خانه / داستان / دیدگاه نویسنده/ سمبولیسم: جنبش و بیانیه

دیدگاه نویسنده/ سمبولیسم: جنبش و بیانیه

اشاره. دانیال مطلبی تحلیلی درباره سمبولیسم نوشته است. این دست مطالب تحلیلی می‌تواند به گشایش فضا برای گفت‌وگوهای نظری در فضای ادبیات خلاقه منجر شود.

 

بدون سمبولیسم زبان وجود ندارد.

تکمله‌ی مانیفست سمبولیسم

   چند تا ایده در سرتاسر تاریخ سراغ داریم که به این اندازه بلندپروازانه و عالی باشد؟ سمبولیست‌ها در بیانیه خودشان را هنرمندان روح خواندند. هنرمندان زبان. آن‌ها به دنبال بی‌زمان ساختن امر معاصرشان بودند. جاودان کردن روح زمانه‌ای که در آن می‌زیستند.

حتما هم‌عقیده هستیم، جنبش‌های هنری و ادبی، ابزار مشاهده، شناخت و بیان را توسعه بخشیدند. اما برعکس آن چیزی که دارد اتفاق می‌افتد، بخش قابل توجه آن چیزی که امروز باید به عنوان نوشتن خلاق تدریس شود، روش و معرفت برخاسته از این جنبش‌هاست. هر شکل از نوشتن تجربی در زمانه‌ی ما، تنها می‌تواند روشی التقاطی و ترکیبی از میراث به جا مانده از نویسندگان نوگرا و تجربی گذشته باشد. چون خلاقیت (که خیلی هم امر پیچیده‌ای نیست) همیشه روی گذشته بنا می‌شود.

سمبولیسم یک شکل تمثیل‌سازی نبود. سمبولیسم به دنبال نشانه‌گذاری و کدی کردن بیان نبود. یک روش نمادگرایی هم نبود. شورشی بود علیه رمانتیست‌ها و ناتورالیست‌ها که به عنوان جریان اصلی خودشان را جا انداخته بودند و هر شکل دیگر از بیان هنری و ادبی را سطحی و فاقد ارزش می‌خواندند. این کاری است که همیشه جریان اصلی وقتی به بحران مشروعیت می‌رسد با صداهای متفاوت و دگراندیشش می‌کند.

مانیفست در سپتامبر ۱۸۸۶ در فیگارو به قلم ژان موره‌آ منتشر شد. اما عده‌ای معتقدند که شورش از بلژیک به دست موریس مترلینک (۱۸۶۲-۱۹۴۹) آغاز شده بود. نظریات مترلینک، که یکی از اصلی‌ترین نظریه‌ پرداز‌های این جنبش است، برای اولین بار در مقاله‌‌ی روزنامه‌ای به تاریخ ۲۴ آپریل  ۱۸۸۷ منتشر شد و دعوا عملا بالا گرفت. بحث اصلی مترلینک درباره‌ی اشکال کهنه و منسوخ استفاده از نماد و نشانه و تمثیل‌سازی بود.

ایده مترلینک این بود: جای آنکه از امر انتزاعی به محسوسات برسیم، از طریق خرج کردن شهود و توسعه بصیرت نسبت به دریافت‌ها از جهان عین، انتزاع را شکل دهیم. یعنی جای آنکه یک قلب تیر خورده را به عنوان نماد عشق در نظر بگیریم که در بدو امر هیچ معنایی برای هیچ کس ندارد، هنرمند باید نماد خودش را از عشق، شکل دهد. و آنچیزی که برای او نماد عشق است انتزاعی شود. کار سختی به نظر می‌رسد اما ظرفیت حیرت‌انگیزی در بازنویسی جهان به قول معروف در انداختن طرحی نو (چقدر این عبارت دستمالی شده است) در خود دارد.

اما این فن (که نباید آن را با روش اشتباه کنیم چون روش بی‌شکل و بدون تصلب و فناوری فکری صلب است) چه ویژگی‌ای در خودش دارد که باعث می‌شود هنوز که هنوز است با کشف دوباره‌ی آن هیجان زده شویم؟ سال‌ها زمان می‌برد تا روند‌های تاریخی-اجتماعی، به شکل جمعی به سمبل‌های یک ملت شکل بدهند. اما آیا سمبل‌های شکل یافته نیاز امروز را برطرف می‌کنند؟ نکته‌ی دیگر مصادره‌ی سمبل‌های شکل‌یافته‌ی جمعی به دست نهاد قدرت است. عقاب که در طول تاریخ به عنوان نماد وطن‌پرستی در اروپا مورد پذیرش همگان و منبع الهام ملت‌ها بود، یک شبه به دست نازی‌ها مصادره شد و از نماد وطن‌پرستی تبدیل به نماد فاشیسم شد. این وظیفه‌ی هنرمندان بود تا با دست بردن در سمبل‌ها و نشانه‌ها، ضمن بیرون کشیدن عناصر رهایی بخش آن‌ها، اقدام به بازآفرینی سمبل‌های تازه و جدا از باور‌مندی‌های فاشیستی کنند. سمبولیسم تا مغز استخوان یک کنش سیاسی است و بعدها مبنای نظریات مارشال مک‌لوهان در علم ارتباطات هم شد. یک جنبش هنری، سنگ بنای یک روش فکری روشنگرانه شد و از تصویرسازی تا برنامه‌سازی تلویزیون و روزنامه‌نگاری را دگرگون کرد!

