خانه / داستان / جوزف هلر: یک اعجوبه

جوزف هلر: یک اعجوبه

به مناسبت اول ماه مه تولد نویسنده تبصره 22

جوزف هلر کارش را با متریالی که روی دستش مانده بود در قالب یک نمایش و بعد تر یک فیلم‌نامه آغاز کرد. سال ۱۹۵۳ بود و فقط طرح شاهکارش «تبصره‌ی ۲۲» نزدیک به سی‌صد صفحه قطر داشت؛ اما مدت زیادی نگذشت که کار دراماتیزه کردن این طرح راه به جایی نبرد و او احساس کرد که مدیوم نه یک اثر نمایشی، بلکه یک رمان است. وقتی در جریان یک چرت قیلوله اولین جمله کتاب به ذهنش رسید:« عشقِ در نگاه اول بود». بخش کوچکی از کتاب را در نشریات با عنوان «تبصره‌ی ۱۸» منتشر کرد که فورا چند کارگزار ادبی به سراغش آمدند و حالی‌اش کردند که این یک کار حسابی است و نباید به این شکل نفله‌اش کرد. پس هلر هشت سال متوالی روی این کتاب کار کرد. هشت سال! حتی فکر کردن به این زمان هم سردرد آور است.
سرانجام رمان در سال ۱۹۶۱ منتشر شد و طوری نکشید که کل تیراژ اولش بفروش رسید: ۱۲۰۰۰ نسخه. و هلر از یک نویسنده که با کپی‌رایت در نیویورک تایمز زندگی می‌کرد به یک رمان‌نویس تمام وقت تبدیل شد. و این جمله‌ی فکاهی را سر زبان‌ها انداخت که « اگر شکسپیر ویلیام نویسنده‌هاست، هلر هم جویی‌شونه»! تا امروز بیش از یک میلیون نسخه از این کتاب فقط در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است.
داستان کتاب، قصه‌ی خلبان جوانی است به نام جان یوساریان که با شوق دفاع از وطن و مبارزه با فاشیسم به جنگ می‌رود اما طولی نمی‌کشد که می‌خواهد به زندگی بازگردد. هزار راه نرفته را می‌رود تا از خدمت معافش کنند: معافیت پزشکی، روانی، عاطفی، خانوادگی… اما اگر یک سوراخ باز شود و یوساریان معافی بگیرد، حتما دیگرانی هم راه او را خواهند رفت، پس ارتش همیشه با یک تبصره او را از رفتن بازمی‌دارد.
سبک کتاب را هجویه‌ای هتاکانه علیه جنگ توصیف می‌کنند. اما درواقع فوران خلاقیتی مردانه است که با درآمیختن مواد خام استخراج شده از هنرنخبه و هنر مردمی و فرهنگ مهاجرین به یک اندازه، روشی نو برای بازخوانی تاریخ معاصر ایجاد کرده. او با این کار توانست بهترین تصویر را از شرایط سربازان آمریکایی در زمان جنگ دوم ارائه دهد. بهترین استفاده از مستندات و حقایقی که هلر خود زمانی که در نیروی هوایی ارتش آمریکا خدمت می‌کرد با آن‌ها رو به رو شده بود. اینکه کاغذ‌بازی‌های اداری چطور به آدم‌ها این اجازه را می‌دهد که به شیوه‌ای ظاهرا قانونی، اخلاقیات را دور بزنند.

