خانه / گفت‌وگو / ما تابع شرایط هستیم

ما تابع شرایط هستیم

برسی چالش‌های مدیریتی نمایشگاه کتاب تهران در گفت‌وگو با همایون امیرزاده

گفتگوی الف‌یا با همایون امیرزاده، سخنگوی نمایشگاه کتاب، در یک بعد از ظهر بهاری و چند روز مانده به افتتاح نمایشگاه کتاب در وزارت علت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد. امیرزاده هنوز شور و صراحت جنوبی‌اش را در ساختمان بهارستان تهران با خود داشت و به همین علت گفتگو الف‌یا با او به سرنوشت نوعی گفتگو با مدیران مبتلا نشد. خواندن این گفتگو را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

دیانی: آقای امیرزاده، اولین پرسش من این است که مسئولیت نمایشگاه کتاب به صورت مشخص با کیست؟ ما نام‌های مختلف، تشکل های مختلف و مؤسسات گوناگون را در امور نمایشگاه می‌شنویم که خودشان را سهیم می‌دانند در این اتفاق؛ اما هنگام سؤال و نقد و در مقام پاسخ‌گویی، یک نهاد یا یک جریان یا یک فرد پاسخ‌گو نیست؛ بلکه هرکدام مسئولیت را به دوش دیگری می‌اندازند. در نمایشگاه کتاب ما از نام عالی‌ترین مقام وزارت‌خانه – شخص وزیر- گرفته تا تشکل‌هایی مثل صنف ناشران، مؤسسه‌ی نمایشگاه‌ها و دیگر ارکان وزارت‌خانه سهیم و دخیل در برگزاری نمایشگاه هستند. گاهی اوقات حتی اسم نهادهای بیرونی مثل شهرداری و نیروی انتظامی مطرح می‌شود. من که از بیرون نگاه می‌کنم احساس می‌کنم کسی از صفر تا صد قضیه را به عهده نمی‌گیرد. به شکلی که بگوید این خوبی‌اش برای من است؛ ضعف‌اش هم برای من است. در دوره‌ی کنونی و در روند کلی نمایشگاه کتاب، تصمیم، اراده و سهم کدام بخش بیشتر از همه است؟

امیرزاده: من هم خیلی صریح سعی می‌کنم پاسخ جنابعالی را بدهم. قبل از آن، یک مقدمه‌ی کوتاهی عرض کنم. بخشی از فرمایش ما ناظر بر این موضوع است یا از آن‌جا نشأت می‌گیرد که رخداد نمایشگاه کتاب، یک رخداد فراسازمانی یا فرا وزارت ارشادی است. خب همان‌گونه که الآن شما در این سمت موضوع، دنبال نفر اصلی یا نهاد اصلی می‌گردید که ما اعتقاد داریم نمایشگاه کتاب صاحب دارد و صاحبش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است؛ چرا که مسئولیت پاسخ‌گویی قبل، حین و بعد از نمایشگاه بر عهده‌ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اما این پدیده آن‌چنان پر حجم و بزرگ و با اهمیت است که به نوعی همه‌ی ارکان نظام، خودشان را در نمایشگاه کتاب دخیل می‌دانند. گاهی ما واقعاً فکر می‌کنیم نمایشگاه کتاب برای وزارت ارشاد نیست؛ مال دیگران است. دلیل ندارد که ورود کنند. چرا ورود می‌کنند؟ مگر مسئولیت برای وزارت ارشاد نیست؟ چرا فلان جریان و نهاد باید هم‌زمان با نمایشگاه کتاب، تورش را پهن کند تا ماهی مقصود خودش را صید کند؟ مگر ما صاحبش نیستیم؟ اگر آن‌ها هستند پس پاسخ‌گو هم باشند. خیلی‌ها خودشان را شریک می‌دانند. همان مجموعه‌ای که شما فرمودید یا دیگران و دیگران. این نظر معطوف به یک جریان یا نهاد خاص نظارتی نیست. این پدیده‌ای است که همگان فکر می‌کنندصاحب نمایشگاه کتاب هستند. از صاحب‌منصبان نشر گرفته تا صاحب‌منصبان حکومتی تا صاحب‌منصبان دولتی. من خیلی راحت عرض می‌کنم خیلی از مسائلی که در نمایشگاه کتاب شکل می‌گیرد مورد رضایت ما در وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی نیست. بعضی‌ها این تولیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دچار خدشه می‌کنند. از کجا ناشی می‌شود؟ به دلیل گستردگی، عظمت و بزرگی این رخداد خیلی‌ها احساس می‌کنند در مسأله‌ی نمایشگاه کتاب باید به تکلیفشان عمل کنند. همیشه این تکالیف وجود دارد و در نمایشگاه کتاب تهران، ظهور و بروز پیدا می‌کند. هم از نشر است هم از حوزه‌های نظارتی و دیگران و دیگران. ما هم به این روش تقریباً عادت کردیم؛ اما هماهنگ کننده‌ی این مطالبات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. ما معمولاً بعد از نمایشگاه، در یک جلسه‌ای که هر سال برگزار شده و فکر می‌کنیم جزو جلسات همیشگی قرار گرفته، در مقام پاسخ‌گویی در جاهای مختلف حاضر می‌شویم. به سؤالات ریز و درشت، پاسخ می‌دهیم. به مطالبات درست و نادرست؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به داوری‌ها و پیش‌داوری‌های حق و ناحق -همگی صدر تا ذیل آن- نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد پاسخ‌گو است. چون طبیعتاً آن‌جا موضوع محتوا است. البته ما در مقام پاسخ‌گویی، ادله‌ای که در پاسخ به این سوالات، جمع‌آوری می‌کنیم طبیعتاً از مجموعه‌هایی هستند که با ما همکاری می‌کنند؛ همان‌طور که فرمودید، مجموعه‌ی ناشران، مجموعه‌ی دست‌اندرکاران. اما پاسخ‌گوی اصلی و واقعی و صاحب اصلی نمایشگاه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. اگر بنابر سیاستی -که سیاست درستی هم هست و باید محقق شود-امور اجرایی این رخداد به بخش خصوصی واگذار شود ما نمی‌توانیم خودمان را در موضوع محتوا مسلوب‌الاختیار تلقی کنیم. اگر ما هم چنین دیدگاهی داشته باشیم قانون‌گذار اجازه نمی‌دهد ما رافع مسئولیت خودمان باشیم. به همین دلیل این مطلب را عرض می‌کنم که برعکس فرمایش شما من فکر می‌کنم نمایشگاه صاحب دارد. پاسخ‌گو دارد. مجری دارد. دستورالعمل دارد. ولی چون مجموعه‌ای متکثر از همه‌ی جریانات فرهنگی، سیاسی، ادبی و جریانات اقتصادی حوزه‌ی نشر می‌خواهند در این فعالیت پرکشش و متراکم برای خودشان سهمی، جایگاهی، میزی اختیار کنند طبیعتاً احساس می‌شود نمایشگاه، دست همگان است. درست است از آن منظر همه‌ی صاحب‌منصبان حضور دارند ولی صاحب اصلی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

دیانی: آقای امیرزاده، من پرسش قبلی ام را به این شکل تکمیل کنم که آیا وزارت ارشاد از اختیارات کافی و در کنار اختیارات، از اقتدار و امکانات کافی برای برگزاری نمایشگاه مطلوب خودش برخوردار است یا نه؟ الآن این‌طور می‌فهمیم که وزارت ارشاد، مجوزها را می‌دهد. وزارت ارشاد، کمک‌ها را انجام می‌دهد. وزارت ارشاد، امکانات را در اختیار ناشران، کتاب‌فروشان و بدنه‌ی صنعت نشر قرار می‌دهد ولی خودش سیاست‌های شفافی ندارد و اگر دارد ما آن سیاست‌های شفاف را نمی‌بینیم. بازهم اجازه دهید این پرسش را تکرار کنم: آیا نمایشگاهی که امروز برگزار می‌شود نمایشگاهی است که باب میل وزارت ارشاد است؟ یا به ضرورت شرایط، شما تن داده‌اید به چنین وضعی؟

امیرزاده: البته در بخش اول، به نظرم خوب بود آن سؤال طرح شد که اصل مطلب جا بیفتد. اما این‌که آیا این نمایشگاهی که شکل می‌گیرد مطلوب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است یا نه؟ من با چند علامت سؤال و در واقع با یک دوگانه‌ای سعی می‌کنم این موضوع را جلو ببرم. اصل ماجرا این است که ما به عنوان متولی رسمی حوزه‌ی فرهنگ، باید تسهیلاتی را فراهم کنیم که ناشران و تولیدکنندگان بتوانند محصول خودشان را به خوبی ارائه دهند و مردم و مصرف‌کنندگان کتاب هم بتوانند کالای فرهنگی خودشان را به سهولت پیدا نموده و خریداری کنند. این اصل ماست. اما در حاشیه‌ی این اتفاق، عرض کردم که گستردگی و اهمیت این موضوع و حجم محتوایی که ورود پیدا می‌کند به نمایشگاه و این‌که خاستگاه تجمعات میلیونی نخبگان فرهنگی جامعه است؛ طبیعتاً حواشی و مسیرهایی را به صورت ناخواسته ایجاد می‌کند؛ که آن مسیرها ممکن است مطلوب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نباشد. به عنوان مثال یک قرائت وجود دارد که نمایشگاه، یک گردش اقتصادی حوزه‌ی نشر است؛ چه ربطی به محتوا دارد؟ چه ربطی دارد که چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد؟ ناشران بیایند کتاب را خرید و فروش کنند. اما نه؛ در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقویت جنبه‌های فرهنگی نمایشگاه، جزو موضوعات مهم است. بعضی وقت‌ها تعارض پیش می‌آید. یعنی در واقع یک پارادوکس شکل می‌گیرد. این پارادوکس از کجا ناشی می‌شود؟ حوزه‌ی نشر، مجموعه‌ی ناشران، اولین موضوع‌شان این است که یک فعالیتی مبتنی بر گردش عادی حوزه‌ی نشر برای خودشان متصور هستند. اما از آن سمت، ما اهداف دیگری هم بر این رخداد مترتب هستیم. چه از منظر محتوا و ارائه‌ی محتوا و چه از منظر این‌که این فعالیت فرهنگی بتواند به فرایندهای فرهنگی کشور کمک کند. بتواند به مطالباتی که در این حوزه است کمک کند. بتواند به اهدافی که مدنظر است کمک کند. مثلاَ ترویج کتاب‌خوانی، یکی از اهداف عالیه‌ی نظام فرهنگی ماست و اگر ما پیش‌فرض اول یعنی آن نگاه صِرفِ اقتصادی ناشر را در نظر بگیریم که فقط کتاب بفروشیم اما توجهی به رویکردهای فرهنگی و رسوب شدن فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی نداشته باشیم به مطلوب‌مان نرسیدیم. اگر بخواهم شفاف و بدون ملاحظه این موضوع را خدمت شما عرض کنم -که باید هم این‌گونه باشیم- استنباط من این است که ما همه‌ی اهداف‌مان را نمی‎توانیم و نتوانسته‌ایم در قالب نمایشگاه کتاب، محقق کنیم. علتش هم این است که شکل‌گیری این سازمان و سامانه‌ی بزرگ نمایشگاه کتاب، بر اساس اتفاقات و نیازهای ابتدایی آن روز جامعه فرهنگی ما بود. در حالی که امروز ما از آن نیازها یا فاصله گرفتیم یا گونه‌های دیگر ورود پیدا کردند که ما نمی‌توانیم در همان بستر حرکت کنیم. در واقع نمایشگاه کتاب تهران، فروش‌محور است. نمایش‌محور نیست. نمایشگاه مطلوب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که در کنار سود و منفعتی که از این حوزه، متوجه نشر کشور می‌شود به یک نمایشگاه واقعی تبدیل شود. ما تا رسیدن به نمایشگاه واقعی مطلوب کتاب، فاصله داریم و این فاصله فقط با یک موضوع، کم می‌شود؛ این که حوزه‌ی کاربران ما – یعنی مجموعه کسانی‌که تنور این ماجرا را گرم می‌کنند؛ ناشران، تولیدکنندگان و مؤلفان تقویم اقتصادی- خودشان را صرفاً نمایشگاه کتاب تلقی نکنند. امروز ، هم برای ناشران و هم برای برخی مصرف‌کنندگان، تقویم فروش سالانه‌ی کتاب‌مان شده نمایشگاه کتاب.

دیانی: جناب آقای امیرزاده، من برخلاف این گفته شما احساس می‌کنم سیاست‌های نمایشگاه کتاب به نوعی مدام به نفع یکی از ارکان نمایشگاه می‌چرخد. یعنی اگر سه رکن وزارت فرهنگ، صنعت نشر و مصرف‌کنندگان کتاب را در نظر بگیریم به نفع صنف نشر و صنعت نشر دارد تغییر می‌کند. شاید چون مخاطبان کتاب، تشکل صنفی متمرکزی ندارند که خواسته‌های خود را بیان کنند مدام این شیوه‌ی فروشگاهی کتاب و جُنگ کتاب تقویت می‌شود. من می‌خواهم بدانم چه تصمیمات عملیاتی در این حوزه گرفته شده است؟

امیرزاده: ببینید آقای دیانی ما با نگاه بدبینانه، زیاد نمی‌توانیم به این رخداد نگاه کنیم. علت، همین است که نمایشگاه کتاب در حوزه‌ی تقویت رویکردهای فرهنگی و نمایشگاهی تحولات رو به جلویی ایجاد کرده. به عنوان مثال، این‌که در حوزه‌ی بین‌الملل، نمی‌توانیم برند نمایشگاه کتاب‌مان بین‌المللی باشد ولی نسبت به اتفاقات پیرامونی‌مان توجهی نداشته باشیم. خب مباحث تخصصی فراوانی در این زمینه صورت گرفته. این‌که شما می‌بینید پدیده‌ی مهمان ویژه، خودش یک حلقه و یک پل ادبی و فرهنگی بین کشورهای مبدأ و مقصد به وجود می‌آورد که در تکامل سیاست‌های نمایشگاه، شکل گرفته. پدیده‌ی مهمان ویژه را حدوداً سه تا چهار سال است که داریم. قبل از آن نداشته‌ایم و هر سال این ایده، باز به اشکال مختلف خودش را ظهور می‌دهد. این‌که الآن خدایی نکرده کار به این‌جا نرسد که بشود مصداق آن‌چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد. مثلاً ما بگوییم مرغ همسایه غاز است. نمایشگاه فرانکفورت، این. نمایشگاه دوبی، این. نمایشگاه پاریس، این. خب ما در این بخش وقتی می‌بینیم که تا سال ۲۰۲۰ کشورها در صف آمدن به ایران به عنوان مهمان ویژه هستند برای ما یک اتفاق خوب است. برای نمایشگاه یک اتفاق خوب است که کشورها در نوبت قرار می‌گرفتند مثل جریان ثبت سفارشات. یعنی مثل این‌که ما به نوعی تا سال ۲۰۲۰ ثبت سفارش داشتیم. خب این می‌خواهد چه بگوید؟ می‌خواهد این را بگوید که الآن نمایشگاه کتاب تهران، یک ظرفیت در خود ایجاد کرده که ناشر بیرونی یا مدیران فرهنگی خارج از ایران، ترجیح‌ و انتخاب‌شان این است که از درگاه و دریچه‌ی نمایشگاه کتاب تهران، خودشان را به مخاطب ایرانی معرفی کنند. این یک دستاورد است. ما در حوزه ترجمه یا همان بازار جهانی فعالیت برای مبادله رایت ما کشوری هستیم که به کنوانسیون برن نپیوستیم به هر صورت بحث کپی‌رایت وقتی ما در نمایشگاه‌های بیرون می‌رویم یک چالش جدی برای ما است ولی با همه این وضعیت ما نظام کپی رایت داخلی را که در واقع یک موضوع اخلاقی است طراحی دارد می‌شود و در نمایشگاه کتاب بخشی از آن ظهور و بروز پیدا می‌کند. شاید شیب رسیدن به نمایشگاه مطلوب، کند باشد ولی جهت نشان می‌دهد که ما داریم به آن سمت حرکت می‌کنیم

دیانی: نکته‌ای که من احساس می‌کنم کردم این است و اگر حس من اشتباه است شما صحبت من را تصحیح کنید این است که قدرت چانه‌زنی صنعت نشر و صنف ناشران در روند و وضعیت فعلی نمایشگاه بیش از سایر مؤلفه ها مؤثر است و همین امکان چابکی را از مدیریت نمایشگاه گرفته است. به هر حال برای این گروه چرخش اقتصادی در اولویت است و البته طبیعی است که این صنف باید حافظ منافع خودشان باشند اما این احساس هم هست که اصرار بر تأمین منافع با شیوه های قدیمی، راه را بر تغییر شیوه‌ی برگزاری نمایشگاه بسته است.

امیرزاده: ببینید ما زمانی مسیر خودمان را می‌رفتیم؛ نشر هم مسیر خودش را. ولی امروز در حوزه‌ی سیاست‌گذاری، فعالان این بخش – که همین ناشران باشند- صندلی‌شان کنار صندلی مدیران ما قرار گرفته. شما می‌گویید شورای سیاست‌گذاری. آقای دکتر جوادی یا صالحی و امیرزاده دیگر نیست. در کنار صندلی آقای دکتر جوادی، آقای رضا امیرخانی می‌نشیند. آقای فریدون امیرزاده‌خلیلی می‌نشیند. آقای اشعری می‌نشیند. آقای مهدی فیروزان و دیگران و دیگران. خب تشکل‌های فراگیری که مجری این برنامه هستند قرار می‌گیرند. دوستان ما از مجمع ناشران انقلاب اسلامی، آن‌جا صاحب کرسی می‌شوند. خب این رخداد می‌تواند رخداد خوبی باشد. یعنی این‌که در فرایند تصمیم‌گیری‌هایی که می‌خواهد فلش جهت را به سمت مصرف‌کننده ببرد، به سمت رویکردهای فرهنگی، به سمت توجه به ظرفیت‌های خارج از روز معطوف کند، آن‌جا صنف ناشر نیست که تصمیم می‌گیرد. یک اجماع عمومی دارد شکل می‌گیرد که ما این مسیر را حرکت کنیم خوب است و آزمون و خطاها را حداقل کم می‌کند. در همین امسال که در بحث شورای سیاست‌گذاری مواردی داشتیم، ممکن است اشکالات فراوانی مترتب شود بر این نظرات. به عنوان مثال همین شعار نمایشگاه که از دل این شورای سیاست‌گذاری بیرون می‌آید ان‌قلت‌هایی داشت؛ حرف و حدیث‌هایی داشت که ما گفتیم در یک فرایند دموکراتیک شکل گرفته. یعنی اعضایی که انتخاب کردند و اجماعی که صورت گرفت، همه در آن سهیم بودند هم از ناشر و هم از مسئولین. یعنی این اتاق فکر و این خرد جمعی، این کنار هم قرار گرفتن حتی در بحث سیاست‌گذاری‌ها می‌تواند برای ما یک سوپاپ اطمینان ایجاد کند که مسیر نمایشگاه، صرفاً مسیر بهره‌برداری نشر نیست.

دیانی: آقای امیرزاده، خود شما به مسائل و حواشی که پیرامون شعار این دوره از نمایشگاه ایجاد شد اشاره کردید. به نظر من طراحی این شعار یک نکته را آشکار می کرد و آن نکته این بود که بدنه‌ی نشر و بدنه‌ی نمایشگاه از مخاطب نشر و نمایشگاه عقب هستند و مخاطب نمایشگاه، سهمی در سیاست های نمایشگاه ندارد.

امیرزاده: عرض من این است ما در بحث مصرف‌کننده یا به تعبیر شما مخاطب، اگر احساس می‌شد یا به این نتیجه رسیده بودیم نمایشگاه کتاب، تأمین‌کننده‌ی نیاز مخاطب ما هست که سیاست‌های تکمیلی راه‌اندازی نمی‌کردیم. پس به آن نرسیدیم/ این انتظار بزرگ و در واقع بی‌انتها و غیرمنطقی که نمایشگاه کتاب تهران باید نیاز همه‌ی مخاطب‌های حوزه‌ی منابع مکتوب را تأمین کند به نظر خیلی منطقی و هوشمندانه و واقعی نیست. به همین دلیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در این مورد معاونت فرهنگی از دو سال پیش این آلارم‌ها را که از قبل هم دریافت کرده بود تجزیه و تحلیل کرد. تبدیل به سیاست‌های تکمیلی کرد. سیاست‌های جدیدی که می‌گفت. من یک مثالی خدمت شما عرض کنم. مثل نمایشگاه کتاب تهران بعضی‌ها خیال نکنند که نمایشگاه کتاب شهر تهران است. نمایشگاه کتاب تهران در گستره‌ی ملی است یعنی کسی‌که در هرمزگان سهمی برایش قائل هستیم باید خودش را در نمایشگاه کتاب تهران ببینند ولی خدایی با چهل هزار تومانی که من معاونت می‌دهم می‌توانم دانشجو را از هرمزگان به این‌جا بکشانم؟ پس ببینید حق مصرف‌کننده در نمایشگاه کتاب صرف نمایشگاه کتاب رعایت نمی‌شود. عدالت، رعایت نمی‌شود. حالا ما چه کار می‌کنیم؟ سیاست‌های تکمیلی را در نمایشگاه کتاب استانی می‌گذاریم. باز می‌بینیم که یک بخشی از کتاب‌فروشی‌ها نگران هستند. طرح‌های فصلی را راه‌اندازی می‌کنیم مثل عیدانه‌ی کتاب. می‌گوییم مردم در هر کجای این کشور که هستید اگر کتاب‌فروشی در شهرتان است؛ منِ معاونت فرهنگی بیست درصد تخفیف می‌دهم بروید کتاب‌تان را تهیه کنید. دریافت کنید. مثل این است که شما به تهران آمده‌اید. البته حجم کتاب‌ها مختلف است. موضوع دیگر این است که ما در مجموع، دوازده هزار یا پانزده هزار – دقیق نمی‌دانم- مجوز صادر کرده‌ایم در کشور و می‌گوییم بین سه تا پنج هزار تا از این‌ها فعال هستند و تعریف‌مان هم این است که در طول سال یکی دوتا کتاب منتشر کند. شاید برای شما جالب باشد بدانید که ما روزانه نزدیک دوازده کتاب شعر مجوز می‌دهیم. یعنی در کشور روزی دوازده نفر به شاعرها اضافه می‌شوند. خب قاعده‌ای هم که ندارد. قانون‌گذار به ما نگفته که شما حق ندارید این کتاب را مجوز ندهید. خب آن‌جا روند خودش را دارد. یک محتوایی که هنجارها را داشته باشد؛ مسائل اجتماعی را داشته باشد؛ ایجاد تفرقه قومی نکند و …. این‌ها اجز ضوابط نشر است ولی نگفته که شما حق ندارید مجوز دهید. اما عرض بنده این است که روزانه دوازده فرد شاعر داخل کشور تولید می‌شوند. این‌که ملت ما ملت شعرپرور است و سلیقه‌ی شعری‌اش خوب گل می‌کند هیچ شکی نیست. من این مثال را زدم تا به این موضوع برسم که اگر فرض بگیریم سه هزار ناشر فعال داریم؛ معادله، معکوس می‌شود نسبت به خیلی از کشورها. خیلی از کشورها تعداد ناشران‌شان از تعداد کتاب‌فروشی‌هایشان به مراتب کمتر است اما در کشور ما سه هزار و پانصد ناشر فعال داریم. خوش‌بینانه‌اش هزار کتاب‌فروشی خوب قابل ارائه. در واقع این‌که بتواند محصولات ناشران را ارائه دهد دوهزار ناشر سرشان بی‌کلاه می‌ماند. این دوهزار ناشر باید بتوانند در یک جایی مثل نمایشگاه‌های استانی و کتاب خودشان را عرضه کند.

دیانی: شما خودِ این عدد را نشان‌گر یک اتفاق معیوب در صنعت نشر نمی‌بینید؟ این که ناشران به صورت یکسان و بدون نگاه به کیفیت آثارشان از حمایت های یکسانی برخوردار باشند اصلاً منطقی به نظر نمی‌رسد.

امیرزاده: حتماً همین‌طور است. امروز وزارت فرهنگ به این نقطه رسیده که نظام اعطای یارانه‌ها قطعاً باید اصلاح شود و قطعاً اصلاح می‌شود. من یک عدد را خدمت جنابعالی عرض کنم که ببینید چقدر ما فاصله داریم تا آن چیزی که اگر بخواهیم به این شکل ادامه بدهیم این بودجه‌های حداقلی و آن مطالبه‌ها را می‌بلعد و هیچ اثری هم از آن باقی نمی‌ماند. ما فرض را بر این بگیریم همین پنجاه هزارتومانی که ما معدل داریم یارانه می‌دهیم به دانشجو -جمعیت هدف – آیین‌نامه‌ی قانون برنامه چهارم توسعه این است که می‌گوید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یارانه‌ها را در اختیار این گروه‌ها قرار بدهد: دانشجویان، طلاب، دانش‌آموزان، اساتید و سایر اقشار. سایر اقشارش باز است دیگر. ما حساب کردیم جمعیت دانش‌آموزی ما به اضافه‌ی جمعیت دانشجویی ما به اضافه‌ی جمعیت‌های دیگر می‌شود نصف کشور. مگر می‌شود؟ اصلاً آن‌ها را رها کنید. فقط به دانشجویی توجه کنید. پنج میلیون دانشجو داریم. به هر کدام بخواهیم پنجاه هزار تومان بدهیم می‌شود دویست و پنجاه میلیارد تومان. الآن کل بودجه‌ای که از محل یارانه‌های حوزه نشر و مطبوعات در اختیار کل معاونت فرهنگی و مطبوعاتی قرار می‌دهیم – چون ما ردیفمان مشترک است؛ ردیف ما با ردیف معاونت مطبوعاتی در یارانه‌ها مشترک است- باز این اندازه نیست. ما بر اساس این آیین‌نامه، فقط دو درصد از جمعیت هدف را می‌توانیم تحت پوشش قرار دهیم. می‌گوییم دانشجو ثبت‌نام کن. ده روز هم فرصت می‌دهیم برای ثبت‌نام. همان شب اول پنج میلیون وارد سایت می‌شوند و ظرف سه چهار ساعت این سایت متراکم می‌شود. ما از دو سال پیش گفتیم این طور خیلی بد است. بیاییم سهمیه بندی منطقه‌ای کنیم. این کار را انجام دادیم. یعنی تعداد دانشجویان هر استان را گرفتیم و به همان نسبت هم آن اندک یارانه را از آن ۲۵۰ میلیارد تومان مورد نیاز در اختیار آن‌ها قرار دادیم. خوب است چقدر بگیریم؟ هشت میلیارد تومان و عرض کردم از پنج میلیون جمعیتی که هست خیلی خوش‌بینانه دو درصد. زیر دو درصد. ما تحت پوشش خودمان گرفتیم. خب آیا معقول است که ما این مسیر را جلو برویم؟ آیا افزایش قیمت کتاب این اجازه را به ما می‌دهد؟ چرا؟ الآن خودم- شخصاً مطالعات شخصی خودم است در حوزه‌ی نمایشگاه کتاب- سال به سال نسبت حضور دانشجویان شهرستانی به نمایشگاه کتاب برعکس است. البته دانشجویان شهر اصفهان حضور خوبی دارند اما خیلی از شهرهای دور از مرکز ایجاد انگیزه برایشان نمی‌شود.

دیانی: خب به هرحال این یک واقعیت است. چند روز قبل متنی از یکی از نویسندگان شهرستانی خواندم که گفته بود زمانی ما نمایشگاه کتاب می رفتیم پول خرید کتاب نداشتیم الآن اما پول رفتن به نمایشگاه را هم نداریم.

امیرزاده: البته خب شما باید بپذیرید که بخشی از مشکلات حوزه‌ی نشر و کتاب و کتاب‌خوانی، سرریز شدن مسائل و مشکلات حوزه‌های دیگر است. آقای دیانی، من و شما وقتی‌که اولین نیاز زندگی‌مان معیشت باشد رغبتی به خرید و خواندن کتاب وجود ندارد. طبیعتاً بخش فرهنگ یک بخشش انباشت و سرازیر شدن برخی موارد است. فقط در یک جمله کوتاه کنم این بخش از فرمایش حضرتعالی را. که ما اگر به این نتیجه رسیده بودیم که نیاز مخاطبان را در نمایشگاه کتاب کفایت می‌کند سیاست‌های تکمیلی را راه‌اندازی نمی‌کردیم. این سیاست‌های تکمیلی، ناظر بر اصلاح بنیادین حوزه‌ی یارانه‌های نشر است. یک بخشش باید به زیرساخت ها برسد. ما مشکلمان در بحث نمایشگاه کتاب یک بحث کمبود و خلأ در شبکه‌ی توزیع است که باید آن را حل کنیم. تسهیلاتی که امروز برای راه‌اندازی کتاب‌فروشی‌ها شروع شده ناظر بر اصلاح این رویه است. اگر می‌خواهیم یارانه‌ای بدهیم به بخش‌های اصلی توجه کنیم نه این‌که صرف پدیده.

دیانی: ما در نمایشگاه کتاب تغییر مکان را زیاد داریم که به آن خواهیم پرداخت. می‌خواهم بدانم آیا بحث تغییر زمان نمایشگاه هم با توجه به همین نکاتی که گفته شد در دستور کار وزارت فرهنگ هست یا نه؟ خود شما مستحضرید که ماه اردیبهشت، ماهی است که هم فرصت به لحاظ آمادگی نهادها و ادارات است و هم به لحاظ نقدینگی و قدرت اقتصادی اقشار مختلف. واقعاً ماهی نیست که اقتصاد افراد و خانواده‌ها هنوز جان گرفته باشد.

