خانه / شعر / آن روی پروین اعتصامی

آن روی پروین اعتصامی

پروین اعتصامی و سبک زندگی آن زمانه

پروین اعتصامی یکی از شاعران مطرح معاصر است. دلیل عمده­‌ی شهرت وی موفقیت در قالب مناظره و شعر تعلیمی است. پروین، بر خلاف دیگر زنان شعر از جمله فروغ فرخزاد، از ابراز احساسات و عواطف شخصی­ در فضای شعر پرهیز می­‌کند و در دیوانش خبری از اشعار عاشقانه و غنایی نیست.  پروینی که ما می‌­شناسیم زبانی قاطع و شخصیتی استوار دارد. اما دکتر جلیل متینی در سال ۱۳۸۰ چهل و یک نامه از پروین اعتصامی را در مجله­‌ی ایرانشناسی منتشر کرده که چهره‌­ای متفاوت از این شاعر نام­‌آور ارائه می‌­دهد.

هنگام خواندن این نامه‌­ها با چهره­‌ی جدیدی از پروین اعتصامی آشنا می‌­شویم؛ با خودِ پروین. فردی عاطفی با ذهن و زبان و دنیای زنانه.

  • بخش عمده­‌ای از نامه­‌های پروین اعتصامی و مهکامه محصص به ارسال و دریافت هدایا و سفارشات مختلف، اختصاص دارد. نخستین هدیه، پیاله‌­ای است که پروین به مناسبت عروسی مهکامه برایش فرستاده.

« خانم عزیزم 

   پیاله‌ کوچکی را که بخدمت ارسال می‌دارم هدیه ناچیز ناقابلی است که بعنوان تبریکیه عروسی سرکار چندی قبل سفارش دادم. متأسفانه بواسطه مسافرت ناگهانی شخص فروشنده به عتبات انجام این کار مدتی معوق ماند و پس از مراجعت به تهیه آن پرداخت. اینک گرچه می‌دانم که خیلی دیر و بی‌موقع است با یک دنیا شرمندگی ازین تأخیر این (برگ سبز) را تقدیم کرده و با اعتماد کاملی که به الطاف و مراحم سرکار دارم امیدوارم که عذرم را پذیرفته و از شرمندگیم خواهید کاست. از خداوند متعال خواهانم که همواره پیمانه طالعت را لبریز شربت سعادت و نیکبختی فرماید.                                  ارادتمند پروین اعتصامی»

  • رد و بدل کردن هدایا و اجناس مختلف به همین پیاله محدود نمی‌­شود. مدتی بعد مهکامه- که در کرمانشاه زندگی می­کند- هدیه­‌ای را برای پروین می­فرستد. وی این­گونه مراتب تشکر خود را از دوستش اعلام می­‌کند.

«از این که قبول زحمت فرموده چائی ارسال فرموده‌اید فوق‌العاده از مرحمت حضرت علیه خجل و از آن لطف مخصوص بی‌اندازه متشکر و ممنونم.»

  • مهکامه به مناسبت نوروز۱۳۱۱ کارت تبریکی برای مادر پروین می‌­فرستد.

«حضرت علیه خانم از ارسال کارت تبریکیه سرکار فوق‌العاده متشکر و سعادت و سلامت وجود عزیزت را همواره از درگاه احدیت خواستارند.»

  • از آنجا که پروین در تهران زندگی می­‌کرده و طبیعتاً امکانات پایتخت، خیلی بیشتر از کرمانشاه بوده؛ مهکامه محصص هر ­از گاهی سفارشات خرید خود را برای پروین می­‌فرستاده و او هم با دقت و ظرافت زنانه، مأموریت خود را به انجام می‌­رسانده. یکی از سفارشات مهکامه، چادر بوده است. موضوعی که سه نامه را به خود اختصاص داده. نامه‌­هایی که حاوی صمیمیت دو نفر، دنیای زیبای زنانه‌­ی پروین و شمّه­ای از مُد و پوشش زنان در آن زمان است:

«عزیزم 

   رقیمه شریفه سفارشی را هفته گذشته دریافت داشتم و امری را که راجع به خرید چادر فرموده بودید بر خود منت و افتخار بزرگی می‌شمارم. مقصودم از عرض این عریضه این بود که بدانم جلوی چادر را چه قسم دوست دارید تا دوخته شود؟ چون امروز دو سه قسم جلوی چادر می‌دوزند:  قسمتی اینست که نیم زرع [ذرع] کربدوشن جداگانه خریده و بطور کلوش بریده و در وسط‌هایش ژورژت مشکی انداخته و از خود کربدوشن گل برویش می‌اندازند. قسمی دیگر اینست که تیکه دیگری می‌خرند فقط از خود چادر بقدر یک چارک بریده و دو یا سه طبقه در آن با ژورژت گل‌دوزی می‌کنند و دستک‌های چادر را نیز پلیسه میکنند. طریقه سیّم اینست که تور زرعی مشکی که جهت همین کار است خریده و کلوش جلو چادر می‌کنند و اگر بخواهند از طرف بالای کلوش نیز از خود چادر درآورده و زیرش تور می‌اندازند. البته این قسمت بعقیده بنده خوب نیست بعلت اینکه این طورها اغلب پوسیده و بی‌دوام هستند. بنده رنگ دیگری از آنها را جهت لباس خریدم و خیلی زود پاره شد و از میان رفت.  مستدعیم در خصوص هر یک از اقسام مذکوره تصمیم گرفتید بنده را زودتر مطلع فرمائید تا به امتثال امر بکوشم. دیگر اینکه آیا میل دارید که جلو چادر دوخته شده و خود چادر را هم دوخت بگیرند یا خیر؟  اگر چنانچه مایل هستید که چادر دوخت گرفته شود قدری نخ را اندازه قد چادر خود گرفته و در پاکت بفرستید تا به خیاط بدهم و چادر را دوخت بگیرند.»

گویا مهکامه مدل اول را انتخاب کرده و خواسته جلوی چادر هم دوخته شود اما خیاط در تحویل سفارش، تأخیر داشته که پروین در نامه­‌ی بعدی از این بابت عذرخواهی می­‌کند.

«عزیزم   

اوامرت را کاملأ اطاعت کرده‌ام. اگر در فرستادن (چادر) تأخیر شده‌است برای اینست که خیاط برای دوختن جلو چادر پانزده روز وقت خواست. البته همینکه تهیه شد بدون تأخیر آنرا بخدمت ارسال خواهم داشت.»

اما سرانجام چادر، آماده و برای مهکامه ارسال می‌­شود. پروین همراه با چادر، توضیح مفصلی هم درباره­ی خرید و دوخت آن می­‌فرستد. شاید می­‌خواسته سختی کار یا وفاداری­اش را به دوستش یادآور شود! از نکات مهم این نامه، جزیی نگری و ظرافت‌­پردازی‌­های پروین است. همچنین وی از تجربه‌­ی چادر داشتن یا چادر سرکردنش می‌گوید.

