خانه / شعر / نگاه منتقد/ غزل‌های سپید

نگاه منتقد/ غزل‌های سپید

اشاره. ارمغان بهداروند کتاب «خیس در سکانس صفر» علی یاری را نقد کرده است.

علی باباچاهی، معاصر بودن یک شعر را چنین تصویر می­‌کند: نو و معاصر بودن یک شعر مشروط به درک موقعیت­‌های زمانی، مکانی و اشراف بر پدیده و عناصری است که به این زمان و مکان و به «این‌جا» و «اکنون» مربوط می­‌شود. به هر حال باید یافته­‌های حسی شاعر بر بستر زبانی متحول شکل گیرد و در خدمت اکنون باشد. به هر حال آن­‌چه بیش­تر در این مقوله به آن پرداخته خواهد شد، درک فلسفه تحول از سوی شاعر است.

از آشکار­ترین ویژگی­‌های این مجموعه، نوعی دیگرانگاری هنری است که سابقه‌ی ذهنی آن را می­‌توان متصور شد. استفاده از عناصر و شگردهای دیگر هنرها و تلفیق آن با هنر فردی از جمله حرکت­‌های حاشیه­‌ای در آثار هنری بوده است. یاری، در این مجموعه سعی کرده است از عناصر تخصصی سینما و روابط زبانی فیلم­نامه­‌ها و تکه­‌های بیانی معمول در آن (نما، صحنه، کات و…) به ایجاد نوعی شعر دست پیدا کند که توأمان هم حس شنیدن یک غزل را با خود داشته باشد و هم از هم­زیستی دو هنر نهایت لذت را ببرد.

این ابتکار را اگرچه نمی­‌توان محصول ذهن خاص یاری دانست؛ اما در حیطه‌ی غزل او به بهترین شکل از آن سود برده است و این اجازه را که این هم­زیستی تنها به عنوان نیستی دیگرگونه با شاعر باشد، نداده است. این خصیصه گاه شعر را به سوی نوعی دیالوگ­‌نویسی سوق داده است که در آن شاعر با استفاده از این امکان، با کم­ترین کلمات، بیش­ترین مفاهیم و توسعه‌یافته­‌ترین فضاهای روایتی را ایجاد می­‌کند. قطع شدن ناگهان کلام، استفاده از نام‌آواهایی مثل ترق، چرق و… دقیقاً مخاطب را در یک فضای ترسیم شده ملموس قرار می­‌دهد:

(سلام، آقا! من نا… ترق و بعد فرار

بزن شقیقه او را ترق… و بعد فرار

[نمای بیرونی، کوچه، صبح، رهگذران]

نشسته­‌ام به تماشا، ترق و بعد فرار

نه، کات! این طوری هیچ کس نمی­‌میرد

بزن درست همین جا، ترق و بعد فرار…

(سلام آقا…، ص۲۹)

نمای اول این ماجرا، خیابان… زن…

[برو به سمت هیاهوی گیج میدان زن

بایست رو به خیابان بی شماره چپ]

درنگ کرد کمی رو به آن خیابان زن (نمای اول این ماجرا…، ص۶۳)

خانم بزرگ! عکس قشنگی است… آشناست؟!

[لبخند… ها… چرق،]

– چه غروبی است، نه؟

– صفاست!! (خانم بزرگ…، ص۶۱)

یاری با همه‌ی وسواس­‌هایی که در به سرانجام رساندن خط به خط شعرهایش به خرج داده است، گاه فریفته‌ی شگردهای زبانی خود می­‌شود و در دام ترکیب­‌آفرینی‌هایی می­‌افتد که به وضوح رگه­‌های موروثی شعر او را آشکار می­‌کند. ضعفی که گاه پاره­‌ای از شعرهای این مجموعه را قربانی این سهل­‌انگاری مؤلف می­‌کند و شعر را به سمت کوشش­‌های جدول ضربی غزل در دهه‌ی شصت سوق می­‌دهد، شاید اگر یاری در گزینش این مجموعه وسواس دو چندانی به خرج می­‌داد، اکنون نمونه­‌هایی از این دست را نمی­‌یافتیم:

(اریب تبریک به یک می­‌برد/ سپیدار سرسبز آوازها (فرو مُرد…، ص۹)

تا رم کند خواب بلوطستان ایلم/ از وحشت پژواک­‌های شیون من (ای روح سرگردان…، ص۱۹)

اشتیاق نگاهی هوس­ریز

شرم پیراهنم را دریده است (بر خیالم جنونی…، ص۴۳)

مرا که از تب رؤیای سیب سرشارم/ به آن گناه نخستین عاشقانه ببر

به کوچه‌باغ­­ه‌ای عاشقانه خویش/ به شور و حال خیال­‌آور ترانه ببر… (مرا از این تب و…، ص۵۷)

نکته دیگری که شاعر در آن بخت­‌آزمایی کرده است برهم زدن فرم سنّتی غزل است که به نوعی نشان هوشمندی و تعقل شاعر از یک سو و انتظام مزاحمت­‌آفرین شکل غزل برای آفرینشی روان و راحت، از سوی دیگر است. این برخورد فعال در ساحت غزل اگرچه به مذاق مخاطبین سنّتی غزل شاید گوارا نباشد؛ ولی این امیدواری را که در نهایت، این ساختارپریشی، گره­‌گشای موانع دگماتیسم شکلی غزل و دیگر قوالب مشابه گردد، زنده نگه می­‌دارد:

این صحنه: مرد و سوت قطاری در ایستگاه

مه ریخته است…

مه ریخته است روی قراری در ایستگاه

این صحنه: مرد سوت­‌زنان توی مه گریخت (این صحنه: مرد و…، ص۵۱)

خانم! بس است حالی‌تان نیست، بی­‌دلیل

پر می­‌کنید شعر مرا از چرا… چرا…

چیزی نگفت و فاصله کم­کم زیاد شد… (نقطه غزل تمام، ص۶)

دلتنگ در اسارت این بُعد کوچکم

اما دلم نخواست که دور از تو… نه نخواست!

– خانم­‌بزرگ! پرسیدم آشناست مرد…

با آن نگاه و شکل و شمایل زن جوان

از توی عکس گفت: «- و البته بی­‌صداست-  (خانم­‌بزرگ…، ص۶۲)

آن‌چه یاری باید بیش­تر بر آن اهتمام می­‌ورزید میزان تنوع محتوایی آثار اوست. تقریباً تمام شعرهای این مجموعه به نوعی روایت دل‌دادگی و جنون است که در پرده‌ی مونولوگ و یا دیالوگ­‌های تغزلانه بیان شده است و شاعر سعی کرده است یگانه تم متن شعرهای خود را با رنگ و لعاب متفاوتی ارائه کند. شاید بیهوده نیست که مخاطب امروز انتظار آن را دارد که غزل امروز با درک رفتارهای اجتماعی و ضرورت­‌های موجود خود را به میدان بیاورد و سزاوارانه به بیان چگونگی این شاخصه­‌ها بپردازد.

 

همچنین ببینید

پدران و پسران در جستجوی آب

نگاه منتقد/ نگاهی به رمان موقرمز نوشته اورهان پاموک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *