خانه / بایگانی برچسب: داستان ایرانی

بایگانی برچسب: داستان ایرانی

نمی‌گویم چگونه بنویس؛ می‌گویم چگونه ننویس

نویسندگی دو وجه دارد: یک وجه اکتسابی دارد و یک وجه غیر اکتسابی. اکتسابی به چه معنی؟ به این معنی ‌که شما سر کلاس می‌آیید و اصول داستان‌نویسی را فرا می‌گیرید. اما در مورد وجه غیر اکتسابی نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم جَنم آدم‌هاست، که این در مورد …

ادامه نوشته »

دوئل نابرابر

آن‌چه به هنگام خواندن رمان «کارآگاهان خونسرد» نوشته‌ی دانیال حقیقی (نشر چشمه، ۱۳۹۶)، نظرم را بیش از هر چیز به خود جلب می‌کرد، حضور گاه به گاهِ یک راوی ناشناخته در دل روایت بود. و شاید آن‌چه مرا تا پایان رمان همراه خود برد، نه صرفاً ماجراهای خواندنی و جذاب …

ادامه نوشته »

به دنبال هلن

این داستان عاشقانه با یک شروع طلایی آغاز می‌شود: درست میانه دیوار پذیرایی خانه خاله صبورا، یک میخ طویله توی دیوار هست که هر جور و از هر زاویه که به سالن نگاه کنی از چشمت پنهان نمی‌ماند. صاف توی نگاه هر بیینده‌ای فرو می‌رود و نه تنها با هیچ …

ادامه نوشته »

یک آدم سیاه؛ یک آدم خاکستری

کارون داستان «کوچه ابرهای گمشده»، همان‌قدر قابلیت ارجاع به جهان خارج داستانی را دارد که ممشاد؛ و البته این نه به معنای حضور ملموس و قابل‌درک کاراکترها است؛بلکه به مفهوم خلق متنی است که جهان‌بینی و نگرش نویسندۀ امروزی را به مصداقی‌ترین شیوۀ ممکن در معرض قضاوت قرار می‌دهد. ازآنجایی‌که …

ادامه نوشته »

درباره‌ی سعید و مریم

کتاب «قصۀ سعید و مریم» اولین رمان آرش سالاری است که نشر چشمه (چرخ) در بهار ۹۶ منتشر کرده است. این نویسندۀ جوان، دو مجموعۀ داستان کوتاه به نام «نوزده» و «بیست‌وسه» را نیز در کارنامۀ ادبی خود دارد که هر دو در دهۀ نود منتشر شده‌اند و نشان از …

ادامه نوشته »

سندرومِ روده‌ی تحقیرپذیر

این روزها دیگر «احساسِ مرگ» به عنوانِ یکی از نشانه‌های محرزِ یک سکته‌ی قلبی پذیرفته شده است. سنگینی، درد و فشارِ غیرقابلِ وصفی روی قفسه‌ی سینه که از فرطِ ناشناختگی، به لحظاتِ احتضار تشبیه شده. حسّی که می‌تواند یک‌تنه در راستای دراماتیزه کردنِ هزاران هزار نمایشنامه و داستانِ غم‌بار به …

ادامه نوشته »

همه چیز وابسته به شانس شده

جلبک داستان مادر و دختر تنهایی است که می‌خواهند در برابر ناملایمات زندگی تسلیم نشوند. اما بار این داستان بیشتر بر روی دختر جوان قصه است. اینجاست که استعاره‌ی کتاب یعنی «جلبک» معنا پیدا می‌کند. جلبک گیاهی است که روی آب می‌روید و ریشه ندارد. آن‌ها شناور می‌روند تا به …

ادامه نوشته »

ناتمامی اسطوره‌ها

رمان ناتمامی با فصلی بدون شماره، از زبان سولماز صولتی، آغاز می‌شود: «امروز درست یک هفته است که لیان جفره‌ای، دانشجوی ارشد ادبیات فارسی، ناپدید شده. یک هفته است هم‌اتاقی بوشهری من به خوابگاه برنگشته. دانشجوی محبوب همه‌ی سال‌های دانشگاه، مسئول آموزش کودکان کار دروازه غار تهران، گم شده. وقتی …

ادامه نوشته »

عدل

اسب درشکه‌ای در جوی پهنی افتاده بود و قلم دست و کاسه­‌ی زانویش خرد شده بود. آشکارا دیده می‌شد که استخوان قلم یک دستش از زیر پوست حنایی‌اش جابجا شده و از آن خون آمده بود. کاسه­‌ی زانوی دست دیگرش به کلی از بند جدا شده بود و به چند …

ادامه نوشته »

تهران، معشوقی فراموش شده

باورهای نادرست ربطی به مجامع فرهیخته یا غیرفرهیخته ندارد؛ بنابراین بی آنکه وارد بحث‌های پرحاشیه شوم، فقط می‌خواهم یادآوری کنم اگر کسانی همچنان بر این باور نادرست‌اند که داستان‌های حادثه‌ محور و تعدادی از ژانرها همچون معمایی، کارآگاهی یا تاریخی و سیاسی،  اقلیم تاخت‌وتاز نویسندگان مرد است و نویسندگان زن، …

ادامه نوشته »

حرف‌‌زدن از اسطوره‌ها وظیفه‌ی من است

جشن همگانی جدیدترین مجموعه‌داستان مجید قیصری است که به‌تازگی نشر افق منتشر کرده است، مجموعه‌ای که سرشار است از ایده‌های داستانی تازه و بکر برای خلق داستان‌کوتاه. به همین مناسبت، با وی درباره‌ی این کتاب و تجربه‌ی نگارش داستان‌های کوتاه آن به صحبت نشستیم، صحبتی که در آن قیصری به نوع تأثیرپذیری خود از اسطوره‌ها برای نگارش داستان پرداخته است.

ادامه نوشته »

گُردان قاطرچی‌ها، گردانی با مایه‌ی طنز

رمان نوجوان گردان قاطرچی‌ها با حضور داوود امیریان نویسنده‌ی کتاب، مهدی کرد فیروزجایی نویسنده و منتقد و یزدان سلحشور، منتقد، نقد و بررسی شد. این کتاب، که چاپ اول تا سوم آن را کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده، در حال حاضر در انتشارات نیستان به چاپ هفتم رسیده است. این اثر طنز بارها در جشنواره‌های ادبی مورد تقدیر قرار گرفته است و نوجوانان، به سبب فضای شاد آن، از آن استقبال کرده‌اند.

ادامه نوشته »