خانه / چگونه از کتاب‌ها حرف بزنیم / ریویو از دیدِ نویسندگان ایرانی

ریویو از دیدِ نویسندگان ایرانی

اسپویل یا افشاسازی، دامی‌‌است که شاید هنگام تعریف کردن یک فیلم یا کتاب گرفتارش شویم. این امر معمولاً وقتی اتفاق می‌‌افتد که کله‌‌مان داغ است؛ دست‌‌هایمان از شدت هیجان بالا و پایین می‌‌پرد و به خیال خودمان داریم طرف مقابل را جذب داستان مورد علاقه‌‌مان می‌‌کنیم. غافل از این‌‌که ناخواسته، کل ماجرا را لو داده‌‌ایم و چیزی برای کشف و لذت مخاطب مورد نظر باقی نگذاشته‌‌ایم.

البته عکسِ این قضیه هم صادق است. یعنی به هر دلیلی از فیلم یا کتابی خوشمان نیامده و با لب و لوچه‌‌ای آویزان، تا تهِ داستان را تعریف می‌‌کنیم و با لحنی دلسرد کننده از پایان‌‌بندی افتضاحش می‌‌گوییم! و به این فکر نمی‌‌کنیم که شاید سلیقه‌‌ی مخاطب با ما فرق داشته باشد و همین داستان بی‌‌مزه خیلی هم به مذاقش خوش بیاید.

چه کنیم که هم از فیلم یا کتاب مدّ نظرمان حرف بزنیم و هم داستان را لو ندهیم؟ در سراسر جهان، جاهای مخصوصی برای این کار وجود دارد. ناشرهای معروف و مجلات معتبر، نویسنده‌‌های زبده‌‌ای را استخدام می‌‌کنند که از کتاب‌‌هایشان تعریف کنند و دلِ مخاطب را ببرند. البته نویسنده‌‌ها هم کارشان را خوب بلدند و هر چه دلشان بخواهد می‌‌نویسند! یعنی هم خوبی‌‌های کتاب‌‌ها را می‌‌گویند هم به نقاط ضعفش اشاره می‌‌کنند، نقدِ نرم! ذکر نکات مهم و جذاب داستان بدون لو دادن نقاط عطف آن. به این نویسنده‌‌ها می‌‌گویند ریویو نویس. همان مرور نویس خودمان.

ریویو نویسی در ایران، رواج چندانی ندارد. دکتر اسلامی اردکانی معتقد است «نویسنده‌‌ها نگارش ریویو را در شأن خودشان نمی‌‌دانند.» همینطور باوری وجود دارد که ریویو نویسی را تملق و چاپلوسی می‌‌داند.  این درحالی است که لازمه‌‌ی ریویو نویسی تسلط کامل به متن و قدرت تحلیل است. ریویو نویسی، ذهن انسان را منظم و خلاقیت را تقویت می‌‌کند. به همین دلایل نشریه، کتاب یا مقاله‌‌ی تخصصی ریویو به زبان فارسی کم و تقریبا نادر است. البته افراد بسیاری به معرفی و مرور کتاب می‌‌پردازند اما مطالبشان با تعریف و مختصات مرور متفاوت است؛ یا صرفاً به معرفی و گزارش کتاب پرداخته‌‌اند یا کفه‌‌ی نقد نوشته‌‌هایشان سنگین‌‌تر است. ابعادی که باید به تساوی رعایت شوند و مخاطب را به خواندن اثر ترغیب کند.

  • دکتر حسین پاینده در مقاله‌‌ای با عنوان « نقد کتاب در فرهنگ ما» به ضرورت ریویونویسی، تفاوت نقد با ریویو و ویژگی‌‌های یک ریویوی مطلوب، پرداخته است. طبق گفته‌‌ی پاینده «مرور و معرفی کتاب، نوشتاری است توصیفی و اطلاعات‌دهنده، همراه با برخی اظهارنظرهای ارزش‌گذارانه. هدف از نگارش این نوع مقاله، در درجه‌ی اول معرفی آثار ادبی یا کتاب‌های تازه‌منتشرشده است. این نوع نوشتار در فرهنگ ما مسبوق به سابقه‌ای بسیار زیاد نیست و در واقع سنتی غربی است که بویژه در دو دهه‌ی اخیر در مطبوعات ما رواج پیدا کرده است.» در وبلاگ پاینده، بخش نقد و ریویو جدا است و نمونه‌‌ریویوهای متعددی وجود دارد. البته همان‌‌گونه که از عنوان بر می‌‌آید و در مقدمه هم ذکر شده، هدف از نگارش این مطلب پرداختن به مسأله‌‌ی نقد است. یعنی به جنبه‌‌ی سلبی ریویو پرداخته شده؛ ریویو را بشناسید تا آن را با نقد اشتباه نگیرید. نویسنده در پایان، نتیجه می‌‌گیرد «مطالبی که در کشور ما با عنوان نقد کتاب منتشر می‌‌شود، نه نقد است نه ریویو.» همان شترگاو پلنگ خودمان!

