خانه / یادداشت / خبرخونی ۱/ پنجاه پنجاه با هم بخوریم

خبرخونی ۱/ پنجاه پنجاه با هم بخوریم

اشاره. سجّاد در خبرخوانی هفتگی‌اش به خبرهای مهم شخصیت‌ها و اتفاقات شعر و ادبیات داستانی می‌پردازد. 

یک. محمدرضا سرشار، پس از فیلمنامه‌ی پویانماییِ «حُسنا کوچولو» یا همان «بچه‌های ساختمان گلها»، فیلمنامه‌ای دیگر به نام «شهرزاد، دختر شرقی» را در بانک فیلمنامه‌ی خانه‌ی سینما به ثبت رساند. این که این فعال کهنه‌کار ادبیات داستانی در این پویانمایی چه نوشته است با خواندن خلاصه داستان تا حدی روشن می‌شود. در وصف این فیلمنامه آمده است: «شخصیت‌های این مجموعه نمایندگانی از سفیدپوستان، سیاه‌پوستان، سرخپوستان، زردپوستان، و دیگر مردمان آسیایی هستند، که در فضایی جذاب و تخیلی با هم زندگی می‌کنند. آنها دشمن مشترکی دارند که قصد نفوذ و تسلط بر اقتصاد و مهم‌تر از آن فضای تربیتی خانواده‌هایشان را دارد. نقش‌آفرینی شهرزاد، در معرفی و مقابله با دشمن مشترک، از وی یک قهرمان و الگوی دوست داشتنی و جذاب می‌سازد.»

آیا حضور همه نژادها در این فیلم‌نامه توفیقی به کارنامه سرشار اضافه خواهد کرد؟ شایان توجه است پسر سرشار، محمّد، مدیر شبکه کودک سیما است.

دو. سیدمهدی شجاعی، پس از سال‌ها نوشتن، به تدریس تکنیک‌های داستان‌نویسی روی آورد. او در برنامه‌ی «کوتاه با داستان» به میهمانان خود، از شکل‌گیری آکادمی داستان‌نویسی در ایران خبر داد. شجاعی گفت در این اوضاع و احوال، دل و دماغی برای هیچ کس نمانده است و توجه به موضوع هنر کم شده است. به نظر می‌رسد وضعیت دل و دماغ استاد شجاعی از میانگین روزگار و از «حال» پیشین خودش بهتر شده است. این اقدام، مهم‌ترین کنش جناب شجاعی در ده سال گذشته بوده است.

سه. مورد عجیب هفته قبل مهدی مظاهری و ظاهر لاکچری-آقازدگی‌اش بود که خبرساز شد. مظاهری چند کتاب شعر دارد و روشن نیست شعر او را به تجارت رسانده است یا تجارت او را به شعر. با این حال، مظاهری موردی دیدنی است؛ چشمانش دور می‌چرخد. بدنی تنومند دارد و دستانی سفید و فربه‌گون. بی‌متلک سخن نمی‌گوید. این شاعر در کلیپی ادعا کرده است که اگر کسانی جان داده‌اند، کسانی بوده‌اند که پول داده‌اند. استفاده از واژه «مدرن» پول به جای لفظ «سنتی» مال نشان می‌دهد که مظاهری کوتاه‌ترین مسیر را برای بیان حاق مطلب استفاده می‌کند. در ادامه همان کلیپ که در صفحه مظاهری منتشر شده از قول «حاجی» نقل کرده که جان «متاعی» است که هر «بی‌سروپایی» دارد. کمی بعد در همان صفحه مظاهری گفته است که بیانش با «عدم رعایت موازین» و «بی‌تقوایی» منتشر شده است و خودش با این نظر همراه نیست. این در حالی است که  این کلیپ در صفحه‌ مظاهری منتشر شده بود. دیالوگ طلایی این کلیپ جایی است که این شاعر می‌گوید که اگر فکر می‌کنند او اموال آن‌چنانی دارد، مدارک‌شان را رو کنند؛ چه آن‌که «… شاید نشستیم پنجاه پنجاه با هم بخوریم». صفحه‌ی اینستاگرام این شاعر-تاجرِ جویای نام، علاوه بر ایجاد حظّ ادبی، باعث التذاذ بصری هم می‌شود.

همچنین ببینید

خبرخونی۲/ عبقات بخوانیم

غلامرضا شکوهی-حامد کاشانی-محمدرضا بایرامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *