خانه / بایگانی برچسب: روایت (صفحه 14)

بایگانی برچسب: روایت

بعد از یلدا

قرار شد ۲۹ آذر در کافه‌کتاب ناشران مجموع شویم و به استقبال یلدا برویم. یک‌دفعه به یاد حال‌وهوای شب‌های یلدایی افتادم که با خانم و آقاجان در گذشته‌های دور داشتیم، و هوس کردم که باز کاسه‌ی بلور بارفتن دورتادور اتاق پنج‌دری بچرخد و هر کس انگشتری، سکه‌ای یا نشانی از خود در کاسه بیندازد و فال اول را خانم باز کند و بدهد آقاجان تا روی آن صندلی لهستانی‌اش کمی تکان‌تکان بخورد و با صدای رسایش بگوید: «خواجه حافظ می‌فرماید...

ادامه نوشته »

اسیران باد

در باور عامه‌ به‌ کسانی‌ «اهل هوا» می‌گویند که‌ به‌ تسخیر بادهای‌ جادویی‌ و مرموز بیماری‌زا درآمده باشند. کتاب اهل هوای ساعدی کوششی است برای شناخت‌ این بادهای رازآلود و نقش آن‌ها در زندگی ساحل‌نشینان جنوب. بر خلاف دیگر پژوهش‌هایی که رنگ‌ولعاب ادبی و روایی دارند، «اهل هوا» پژوهش را از دل یک مستندنگاری ادبی ارائه می‌دهد.

ادامه نوشته »

«رضا امیرخانی؛ میهمان ویژه»

آشپزخانه‌ی مهمانسرا که خلوت‌تر شد، پسر لر هم از راه رسید و ایستاد لب میز و شروع کرد به صبحانه‌خوردن. ازش پرسیدم: «این طرز غذاخوردن را دیگر از کجایت درآوردی؟» چشمکی زد و گفت: «این‌طور دیرتر سیر می‌شوم». گفت: «وقتی ایستاده باشم، غذا صاف می‌رود پایین و جا برای لقمه‌های بعدی هم آماده می‌شود».

ادامه نوشته »

جلال، دنیایی از روایت‌ها و تجربه‌ها

به نوعی، بسیاری از صاحب‌نظران باور دارند که نوشته‌های جلال بر اساس زندگی مردم و تجربه‌هایی است که او از زندگی آموخته و شاید یکی از دلایل این‌که جلال در میان عامه‌ی مردم هم شناخته می‌شود همین نزدیکی‌اش با مردم باشد، نزدیکی‌ای که در کالبد نوشته‌هایی چون دید و بازدید، سه‌تار، زن زیادی و مدیر مدرسه می‌توان یافت.

ادامه نوشته »

سفر به دیار هامون

در سفر نویسندگانِ جوان به مکران، به سواحلِ لیسبون هم سری می‌زنند؟! چکیده بعد از خانه‌ی جناب شهردار، می‌رویم کنار ساحل، جایی که بهش می‌گویند «ساحل لیسبون». تا جایی که من می‌دانم، لیسبون پایتخت کشور پرتغال است. حالا چرا این‌جا اسمش شده لیسبون؟ چون خورشید مثل ساحل لیسبون در روبه­رو …

ادامه نوشته »