خانه / یادداشت / مرام ما

مرام ما

به بهانۀ برگزاری دومین جشنواره انجمن های ادبی، جایزه ملک‌الشعرای بهار و به یاد مجله ادبی دانشکده

برای این‌که قارئین گرامی ما از روح یک مجله با مسلکی مطلع شوند، لازم دیدیم، مقاله اول این شماره را در روی زمینه مرام و نظریات خودمان قرار دهیم.

مجله (دانشکده) برای ترویج روح ادبی و تعیین خط مشی جدیدی در ادبیات ایران ایجاد می‌شود _این مجله را (دانشکده) اداره می‏‌کند، حالا چه ضرر دارد که شما (دانشکده) را هم بشناسید؟

آری در غره ماه ربیع‌‏الاول سنه ۱۳۳۴ یک جلسه کوچکی از یک‏ عده جوانان ادیب خوش‌طبع در تهران تشکیل شد که |آن جلسه را جز یک انجمن کوچک ادبی نمی‏‌توانستیم نامید؛ در آن انجمن، فقط غزل‏‌هایی به روال متغزلین قدیم ایران طرح شده و اعضاء در روی آن اقتراحات غزل می‌‏گفتند، رفته رفته، اعضای آن زیادت شده و در اوایل سال ۱۳۳۵ (قمری) انجمن کوچک شعری ما، خود را قادر دید که در روی اصول تازه ترقی که شامل تدقیقات نظمیه و نثریه و ترجمه ادبیات خارجی باشد ورزش نماید، جرگه کوچک ادبی به (دانشکده) نامیده شد، و با ارتقای فکری اعضاء و تکامل فنی صاحبان خود، ترقی کرده و رو به تکامل نهاد، نظام‏‌نامه اساسی آن در اواخر سال گذشته تجدید، و بند اول مرام عملی آن که عبارت از: «تجدیدنظر در طرز و رویه ادبیات ایران» بود، بر روی احترام اسلوب لغوی و طرز ادای عبارات اساتید متقدم، با مراعات سبک جدید و احتیاجات عمومی حال حاضر در نظر گرفته شده و به تهیه موادی که درخور اجرای چنین مقصودی باشد دانشکده مشغول شد. دانشکده برای معرفی خود و نشر تعالیم و تبلیغ آمال و آرزوهای عاجل و آجل خود، به داشتن یک مجله محتاج و امتیاز آن در سال ۱۳۳۶ تحصیل و مقدمات نشر آن با عدم موجودیت کمترین وسیله و اسبابی، فقط در سایه مساعی و کوشش اعضای مجمع مزبور فراهم و اینک اولین شماره مجله دانشکده است، که منتشر می‌شود.

بدون همهمه، بدون سر و صدا و خودنمایی این است نتیجه کوچکی که برای بار اول از طرف یک مجمع کوچک ولی مترقی و فعال به معرض عمل در آمده، و با همین سکوت مقرون به عمل و تکامل، امید می‌‏رود که یک نمونه از روح نوین ادبیات قرن بیستم، که می‌‏رویم تازه فواید آن را دریابیم، بر روی بنیان محکم زبان فارسی و حفظ لغات زنده و شیرین، و امثال و یادگارهای تاریخی این لسان نمکین، به هموطنان ادب‏‌دوست و ادیب‌‏نواز خود تقدیم داریم.

***

دنیا دستخوش انقلابات است. از دریاها تا کوه‌‏ها و بیابان‏‌ها از ممالک عظیمه تا فامیل‏‌های کوچک و همچنین از فورم لباس‏‌ها تا فورم لغات و اصطلاحات. همه چیز شیرین در این عرصه منقلب و محیط متغیر دستخوش تقلب و تغییرند؛ پس شگفت نیست اگر در ادبیات ما و حتی در لغات و اصطلاحات ما و طرز ادای مقاصد ما تغییراتی حاصل شود. در عین حال ما نمی‏‌خواهیم بیش از آن‌که سیر تکامل به ما امری دهد ما خود مرتکب امری شویم.

این است که موافق احتیاجات فعلی هیئت اجتماعیه و مطابق محیطی که ما را تکمیل خواهد نمود، یک تجدد آرام آرام و نرم نرمی را اصل مرام خود ساخته، هنوز جسارت نمی‏‌کنیم که این تجدد را تیشه عمارات تاریخی پدران شاعر و نیاکان ادیب خود قرار دهیم. اینست که ما فعلا آن‌ها را مرمت نموده و در پهلوی آن عمارات به ریختن بنیان‌‏های نوآئین‏‌تری که با سیر تکامل دیوارها و جرزهایش بالا می‏‌روند مشغول خواهیم شد.