هلر شخصیت یوساریان را بر اساس خودش خلق کرد: مردی که از تنهایی لذت می‌برد، بیشتر اوقات ترجیح می‌دهد با خودش وقت بگذراند و در تخیلات و افکار خودش غرق باشد. مدام به گذشته و آینده برود و کمتر درباره درونیاتش با دیگران حرف بزند. اما شرایط جنگ او را کلافه کرده و خلوتی برایش باقی نگذاشته.
منبع الهام «تبصره‌ی ۲۲» رمان جاودانه‌ی نویسنده فرانسوی لویی فردیناند سلین، « سفر به انتهای شب» است.
در تمام طول هشت سالی که نویسنده روی رمان کار می‌کرده، کتاب سلین همیشه کنار دستش بوده است. دیگر نویسنده‌ای هلر برای خلق این رمان از آن تاثیر گرفته، ساموئل بکت است. به طور مشخص در دو رمان «مالون می‌میرد» و «نام‌ناپذیر». «محاکمه» کافکا هم از دیگر منابع الهام هلر در این کتاب است. اما اگر در محتوا از این کتاب‌ها متاثر بود، در تکنیک و فرم بیشتر وام‌دار نویسنده آمریکایی مارک‌تواین بود.
پس از انتشار این رمان، قهرمان جنگ‌آور آمریکایی برای همیشه تغییر کرد و آن تصویر سلحشورانه‌ای که پیش از این در اذهان از لشگر کشی آمریکایی نقش بسته بود، شکسته شد و جای آن را به موقعیت‌های ابزوردی داد که در آن سربازان را در آسایشگاه‌های نظامی مجبور به استفاده از دارو‌های خاصی می‌کنند و در عین حال شرایط روحی درب و داغان آن‌ها را نادیده می‌گیرند.
شاید همین بود که در ابتدا منجر به این شد که موجی از نقد‌های تخریبگر علیه کتاب صفحات ادبی مطبوعات را پر کند: در هم و بر هم، نویسنده‌ی شلخته نویس، بی‌اعتنایی به مخاطب، ضعف در پلات و شخصیت‌پردازی و بسیاری از سخن‌پراکنی‌هایی که در پشتشان نه دغدغه‌های هنری و ادبی که مخالفتی سیاسی پنهان بود. با این حال، رمان همه‌ی این‌ها را پشت سر گذاشت و امروز یک اثر کلاسیک و جاودانه در ژانر هجویه‌ی سیاه است.
پس از موفقیت این رمان، هلر چندین رمان دیگر نوشت که هیچ‌کدام نتوانستند توفیق او را تکرار کنند. در پاسخ به خبرنگاری که با طعنه به او گفت:« هیچ وقت نتونستید رمانی به خوبی تبصره‌ی ۲۲ بنویسید»، گفت:« آره، ولی هیچ کسِ دیگه‌ای هم نتونست». پنجاه سال بعد، هلر دنباله‌ای بر این رمان نوشت با عنوان « Closing Tim». و آن را پایان‌نامه‌ی خود خواند و در جریان یک مصاحبه در پاسخ به این سوال که آیا واقعا دیگر رمانی نخواهید نوشت؟ گفت:« دیگر هیچ کاری برای انجام دادن ندارم».
دختر هلر، پس از مرگ پدر گاهی از تندخویی و بی‌تفاوتی او در خانواده حرف زده‌ است و پدرش را به تحقیر فرزندانش متهم کرده. روی هم رفته او زندگی با پدرش را سخت توصیف کرده است. اما خود هلر بودن در خانواده را فراتر از رضایتمندی و خوشحالی حقیقی توصیف کرده است اما زندگی یک نویسنده را، حالا هر نویسنده‌ای هم که می‌خواهد باشد، موفق یا شکست خورده، زندگی در جهنم واقعی می‌دانست.
دوستان هلر اما همیشه با نیکی از او یاد می‌کنند و خودش هم یک رفیق باز واقعی بود و دوستی‌های عمیق و طولانی را با عده‌ی معدودی به داشتن بیشمار آشنا در اینجا و آنجا ترجیح می‌داد.
او که در سال ۱۹۲۳ در یک خانواده فقیر و مهاجر در بروکلین نیویورک متولد شده بود، و از کمرویی، افسردگی و موی سیخ‌سیخی در نوجوانی رنج می‌برد، به یک نویسنده‌ی جهانی تبدیل شد و سرانجام در سال ۱۹۹۹ به رحمت خدا رفت. مرگ او در هفتاد و شش سالگی یک تراژدی ادبی قلمداد شد و کورت ونه گات آن را «فاجعه ادبیات آمریکا» خواند. جان آپدایک نیز او را سرآمد، و رمان تبصره‌ی ۲۲ را اثری پراهمیت ارزیابی کرد.
رمان تبصره‌ ۲۲، با ترجمه‌ی احسان نوروزی در نشر چشمه با جلد سخت منتشر شده‌ است و فروش نسبتا خوبی داشته. اما کتاب در هیاهوی رمان‌های زردی که این روزها ما حتی عکسشان را سر قبر آقا صادق هدایت هم می‌بینیم( و این احتمال را می‌دهیم که بار دیگر صادق خان از گور برخیزد و مجبور به خودکشی مجدد شود) حیات متواضعانه‌ای را می‌گذراند.

همچنین ببینید

نمی‌گویم چگونه بنویس؛ می‌گویم چگونه ننویس

نویسندگی دو وجه دارد: یک وجه اکتسابی دارد و یک وجه غیر اکتسابی. اکتسابی به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *