خانه / بایگانی برچسب: محمدرضا بایرامی

بایگانی برچسب: محمدرضا بایرامی

آیا کار به همین‌جا ختم می‌شود؟

  اوّلین سؤال استاد داستان‌نویسی این بود:« هدفتان از نوشتن چیست و نسبت به داستان‌هایتان چه حسی دارید؟» انگار جواب، توی آستینم باشد گفتم:« نوشتن برای من مثل نفَس کشیدن است؛ اگر ننویسم خفه می‌شوم؛ می‌میرم. نوشته‌هایم بخشی از بودنم هستند. انگار جگر گوشه‌هایم».   یکی از جگرگوشه‌هایم را می‌فرستم …

ادامه نوشته »

روایت یک سرزمین

لم‌یزرع داستان زمین، بلکه سرزمینی است که در آن جز جنگ و خشونت چیزی نمی‌روید و جز مرگ چیزی درو نمی‌شود و آن‌جا کجاست جز عراق: سرزمینی که از اول خلقت تا امروز شاهد حوادث تلخ و ناگواری بوده است که قلب آدمی را به‌بی‌رحمی می‌خراشد و روح انسانی را به مسلخ ناامیدی می‌کشاند ...

ادامه نوشته »