خانه / بایگانی برچسب: غلامرضا طریقی

بایگانی برچسب: غلامرضا طریقی

تصنع در عاشقانگی

همانگونه که در ابتدای نوشته آمد صرافان همه ی گونه های شعر را آزموده است. با وجود مواردی که گفته شد از نظر نگارنده شعرهای مذهبی و حتی ترانه های صرافان که برخی محتوایی مناسب  دارند به طور کلی از شعرهای عاشقانه ی صرافان رستگارترند. زیرا شاعر در این نوع …

ادامه نوشته »

سختیِ سهل‌انگاری

بررسی کارنامه ی ادبی قاسم صرافان نشان می دهد که او تقریبا در همه ی بخش های معمول شعر فعال بوده است. مخاطبان شعر، او را با شعرهای مذهبی اش شناخته اند اما با فاصله ای کم شاهد تلاشهای او در حوزه ی شعر عاشقانه، اجتماعی، طنز و حتی سیاسی نیز بوده اند.

ادامه نوشته »

از امیرکبیر تا کشک بادمجان

کل دیروز را در راه بودیم. نه اینکه راهمان طولانی باشد نه. مسافت اصفهان تا تهران که اینقدر طولانی نیست. طوری می آمدیم که انگار هیچ کداممان دوست نداریم به تهران برگردیم. ابراهیم و خانواده اش که ماندند امروز بیایند. ما با ارمغان بهداروند و خانواده اش راه افتادیم به …

ادامه نوشته »

پرچم که می‌بینم

شب از نیمه گذشته است. نورافکن ها با تمام توان دارند کار می کنند تا محوطه ی وسیع آسفالته را روشن کنند. دو نورافکن قوی از دو سو می تابند. گرد غبار همراه با حشره های ریز در شعاع نور چرخ می زنند. ما در سکوتی غریب چشم دوخته ایم …

ادامه نوشته »

مزار منزوی صائب

چراغ ها خاموش است. تاریکی خودش را به رخ می کشد. آنقدر تاریک که انگار نیمه شب بلند شده ای بروی آب بخوری و چشمت در تاریکی شب با روشنایی که از پنجره ها می آید فقط می تواند آستانه ی در را از سطح صاف تشخیص بدهد. همه جا …

ادامه نوشته »

اعترافات یک ذهن اسفناک

پشت سر هم تلفن و موبایل است که زنگ می خورد. همه با حاج خانم و حاج آقا کار دارند. می خواهند عید را تبریک بگویند. پدر و مادر فاطمه، بزرگترهای فامیلند و این تلفنها و عید دیدنی های نفس گیر بخشی از آداب هر ساله ی این خانه است. …

ادامه نوشته »

اسب را بگیر

صدایش را که بالا می برد تن فرزندانش می لرزید. سینا و سوفیا که هیچ، اگر نیم نگاهی به دیگران می انداختی می دیدی که آنها هم بفهمی نفهمی دچار خوف شده اند. وقتی عصبی می شد سبیلش می لرزید، گونه هایش سرخ می شد و چشمهایش دو دو می …

ادامه نوشته »

راهی در راه نیست

دارم تتمه ی وسایلم را جمع می کنم که برویم فرودگاه. فاطمه همه چیز را آماده کرده. چمدانها را در طول چند روز به تدریج بسته. من باید وسایل خودم را جمع کنم. کتابی و دفتری و شارژری…. این طور چیزها را خودم جمع می کنم. از یک ماه قبل …

ادامه نوشته »

بیابانکی: شعر ما، از قرن چهارم به بعد، یک شعر توصیف‌گراست نه تبیین‌گرا

میزگرد درباره‌ی مجموعه‌ی شعر جامه‌دران با حضور یزدان سلحشور، غلامرضا طریقی، ابراهیم اکبری دیزگاه و سعید بیابانکی (شاعر) در دفتر مجله‌ی الفیا برگزار شد. بیابانکی شاعری را از سال ۱۳۶۲ در پانزده‌سالگی، به تشویق اصغر حاج‌حیدری، شاعر سدهی که مستخدم مدرسه بود، آغاز کرد و به‌تدریج با ورود به انجمن ادبی سروش و انجمن ادبی صائب اصفهان در محضر استادانی چون صاعد اصفهانی، خسرو احتشامی، محمد مستقیمی و خلیل بلدی تلمذ کرد.

ادامه نوشته »

عمرتان دراز باد جناب موحد!

اقتضای زندگی شهری ما را آپارتمان‌نشین کرده است، به دلایل متعدد. مهم‌ترینش کمبود زمین قابل‌ساخت‌وساز برای جمعیتی است که رو به افزایش است. تن‌دادن به این اقتضا فی‌نفسه نه ممدوح است و نه مذموم. مشکل از جای دیگری است. مشکل وقتی ایجاد می‌شود که ما به‌مرور به آپارتمان خو می‌گیریم. …

ادامه نوشته »

جادوی شعر

هنوز کودک بودم که جادوی شعر تسخیرم کرد.جادویی که هیچ گاه نتوانستم از آن بگریزم.آشنایی با حسین منزوی اما مهم ترین اتفاقی بود که مصمم کرد علاوه بر خواندن شعر می خواهم تا پایان عمر شاعری کنم.”غزل” که جان شعر فارسی ست، شد جان من.از وفاداری به این شکل گاهی …

ادامه نوشته »