« عزیزم  

 امروز چادری سرکار را بخدمت بتوسط پست فرستادم… برای خرید این چادر بهمراهی حضرت علیه خانم بمؤسسه دولتی طهران مقابل باغ ملی رفته و پس از پرسش و جستجوی در تمام آن مغازه‌ها که تمام چادری‌های موجود شهر از هر قبیل در آنجا جمع شده‌اند این چادر کربدوشین چون از همه چادرها بهتر بنظر رسید آنرا ابتیاع کردیم و در آنساعت چادری بهتر ازین در آن مؤسسه پیدا نمی‌شد. امید است که انشاالله خاطر خطیرت را پسند افتد. قیمت چادر را مبلغ چهل تومان پرداختم قبضی را که از مؤسسه راجع بذکر قیمت دریافت داشته‌ام بخدمت لفأ ارسال میدارم تا از نظر مبارک بگذرد. چون انتخاب جلوی چادر را لطفأ به بنده واگذار فرمودید بنده نیز در اجرای امر سرکار سعی کردم که جلو چادر طوری دوخته شود که بطرز جدید و باصطلاح «مد امروز» باشد. باین جهت دستور را بطور کلوش دادم که امروز غالبأ طرز دوخت شیک در تهران همین است. همانطوریکه ملاحظه خواهید فرمود بقسمیکه در یکی از عرایض خود عرض کردم گلها را با ابریشم بروی ژورژت مشکی که دولا کرده‌اند دوخته‌اند و کارش نیز کاردستی است نه کار چرخ. بنده چون خودم چندی پیش جلو چادری که برای کلوش به چرخ دادم و خوب نشد باین جهه چادر سرکار را بخیاط دست‌دوز دادم و خیلی خوشوقتم که بواسطه امر سرکار قبل ازینکه دستگهای چادر را با دست چین دهند به این خیال که شاید چین دستی خوب نشود و فورأ باز شود گفتم بدستگها چین پلیسه داده شود که هم بمراتب قشنگتر و هم باز نمی‌شود…»

گویا مسأله‌­ی چادر، ذهن پروین را خیلی مشغول کرده یا بهانه­‌ی خوبی برای نامه‌­نگاری به دستش داده؛ چون حدود دو هفته بعد (۱۱مهر۱۳۱۲) عریضه‌­ای می­‌نویسد و ضمن تشکر بابت دریافت پول چادر، توضیح دیگری درباره­‌ی آن می‌­دهد:

«از مراحم مبذوله و فرمایشات مهرپروری که راجع بقیمت چادر نسبت به بنده مبذول فرموده بودید واقعأ خجل و شرمسارم. عزیزم فراموش کردم در عریضه سابق خود عرض کنم که قسمت زیر چادر را که زیر کلوش است برای این برنداشته‌اند که اگر وقتی بخواهید جلوی چادر را تغییر بدهید و یا سر دیگر چادر را بیرون بیندازید دیگر چادر ناقص و معیوب نباشد. این قسمت را برای همین پیشنهاد کردیم چنانچه نخواسته باشید ممکن است خودتان آن تیکه را از زیر بیرون آورید.»

سفارشات مهکامه ادامه دارد…

همچنین ببینید

نگاه منتقد/ غزل‌های سپید

نگاه منتقد/ ارمغان بهداروند مجموعه‌ی شعر «خیس در سکانس صفر» از علی یاری را نقد کرده است.

۱۲ نظرات

  1. گمان میکردیم با آمدن آقای امیری که روایت و اصول آن را میشناسد ، روایت های بهتری را در الفیا میخوانیم ولی صد افسوس ..
    این متن ضعیف که عینا از یک کتاب کپی پیست شده، چه چیزی به مخاطب اضافه میکند؟ الگوی مورد پسند چادر پروین اعتصامی چه اهمیتی دارد؟ چرا اسم روایت را گذاشتید روی دیگر پروین؟؟ آیا روی دیگر سکه ی پروین این حرف های بی مزه و خاله زنکی است؟
    آقای امیری گفته بودید روایت بی سو گیری ندارید.
    گفته بودید میخوانید می پژوهید و ..
    این روایت ها را نگذارید، حتی اگر بنا شد چند روز پست جدید نگذارید.
    سپاس

  2. در ابتدای متن، به منبع، زمان و گردآورنده ی نامه ها اشاره شده است…زیر تیتر متن هم نگاهی به نامه های پروین اعتصامی بوده که حالت بازخوانیش رو میرسوند که بنابر نظر دوستان الفیا تغییر یافته

  3. سلام مجدد آقا میثم.
    چون با روحیه نقد پذیری و صراحت کلام شما آشنا هستم نظرم را ( بخوانید انتقاد) در مورد این متن گفتم.
    ببینید! حتی نمی توانم به راحتی نام روایت را بر آن بگذارم.
    نویسنده، در ابتدای متن اشاره میکند که این نامه ها در فلان مجله منتشر شده. متن نامه ها عینا در گیومه آمده ؛ پس چه نیازی است مستندات را خدمت شما ارسال کنم ؟!