***

ما در هر کاری دو چیز را در نظر داریم: احتیاج و امکان _عقیده ما اینست که تا ملت به چیزی محتاج نشود نباید آن‏ را بخواهد و تا در چیزی امکان فعلیت یافتن نمی‏‌یابد در راه حصول آن چیز تفدیه ننماید_ این است که با وجود داشتن آمال ادیبه طولانی و حس تجددپروری مفرطی که روح جوانی و تحصیلات جدیده آن را به افراد ما عطا نموده است تا جایی سخن گفت و بدان عمل می‏‌نمائیم که احتیاج عمومی و امکان فعلیت یافتن آن ‏را _و او با تحمل رنج و تعب_ احساس نمائیم.

ما پیش از آن‌که خط فارسی به همین حالت، ناقص باقی و دامنه لغات عجم به این تنگی برقرار و اصول فنی و علمی تا این درجه در کشور ما مفقود است تا وقتی‏ که احساسات عمومیه و اخلاق ملّیه و افکار هیئت اجتماعیه ما به حال حاضر مستقر و یاران ترقی و تجدد به قدر یک قطره در زمین دماغ‏‌های اکثریت افراد این آب و خاک نباریده است، بی‌فایده می‏‌بینیم که مثلاً مجله خود را با خطوط مقطعه به طبع رسانیده و اشعار خود را با سیلاب‌های ناموزون اروپایی وفق داده و مقاصد خودمان را در لباس‏‌های خیلی تازه که هنوز مفهوم آن‌ها در کشور ما نامعین است، به جلوه درآوریم.

ما تا وقتی که استعداد و احتیاج عمومی، کتابی بهتر و طرف توجه‌‏تر از بوستان سعدی و دیوان حافظ از اثر فکر فرزندان عصر حاضر در کشور ما منتشر نشده است، قدری زود می‏‌بینیم که دیوان سعدی و حافظ را در آب بی‌‏قدری و انتقاد شسته و یک جریان معینی را مسدود نموده و آب را به طرف بالا بدون ضرورت جریان دهیم. و بالاخره کسانی را که در تجدد ادبی به حد افراط قدم زده و یا فقط خیالات پراکنده غیر عملی را برای تفنن انتشار می‌‏دهند، ملامت و یا تخطئه نکرده و هر عقیده را مقدس می‌‏دانیم _و عقیده ما نیز به همین دستور مقدس است_ ولی فقط این را می‏‌گوئیم که عقایدی مقدس‌‏تر خواهند بود که بلافاصله پس از گفتن به موقع عمل درآمده و در محیط خود عامل یک نوع تأثیرات نوینی واقع گردند.

***

فعلا، این مجله «دانشکده» است که بر روی نظریات دقیقانه و عقاید فوق با یک مسلک روشن و معینی داخل خط عمل، شده و طرفداران خود را نیز به عمل و اقدام و تعقیب از رویه خویش دعوت می‏‌نماید.

مجله ما، دارای یک روح جوان و فکر آزاد متجددی است که در ضمن مقالات تاریخی و تمثیلی و سرگذشتی و آثار ادبی شعری و نثری خود و در تلو نمونه‏‌های ادبیات ملل متنوعه و تجدید آثار اساتید قدیم ایرانی و غیره مقاصد خود را بدون چکش و سوزنی، در میان افکار و پرده‌‏های دماغ متذوقین و جوانان و کلیه هوشمندان وطن فروبرده و تزریق می‌‏نماید.

مجله ما از مناقشات سیاسیه و تفنناتی که بر روی مدح یا هجو این و آن، معمول به تجار و دلالان ادبی و سیاسی است، به شدت احتراز جسته و از نشر اخبار یومیه نیز معذرت می‌‏جوید، ولی در مناقشات و انتقادات ادبیه تا جائی که همگنان را در خور مناقشه و متحاوره بداند با نهایت نشاط و حرارت حاضر و برای پیش بردن عقاید و نظریات اساسی خویش، در هر حال مجاهدت خواهد نمود.

م. بهار

[شماره (۱)، برج ثور ۱۲۹۷ مطابق آوریل۱۹۱۸، صص۱-۶]

همچنین ببینید

انجمن‌های ادبی و مخاطب‌یابی

در این تردیدی نیست که همه ما معتقدیم باید ادبیات را ارتقا بدهیم و تلاش …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *