خانه / بایگانی برچسب: رمان

بایگانی برچسب: رمان

رویای نیمه شب و کابوس صبحگاهی

مثال معروفی میان فیلسوفان مدرسی وجود داشته که مانند بسیاری از مباحث مطروحه در آن دوره ریشه‌ای در فلسفه ارسطو دارد. این مثال معروف شده است به الاغ بوریدان. ژان بوریدان فیلسوف مدرسی قرن چهاردهم این مسئله را بدین شکل مطرح می کند: الاغ گرسنه ای را تصور کنید که دو طرف او و در فاصله ای یکسان دو ظرف پر از یونجه قرار دارد.

ادامه نوشته »

کدام یتیم نظرکرده؟

«آنک آن یتیم نظر کرده»، «اینک این یتیم نظر کرده»، «آن یتیم نظر کرده»، «یتیم نظر کرده» و... به راستی چه فرقی می‌کند اسم کتاب چه باشد؟ اینها باشد یا غیر از این. اسم کتاب می‌شد هر چیز دیگری باشد، غیر از این اسم‌ها که هیچ ربطی به کتاب ندارند. یتیمی مربوط به دوران کودکی نیست؟ و نظرکردگی نسبت به آدمی خاص؟ اصلاً چقدر ما در این کتاب یتیمی می‌بینیم و نظرکردگی؟

ادامه نوشته »

غلط‌های مارون

این یادداشت، در واقع تتمه‌ی نقد شماره ۱ بر مارون سلیمانی است. در این یادداشت در حدّ اَکلِ مِیته مواردی را از کتاب نشان داده‌ام که نشان از اشتباهات فاحش رمان دارد و روستانَشناسی‌اش.

ادامه نوشته »

نجوای شهرزاد

در کشور مردان نخستین رمان منتشرشده‌ی هشام مطر، نویسنده‌ی لیبیایی، است که در سال ۲۰۰۶ در انگلستان چاپ شد و در همان سال نامزد جایزه‌ی «من بوکر» گردید. این رمان فضای خفقان‌آور کشور لیبی در زمان حکومت معمّر قذافی را به‌تصویر می‌کشد. راوی رمان جوانی است به نام سلیمان که داستان را با مرور خاطرات کودکی‌اش به‌پیش می‌برد. او از مبارزات سیاسی پدرش و مشکلاتی می‌گوید که او و مادرش در غیاب پدر با آن مواجه بوده‌اند.

ادامه نوشته »

مأمور ورمولدِ جاروفروش

این داستان گزارش زندگی مردی است که ناخواسته به استخدام سرویس جاسوسی بریتانیا درمی‌آید. گراهام گرین، نویسنده‌ی داستان، در ضمن تحلیل زوایای این ساختار، به زندگی شخصی مأمور ورمولد می‌پردازد. حرفه‌ی جاروفروشی ورمولد و ارتباط این سوژه با نظام در حال زوال جهانی از ناامیدی انسان در عصر علم و فناوری نشان دارد...

ادامه نوشته »

انقلابی­های تنها

خواندن سوءقصد به ذات همایونی ناخودآگاه ذهن آشنایان با ادبیات را به سمت شاهکار نام­آشنای ادبیات می­کشاند: جن­زدگان اثر فئودور داستایفسکی. در سوءقصد... نیز همچون این اثر با جماعتی آشوبگر مواجهیم که برای تغییر وضعیت جامعه­ی خود در تدارک عمل‌اند؛ به این منظور توطئه می­کنند، نقشه می­کشند و مترصد فرصت مناسب‌اند، و این تدارک‌دیدن را راوی شکاک به عمل روایت می­کند.

ادامه نوشته »

بسیار دور، چنین نزدیک

کتاب را که به‌دست می­گیری، اگر از این آب و خاک باشی، سرخوش می­شوی ــ کتابی که به جای پرداختن به معضلات حقیر آدمیان امروزی، یکراست تو را به میانه­ی هول و ولای تاریخ می­برد، جایی که اولین جرقه‌های آگاهی این ملت به ملت‌بودن خود و لزوم‌داشتن دولتی پاسخگو در آن زده می­شود: یعنی تولد ایده­ی مشروطه.

ادامه نوشته »

چرا تاریخ؟

عمل عجیبی است از تاریخ نوشتن و در عین حال سر باززدن از تعهد به آن. درست شبیه اغفال است وقتی بی‌آن‌که تعهدی داشته باشی، از تن و جان دیگری بهره بری.البته، شخصیت­های تاریخی می­توانند به متن جان بخشند؛ زیرا بخش اعظم آنچه نویسنده باید به زحمتی طاقت‌فرسا و با خون دل بپروراند پیشاپیش در نام آن‌ها حمل می­شود...

ادامه نوشته »

شنوشتن در عصر آشوب

رضا جولایی متولد تهران است. کتاب­های حکایت سلسله‌ی پشت­کمانان، جامه به خوناب، شب ظلمانی یلدا، حدیث دردکشان، تالار طربخانه، جاودانگان، نسترن­های صورتی، باران سبز و سیماب و کیمیای جان را نوشته است و آخرین کتاب چاپ­شده­اش مجموعه‌داستانی است به نام برکه‌های باد. به بهانه­ی یکی از آثار مشهورش، سوء­قصد به ذات همایونی، گفت‌وگوی کوتاهی کردیم با او...

ادامه نوشته »

آشنایی­‌زدایی، همین!

رضا جولایی، داستان­نویس متولد ۱۳۲۹ در تهران، از اولین اثرش، سلسله‌ی پشت­کمانان، تا آخرین اثر چاپ‌شده‌اش، مجموعه‌داستان برکه‌های باد، همیشه گوشه­چشمی به تاریخ این مرز و بوم داشته است و در مشهورترین آثار خود چون رمان سوءقصد به ذات همایونی، که در عصر مشروطه می­گذرد، یا سیماب و کیمیای جان، که در دوره­ی حمله­ی مغول به ایران روایت می­شود، دوره­های آشوبناک تاریخ ایران را برای روایت قصه­های خود برگزیده است.

ادامه نوشته »

سگ­های سیاه، مرثیه­ای برای انسان معاصر و صلح

سگ­های سیاه حکایت تکاپوی روح ناآرام انسان­هایی است که نیک­بختی را در مرزهای رفاه و آزادی جست‌وجو می­کردند و خوش‌بینانه برای این آرمان­های ظاهراً شدنی تن به مبارزه­ای سخت داده بودند. اما این مبارزه و عشقی که در زمینه­ی آن جریان داشته است به‌سرانجام نمی­رسد، هرچند بعضی از این جست‌وجوگران را که در ملاقات با سگ­های سیاهْ حقیقت را شهود کرده­اند به نتایج درخوری می­رساند.

ادامه نوشته »