یکی از اصلی‌ترین منابع الهام تاریخی در اینجا، مصر است. بازآموزی از شیوه‌ی تصویر‌سازی مصریان و رسم‌الخطشان به سمبولیست‌ها در سرتاسر اروپا این امکان را می‌داد تا بتوانند نمونه‌های موفقی از کار سمبولیستی ببینند. زبان و خط ژاپنی نیز یکی دیگر از منابع الهام سمبولیست‌ها بوده است که به عنوان یک مکانیزم مدرن‌تر در نشانه‌سازی زبانی به کار رفته است. این ساز و کار زبانی خیلی زود به سایر حوزه‌ها رسید و از نقاشی تا موسیقی مدرن را متاثر کرد.

اما بستری که می‌بایست روی آن حرکت کرد تا شاعر سمبولیست موفق به ساختن معنای نوی شاعرانه و حیرت‌انگیزش شود، رفت‌ و آمدی است که میان جهان تخیلات درونی و عالم متافیزیکی ایده‌های خالص و ازلی و ابدی می‌کند. به این ترتیب، خودآگاهی فردی در دیالوگ با ناخودآگاهی جمعی به تعبیری می‌تواند زیردستی خلاقه‌‌ای باشد برای فرا رفتن از رویکرد‌های رئالیستی صرف و تن دادن به زمین محدود روایت توصیفی محض. چیزی که اینجا باید متوجه شده باشیم این نکته است که بر خلاف ناتورالیسم یا رئالیسم، سمبولیسم هرگز تبدیل به سبکِ منحصر به یکی دو نویسنده یا هنرمند نشد، بلکه نگاهی نو را پیشنهاد می‌کرد که به مدد آن، هنرمند تلاش بیشتری بکند تا از ظواهر حقایق فراتر رفته و به عمق حقیقت‌هایی دست یابد که مانند یک ماهی لغزان در حال گریز از دستان ما هستند. سمبولیست‌ها معتقد بودند جای توصیف آن‌ها، باید احساسشان کرد و بر اساس فنون شاعری، از برهم ریزی ایماژ و احساس و ایده، معنایی نو خلق کرد. چون یک ایماژ، یک احساس و یا یک ایده، به تنهایی برای احضار اشباحِ صحنه‌ها، بزنگاه‌ها و قربانیان تاریخ کافی نیست.

در میان تمام انواع مدیوم‌ها و ژانرها، رمان سمبولیستی یکی از مهم‌ترین گونه‌های هنر سمبولیستی بوده است که متاثر از فلسفه‌ی این جنبش با نثری تغزلی و برون‌گرا هویت می‌یافته است. در میان نویسندگان سمبولیست، آندره ژید یکی از قله‌هاست که در میان فارسی‌زبانان هم از شهرت بسیاری برخوردار است.

ارزش‌هایی هم که موره‌آ در بیانیه‌ی این جنبش به آن‌ها اشاره کرده بسیار هیجان انگیز و محرک هستند. فراوانی و ولخرجی، آشوب آشکار و جنون، نواختن ساز مخالف، طغیان علیه ابتذالی که به صورتی بدیهی درآمده:

ضدیت با آموزش نویسندگی، دکلماسیون، احساساتی‌شدن‌های سطحی و روایت‌گری توصیفی داریم. شعر سمبولیستی، به دنبال ساخت ایده‌ای برآمده از دریافت است. اما این هم هدف غایی نیست. هدف در نهایت نه تصویر عین که تجسم بخشیدن به ذهن در جهان مادی است (…) توجه! هر شکلی از نثر، از رمان تا اخبار روزنامه و غیره، همگی باید حسی شاعرانه داشته باشند (…) ما روش کودکانه‌ی ناتورالیسم آقای زولا را کنار می‌زنیم.

ریتم، تغزل و استعارات غریب و جدید از دیگر موضوعاتی هستند که در مانیفست سمبولیسم به آن‌ها اشاره شده است. نکته دیگر تاثیر ابزار تکنولوژی بر کار این نویسندگان است. عکس با رواج استفاده از دوربین عکاسی، یکی از اصلی‌ترین مواد خامی است که نویسندگان و شاعران سمبولیست به کار می‌گرفتند. بسیاری از اشعار شارل بودلر، پل ورلین و دیگر شاعران سمبولیست بر مبنای نگریستن به یک عکس در چند مقطع زمانی نوشته شده‌اند.

در پایان، بیایید یکبار دیگر نام این جنبش را با هم مرور کنیم: سمبولیسم. یک سمبولیست که مشروعیت کارش مورد تایید جریان سمبولیسم قرار می‌گرفت، تلویحا پروانه‌ی سمبل‌سازی دریافت می‌کرد و از این بابت این جنبش صاحب قدرتی انحصاری در جامعه‌اش می‌شد و نقشی برای خودش تعریف می‌کرد که تا پیش از آن وجود نداشت. یک جنبش بدون این نقش و اتوریته هیچ است.

 

همچنین ببینید

پدران و پسران در جستجوی آب

نگاه منتقد/ نگاهی به رمان موقرمز نوشته اورهان پاموک

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *