خانه / حرف‌هایی دربارۀ هوشنگ گلشیری / کتاب‌شناسی درباره‌‌‌‌‌‌‌ی گلشیری

کتاب‌شناسی درباره‌‌‌‌‌‌‌ی گلشیری

درباره‌‌‌‌‌‌‌ی هوشنگ گلشیری زیاده‌ها نوشته‌اند. بیش از ۱۰۰ پایان‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌ی دانشگاهی در پایگاه اطلاعات علمی ایران، «گنج»، درباره‌‌‌‌‌‌‌ی آثار و اندیشه‌های هوشنگ گلشیری ثبت شده است.

  «حسن میرعابدینی» در کتاب «صد سال داستان‌نویسی ایران» و در فصل «داستان‌نویسان مدرنیست»، از نویسندگان جنگ اصفهان نوشته است و اینکه هوشنگ گلیشری یکی از سه موسس این حلقه‌‌‌‌‌‌‌ی ادبی در سال ۱۳۴۰ بوده و در صفحه‌‌‌‌‌‌‌ی ۶۷۲ آن، در مدخلی با عنوان «جستجوی خویشتن در آینه دیگران» به هوشنگ گلشیری می‌پردازد. جالبی این مدخل آنجاست که با شعری از او شروع می‌شود: «برآن مدار سرخ همیشه خورشید، خستگی است که می‌گردد» طبق نوشته‌‌‌‌‌‌‌ی میرعابدینی، گلشیری خیلی زود می‌‌‌‌‌‌‌فهمد که در شعر استعدادی ندارد و به داستان روی می‌آورد. میرعابدینی «شب شک» هوشنگ را بهترین داستان کوتاهش می‌داند؛ در این داستان گلشیری می‌کوشد «اسلوب داستان پلیسی را به کار بگیرد و با اظهارنظرهای گوناگون و بررسی جنبه‌های متفاوت یک واقعیت، سایه‌‌‌‌‌‌‌ی تردید را بر عقاید مختلف یک واقعیت بیندازد و فضایی جدلی پدید آورد.» به اعتقاد میرعابدینی، «مکاشفه در شخصیت خویش به عنوان یک هنرمند»، در داستان‌‌‌‌‌‌‌های مختلف گلشیری به شکل‌های گوناگون مطرح می‌شود. حسن میرعابدینی «شازده احتجاب» را از قوی‌‌‌‌‌‌‌ترین داستان‌های ایرانی در توصیف زوال اشرافیت زمین‌دار و اثری می‌داند که تمام قدرت هنری نویسنده در آن بروز کرده است. «رمان شازده احتجاب اوج خلاقیت هنری گلشیری است. حوادث گوناگون بدون تداوم زمانی و ظاهراً درهم ریخته در معرض دید خواننده قرار می‌گیرند» میرعابدینی در ذیل داستان «بره گمشده راعی» می‌نویسد: «گلشیری در جستجوی ریشه‌های تاریخی اضطراب به اساطیر روی می‌آورد تا نوعی کلیت به ماجرا ببخشد.» و این عبارت از گلشیری را به عنوان شاهد مطلب می‌آورد: «جریان تاریخ ما، حتی فرهنگش هیچ‌‌‌‌‌‌‌وقت تداوم نداشته، صد سال دویست سالی رشد و تحولی و حتی تکاملی دیده می‌شود، آن وقت ناگهان ضربه فرود می‌‌‌‌‌‌‌آید، انگار تبری تنه را از ریشه جدا کند، و ما هم دوباره برمی‌گردیم به دوره‌‌‌‌‌‌‌ی عشیره‌ای، به تمدن قبل از شهرنشینی و همه چیز را از نو شروع می‌کنیم.»

«حسین سناپور» در «همخوانی کاتبان» زندگی و آثار گلشیری را گردآوری می‌کند. «صالح حسینی» به بررسی تطبیقی «خشم و هیاهو» و «شازده احتجاب» پرداخته و انتشارات «نیلوفر» آن را چاپ کرده است.  حسینی همچنین در کتاب «گلشیری کاتب و خانه روشنان» به همراه «پویا رئوفی» به نقد و بررسی داستان کوتاه «خانه روشنان» می‌پردازد.

«رضا عامری» در مقدمه‌‌‌‌‌‌‌ی «نقشبندان قصه ایرانی» که سال ۸۲ توسط انتشارات «ترجمان اندیشه» در نقد و بررسی آثار و افکار هوشنگ گلشیری چاپ شده است، می‌نویسد: «گلشیری از یک سو به دنبال ساختار و تکنیک می‌گردد و از سوی دیگر هویت قصه‌‌‌‌‌‌‌ی ایرانی و تجاربش بیشتر در این مقوله‌هاست؛ اما به این جایگاه که داستان قرار است رابطه‌های اجتماعی را از سطح واحد به متعدد منتقل کند و از متجانس به مختلف و از ثابت سنتی به متحول نوین تا احتکار خوانش شکسته شود، توجه زیادی نکرده است. او بیشتر به عنوان نویسنده‌‌‌‌‌‌‌ی برگزیدگان و روشنفکران و تاثیرگذاران حضور فعال دارد.»

 «قهرمان شیری» در کتاب «مکتب‌های داستان‌نویسی در ایران» چاپ ۸۷  نشر «چشمه»، در فصل «مکتب اصفهان»، طبق نوشته‌‌‌‌‌‌‌ی «رضا صادقی شهپر» بیشتر بر آثار دو نویسنده‌‌‌‌‌‌‌ی صاحب سبک این حوزه یعنی «بهرام صادقی» و هوشنگ گلشیری متمرکز شده است و بر این اساس، مهم‌ترین ویژگی‌های مکتب اصفهان را تلفیق روایت سنتی و مدرن، روایت‌شکنی و بی‌اعتنایی به هنجارهای معمول و پذیرفته‌‌‌‌‌‌‌شده در داستان و آغاز و پایان‌های غیرمعمول و دگراندیشی هنری و اجتماعی برمی‌شمارد. قهرمان شیری همچنین در سال ۹۴، کتاب «جادوی جن‌کشی» که دریافتی از داستان‌های هوشنگ گلشیری است را توسط نشر بوتیمار مشهد چاپ کرده است.

«حسین پاینده» در کتاب «گشودن رمان» نقدی بر «شازده احتجاب» گلشیری نوشته است و در فصل سومِ جلد دومِ کتاب «داستان کوتاه در ایران» با عنوان فرعیِ «داستان‌های مدرن»، داستان «نقشبندان» هوشنگ گلشیری را با عنوان «آنچه نقش نتوان زد: رویکرد غناییِ مدرن به ثبت تلاطم‌های عاطفی در داستان نقشبندان» بررسی کرده است.

از دیگر آثار چاپ شده در مورد هوشنگ گلشیری، می‌توان به این موارد اشاره کرد:

«درب‍اره‌ ش‍ازده‌ اح‍ت‍ج‍اب‌» نوشته‌‌‌‌‌‌‌ی «فرزانه طاهری» که در سال ۷۹ توسط نشر «دیگر» به چاپ رسید.

«در مسیر باد: نقدی بر داستان‌های هوشنگ گلشیری» نوشته‌‌‌‌‌‌‌ی «نهال واعظ» و «ملاحت نجفی عرب»، انتشارات «علم و دانش» در سال ۹۴ . «روایتی مدرن از چالش اندیشه‌ها» (خوانشی نقادانه از رمان شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری)، به قلم «فاطمه جعفری کمانگر»، انتشارات «آرنا»، سال ۹۵٫ «شخصیت‌پردازی در داستان‌های هوشنگ گلشیری» اثر «ثریا شفاعتی» در سال ۹۶، انتشارات «سخنوران». «مقایسه تطبیقی رئالیسم در داستان‌های کوتاه یوسف ادریس و هوشنگ گلشیری» از «الهه جعفرزاده»، نشر «حافظ پژوه» در سال ۹۳٫ «هوشنگ گلشیری» از مجموعه‌‌‌‌‌‌‌ی تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران نوشته‌‌‌‌‌‌‌ی «مریم طاهری مجد» توسط نشر «روزنگار» در سال ۸۳٫

«حسین مرتضاییان آبکنار» که از سال ۶۸ به مدت ده سال در کارگاه داستان نویسی گلشیری شرکت کرده و تا پایان یار و همکار او بوده و در مجله‌‌‌‌‌‌‌ی «کارنامه» با هم همکاری داشته‌‌‌‌‌‌‌اند، پنج سال پس از مرگ گلشیری در گفتگویی با «سیروس علی‌نژاد» گفته است: «به نظر من هنوز به گلشیری ادای دین نشده و متن مناسبی هنوز ندیده‌‌‌‌‌‌‌ام.»

همچنین ببینید

بیایید حرف بزنیم

ادبیات به اسطوره‌سازی و قدسی سازی و قدیس پروری نیاز ندارد. از نیازِ نداشته هم …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *