خانه / بایگانی برچسب: ادبیات داستانی

بایگانی برچسب: ادبیات داستانی

سایه‌ی سنگین شازده

هوشنگ گلشیری یکی از چهره‌های مطرح ادبیات داستانی ایران است. عده‌ای او را آغازگر داستان مدرن می‌دانند و گروهی دیگر، بعضی از آثارش را پسامدرن تلقی می‌کنند. بنابر بعضی تحلیل‌ها گلشیری جریان داستان‌نویسی را به سمت و سویی جدید هدایت نمود و با تلفیق سنت و مدرنیته، شیوه‌های نوین روایت …

ادامه نوشته »

جوزف هلر: یک اعجوبه

جوزف هلر کارش را با متریالی که روی دستش مانده بود در قالب یک نمایش و بعد تر یک فیلم‌نامه آغاز کرد. سال ۱۹۵۳ بود و فقط طرح شاهکارش «تبصره‌ی ۲۲» نزدیک به سی‌صد صفحه قطر داشت؛ اما مدت زیادی نگذشت که کار دراماتیزه کردن این طرح راه به جایی …

ادامه نوشته »

نمی‌گویم چگونه بنویس؛ می‌گویم چگونه ننویس

نویسندگی دو وجه دارد: یک وجه اکتسابی دارد و یک وجه غیر اکتسابی. اکتسابی به چه معنی؟ به این معنی ‌که شما سر کلاس می‌آیید و اصول داستان‌نویسی را فرا می‌گیرید. اما در مورد وجه غیر اکتسابی نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم جَنم آدم‌هاست، که این در مورد …

ادامه نوشته »

در جست‌وجوی بهشت گمشده

اشاره: غاده السمان یکی از شاعران و نویسندگان شاخص و مطرح ادبیات عرب است که در ایران بیشتر با اشعارش شناخته و معرفی شده‌است. او را که در دمشق متولدشده، بنیانگذار شعر نو در ادبیات عرب می‌دانند. شاعری با عاشقانه‌های بی‌پروا و محکم که برخی او را با فروغ فرخزاد …

ادامه نوشته »

خواهش می‌کنم روی سطل آشغال کلیک نکن!

آن چیزی که باعث شده بنشینم پای لپ‌تاپ و این کاغذ را با کلماتم سیاه کنم، درست مثل روح خودم که بعید می‌دانم دیگر نقطه‌ی سفیدی داشته‌باشد، تو هستی. شاید ندانی ولی من قبلاً می‌نوشتم. حتم دارم الان داری می‌خندی. البته اگر هنوز آنقدر برایت مهم باشم که این ایمیل …

ادامه نوشته »

لطفاً اصحاب کهف را از خواب بیدار نکنید!

«قصه‌های بند»، قصه‌های آدم‌های در بندمانده است. قصه‌های پرنده‌هایی که در قفس گرفتار آمده‌اند و مداوم آواز آزادی و رهایی و پیروزی سرمی‌دهند. قصه‌های دردهایی که از نگاه داستان‌نویس دور نمانده‌است، حتی در جزئیات، با نگاهی وسواس‌گونه ثبت و ضبط شده‌است. علی‌اشرف درویشیان در این مجموعه، خاطراتی را به زبان …

ادامه نوشته »

درخت تناور تجربه شخصی

برای کسانی که سال‌هاست با رمان سروکار داردند و قوت غالب‌شان ادبیات داستانی است، خواندن کتابی با تم خاطره‌نگاری بسی دشوار است؛ چه اینکه خاطره امری است عینی، اتفاق افتاده و بیرون از مخاطب، فارغ از تخیل و از جنس ادبیات شفاهی. مضاف بر آنکه آن کتاب، متعلق به فردی …

ادامه نوشته »

«ابری که باران نمی زند»

فریبا، شیرین و ستاره سه زن جوان هم سن و سال‌اند که همسایه و همبازی بوده‌اند و در سفری زنانه به سمت شمال، همسفر می‌شوند. شیرین فوق لیسانس مامایی است، فریبا دکتری دارد و در دانشگاه درس می‌دهد و ستاره نویسنده‌ی است با آثاری چاپ شده یا توقیف شده. این …

ادامه نوشته »

مردی در تبعید ازلی

آشنایی من با نادر ابراهیمی تا چهار‌سال فقط محصور در اسمش بود. اسمی که پشت ویترین کتاب‌فروشی سرکوچه بر روی یک کتابِ آفتاب دیده‌ی رنگ ‌و رو رفته نقش بسته بود. روزهایی که سوار بر دوچرخه به دبیرستان می‌رفتم و نامش بی‌اختیار از امتداد نگاهم می‌گذشت. مردمک چشم‌هایم برای چهارسال …

ادامه نوشته »

ساندویچ جهنمی*

در خانواده‌ی ما هم به رسم همه مسلمانان، خوردن گوشت خوک حرام است. بزرگ‌تر‌ها هرگز به آن لب نمی‌زنند و برای کوچک‌ترها هم به شدت ممنوع است. خوردن آن مثل نوشیدن الکل، نوعی هتک حرمت به دستور الهی محسوب می‌شود. البته امروز کمی تغییر کرده و قانون‌های لیبرالی این اجازه …

ادامه نوشته »

درباره تکرار و کارخانه‌ی هنرسازی اندی وارهول

اندی وارهول هنرمند جنجالی، که در زمان خودش مورد تاخت و تاز منتقدان قرار داشت اما میان خریداران آثار هنری و تا حدی مردم عادی از مقبولیت فراوانی  برخوردار بود، می‌خواست مثل یک ماشین عمل کند. می‌گفت در پس آثارش هیچ چیز نیست و هر چه هست همین چیزی‌ست که …

ادامه نوشته »

پیچیدگی رمان نمی آفریند

مقدمه فیلم‌های بسیاری را دیده‌ام و رمان‌های بسیاری را خوانده‌ام که به‌نحوی بی‌محابا قدم به شهر گذارده‌اند و زندگی آدم‌ها را روایت کرده‌اند: آدم‌هایی که زندگی‌هایشان در متن رمان به‌گونه‌ای ساده و تصادفی با هم مماس می‌شود. در این قسم قصه‌ها مثلاً یک برخورد در فروشگاه، یک تنه در ایستگاه …

ادامه نوشته »