خانه / بایگانی برچسب: داستان ایرانی

بایگانی برچسب: داستان ایرانی

سندرومِ روده‌ی تحقیرپذیر

این روزها دیگر «احساسِ مرگ» به عنوانِ یکی از نشانه‌های محرزِ یک سکته‌ی قلبی پذیرفته شده است. سنگینی، درد و فشارِ غیرقابلِ وصفی روی قفسه‌ی سینه که از فرطِ ناشناختگی، به لحظاتِ احتضار تشبیه شده. حسّی که می‌تواند یک‌تنه در راستای دراماتیزه کردنِ هزاران هزار نمایشنامه و داستانِ غم‌بار به …

ادامه نوشته »

همه چیز وابسته به شانس شده

جلبک داستان مادر و دختر تنهایی است که می‌خواهند در برابر ناملایمات زندگی تسلیم نشوند. اما بار این داستان بیشتر بر روی دختر جوان قصه است. اینجاست که استعاره‌ی کتاب یعنی «جلبک» معنا پیدا می‌کند. جلبک گیاهی است که روی آب می‌روید و ریشه ندارد. آن‌ها شناور می‌روند تا به …

ادامه نوشته »

ناتمامی اسطوره‌ها

رمان ناتمامی با فصلی بدون شماره، از زبان سولماز صولتی، آغاز می‌شود: «امروز درست یک هفته است که لیان جفره‌ای، دانشجوی ارشد ادبیات فارسی، ناپدید شده. یک هفته است هم‌اتاقی بوشهری من به خوابگاه برنگشته. دانشجوی محبوب همه‌ی سال‌های دانشگاه، مسئول آموزش کودکان کار دروازه غار تهران، گم شده. وقتی …

ادامه نوشته »

عدل

اسب درشکه‌ای در جوی پهنی افتاده بود و قلم دست و کاسه­‌ی زانویش خرد شده بود. آشکارا دیده می‌شد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حنایی‌اش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه­‌ی زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند …

ادامه نوشته »

تهران، معشوقی فراموش شده

باورهای نادرست ربطی به مجامع فرهیخته یا غیرفرهیخته ندارد؛ بنابراین بی آنکه وارد بحث‌های پرحاشیه شوم، فقط می‌خواهم یادآوری کنم اگر کسانی همچنان بر این باور نادرست‌اند که داستان‌های حادثه‌ محور و تعدادی از ژانرها همچون معمایی، کارآگاهی یا تاریخی و سیاسی،  اقلیم تاخت‌وتاز نویسندگان مرد است و نویسندگان زن، …

ادامه نوشته »

حرف‌‌زدن از اسطوره‌ها وظیفه‌ی من است

جشن همگانی جدیدترین مجموعه‌داستان مجید قیصری است که به‌تازگی نشر افق منتشر کرده است، مجموعه‌ای که سرشار است از ایده‌های داستانی تازه و بکر برای خلق داستان‌کوتاه. به همین مناسبت، با وی درباره‌ی این کتاب و تجربه‌ی نگارش داستان‌های کوتاه آن به صحبت نشستیم، صحبتی که در آن قیصری به نوع تأثیرپذیری خود از اسطوره‌ها برای نگارش داستان پرداخته است.

ادامه نوشته »

گُردان قاطرچی‌ها، گردانی با مایه‌ی طنز

رمان نوجوان گردان قاطرچی‌ها با حضور داوود امیریان نویسنده‌ی کتاب، مهدی کرد فیروزجایی نویسنده و منتقد و یزدان سلحشور، منتقد، نقد و بررسی شد. این کتاب، که چاپ اول تا سوم آن را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده، در حال حاضر در انتشارات نیستان به چاپ هفتم رسیده است. این اثر طنز بارها در جشنواره‌های ادبی مورد تقدیر قرار گرفته است و نوجوانان، به سبب فضای شاد آن، از آن استقبال کرده‌اند.

ادامه نوشته »

پریزاد: نمایشگاهی از افسانه های ایرانی

ژیلا تقی‌زاده نقاش و داستان‌نویسی است که سال‌ها در زمینه‌های گوناگون هنری مانند گرافیک، تصویرگری کتاب کودک، نمایش‌نامه‌نویسی برای رادیو، طراحی و ساخت عروسک و صحنه‌ی نمایشی فعالیت کرده و جوایزی هم کسب کرده است. او دبیر بخش داستان نشریه‌ی الکترونیکی عقربه است و بارها داور مسابقات ادبی تجربی بوده است. هم‌چنین، سال‌هاست کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی دارد و یک نشست ادبی به نام «نویسان» برگزار می‌کند که کارگاهی است برای نوشتن و خوانش داستان‌های کوتاه.

ادامه نوشته »

روایت در مرزهای واقعیت و خیال

مانند اکثر آثار جعفر مدرس صادقی، روزنامه‌نویس نیز داستان به‌ظاهر ساده‌ای است که وقتی از صافیِ ذهنِ نویسنده گذشته، پیچیدگی‌های درونی‌اش آشکار و تبدیل به داستانی چندبعدی شده است: پسری (بهمن/ سردبیر) به هوایِ دل‌دادگی به دختر همسایه (مینو)، در محله‌ی پدری‌اش، روزنامه‌ای در ابعاد محلی منتشر می‌کند. پس از مدتی، دختر به خارج می‌رود و وقتی برمی‌گردد، با مردهای دیگر ازدواج می‌کند.

ادامه نوشته »

جادوی قصه‌گویی

در به‌هم‌رسیدن در میانسی یک روز از صبح تا شب با نوجوانی روستایی همراه می‌شویم. برادر ناتنی این نوجوان از سوی مأموران شاه تحت تعقیب است. نوجوان داستان باید قبل از رسیدن مأموران به برادرش، زکریا، و دوستان او خبر بدهد که دنبالشان هستند و آن‌ها را نجات دهد. ما در این راه با او هستیم، در تعقیب و گریزهای فراوان، مشکلات و بن‌بست‌ها و در این بین، گذشته‌ی او را می‌بینیم و حوادثی که پیش از این برای او، برادرش و دوستان وی پیش آمده است.

ادامه نوشته »

وقت بودن

جلیل سامان، متولد ۱۳۴۱، نویسنده، تهیه‌کننده و کارگردان است. کتاب وقت بودن اقتباسی است از فیلمی به همین نام که در سال ۱۳۸۷ خود نویسنده ساخت و به واسطه‌ی آن توانست در چندین جشنواره‌ی معتبر جوایزی به‌دست آورد، از جمله بهترین فیلم‌نامه‌ی جشن خانه‌ی سینما، سیمرغ زرین بهترین فیلم اول جشنواره‌ی فجر و هم‌چنین دیپلم افتخار بهترین فیلم‌نامه و بازیگر نقش اول جشنواره‌ی فجر[i]. البته، این فیلم هنوز امکان اکران عمومی پیدا نکرده است.

ادامه نوشته »

برای روشنفکرماندن باید هزینه کرد

تازه‌ترین رمان محمد حنیف با عنوان این مرد از همان موقع بوی مرگ می‌داد به‌تازگی به همت نشر اسم منتشر شده است و روایتی است تأثیرگذار و چندلایه از سرگذشت چند انسان در بستر اندیشه‌ی سیاسی حاکم در جامعه‌ی ایرانی.

ادامه نوشته »