 

  • دکتر حسین بشیر، استاد جامعه‌‌شناسی ارتباطات بین‌‌الملل، نیز در وبلاگ خود مبحث ریویو را بررسی کرده‌‌است. در این مطلب نیز به تفاوت نقد و ریویو، اهمیت و جایگاه ریویو در ایران پرداخته شده است. دکتر بشیر راهکارهایی جزیی و کاربردی برای ریویو نویسی ارائه داده است. مثل انتخاب عنوان مناسب، حجم و تعداد کلمات، نوع و میزان اطلاعات از کتاب مورد نظر و… اگر دکتر بشیر در کنار این متن، یک ریویو می‌‌نوشت یا به مرورهای مناسب( طبق تعریف مدّ نظرشان) ارجاع می‌‌داد با مطلب جامع‌‌تری روبه‌‌رو بودیم.

 

  • مهدی کفاش نیز مطلبی با موضوع ریویو در سایت شهرستان ادب منتشر کرده است. وی با الهام از مقاله‌‌ی پاینده به تعریف ریویو‌‌نویسی پرداخته و با تشبیه متن به غذا و ریویونویس به سرآشپزی که به غذاهای مختلف، امتیاز می‌‌دهد؛ مفهوم ریویو را ملموس‌‌تر کرده. در ادامه هم ویژگی‌‌های یک ریویوی قابل قبول را برمی‌‌شمارد و مراحل ریویو نویسی را آموزش می‌‌دهد. متن کفاش را می‌‌توان جمع‌‌بندی چند مبحث درباره‌‌ی ریویو دانست. یعنی نکته‌‌ی جدیدی ندارد و نویسنده سعی کرده مطالب موجود درباره‌‌ی ریویو را ساده سازی نموده و به زبان روان بیان کند. وی در پایان از چند وبلاگ نام برده که ریویوهای مناسبی دارند. در صورتی که بعضی از این وبلاگ‌‌ها به معرفی و گزارش صِرف اثر پرداخته‌‌اند و با تعاریف کفاش از یک ریویوی خوب، سازگار نیستند.

 

  • علی چنگیزی در وبلاگ جامعه‌‌ی کهنه چندین مرور بر کتاب‌‌های مختلف نوشته اما از زاویه‌‌ی جدیدی به ریویو نگریسته و به سختی‌‌های ریویو نویسی نیز اشاره کرده است « اما در این مدت که نمایشگاه برگزار شده برای هشت کتابی ریویو نوشته‌ام که به مرور در فرهیختگان منتشر می‌شود. اما جداً تصمیم گرفته‌‌ام آخرین‌هاش باشند. انقدر انرژی از آدم می‌برد که دست آخر هیچ چیزی برای تخیلت نمی‌ماند. کار بی اجری هم هست؛ یعنی فحش خورش ملس است.»! کاش چنگیزی به تعریف ریویو هم می‌‌پرداخت و فحش‌‌خور بودنش را تبیین می‌‌کرد! آیا جنبه‌‌ی انتقادی ریویوهایش پررنگ بوده و از سمت نویسنده فحش خورده؟! یا بُعد تعریفی و تبلیغی‌‌شان برجسته‌‌تر بوده و رقبای آن کتاب، فحش نثارش کرده‌‌اند؟!

 

  • داوود حشمتی در مطلبی تمثیلی به مرور نویسی پرداخته. وی کتاب‌‌ را به شکلات تشبیه کرده که مخاطب غیر حرفه‌‌ای، محصول مورد نظرش را از روی ظاهر انتخاب می‌‌کند. به عقیده‌‌ی نویسنده، مرورنویس باید مزه‌‌ی واقعی را به مخاطب بچشاند و راه درست انتخاب کتاب را نشانش بدهد. حشمتی از ضرورت ریویو گفته اما به ماهیت و چگونگی آن نپرداخته است.

نکته‌‌ی جالب توجه این است که با وجود دغد‌غه‌‌ی همیشگی میزان مطالعه و تنزل سلیقه‌‌ی مخاطب، اکثر متون مرتبط با ریویو نویسی در چند(ین) سال قبل نوشته شده‌‌اند.

همچنین ببینید

شازده احتجاب و برخی نقدها

عظمت نوشتار هوشنگ گلشیری ـ و واژه‌ی عظمت در این‌جا تعبیر به‌حقی است ـ امروز …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *