خانه / بایگانی برچسب: معلم

بایگانی برچسب: معلم

خراب‌تر زمن و بهتر از تو بسیار است…

سال‌های آشنایی‌ام را با این موجود هزار معنا مرور می‌کنم. از سه سالگی شروع شد. همان زمانی که با مامان به روستا می‌رفتم. مامان معلم نهضت سواد آموزی بود. آن موقع‌ها انگار در سیاره‌ی دیگری بودیم. نه ماهِ سال برف و باران و سرما بود. شش ماه با مامان در …

ادامه نوشته »

معلمت همه شوخی و دلبری آموخت

از اوایل بهار ارسلان افتاد به تب و تاب این‌که برای سال تحصیلی بعدی استاد خوبی پیدا کند. ده سال در حوزه درس خوانده و باید وارد درس خارج فقه می‌شد. من دو پیشنهاد داشتم. اولی اینکه برود پای درس پسر یکی از مراجع که علم و فقاهتش معروف شده. دومی هم پیشنهادی بود که غالب زن‌ها می‌دهند: جایی که نزدیک خانه باشد. مثلا یکی از مساجد نزدیک خانه، در همین پردیسان خودمان.

ادامه نوشته »

نامه‌ای به معلم کلاس اول یک سناتورِ بازنشسته

سلام خانم چوبکار، خوبی؟ مرا می‌شناسی؟ مرا یادت می‌آید؟ چهره من توی خاطرت مانده؟ بعید می‌دانم فراموش کرده باشی؛ اگرچه بیست و چند سال از آن روزها می‌گذرد. من و سی–چهل تا پسر بچه هفت ساله دیگر که با دماغ‌های آویزان و کله کچل یک سال وقت شریف‌تان را در دبستان فیاض بخش -که بعد شد مدرسه راهنمایی و بعدتر هم شد یک مرکز کار و دانش- گرفتیم و شما با حوصله نشستی تا از ما آینده‌ساز بسازی.

ادامه نوشته »