خانه / بایگانی برچسب: شعر معاصر

بایگانی برچسب: شعر معاصر

نکته‌هایی چند درباره‌ی وزن دوری

ناآشنایی تعدادی از شاعران معاصر _جوان و غیر جوان‌_ و بُروز اشکالات موجود در وزن شعرهایشان انگیزه‌ای شد برای یادآوریِ نکته‌هایی درباره‌ی وزن دوری که در ادامه‌ی این نوشته می‌آیند. این نکته‌ها هرچند به‌ظاهر روشن می‌نمایند، به نظر می‌رسد برای شعر معاصر، که مقداری عجولانه در حال تولید است، نیاز …

ادامه نوشته »

دوباره شعر بخوانیم(۲)

بیهوده برایت شعر می‌گفتم بیهوده برایت دامن گلدار می‌خریدم بیهوده.. مثل آینه نگاه می‌کردی. مثل صندلی می‌ایستادی و مثل میز… همان بهتر که گریختم تو جزو اشیاء شده بودی این شعر از مجموعه‌ی «روز بخیر محبوب من»، چاپ سوم ۱۳۹۱، نشر مینا، انتخاب شده است. «آینه» یکی از استعاره‌های رایج …

ادامه نوشته »

دوباره شعر بخوانیم (۱)

در این سلسه نوشته‌ها که ان شاءالله اگر عمری باشد و فراغتی، هر هفته یکی به خدمتتان عرضه خواهد شد، شعرهایی از شاعران امروز را با هم می‌خوانیم. نویسنده مدعی نیست که مقصود و منظور شاعر را کشف کرده است و آنچه می‌نویسد دقیقاً همان چیزی است که منظور نظر …

ادامه نوشته »

شش‌گانه‌ی معلم (۶)

۴- موضوعات پربسامد در مثنوی‌های معلم: مقصود از اندیشه، بن‌مایه‌های فکری است نه عناصر خیال و صورت‌های ظاهری. برای رسیدن به این بن‌مایه‌ها، باید ظواهر کلام و روایت هنری اشعار را کنار گذاشت و به تعبیر فرمالیست‌ها، مایگان (thematics) را در تقابل با پیرنگ (plot) شناخت (شفیعی کدکنی ۱۳۹۱: ۱۹۹). …

ادامه نوشته »

شش گانه‌ی معلم(۵)

۲- شعر هجرت: ۲-۱- معرفی شعر: «هجرت» بلندترین شعر معلم است؛ ۴۵۶ بیت دارد و نمونه‌ی عالی مثنوی‌های معلم است. بن‌مایه‌های فکری معلم در این شعر به خوبی نمود یافته‌اند. مثنوی یکی مانده به آخر دفتر «رجعت سرخ ستاره» است و با اندک تسامحی، خلاصه و چکیده‌ی همه‌ی آنچه که …

ادامه نوشته »

 پنجره‌ای رو به آیینه

تاورنیه سیّاح فرانسوی (۱۶۸۷ ـ ۱۶۰۵ م.) درباره‌ی ایرانیان گفته است: «شعر چنان اهمیتی نزدشان دارد که می‌توانم بگویم هیچ ملّتی از این جهت به پای آن‌ها نمی‌رسد. عموماً دوست دارند بیان‌شان دقیق باشد و از کلمات کم‌تری استفاده کنند». به راستی شعر در خون و رگ ایرانیان جاری‌ست و …

ادامه نوشته »

پنج شعر برگزیده از «شاید به جا آوردیِ» وحیده احمدی

۱ گُلی که داده‌ای دستم، شده تاجِ سرم، آقا! به هر جا می‌روم، این خانمی را می‌برم، آقا! نگاهم با نگاهت گرم می‌گیرد؛ نگاهم کن که چک‌چک بشکند قندیل‌های پیکرم، آقا! یخم وا می‌شود نم‌نم، کلامم می‌شود جاری و آن یک جمله را هم بر زبان می‌آورم، آقا! تو را …

ادامه نوشته »

تاملاتی درباره غزل معاصر

در چنین بستری است که وقتی «گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود» منتشر می شود این همه مورد استقبال قرار می‌گیرد. انبوه مخاطبانی که با گسترش گفتمان غزل در سال‌های پس از انقلاب مخاطب غزل شدند از این کتاب استقبال کردند. همین حکم درباره آینه های ناگهان نیز صادق است. …

ادامه نوشته »

پنج شعرِ برگزیده از «عدمِ» محمود حبیبی کسبی

۱ سلام، ای ساقی مستان! سلام، ای یار! یا ساقی! ببین حال مرا و تشنه‌ام مگذار، یا ساقی! خرابم، خانه‌ات آباد، بزمم را بساز امشب مدد کن تا نباشم لحظه‌ای هشیار، یا ساقی! کرامت کن، کمی تنها کمی حال مرا خوش کن کمت بیش است از بسیار در بسیار، یا …

ادامه نوشته »

 در غیابِ امروز  

من نباید برای نقد این کتاب برگزیده می‌شدم؛ چون به روشنی می‌بینم که دیدگاه‌هایم درباره‌ی شعر امروز و الزامات آن با سراینده‌ی این کتاب مباینت دارد. پس این نوشته را نه به چشم یک نقد جامع و بی‌طرفانه، بلکه به چشم نظر یک شخص ببینید، با دیدگاهی که الزاماً مورد …

ادامه نوشته »

شعری بیدلانه، در هوای طرز تازه

با شعر، و نه شخصیت محمود حبیبی کسبی، در هنگام و هنگامه‌های سرشار از شدّت و شور چهارمین جشنواره‌ی بین‌المللی شعر فجر آشنا شدم؛ آن‌گاه که به عنوان دبیر علمی این جشنواره، شعر برگزیده‌ی او را از زبان گروه داوران شنیدم؛ از زبان دکتر گرمارودی و استاد افضلی و بعدی …

ادامه نوشته »

فِراسَتیزم در نقد شعر

راجر ایبرت منتقدی بزرگ بود که فیلم‌های مورد علاقه‌اش را نقد می‌کرد (به سایتش رجوع شود)، فراستی برعکسِ او به دلیل نقد فیلم‌هایی که دوست‌شان نداشته شهرت دارد؛ مثلاً ده‌ها هزار کلمه راجع به هامون، (بد) نوشته، در مورد ماهی‌وگربه و فروشنده هم (که در همان سطور اول آن‌ها را …

ادامه نوشته »