امیرزاده: حالا یک مطلب هم من اضافه بر سازمان شما عرض کنم. بعد هم دلیلش را می‌گویم. اتفاقاً فصل بدی است از نظر ما برای بودجه سال جدید نیامده و محقق نشده. یعنی شما بر آن فهرستی که فرمودید این را هم اضافه کنید. در اصل ماجرا حوزه‌ی نشر ما این زمان را پذیرفته به عنوان فصل بده بستان‌های خودش. کسانی‌که تولید می‌کنند؛ کتاب را می‌فروشند؛ چک‌هایشان نمایشگاه کتاب است. در واقع، تقویم قراردادهایشان شروع می‌شود. انتهایش به نمایشگاه ختم می‌شود. کتاب به عنوان یک منبع درآمد است. اردیبهشت شده یک مبدأ برای حوزه‌ی نشر ما. خب با همین وضعیت عادت کردند و در واقع تنظیم می‌کنند. دانشگاه‌های ما – تمام دانشگاه‌ها در سطح کشور- در طول سال یک‌بار خرید می‌کنند؛ آن را گذاشته‌اند اردیبهشت ماه. آن هم نمایشگاه کتاب. یعنی کتاب‌هایی که لازم را دارند اردیبهشت از نمایشگاه می‌خرند. اما این‌که کلاَ از اردیبهشت نمی‌توانیم خارج شویم؛ اراده‌ای وجود ندارد. راجع به این موضوع، خیلی بحث شده. نمایشگاه کتاب تهران با همین وضعیتی که عرض کردم در تقویم نمایشگاه‌های بین‌المللی دنیا قرار گرفته. ما اگر بگوییم اسفند و اردیبهشت. رقبای دیگر ما جای ما را می‌گیرند. الآن خیلی از کشورها نمایشگاه‌شان را اردیبهشت برگزار نمی‌کنند. چرا؟ چون نمایشگاه تهران برگزار می‌شود. همین کشورهای همسایه‌ی خودمان و اگر عوض کنیم دوباره این تقویم پر می‌شود و پیدا کردن یا جا نمایی خودمان به عنوان نمایشگاه کتاب تهران در تقویم بین المللی بسیار دشوار است. خیلی از کشورها هم خودشان را با این تقویم تنظیم کردند. البته به مرور زمان می‌شود کاری کرد نه این‌که وحی منزل باشد اما واقعیت موجود، این است.

دیانی: آقای امیرزاده، در آغاز گفت‌وگو گفته شد که وزارت فرهنگ، متولی نمایشگاه کتاب است و حرف اول و آخر را وزارت فرهنگ می‌زند. با وجود این به نظر می‌رسد در خود وزارت فرهنگ، تمرکز و انسجام لازم برای سامان‌د‌هی نمایشگاه وجود ندارد. نمونه‌اش را در تلاقی نمایشگاه کتاب با دیگر برنامه-های وزارت‌خانه در خود مصلی دیده‌ایم که مطمئناً کار شما را در مورد نمایشگاه کتاب به شدت سخت کرد. در خود عوامل برگزاری نمایشگاه کتاب هم نوعی رفتارها و سیاست‌های متناقض می‌بینیم. به هرحال شما در وزارت فرهنگ، مؤسسه‌ی نمایشگاه‌ها را دارید که آدم احساس می‌کند صداهایی که در وزارت فرهنگ به گوش می‌رسد صدای هم‌سان و یک‌دست نیست.

امیرزاده: من فرمایش شما را قبول دارم. ببینید در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تمهیدات لازم – حداقل از نظر مانیفست برگزاری نمایشگاه‌ها- در شکل‌گیری مؤسسه‌ای به نام مؤسسه‌ی نمایشگاه فرهنگی ایران شکل گرفت که بنده هم جزو هیأت مدیره هستم به نمایندگی از معاونت محترم فرهنگ. اما این‌که چرا تا الآن نتوانستیم این مؤسسه را به عنوان یک مؤسسه‌ی مادر تخصصی معرفی کنیم. البته من گاهی پرهیز دارم چون می‌گویم مادر تخصصی‌ها را باید واگذار کنیم کلاً. اما اصل ماجرا این است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای خودش این ساختار را ایجاد کرده. یعنی یک مؤسسه‌ای که بازوی اجرایی وزارت و معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری نمایشگاه باشد. ده تا تمرکز که لازم نیست. شما یک مؤسسه با دویست نفر، با صد و ده بیست پرسنل، آیین‌نامه‌های مشخص دارید. من اعتقادم این است که تمام نمایشگاه‌هایی که در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می‌شود باید در ذیل مؤسسه‌ی ‌نمایشگاه فرهنگ باشد. عملاً این‌گونه نیست. عملاً ما نمایشگاه‌هایی هم داریم. البته سابقه‌ی برگزاری نمایشگاهی یا همکاری برگزاری نمایشگاه‌های مطبوعات، نمایشگاه قرآن یک بخش اجرایی‌اش را خود مؤسسه دارد انجام می‌دهد. اما این به نظرم باید آن‌چنان نهادینه باشد که اصلاً مو لای درزش نرود. یعنی این مجموعه، محکم و قبراق بایستد. همان‌گونه که در بحث نمایشگاه کتاب، ما دبیرخانه‌ی دائمی داریم. بازوی اجرایی معاونت فرهنگی در بحث نمایشگاه کتاب. این نباشد که مدیرعامل مؤسسه نمایشگاه‌ها انتظار این را بکشد که آیا معاونت مطبوعاتی نمایشگاه خودش را به ما می‌دهد یا نه؟ آیا معاونت نمایشگاه قرآنی موافقت می‌کند یا نمی‌کند؟ یا بگویم نمایشگاه‌های فرهنگی یا هفته‌های فرهنگی هنری.

دیانی: این تصمیمی است که وزیر باید ابلاغ کند؟

امیرزاده: ببینید من اعتقادم این است که تمرکز باید ایجاد شود. یک دستورالعمل واحد. قبلاً هم شروع شده بود. البته ملاحظاتی هم ایجاد شده بود. البته الآن شما می‌دانید که با تنوع هیأت امنای مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی ایران که هم از سازمان‌های ارتباطات، هم از معاونت مطبوعاتی و معاونت فرهنگی و هم از معاونت قرآنی، آن‌جا حضور دارند؛ بن‌مایه‌ی این موضوع را ما الآن داریم. اصلاً نفس حضور این حضرات در هیئت امنا این است که این اتفاق، ردخور نداشته باشد و تعیین تکلیف بشود. یعنی بدانند که بودجه‌ی سالانه هم در اختیار مجری قرار می‌گیرد و تمام. و در طول سال دچار دل‌نگرانی‌ها و دل‌شوره‌هایی باشد یا نباشد که این پروژه را به من خواهد داد یا نه. به هر حال، یک مجموعه‌ی آموزش دیده وجود داشته باشد. شما حقوق داده‌اید. آموزش داده‌اید. به هر صورت یک بخشی در حوزه‌ی معاونت فرهنگی بوده که نهادینه شده برای برگزاری نمایشگاه‌های کتاب و جاهای دیگر. البته من اعتقادم این است که ظرفیت صنف را هم نباید نادیده گرفت ولی این صنف طبیعتاً در کنار مؤسسه‌ی مجری- مؤسسه‌ی نمایشگاه‌ها- می‌تواند معنای اجرای خودش را بیشتر بداند. مسیر به این سمت است و من چشم‌انداز خوبی را می‌بینم.

دیانی: دو سه تا تصمیم تقریباً داغ و جنجالی در این دوره هست که بخشی از آن منتسب به شماست. یکی بخش تصمیم بخشش ناشران متخلف. من گفتگوی هفدهم فروردین شما را می‌دیدم در خبرگزاری مهر که معتقد بودید این که ما نبخشیدیم -عین جمله‌تان را عرض کنم- قاطعیت مسئولان مربوطه در رعایت ناشران را نشان می‌دهد. چه می‌شود که از آن قاطعیت به این تصمیم پرحاشیه می‌رسیم؟

امیرزاده: جناب آقای دیانی من در کنار این مسئولیت‌ها تقریباً شش سال است که رئیس رسیدگی به تخلفات هستم. به تعبیر بعضی‌ها پلیس بد هستم. من دو سه نکته‌ای اشاره می‌کنم. ببینید اولاً وجود نظارت در این موضوع خیلی مهم است و بعد در امر نظارت در نمایشگاه، ما یک نظارت محتوایی داریم؛ یک نظارت اجرایی. در نظارت محتوایی، معمولاً چون خودمان باید پاسخ‌گو باشیم شریک نمی‌پذیریم. طبیعتاً چون از خودِ ما پاسخ‌گوی ماست از صنف در مورد محتوا کسی پرسشی نمی‌کند. وزیر ارشاد و رییس نمایشگاه باید پاسخگو باشد. در مورد مدیریت کردن این موضوع، نیازمند یک هیأت هستیم. این هیأت تقریباً در همین دوره هم به این شکل بود. اولین حضور بنده در معاونت فرهنگی، پیوند خورد با این ماجرای هیأت رسیدگی به تخلفات. در واقع، نمی‌شود گفت قبل از آن ما هیچ سابقه‌ای نداشتیم .قبل از آن هم سابقه داشتیم که به نوعی برخی از متخلفان مشمول بار عام می‌شدند و بدون قید و بند بخشیده می‌شدند. ما در یک دوره سراغ داریم که بدون قید و بند همگی بخشیده می‌شدند و جزو اختیارات مدیریتی بود- اختیارات رئیس نمایشگاه- اما در طول این چند سال، من خدا را شاهد می‌گیرم که در صدور احکام اجرایی شدن، احکام ماندن یا بخشیدن، هیچ‌کسی از هیچ منظری هیأت رسیدگی به شکایات را تحت فشار قرار نداد. حتی عالی‌ترین مقام این مجموعه که وزیر باشد. حتی معاون فرهنگی وقت و الآن. حتی یک‌بار گفتند آقا شما رأی صادر کنید چون این‌جا اجماع نظر وجود دارد. افراد کارکشته هم هستند. کم‌سوادترین و بی‌تخصصی‌ترین فردشان من هستم. آن‌جا مدیر کل دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، عضو است. مدیران ستادی ،عضو هستند. افراد برجسته و حقوق‌دان – از صنف کارشناسانی که در حوزه‌های مسائل شرعی می‌توانند حرف بزنند- در آن هیات نقش دارند. اما چه اتفاقی امسال افتاد؟ من اجازه می‌خواهم که فرمایش شما را تکمیل کنم و نه اصلاح. چون شما عین مطلب را فرمودید. امسال بخشش نه، ولی اغماض چرا. بخشش یعنی این‌که طرف، تخلف کرده و بگوییم شما را می‌بخشیم. این بخشش، صورت نگرفته. علت هم این است که تمامی آرا به حکم خودش باقی مانده است و اتفاقاً یک مقداری کار برای متخلفان سخت شده است. یعنی اگر فردی در نمایشگاه سی و یکم نمی‌توانست بیاید و بعد از نمایشگاه سی ویکم این حکم، خود به خود برطرف می‌شد بلااثر می‌شد. این حکم به واسطه این اغماضی که شده تا نمایشگاه سی و دوم گریبان این را گرفته. در واقع این اغماضی که صورت گرفت ناظر بر چند موضوع است.

دیانی: پس علت چه بود؟ چون جمعیت هم به گفته‌ی خود شما جمعیت قابل اعتنایی نیست و نبودنشان لطمه ای به نمایشگاه نمی‌زند.

امیرزاده: ما آمدیم دسته‌بندی کردیم مصادیق تخلف را. البته یک ایرادی گرفته بودند که چرا می‌چسبانید به چهل سالگی انقلاب و نیمه شعبان؟ من هم آن‌جا بلاتشبیه عرض کردم که تمام کسانی که مورد عفو رهبری قرار می‌گیرند یا در ایام شعبانیه است آن‌ها هم تخلف کردند؛ در واقع مجرم هستند؛ یعنی مجرمیت‌شان ثابت شده. چرا این‌ها بخشیده می‌شوند؟ یقیناً به لحاظ این‌که ما به دنبال اثرات بهتر هستیم. یعنی اگر اجرای حکم، اثری نداشته باشد اغماض و بخشش اثر دارد. شاید ما این مسیر را تا به حال امتحان نکرده‌ایم. از طرفی بخشی از موارد را ما خط قرمز هیأت فرض کردیم. یک کسی که تکثیر غیرمجاز دارد و به حقوق شخصی افراد تعرض کرده، این‌ها بخشیده نشدند. یعنی مورد اغماض قرار نگرفتند. کسانی که کتاب غیرمجاز ارائه دادند مورد اغماض قرار نگرفتند. کسانی که مورد اغماض قرار گرفتند کسانی بودند که به کرّات در وزارت ارشاد حضور پیدا کردند؛ تعهد دادند. ما هم حرمت آراء را نگه داشتیم و گفتیم احکام هیچ‌کدام نقض نخواهد شد بلکه به مدت دو سال اجرای آن به تعویق خواهد افتاد. یعنی جایی که شما نمایشگاه سی و یکم را اجرا کنید می‌گوید سی و یکم و سی و دوم. تا دو سال. اگر در نمایشگاه سی و دوم تخلفی نکرد این فرد بلااثر می‌شود. یعنی در واقع باید سی و یکم بخشیده می‌شد ولی به واسطه‌ی این امتیازِ قائل شده تا سی و دوم دامن این را گرفته و طبیعتاً هر زمان هر تخلفی کمتر از این تخلف انجام دهد آن مکانیزم ماشه – شما رسانه‌ها بهتر می‌دانید – خود به خود عمل می‌کند و حکم این‌ها با قطعیت اجرا می‌شود.

دیانی: پس می‌فرمایید دلیل این تصمیم فقط یک عمل اخلاقی- فرهنگی است .

امیرزاده: ببینید یک مطلب این بود که تعهدات محکمی بود که از این‌ها گرفته شد.

دیانی: از صنف هم درخواستی در این زمینه -یعنی بخشش متخلفان- وجود داشت؟

امیرزاده: نه. از صنف نه. تصمیم شخصی من نبود. من بررسی‌های لازم را انجام دادم. بررسی‌ها را مذاکره کردم با بخشی از اعضای حاضر در هیئت. شاید اندک مواردی بود که نتوانستم تماس با آنها داشته باشم. گفتگوهایی با هم داشتیم چه با اعضای هیأات تجدیدنظر چه با اعضای هیأت مطبوعات گفتگوهایی داشتیم. حاصل این پیشنهاد خدمت رئیس نمایشگاه مطرح شد که ما چرا این بار، مسئولیتش را باید برعهده بگیریم؟ چون این پیشنهاد را من مطرح کردم. البته با اجماعی که عرض کردم صورت گرفته که این آراء همچنان به قوّت خود باقی بماند که این نوع جرائم مورد بخشش و اغماض قرار نگیرد. ولی آن بخشی که آن‌جا می‌آیند و حتی به تضرع و گرفتاری‌ها بخشیده شوند. احساس کردم که به هر صورت ما همه انسان هستیم و خطاکار و… استنباط من این است که انشالله اثرگذار باشد. اگر هم اثرگذار نبود مسیر قانونی برای ما بسته نیست.

دیانی: یکی از دغدغه‌هایی که با فعال شدن صنعت نشر و صنف ناشران در برگزاری نمایشگاه کتاب وجود دارد این است که به هرحال تعارضات و دعواها و اختلاف‌هایی بین صنف نشر وجود دارد. گاهی بخشی از بدنه‌ی نشر علیه بخش دیگری از بدنه‌ی نشر، اقداماتی انجام می‌دهد. حتی من دیده‌ام که بخشی، بخش دیگری را با برچسب‌های مافیا متهم می‌کنند. البته این طبیعی است و در میان همه‌ی صنوف، کم و بیش وجود دارد. اما دغدغه، این است که این اختلافات به نمایشگاه کتاب هم سرایت دارد و این موجب فرصت‌سوزی در نمایشگاه می‌شود. برای این، چه چیزی را درنظر گرفته‌اید آقای امیرزاده؟

امیرزاده: ببینید آقای دیانی، فرمایش شما نشان‌دهنده‌ی این است که شما به این حوزه، تسلط خوبی دارید. فرایند واسپاری امور به بخش خصوصی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی -علی الخصوص در معاونت فرهنگی- به نظرم سرعتش قابل اعتنا است. این‌گونه باز کردن مسیر صنف برای ورود و گرفتن مسئولیت، شاید در بخش‌های دیگر وزارت ارشاد کمتر باشد. در کلیت دولت هم فکر می‌کنم همین گونه باشد. چون در دو سال پیاپی در گزارشی که آقای رئیس‌جمهور داشت به مردم می‌داد باز این را داشت که ما در حوزه نمایشگاه کتاب آمده‌ایم بخش‌های خصوصی را وارد کرده‌ایم. پس من استناد به همین موضع آقای رئیس‌جمهور دارم که حتماً یک کاری انجام شده که مورد توجه قرار گرفته. این سرعت در واسپاری امور و نبود تشکل فراگیر صنفی در کشور، علت این بود که ما یک فراتشکل فراگیر در سطح ملی که منافع همه را منافع خودش بداند نداریم. ما یک اتحادیه‌ی ناشران آشنا را داریم؛ یعنی اتحادیه‌ی شرکت‌های تعاونی نشر ایران که مخفف‌اش یا اختصارش می‌شود همان آشنا. این‌ها همکار ما در نمایشگاه کتاب هستند و یک اتحادیه‌ی ناشران کتاب‌فروشان تهران داریم. در آشنا یک مقدار انسجام‌شان بیشتر است. چون یک تشکل نوبنیادی است که بر اساس تعاونی‌هایی که داخل چند استان – دقیق نمی‌دانم- هستند. کل کشور هم نیست. چون خیلی از استان‌ها تعاونی ندارد. اتحادیه‌ی تهران، متشکل است از انجمن‌های مختلف. حالا بعضی از دوستان ایراد می‌گیرند؛ ما اگر منافع ناشی از نمایشگاه کتاب را در یک منظومه قرار دهیم و آن منظومه را اتحادیه ناشران تهران تلقی کنیم این یک منظومه‌ای است که یک منافعی برای اتحادیه دارد. داخل این منظومه، منظومه‌های دیگری شکل گرفته که انجمن‌هاست. انجمن کودک، انجمن دانشگاهی، انجمن پزشکی و غیره که به نظرم با سیری که طی می‌شود انجمن‌های جدیدی در راه است. من استنباطم این است که هر کدام از این منظومه‌ها – که این انجمن‌ها هم باشند- برای خودشان یک منافع مستقلی را فارغ از منافع کلی این منظومه -که اتحادیه باشد-برای خودشان ترسیم می‌کنند. این منافع، بعضاً منافع صنفی هست. منافع ایدوئولوژیک حتی. یا مطلوب بودن یا منافع یا اهداف، هر چیزی که اسمش را می‌توانید بگذارید. من استنباطم این است که این منظومه‌ها الآن در داخل منظومه‌های بزرگ دارند به هم فشار می‌آورند و باعث شکستگی می‌شوند. و این منافع درونی و کوچکِ جزیره‌ای -که بد هم نیست- به بستر یا لایه‌ی اصلی دارد فشار وارد می‌کند. این است که شما می‌گویید اکثریت اتحادیه، اقلیت اتحادیه؛ صحبت‌هایی که ما بیشتر می‌شنویم و سعی می‌کنیم دخالت نکنیم. امروز اکثریت، اقلیت را خلع کرد. امروز اقلیت، اکثریت را خلق کرد. این‌ها در واقع فرایندهای طبیعی چنین تشکل‌هایی هست . اگر بخشی از این اختلاف نظرها وجود نداشت وقت ما برای رفع یک سری اختلافات سپری نمی‌شد. اگر چه از آن طرف هم حرف‌هایی نسبت به ما مطرح است می‌گویند: آقا شما کاری به ما نداشته باشید. ما اختلافاتمان را خودمان حل می‌کنیم.

دیانی: تمهیداتی اندیشیده شده که این اختلافات به نمایشگاه ضربه نزند؟

امیرزاده: طبیعتاً. چون بروز و ظهور تمام این اتفاقات، نمایشگاه کتاب است ناگزیر این اتفاقات به نمایشگاه کتاب کشیده می‌شود. ما بعضی موقع‌ها شوخی یا جدی به دوستان می‌گوییم در تقویم اجرایی نمایشگاه، بیرون دعوایتان را بکنید بعد بیایید این‌جا. اما خب عملاً این‌گونه نیست. برخی از موارد هم یک قرائت دومی از آن سمت بود که ما باید گوش شنوا هم داشته باشیم. می‌گویند آقا! دولت دارد در کار ما دخالت می‌کند. آقا شما بروید کنار.

دیانی: شما این را تأیید می‌کنید که دولت در امور داخلی صنف، دخالت می‌کند؟

امیرزاده: من ارجاع می‌دهم مطلب را به همان اول گفت و گو که باز کردم موضع ما چیست. موضع صنف چیست. خب بعضی جاها ممکن است تعارضات، ناشی از همان نگاه‌های بنیادینی که خدمتتان عرض کردم باشد . ما به عنوان وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی و معاونت فرهنگی خیالمان راحت است و حتی بعضی وقت‌ها پرهیز شدیم از ورود یا جانب‌داری از این یا آن. ما در بحث‌های حیدری نعمتی صنف، شأنیت خودمان نمی‌دانیم که ورود کنیم. طبیعتاً آن‌ها کار خودشان را انجام می‌دهند و ما کار خودمان را. البته ما خود را مسلوب‌الاختیار در این زمینه نمی‌دانیم. اگر لازم باشد که مداخله داشته باشیم مداخله می‌کنیم اما مداخله‌ی ما همراه با نگاه مداخله‌ی سازنده است. مداخله‌ای معطوف به نگاه پدارنه است. حتی اگرتندترین جریانات صنفی خارج از معاونت فرهنگی هم حرف‌هایی علیه ما بزنند ما باز نگاه مهربانانه داریم. شاید برایتان جالب باشد -با حفظ اسم آن تشکل- من عرض می‌کنم یک تعداد از تشکل‌هایی که در بیرون حرف‌های تند و گزنده با ما می‌زنند ما هر ساله به آن‌ها کمک می‌کنیم. یکی دو تا از تشکل‌ها حقوق آخر اسفندشان را ما دادیم. ولی ما که نباید به قول معروف جار بزنیم که این اتفاق افتاده. خودشان اگر این گفت و گو را بخوانند می‌دانند که منظور کیست.

دیانی: این که یک تشکل در بیرون، منتقد وزارت فرهنگ به نظر بیاید اما حقوق آخر اسفندش را از شما بگیرد فساد نیست؟

امیرزاده: من که نه گفتم به این درخواست‌ها و ارجاع دادم. اما عرض بنده این است که آن‌ها هم می‌گویند مداخلات غیرسازنده‌ای از سمت دولت و از سمت مجموعه انجام می‌شود. اما من این را رد می‌کنم. ما یک مداخله‌مان حداقلی بوده در تصمیمات حوزه‌ی نشر. مداخلاتمان سازنده بوده و پیشنهادی بوده و این پیشنهادات به عنوان مثال، مثل شورای صنفی نشر، که ما قدم به قدم برداشتیم که این‌ها بیایند و کنار هم قرار بگیرند و اگر وزارت ارشاد و معاونت فرهنگی در خیلی از جاها دخالت نمی‌کرد ما شاید الآن همین وضعیت را هم به این صورت نداشتیم.

دیانی: تصمیم دیگری که در این دوره گرفته شد تغییر ملاک از سی و پنج کتاب به چهل کتاب است. حتی گاهی اوقات این هم به بخش نشر نسبت داده شده برای خارج کردن چند ناشر از نمایشگاه. چرا که بیشتر هزینه‌ی این تصمیم، متوجه ناشران نوپا می‌شود. این تصمیم علتش چه بود؟ چون اینجا تعارض آشکاری وجود دارد. از یک سو تعلیق حکم ناشران متخلف را داریم به این بهانه که نمایشگاه، رونق داشته باشد و از سوی دیگر، این تصمیم را داریم با این بهانه که نمایشگاه کیفیت پیدا کند. ممنون می‌شوم این را برای من توضیح بدهید که چند ناشر از نمایشگاه با این ملاک کنار گذاشته شدند؟ و این را هم بگویید این تصمیم شما بود یا شورا؟

امیرزاده: ببینید آن‌طور که من می‌دانم تعدادشان زیاد نبود. این تصمیم شورا بود. کار خوبی می‌کنید که این سؤال‌ها را می‌پرسید. این تصمیم، تصمیم شورا بود . و ناظر بر دو موضوع بود؛ این‌که کسانی که پیشنهاد دهنده بودند هم آدم‌های خوش‌نام و خوش‌سابقه‌ی حوزه‌ی نشر هستند و حتی عددهای بالاتری هم مطرح بود؛ حتی تا عدد پنجاه و شصت هم گفت و گوهایی مطرح شد. یک بحث، ناظر بر این بود که ما اگر بناست نمایشگاه کتاب تهران را بزرگش کنیم تا کجا باید برویم؟ ما با طنز تلخی می‌گفتیم در شهر آفتاب احتمالاً باید آن‌قدر این فضا را برویم که آخر به قم می‌رسد و نمایشگاه تهران، نمایشگاه تهران و قم را به هم اتصال می‌دهد. خب ببینید الآن صد و ده هزار متر برای حدود دو هزار ناشر وجود دارد. این‌ها برای نمایشگاه کتاب ارزش هست؟ من اعتقادم این است که از یک جنبه‌ای که ما یک محل پر جنب و جوشی را داریم سامان می‌دهیم خوب است ولی هر متر مربعی که شما زیرساخت ایجاد می‌کنید و در اختیار ناشر قرار می‌دهید و چهل هزار تومان از او می‌گیرید قیمت تمام شده‌اش نزدیک به پانصد هزار تومان است برای ما. یعنی ببینید شما نزدیک چهل هزار تومان، هشتاد هزار تومان به غرفه‌دار می‌دهید ولی هزینه‌ی تمام شده‌اش همین است؟ هزینه‌های پیدا و پنهان آن بالغ بر پانصد هزار تومان می‌شود. به هر صورت، این هزینه‌های تمام شده است . موضوع بعد، این‌که با آمدن هر ناشر باید فضا را گسترش بدهید. یک حد سقفی باید این‌جا باشد. یکی از دلایل محدودیت و این تعداد عنوان، معطوف بر این است که ما ناشرانِ زیر چهل عنوانی خیلی زیاد داریم. به نظرم بیشتر از هفتاد درصد از ناشرانِ فعال- با آن اعتبار که سه یا چهار کتاب در سال داشته باشند- از جمله ناشرانی هستند که زیر چهل عنوان کتاب دارند.

دیانی: یعنی امسال این جمعیت کنار رفتند؟

امیرزاده: بخش عمده‌ای از این جمعیت کنار رفتند. بخش عمده‌ای از این جمعیتی که طبیعتاً دیگر نمی‌توانند داخل نمایشگاه باشند. خوب است یا بد است؟ آیا ممکن است این تعداد عنوان که وقتی شما اعلام کردید منجر به کتاب‌سازی شود؟ یعنی طرف بیاید آمار نشر را بالا اعلام نکند؟ چرا هست. برای این‌که راجع به تعداد عنوان در آن بخش، حقی از کسی ضایع نشود یک کار گروهی هم شورای برنامه‌ریزی نمایشگاه تمهید کرد که متشکل از یک نماینده‌ی معاونت فرهنگی -که سه نفر هستند- و حوزه‌ی بخش عمومی. این‌ها هستند و حاضرند و بررسی می‌کنند در مورد کتاب‌ها و مثلاً ناشری هست ثبت نام کرده به جای چهل عنوان، سی و پنج عنوان دارد ولی سی و پنج عنوانِ جان‌دار دارد .زحمت کشیده‌اند؛ عرق ریخته و کتاب خوبی تولید کرده است. آیا این را هم در شمار آن چهل تایی قرار دهیم؟ نه هرگز. آن بررسی می‌شود اگر شرایط کتاب اثرگذار و ویژه‌ای داشته باشد همان سی و پنج عنوان هم می‌تواند شامل شود.

دیانی: الآن با این نکاتی که گفتید پس ما باید در این دوره، تعداد ناشران کمتر اما با کیفیت‌تری در این دوره داشته باشیم.

امیرزاده: بله. یک نگاهی به این بود که ما نمایشگاه را کیفی‌تر کنیم از نظر تعداد ناشرانی که حضور پیدا می‌کنند. این که نمایشگاه کتاب تهران در برخی از موارد به بازار شباهت دارد تا این‌که شما یک کتاب را در ده جای نمایشگاه می‌بینید؛ طرف کتاب ندارد خودش؛ می‌رود کتاب را از این طرف آن طرف می‌گیرد و می‌فروشد.

دیانی: اجازه دهید من قانع نشوم. احساس می‌کنم این تصمیم با تصمیم تعلیق ناشران متخلف، یک‌جورهایی در تضاد است. مگر این‌که از دو مرجع مختلف گرفته شده باشد. سؤال آخر من درباره‌ی مکان نمایشگاه است. من از شما خواهشمندم که کمی به صراحت و فارغ از سخن‌های دولتی در مورد این قضیه با ما حرف بزنید. من خودم به عنوان یک مصرف‌کننده، یک کسی‌که به نمایشگاه می‌رود نمی‌توانم بپذیرم که تصمیم جا به جایی‌های متعدد در نمایشگاه کتاب فقط به خاطر کیفیت خدمات نمایشگاهی باشد؛ کما این‌که واقعاً تفاوت چشم‌گیری ‏در این نمایشگاه‌ها نمی‌بینیم. به نظر شخصی من، تفاوت مصلی و نمایشگاه شهر آفتاب مثل تفاوت سمند و پژو جی ال ایکس است. پشت پرده و پشت صحنه‌ی این جابه‌جایی‌ها چیست که نمی گذارد مخاطب خو بگیرد؟ یکی از دلایلی که نسل ما با نمایشگاهی مثل سئول خو دارد این است که سال‌های متمادی آن‌جا رفته؛ خاطره ایجاد کرده؛ چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ بحث‌های سیاسی این وسط مطرح است؟ آیا منافع مالی مطرح است؟ سیاست‌های ملی چه‌قدر در نظر گرفته می‌شود؟ لطفاً صریح بگویید اصلاً تصمیم‌گیر در این مسأله، وزارت فرهنگ و ارشاد است یا وزارت فرهنگ فقط مجری اوامر نهادها و افراد دیگر است؟

امیرزاده: من تا آخر فرمایش شما را گرفتم. من استنباطم این است که شرایط تصمیم‌گیری این است. این که خارج از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کسانی به دنبال مقاصد سیاسی یا نمی‌دانم منافع مالی و چه هستند؛ من نمی‌توانم تأیید یا رد کنم. من صاحب شترهای خودم هستم. درست شد؟ عرض بنده این است که برگزاری نمایشگاه کتاب در یک مکان، تابع شرایط آن مکان است. اگر شرایط آن مکان، شرایطی باشد با دو پیش فرض-آن‌چه که وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی دنبال می‌کند- یک: افرادی که آن‌جا به عنوان بازدید کننده یا مصرف‌کنندگان این محصول فرهنگی هستند راحت باشند. کسانی هم که فرآورده‌های خودشان را ارائه می‌دهند با سهولت بتوانند ارائه‌ی خدمات داشته باشند. به همین سادگی. مخاطبان راحت بتوانند آن‌جا بیایند حضور پیدا کنند و کتاب بخرند و به محصولات خودشان دست پیدا کنند. دو: ناشران و کسانی که فراورده‌ی اولیه نمایشگاه را ارائه می‌دهند با راحتی و فراغ بال بتوانند این چرخه‌ی فعالیت خودشان را داشته باشند. نه پس‌پرده‌ای داریم نه پشت پرده‌ای داریم. درست شد اما عرض کردم تابع شرایط است. یعنی زمانی که نمایشگاه کتاب نمی‌تواند غیر از قرار گرفتن در شرایط خاص، تصمیمی بگیرد. زمانی هست شما می‌گویید بهترین جا برای برگزاری نمایشگاه، سئول است. اولاً این‌که از وزارت فرهنگ و ارشاد، انتظار این باشد که خودش نمایشگاه‌داری بکند از منطق اقتصادی و فرهنگی به دور است. حالا وزارت ارشاد یا حتی صنوف می‌توانند بروند جایی، سهامی بخرند و برای خودشان جایی را داشته باشند و آن‌جا مکان دائمی برگزاری باشد. نمایشگاه کتاب، با مؤلفه‌های منحصر به فرد است. خب این انحصار به فرد بودنش در بحث مکان هم مترتب است. یعنی شما نمایشگاه کتاب را نمی‌توانید در هرکجایی برگزار کنید. نمایشگاه کتاب را نمی‌توانید بدون همکاری و همراهی سایر سازمان‌ها برگزار کنید. نمایشگاه کتاب را نمی‌توانید بدون اخذ مجوزهایی مثل مجوزهای ترافیکی و امنیتی برگزار کنید.

دیانی: به حالت مصداقی در یک ‌سال، این مجوزها و همکاری‌ها تغییر می‌کند؟

امیرزاده: نه. عرض می‌کنم. ببینید چرا از سئول ما برگشتیم به مصلی؟ درست بود یا غلط بود؟ تابع یک مدیریت کلان کشور بود. و شخص رئیس‌جمهور آمد پای این موضوع ایستاد. عالی‌ترین سطح اجرایی کشور آمد در امر نمایشگاه ورود کرد. آقا! این‌جا نباشد. بروید مصلی. درست شد. اما در این دوره، سطح انتقال از مصلی به شهر آفتاب آن‌قدر تنزل پیدا کرد که یک معاون فرهنگی که بعد شد وزیر، این پیشنهاد را از وزیر داشته باشد که مکان منتقل شود. در آن‌جا گفتند که مجموعه‌ی شهرداری سئول، کات؛ پلیس راهور، کات؛ همه‌ی تحلیل‌ها بر این رفت که دیگر در این‌جا امکان برگزاری نمایشگاه وجود ندارد. حالا وزارت ارشاد برود آسمان هفتم و بیاید پایین، کاری از دست او برنمی‌آید.

دیانی: بحث سئول که نه؛ ولی بحث نمایشگاه مصلی و نمایشگاه آفتاب از کِی؟

امیرزاده: شما در بحث شهر آفتاب -یعنی انتقال به شهر آفتاب- هم یک قرارداد شش ساله در مورد بهره‌برداری از شهر آفتاب با شهرداری را به عنوان یک سند متقن در ذهن‌تان داشته باشید.

دیانی: در چه دوره‌ای این قرارداد بسته شده؟

امیرزاده: در دو سال پیش. اولین دوره‌ای که ما رفتیم پا گذاشتیم. زمان آقای جنتی در دوره‌ی بیست و نهم؛ در زمانی که رئیس نمایشگاه – آقای دکتر سید عباس سید صالحی- بود. ما یک قرارداد بهره‌برداری شش ساله داریم از شهر آفتاب. چرا شهر آفتاب؟ همان منطق شهری و مدیریت شهری که آن موقع می‌گفت سئول نه، مصلی باید باشد. تمام نگاه‌هایش معطوف به این بود که شهر تهران در شورای ترافیک ، قابلیت برگزاری نمایشگاه بزرگی مثل نمایشگاه کتاب تهران را ندارد. وزارت ارشاد به فکر خودت باش. درست شد؟ این یک موضوع مهمی بود. ما نمی‌توانستیم بدون نظر‌داشتِ این موضوع بگوییم الّا و بالله، داخل مصلی می‌مانیم. به قول یکی از دوستان، حرف مرد یکی است. خب، سلّمنا. برو برگزار کن. خب با کدام عِدّه و عُدّه؟ با کدام پول؟ با کدام امکانات؟ با کدام مجوز؟ مسیر انتقال نمایشگاه‌های بزرگ از شهر تهران به شهر آفتاب، تابع یک تصمیم مدیریت کلان شهری است. ما در این منظر، یک پازل هستیم. البته پازلی که برای هر کسی‌که می‌آید آن‌جا این آورده را داشته باشد، بسیار سودآور است.

دیانی: یعنی معتقد هستید نمایشگاه شهر آفتاب، سودآور است؟

امیرزاده: نه عکسش را عرض می‌کنم. نمایشگاه کتاب تهران، برای این‌که جایی شناخته بشود به اسم شهر آفتاب بسیار مؤثر بود. ما به ازای رفتن به شهر آفتاب برای برگزاری نمایشگاه کتاب، سود سرشار و آورده‌ای در اختیار مدیریت شهری قرار دادیم. من یادم است گفت وگوهایی که داشتیم وقتی که شهر آفتاب را اسم می‌بردیم بعضی خیال می‌کردند شهر آفتاب منظورشان یزد است! جا افتاد. معرفی شد. آن‌جا هم امکان فوق العاده‌ی شهری ایجاد شد. من همین‌جا عرض کنم شهر آفتاب واقعاً پدیده‌ی نمایشگاه‌های ایران و منطقه می‌تواند باشد؛ اما مشروط به چند موضوع؛ اگر در شهر آفتاب، حل می‌شد یا حل بشود هیچ تردیدی نداشته باشید که آن‌جا مکان خوبی برای برگزاری نمایشگاه کتاب خواهد بود. یک: دست‌رسی مردم به شهر آفتاب تسهیل شود از طریق آزاد راه‌ها و اتصال این آزادراه‌ها و راه‌های ورودی و خروجی، خوب در نظر گرفته شود. بحث و پیشنهاد ما این بود که اتصال بزرگراه خلیج فارس به ساوه برای ورود و خروج یک جمعیت، می‌تواند مناسب نباشد. افزایش پارکینگ‌ها که شما در دو سال گذشته دیدید – که به صورت تصاعدی آن‌جا آمار پارکینگ‌ها افزایش پیدا کرد- خط مترو حداقلی بود. اگر دوخط می‌شد و اگر خط مترو بیشتر می‌شد و سرعتش بیشتر می‌شد -که باید بشود آن‌جا – یکی از الگوهای رسیدن به شهر آفتاب، انتخاب مترو بود.

دیانی: آقای امیرزاده شما برای نرفتن به شهر آفتاب وضعیت ایده‌آل و آرمانی را تصویر می کنید و می-گویید تا آن وضعیت محقق نشود به شهر آفتاب نمی‌روید. حرف من این است که خب، مصلی هم این وضعیت را ندارد؛ بلکه در بعضی موارد، شرایط سخت‌تر هم خواهد بود. وضعیت مترو که در مصلی و شهر آفتاب فرقی نخواهد کرد. جای پارک به مراتب در مصلی وضعیت بدتری خواهد داشت. ما مصلی را در بارندگی هم دیده‌ایم. می خواهم بگویم تفاوت معناداری این وسط به چشم نمی‌آید.

امیرزاده: همین الآن ما برای برگشت، تابع شرایط هستیم آقای دیانی. ما در شهر آفتاب رفتیم. به علت شرایط ایجاد شده در مصلی امام خمینی بود که کوچ کردیم و کوچ ما به نظر خودمان شش ساله بود و با این دلیل که نمایشگاه کتاب تهران، صاحب خانه شد. ما به یک خانه‌ی دائمی فکر می‌کردیم نه استیجاری.

دیانی: نقض این قرارداد شش ساله در سال جدید، ضرری برای وزارت ارشاد نخواهد داشت؟

امیرزاده: ببینید ما نقص نکردیم. این تفاهم‌نامه از نظر ما به قوّت خودش باقی است. استنباط ما این است که در سال سوم، زیر ساخت‌ها و نواقص دو سال نمایشگاه شهر آفتاب، بیشتر می‌شد. چون ما مشکلات را صادقانه با دوستانمان در شهرداری در میان گذاشتیم و آن‌ها هم صادقانه گفتند نمی‌توانیم این مجموعه مطالبات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در نمایشگاه سی و یک برطرف کنیم.

دیانی: به نظر شما وزارت فرهنگ و ارشاد با شهرداری، وارد یک منازعه حقوقی خواهد شد؟

امیرزاده: ببینید ما آن‌جا طرح شکایت از کسی نداریم. اتفاقاً آن‌جا نگاه باید تعاملی جلو برود. دوستان شهرداری می‌گویند اشکالی ندارد ما نمایشگاه شهر آفتاب را با همین وضعیتی که هست در اختیار شما قرار می‌دهیم. ولی آن وضعیتی که هست به درد ما نمی‌خورد. ما می‌گوییم آن‌جا به صورت خیلی خوش‌بینانه پرِ پرش چهل هزار متر فضای مفید در نمایشگاه قرار بگیرد. فضای استاندارد مسقف. برای نمایشگاه کتاب تهران در حال حاضر در شرایط فعلی صد و ده هزار متر فضا نیاز داریم . در این رفتن و آمدن ما اتفاقاتی در مصلی شکل گرفت. یعنی مصلای بزرگ امام خمینی برای نمایشگاه کتاب، مصلای نمایشگاه بیست و هشتم نیست. مصلای نمایشگاه سی و یکم است. نمایشگاه سی و یکی که این اتفاقات در آن اتفاق افتاده است. دو رواق اصلی آن- یعنی رواق شرق و غرب که در اختیار ما نبود- الآن در اختیار نمایشگاه قرار گرفته است. مصلایی که می‌تواند فضاهای عمده‌ای که ما زیر چادر‌ها داشتیم- حداقل چهار پنج بخش اصلی- را تأمین کند. کما این‌که ما در شهر آفتاب هم همین وضعیت را داشتیم. الآن فضاهایی که در بیرون قرار می‌گیرد یک بخش دانشگاهی و بخشی از کودک است. حالا ممکن است یک‌سری از پرتی‌هایی هم داشته باشیم اما عمدتاً این‌ها هستند. آن چند بخش آمدند داخل. بخش عمده‌ای که بخش دانشگاهی، بخش آموزشی ما و بخش بین الملل ما؛ که در بین الملل همیشه این مشکل را ما داشتیم. خب در مصلی نمایشگاه سی و یکم دارد اتفاق می‌افتد و مواردی از این. اما خدمت شما عرض کنم که این اتفاقات در مصلی شکل گرفته است و بر اساس این، استنباط ما این است که مصلای امام خمینی فضای استاندارد بیشتری به ما می‌دهد. البته انگیزه‌هایی که خود مصلی به ما می‌دهد.

دیانی: به هر حال الآن شما این قرارداد شش ساله را نقض کردید.

امیرزاده: نه. ما نقص نکردیم. ما آخرین جلسه‌ی شورای سیاست‌گذاریمان معطوف به تصمیم‌گیری درباره‌ی مکان نمایشگاه بود که در شهرداری برگزار شد.

دیانی: حالا شما مدیر باهوشی هستید و عدد و رقم به من نمی‌گویید. در کل بگویید عمل نکردن به این قرارداد، ضرر مالی برای وزارت فرهنگ خواهد داشت یا نه؟

امیرزاده: ببینید ضرر مالی ما در زیر ساخت‌ها است که من الآن خدمتتان عرض می‌کنم. آن‌جا برای ایجاد سازه‌های دائمی و موقت – یعنی همین چادرهایی که در شهر آفتاب برگزار شد- شهرداری یک ریال پول از ما مطالبه نکرد ولی در مصلی باید خودمان انجام دهیم. در مصلی باید این سازه‌ها را، هزینه‌های مالی را، ما پرداخت کنیم. درست شد؟

دیانی: رقم قابل اعتنایی نیست ؟

امیرزاده: چرا. برای زیرساخت‌های کلی اولیه که آن‌جا در نظر بگیریم نزدیک به دو میلیارد تومان هزینه کردیم.

دیانی: هزینه‌ای که قبلاً فرموده‌اید دو میلیارد و پانصد هزار تومان است.

امیرزاده: ولی ما اصل قراردادی که با مصلی داریم سه میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون تومان برای نمایشگاه کتاب باید به مصلی پرداخت کنیم. برای دو موضوع: یک، تبلیغات. انحصار تبلیغات محیط نمایشگاه را ما به نوعی از مصلی خریداری کردیم. دو: انحصار ارائه مواد غذایی را باز از مصلی گرفتیم و در قبالش بخش زیرساختی، چیزی حدود سه میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون تومان قرارداد با مصلی داریم. دیگر شفاف‌تر از این؟ اما این‌که فرمودید با شهرداری آیا نقض کردید؟ ما در مورد تصمیم‌گیری در باره‌ی این‌که به شهر آفتاب برویم یا بمانیم جلسه‌ای در معاونت فرهنگی،اجتماعی شهرداری برگزارکردیم با حضور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی. چون آن‌جا می‌خواستیم تصمیم مهم ماندن در شهر آفتاب و یا آمدن به مصلی را نهایی کنیم. اگر ما می‌خواستیم یک طرفه تصمیم بگیریم آن جلسه را در شهرداری برگزار نمی‌کردیم. مطالبات خود را صادقانه و شفاف عرض کردیم که دوستان شهرداری! آن‌جا مشکلات سال گذشته را برطرف کنید و شصت هزار متر سازه‌ی ثابت و دائم برای ما ایجاد کنید.

دیانی: شما به نمایشگاه چه قدر می‌دادید؟ باز هم همین رقم بود؟

امیرزاده: نه. ما فقط یک عدد یک میلیارد و چهارصد و هفتاد تومان بابت تبلیغات به شهرداری پرداخت کردیم سال گذشته. اما شهرداری در مقابل چه کار کرد؟ گارد نگرفت. در واقع نگفت شما دارید قرارداد را نقض می‌کنید و شما باید تحت هر شرایطی درشهرآفتاب باشید. خیلی صادقانه گفتند ده روز فرصت دارید تا کارشناسان دو طرف بروند برای شناسایی آن‌جا. رفتند و بررسی کردند و گفتند نه امکانش نیست. این اشکالاتی که وارد شده قابل برطرف شدن نیست و این اشکالاتی که ایجاد شده قابل برطرف شدن نیست و نیاز به فرصت دارد . یک بخشی‌اش بالأخره منابع مالی که باید می‌بود و خب در ابتدای سامان گرفتن مدیریت جدید شهری بود. ولی آن‌جا خیلی صادقانه گفتند که ما نمی‌توانیم با این وضعیت در شهر آفتاب، مطالبات شما را برطرف کنیم ولی در هر کجا که رفتید ما حاضریم.

دیانی: با این وضع، چیزی که من می‌توانم متوجه بشوم این است که سال آینده بر می‌گردید به شهر آفتاب؟

امیرزاده: ببینید تابع عملکرد شهرداری است. ما در این فضا داریم گفت و گو می‌کنیم. در تهرانی که ویژگی‌های نمایانی دارد؛ مکان های نمایشگاهی دارد؛ ما از سئول و فرانکفورت حرف نمی‌زنیم. در مورد نمایشگاه کتاب تهران صحبت می‌کنیم. این نمایشگاه، سه مکان برای نمایشگاه دارد. سه خریدار دارد: یک، همان‌جایی که همیشه برای شما بوده- چمران- دو: مصلی و سه: شهر آفتاب. و مطلب آخر که برای اولین بار دارم می‌گویم این است که اصلاً ما کل سامانه‌ی نمایشگاه را در یک حرکت انقلابی بیاییم به هم بزنیم؛ بگوییم ما سال آینده نمایشگاه را کوچک می‌کنیم در باغ کتاب. آنقدر کوچک می‌کنیم که بتوانیم این‌جا جا بگیریم. اصلاً که گفته آن‌جا فروش باشد؟ بیایند فقط کتابهای‌شان را نمایش بدهند و بروند. پنج هزار تا ده هزار متر هم سالن کفایت می‌کند.

دیانی: من فکر می‌کنم اگر بعضی از ملاحظات سیاسی نبود خیلی از تصمیماتی که گفته شد زودتر عملیاتی می‌شد.

امیرزاده: عرض بنده این است که خب طبیعتاً باغ کتاب به آن وضعیت با این‌که ما این پوست‌اندازی سریع و انقلابی داشته باشیم من خودم بعید می‌دانم. هم از منظر نشر و هم از منطق این سیاست‌ها که باید آرام آرام جلو برود آن بخش منتفی می‌شود. می‌ماند آن بخش دیگر. ما در حوزه‌ی چمران به هیچ وجه، همین الآن مدیریت شهری و مدیریت ترافیک شهر به ما اجازه نمی‌دهد. شما یقیناً می‌دانید که دوستان پلیس و راهور ما مخالفت خودشان را حتی در مصلی اعلام کردند و رسماً هم اعلام کردند که ما مخالف بودیم ولی وزارت ارشاد پیگیری کرد که حتماً شما در جریان هستید و پیگیری کردید. گفت و گوهای بی واسطه‌ای که آقای دکتر صالحی- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی – با آقای رحمانی‌فضلی داشت. این گفت و گوها منجر به این شد که مجوز را از آقای وزیر کشور بگیرند و آقای وزیر کشور به مجموعه‌های تحت امر خود اعلام کنند که نمایشگاه را مجوز دهید که در مصلی برگزار شود. و بعد، شهرآفتاب است. اما ما بمانیم یا نمانیم باز تابع شرایط و عملکرد دو تا مجموعه است. اگر عملکرد مصلی به گونه‌ای بود که توانست رضایت مجموعه ناشران، مجموعه بهره‌برداران و مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مردم را جلب کند خب حتماً آن‌جا اتفاقی افتاده است. حتماً ارتقای خدمات‌رسانی بوده. حتماً کاری انجام شده و نتیجه‌ی خوب داده. پس نتیجه‌ی خوب را آدم چرا رها کند؟ اما آن طرف قصه می‌ماند شهر آفتاب. شهر آفتاب اگر زیرساخت‌هایش را درست کند؛ اگر شرایط را بهتر از مصلی کند؛ آیا غیر از این است که هم یک روز را با خانواده برویم یک تفرج‌گاه فرهنگی -شهر آفتاب- یک دور بزنیم؛ کتاب هم بگیریم؟ چه جای خوبی. تفرج‌گاه خوبی است. محیط خیلی خوبی است. دل باز است. ولی مشکلاتش هم برطرف شده و به راحتی با مترو می‌توانند بروند. با وسایل شخصی خود می‌توانند بروند. در واقع با یک نگاه آینده-پژوهی و یک سناریوی خوش‌بینانه من دارم ترسیم می‌کنم. در سناریوی خوش‌بینانه‌ی من، شهر آفتاب مکانی است که یک تفرج‌گاه فرهنگی است برای شهر تهران است. خب، چه کسی بدش می‌آید از این تفرجگاه فرهنگی -که آن هم رایگان است- استفاده نکند؟ خب، این‌ها تابع عملکرد مدیریت دو مجموعه است.

دیانی: بسیار ممنونم از این‌ که با وجود مشغله‌های فراوان نمایشگاه کتاب، مجال این گفت‌ وگو را فراهم کردید.

همچنین ببینید

آتاتورک، استانبول، مسجد

دوباره آتاتورک و نمایشگاه عکسی درباره او. همین را می‌توان برای امام خمینی کپی‌پیست کرد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *