خانه / بایگانی برچسب: جلال آل احمد

بایگانی برچسب: جلال آل احمد

جلالِ “جلال” در شعر معاصر

یکی از آسیب‌هایی که در چند دهۀ اخیر دامن‌گیر اهالی هنر ما شده، این است که اغلب آنان در دایرۀ بستۀ هم صنف‌هایشان روزگار می‌گذرانند. این دایره در میان اهالی قلم و دوات و دیگر ابزارهای هنری وجود دارد؛ مثلا فیلم‌ساز ما تا پایان عمر در حلقۀ دوستان فیلم‌سازش می‌چرخد، …

ادامه نوشته »

نامه‌ی دبیر جایزه‌ی احمد محمود به مدیر عامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان

جناب آقای قزلی مدیر عامل بنیاد ادبیات داستانی با سلام در چند روز گذشته، سلسله مطالبی در سایت «الف‌یا» منتشر شده است که به نقد و بررسی جایزه‌های خصوصی و به طور مشخص جایزه‌ی احمد محمود می‌پردازند. در این مطالب و به طور مشخص در نخستین یادداشت این سلسله یادداشت‌ها …

ادامه نوشته »

بیست سال منهای یک نفر

نام احمد محمود پیش ‌از این هم دست‌مایه‌‌ی برگزاری یک جایزه‌‌ی ادبی دیگر قرارگرفته بود؛ ماجرا به هجده سال پیش بازمی‌گردد. سال ۱۳۷۷ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت به وزارت عطاءالله مهاجرانی جایزه‌ای به نام «بیست سال ادبیات داستانی» راه‌اندازی می‌کند. حاشیه‌ی اصلی این جایزه در طول دو دهه …

ادامه نوشته »

از گلشیری تا محمود

«با رأی سارا سالار، محمدحسن شهسواری و مهدی یزدانی‌خرم، رمان کوچه ابرهای گمشده‌ی کورش اسدی به جمع پنج رمان مرحله‌ی نهایی جایزه‌ی احمد محمود راه نیافت.»  شبی که «حسن محمودی» _روزنامه‌نگار و داستان‌نویس_ این خبر را در کانال متعلق به خودش _داستان ایرانی_ منتشر کرد، همه‌ی کسانی که با سابقه‌ی …

ادامه نوشته »

جلال در آینه (۴)

همان‌طور که ذکر شد، زندگی جلال دو دوره داشته است: دوره‌ جوانی، دوره‌ای که از نظر سیاسی به مارکسیسم و گروه‌های چپ همچون حزب توده گرایش داشته است؛ دوره دوم زندگی وی از هنگامی آغاز می‌شود که بعد از شکست سیاسی و سفر به مکه به نوشتن سفرنامه‌اش، موسوم به …

ادامه نوشته »

جلال در آینه (۲)

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ فرصتی فراهم آورد تا آل‌احمد به «سیر آفاق و انفس» بپردازد. وی سفر خود را به دور مملکت آغاز کرد که برای او «فرصتی بود برای جد در خویشتن نگریستن و به جستجوی علت آن شکست‌ها به پیرامون خویش دقیق شدن.» و نتیجه آن سفرنامه‌های «اورازان» …

ادامه نوشته »

جلال در آینه(۱)

جلال آل‌احمد در یازدهم آذر ۱۳۰۲ در محله پاچنار تهران، در خانواده‌ای روحانی چشم به جهان گشود. پدربزرگ جلال، سید محمد تقی طالقانی، در چهارده سالگی اورازان را به قصد تحصیل به سوی قم ترک می‌کند و پس از چندی رهسپار نجف اشرف می‌شود و پس از سال‌ها تحصیل و …

ادامه نوشته »

زبانِ سخن هست

هم‌وارگیِ آفتاب بر سایه‌گی ابر، هم‌سایه‌گی رنگین‌کمان را برایِمان مُیسّر می‌کند. به شعر و شعور قسم که شائبه‌ی دوری از اینان معصیت کبیره است. برمی‌خیزی و از میانِ سلام و صلوات صبح‌گاه برایت بوسه‌ می‌آورم. چشم که می‌گشایی از سپیدی روز پرده برمی‌داری.

ادامه نوشته »

در خدمت و خیانتِ سفر مجردی

پیش از آنکه از جاده هراز بپیچم توی فرعی «رینه» و از پیچ و خم جاده‌ی خاکی‌اش بالا بیایم، سوگنامه‌ی شاهرخ مسکوب برای رفیقی از دست رفته، با یادها و خاطرات «طالقان» و «افجه» و «رینه» در ذهنم جولان می‌داد. داشتم وارد دهاتی می‌شدم که روزگاری بساط گریزِ آن روشنفکرِ …

ادامه نوشته »

چرایی محبوبیت جلال در افغانستان

هنگامی که چاپ نخست کتاب «غرب‌زدگی» نوشته جلال آل‌احمد به کابل آمد، بسیاری از روشنفکران را به هیجان آورد. در دهه ۴۰ که دهه بسیار عجیبی در تاریخ معاصر افغانستان است، تمام درس‌خوانده‌ها و روشنفکرها در دو جبهه بسیج شدند؛ یکی جبهه جناح چپ بود که در آنجا حزب «دموکراتیک خلق» و حزب «شعله جاوید» جا گرفته بودند و در جناح راست که عناصر مذهبی در چارچوب نیمه‌سازمانی به نام «جوانان مسلمان» تجمع کرده بودند. هر دوی این گروه‌ها تصادفاً به جلال آل‌احمد علاقه‌مند بودند.

ادامه نوشته »

داستان‌های جلال با نگاهی به جامعه و زمانه‌اش

در بین همه‌ی نقدها و یادداشت‌هایی که روی آثار جلال آل‌احمد نوشته شده است، نقدی مبتنی بر شخصیت و جامعه‌ای که جلال در آن زندگی می‌‌کرده است کم‌تر دیده می‌‌شود. این نکته‌ی ریز در نقدها به این علت است که نقد سنتی یا همان نقد دانشگاهی مبتنی بر خود اثرند و نویسنده‌ی آن را فراموش کرده‌اند.

ادامه نوشته »

مرزبانان زبان

خوب است از واقعیت‌ها شروع کنیم. مشکل بزرگ برخی از ما این است که با پناه‌بردن به اسطوره و افسانه و شعار، واقعیت‌ها را از یاد می‌بریم و با ازیادبردن واقعیت‌ها برای مشکلات موجود، راه‌حل مناسبی پیدا نمی‌کنیم.

ادامه نوشته »