    عرض من اینست که میان ۴۱ نامه ، مطلبی بهتر از الگوی پارچه چادری یافت نمیشد که به قول نگارنده چهره عاطفی و زنانه پروین را بشناساند؟
    بدون تعارف: ما از بنیاد شعر و ادبیات و از الفیا توقع داریم یا روایت علمی و خوب بخوانیم ، یا روایت داستانی هیجان انگیز و ملموس و صمیمی.

    والسلام.

    • آقای محترم
      مسلّم است که قالب این مطلب، روایت نیست. این که شما به چشم روایت به آن نگریسته اید مشکلِ متن یا نویسنده نیست.
      بازخوانیِ نامه های پروین است. این هم که شما برداشت خاله زنکانه داشته اید هم مشکل مطلب نیست. چه بسا دیگری دریافت متفاوتی داشته باشد.
      عنوان مطلب هم روی دیگر پروین نیست.
      لازمه ی انتقاد، دقت، عدم کلی گویی و البته ادب است.
      موفق باشید.

    • میثم امیری

      طرف‌دار نقدم، صرف نظر از این که نقدتان وارد است یا نه.
      ولی این که بگویید متن عینا کپی پیست است درست نیست. این دقّت را لحاظ بفرمایید.
      اسم‌تان را هم بفرمایید. من را می‌شناسید، ولی من هنوز نمی‌شناسم‌تان.

  4. بنا نداشتم دیگر در مورد این مطلب چیزی بگویم اما صحبت های تند خانم رضایی که گویا نویسنده هستند باعث شد توضیحی بدهم. البته روی سخنم به هیچ وجه با شخص ایشان نیست چون ظاهرا روی نوشته هایشان تعصب دارند و نقد را توهین به خودشان تلقی میکنند و البته آداب ادب را آن چنان که توقع دارند رعایت نمی کنند.. و این بار از آقای امیری میخواهم ایشان را به رعایت ادب دعوت کند.
    باری ..
    یکم: الفیا مجله روایت و روایت نویسی است، پس اینکه متنی در آن منتشر شود که بگوییم روایت نیست، جای تشکیک دارد.
    دوم: تعبیر خاله زنکی را به آن جهت کار بردم که بگویم در مورد پروین چیزهای بهتری غیر از الگوی چادر و پیاله هدیه،برای بررسی وجود دارد.
    سوم: نام متن ، روی دیگر پروین است و خوشبختانه هنوز قابل مشاهده است.. بازخوانی نامه های پروین توضیحی است که بعدا اضافه شد.
    و این بار من خانم رضایی را به رعایت ادب و دقت و جزئی نگری دعوت میکنم.
    که اگر جز این باشد نویسندگی سیاه کردن کاغذ است و اتلاف وقت دیگران.
    قطعا زین پس متن های خانم رضایی را نخواهم خواند چون گویا ایشان خودش را بسیار بزرگتر از متن هایش می داند.

  5. انگاری خانم نویسنده تازه کاره چون از نظر دادن ناراحت میشه???

  6. مگه الفیا فقط روایت منتشر میکنه؟
    مگه این مطلب تو بخش شعر نیست؟
    مگه ته مطلب ننوشته ادامه دارد؟

  7. سلام. من فکر میکنم نامه ها قالبی هستند که می شود به ادم ها نزدیک شد و ان ها را تماشا کرد. معمولا نامه ها را مشتاقانه دنبال می کنم از آن جهت که تصویر واضح تری از برخی شخصیت ها می شود دید, تصویری از پروین یا جلال ال احمد و … . ممنون بابت این مطلب خوب.

  8. ده خطای اخلاقی در پاسخ به نقدها ، نام یادداشتی بود که امروز در الفیا خواندم. خواندنش پیشنهاد میشود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *