خانه / داستان / بی‌صفتی با کارتْ‌بلانشِ سپاه‌ و‌ سیما

بی‌صفتی با کارتْ‌بلانشِ سپاه‌ و‌ سیما

دربارۀ پایتخت ۵ و یکی دو نکتۀ دیگر

به این نپردازیم که طبق اصول آقایانْ رقصی را که پول رِنگش را سپاه در میدان هنر داده باشد حلال است؛ قدرتش را دارد؛ می‌تواند. به این‌ نپردازیم که سپاهی‌های هنر و شبکه‌افق -مروّج ایده محدود کردنِ انقلاب اسلامی- فکر می‌کنند نباید تار لطفی و سنتور مشکاتیان را نشان داد ولی گیتار رحمان و رحیم را می‌توان. به این نپردازیم که با کارت بلانشِ آقایانْ تبلیغات‌چی ماهواره کذا و ایرانیِ سرلُخت را هم می‌توان نشان داد. به این نپردازیم که طرّاح این اثر از خواننده ترک تنها به خاطر یک سکانس عذرخواهی کرد ولی در برابر ۵ فصل سرشار از تحقیر و تمسخرِ هم‌وطن‌هایش خم به ابرو نیاورد و طلب‌کار ماند. به این نپردازیم که برادران ساده‌اندیش هزینه تورلیدری مبتذلانه ترکیه را کارت به کارت می‌فرمایند. می‌توانند؛ انجامش می‌دهند. سازندگان پایتخت با دستیاری سپاهی‌های هنر -یا بالعکس- می‌توانند مروج لودگی و ابتذال و توهین باشند که هستند؛ داریم هر شب می‌بینیم‌شان. آن‌چه برای حضرات مهم شده این است که ما مخالف‌شان نباشیم، لوده شویم هم مهم نیست. نه که مهم نیست، بلکه کمک می‌کنند باشیم.
آن‌چه به آن می‌پردازیم این است که چرا سپاه در میدان هنر باید مروّج بی‌احترامی باشد؟ بی‌احترامی به همه معمرین -دنیادیده‌گان ایرانی- و بی‌احترامی به حافظانِ غیورِ ایرانی در سوریه.
این چند خط را به احترام پدربزرگ‌هایم می‌نویسم؛ به احترام حاجی قاسم، به احترام حاجی قنبر؛ به احترام آن‌ها نه این سریال بی‌احترام. لعنت بر آن دیدگاهی که پیرمرد برایش سالخورده فرتوت و گیج و بی‌هوش و حواسی است که روی زمین صاف هم نمی‌تواند راه برود. نفرین بر آن دیدگاهی که پیر نمی‌شناسد، بزرگ‌تر حالی‌اش نیست و گویا سپاهی‌های هنر هم مسأله‌ای نمی‌بینند که کشِ باربندِ وسپا ول شود توی آب‌گاهِ پدر؛ چرا ایشان هزینه این بی‌احترامی به پدر را می‌پردازند؟ چرا توهین به پدر و دست‌انداختن بزرگ‌تر جذّاب شده است و هپروتی نشان دادنش؟ اف بر این بی‌احترامی به بزرگ‌ترهای ما در خانه‌های‌مان. ظاهرا سازندگان و حامیان‌شان بزرگ‌تری ندارند؛ خدا هیچ خانه‌ای را بی‌بزرگ‌تر نگذارد.
روشن است که برای هر کسی که ریشه در خاکی دارد، احترام پیران و بزرگانش برایش مهم‌تر است از این سریال درپیت و حامیان و مشوقانش. بی‌صفتی است آدم بخواهد پدربزرگش را طلاق بدهد و برای خرفتی بزرگ‌ترهایش کف بزند. حیف از صفت.
و دیگر آن‌که باید شرمنده رزمنده‌های دلاور ایرانی به ویژه یگانِ ویژه هوابرد ارتش جمهوری اسلامی (کلاه‌سبزهای تیپِ ۶۵) بود که پر کشیده‌اند و ظاهرا بلد نبوده‌اند که با پرتابِ فرغون داعشی بکشند! باید شرمنده شهدایی بود که لابد جنگیدن با این «احمق‌های سلفی» را نیاموخته بودند و معلوم نیست چند سالی در سوریه چه می‌کرده‌اند! این سریال با این حجم از پرداختِ آبکیْ به مدافعان ایرانی در سوریه هم توهین کرده است. بله؛ می‌پذیرم که با چنین شیوه‌ای می‌توان موج‌سواری و از احساسات سوء استفاده کرد؛ بالونی هوا کرد و آتاتورک -چرا؟- نشان داد و تورِ ترکیه‌گردی به راه انداخت و به منطقه سرک کشید بی‌آن‌که در واقع داعشی در کار باشد. هیچ شخصیت‌پردازی از داعشی‌ها در کار نیست و هیچ قصه‌ای و هیچ جغرافیایی. تنها پرسه زدن در بیابان است و گشت و گذار و شلیک تیر با دوشکایی و خلاص. این شد فیلم در حمایت از مدافعانِ حرم؟
این اثر چه ربطی به مدافعان حرم و محسن حججی دارد؟ حججی که به پای پدر و مادرش می‌افتاد و مقام‌شان را می‌شناخت، چه ربطی به این نگاه موهن به بزرگ‌تر دارد؟ به نظرتان سکانس روی کشتی و دختربازی نقی معمولی و پرتاب میوه به دهان زنی چه ربطی به حججی می‌تواند داشته باشد؟ نامِ این ابتذال را حمایت از مدافعان حرم می‌گذارید؟ حیف از هزینه اجاره این کشتی تفریحی که سپاه مغلوب شده در میدان هنر از پولِ ما مردم پرداخت کرده است.
کاش سپاهی‌های میدانِ هنر دستِ کم یک بار دیگر آوینی را که ظاهرا سنگش را به سینه می‌زنند مرور کنند. هنر آدمی‌زادی از دلِ زیستِ آدمی‌زادی بیرون می‌آید. تربیت هنرمندی که انقلاب اسلامی را درک کرده باشد و با آن زندگیْ با کارت‌به‌کارت ممکن نیست.
هزینه میلیاردی فقط خزانه مملکت را خالی می‌کند و هیچ به بار می‌آورد. هنرمندی می‌تواند دفاع ملی از انقلاب اسلامی را درک کند که به تعبیر آوینی «تحول معنوی انقلاب اسلامی را به جان آزموده» باشد و انسانی می‌تواند چنین تحوّلی را باور داشته باشد که به تعبیر خمینی «با هیچ کس عقد اخوّت نبسته» باشد. اگر چنین نباشد، آثار هنری به دریافت‌های موهن توریستی و دله‌دزدی حرفه‌ای از بیت‌المال و نان‌به‌نرخ روز خوردن خواهد انجامید.
از نوبر ویژه روزگار هم باید بگویم که مشاور رسانه‌ای اعتدال برای سپاهی‌های عرصه هنر کف و سوت زده است و ذوق‌زده آن‌ها را «هالیوود اسلامی» نامیده و فکر کرده «علی‌آباد» هم شهری است و در طرف مقابل هم جبهه سپاهی‌های این عرصه هم هیجان زده شده است‌ بی‌آن‌که بپرسد قوچانی چه چیزی را می‌تواند «اسلامی» بداند! افزون بر این که نوشته‌ای از او در دست نیست که نشان دهد چیزی از «هالیوود» می‌تواند بداند. رپرتاژ آگهی لیبرال‌ها و وطن‌فروشان از حامیان نظامی پایتخت ۵ از این منظر هم قابل توجه است که فکر می‌کنند می‌توانند روزی همه این جایگاه‌های تحت نظر سید علی خامنه‌ای را فراچنگ آورند. آنان جز به قدرتِ بالاتر نمی‌اندیشند و اگر نوشته و تبلیغی آن‌ها را به قدرت بالاتر نرساند، تره هم برایش خرد نمی‌کنند؛ بعید نیست که واژه پیشنهادی بعدی این پیامبران التقاط «لاکچری اسلامی» باشد اگر «پااندازی اسلامی» نباشد.

۱۲ نظرات

  1. با عرض شلام و احترام. من بواقع نمیفهمم چه چیزی نهایتا رضایت برخی از شما منتقدان رو جلب میکنه. من بعنوان یک ببیننده با دیدن همین سریال طنز،با یک لحظه قرار دادن خودم در جای این خانواده معمولی تمام دشواری و عزمت حرکت مدافعین حرم رو با هراندیشه ای داشتم درک کردم.
    چرا قبول نمیکنید که این ممکنه یک داستان باشه که از میلیاردها قصه زندگی برای جماعتی معمولی اتفاق بیفته و اون برخورد شخصیت ها در آن لحظه باشه.
    فیلم مستند که تهیه نشده،یک سریال هست و مرغ خیال میتونه به هرسمتی حرکت کنه. مهم تصویریه که برجا میگذاره و به عنوان یکی از دهها مخاطبی که باهاشون در ارتباط بودم میگم که اگرچه تین تمام ماجرا و یا حتی گوشه ای از ماجرا نبوده اما من و خانواده و دوستانم رو تحت تاثیر قرار داده. و شجاعو مدافعین حرم رو در ذهنم بزرگتر کرده

  2. همچنین معتقدم شما که منتقد خوبی هستید و دست به قلم.. درافشانی کنید و فیلم نامه درخور که لازم به لعنت فرستادن به کسی نداشته باشید تهیه کنید و در اختیار فیلم سازانی که از این به بعد قرار هست از مدافعین حرم فیلم تهیه کنند بگذارید. باشد که قبول افتد در نظر سایر افراد به دور از لعن و نفرین

  3. سلام.
    موقع خواندن این متن نمیدانستم با یک متن احساسی و شبیه انشاء طرف هستم یا یک متن معقول و مستدل.
    بی‌احترامی؟
    بستگی به زوایهٔ دید دارد. آنچه را شما بی‌احترامی دیدید، من نهایت احترام دیدم.
    نهایت احترام به پیرمردی که آلزایمر دارد و نگهداری‌اش سخت است و کمتر خانواده‌ای‌ پیدا می‌شود که نسپاردش به آسایشگاه سالمندان؛ اما در این خانواده می‌بینیم که این پیرمرد برای عروس هم حکم پدرش را دارد در عزیز بودن.

  4. ۲. کاش برای صحبت‌هایتان، شاهد و مصداق هم می‌آوردید. چندین‌بار صحبت از توهین به بزرگ‌تر‌ها کرده‌اید بی‌هیچ‌نشانه‌ای. اگر بهتاش هم مدنظرتان است، باز هم در بازنمایی این تیپ جوانان که کم هم نیستند، ایرادی نمی‌بینم‌؛ چرا که تأییدی مبنی بر رفتارهای بهتاش در سریال دیده‌نمیشد.

  5. ۳. هدف ساخت این سریال«گرامیداشت یاد شهیدان مدافع حرم» نبوده‌است. چنین خرده‌هایی با چنین جزیی‌نگری‌هایی را باید از فیلم یا سریالی گرفت که اساساً با هدف گرامیداشت یاد شهدا ساخته و پرداخته می‌شوند. اگر چنین ایراداتی_که به گمانم بسیار هم جا دارد_ از فیلم اخیر جناب حاتمی‌کیا گرفته می‌شد با شما همسو بودم؛ چرا که موضوع و دغدغهٔ اصلی فیلم، اساساً مسئلهٔ داعش و شهدا است و نگاه موشکافانه و ریزبینانه می‌طلبد.

  6. رفاه‌زدگی دینی و انقلابی
    سندرم هرچه فراستی‌تر بودن
    توهم انقلابی‌شناسی
    تشکیل خانقاهی به نام نورعلیشاه آوینی
    نتیجه:نهروانیان حوزه‌های نقد

  7. ۴. کشتی تفریحی چه ربطی به شهید حججی دارد؟! مگر قرار است ربطی داشته‌باشد؟!
    مگر کسی ادعا کرده که پایتخت یک سریال ارزشی_چه بسا (عرزشی!) با همان ملاک‌هایی که همیشه بهمان تحمیل کرده‌اند و زده‌مان کرده‌اند_است؟
    مغالطه‌تان، تعمیم دادن دو قسمت پایانی این داستان به کل مجموعه و حتی فصول قبلی آن‌ است!

    جدای از مغلطه‌تان، برای اثبات این‌که شهدای مدافع حرم در این اثر تحثیر شده‌اند و احساسی که مردم با دیدن این دو قسمت پیدا کرده‌اند، هیچ دلیلی نباورده‌اید.
    در حالی‌که عینی‌ترین دلیل، واکنش مردم و تفکر آن‌ها پس از سریال است. بی‌انصافی است اگر گفت‌وگو ها و بحثایی را که درگرفت و شاهد بودم، جو بنامیم!

  8. بغض تان را کادوپیچ کرده اید میان مشتی کلمه
    همین نقی بی احترام وقتی پدرش را در بالون ماند، از جان گذشت اما چه سود که قرار نیست امثال شما ببینید!

  9. دست مریزاد به دوستان بابت جوابهایی که دادند
    البته یه نظریه هست که میگه با هر کسی باید مثل خودش صحبت کرد ، ( حالا کاری به درست و غلطش ندارم )
    مثلا با کسی مثل این ، با بی صفتی و گاها فحش های کادو پیچ …
    ولی نه …
    عجالتا دوست دارم برخی جوابهای دوستان را تکرار کنم ،
    شما که منتقد خوبی هستید و دست به قلم.. درافشانی کنید و فیلم نامه درخور که لازم به لعنت فرستادن به کسی نداشته باشید تهیه کنید و در اختیار فیلم سازانی که از این به بعد قرار هست از مدافعین حرم فیلم تهیه کنند بگذارید. باشد که قبول افتد در نظر سایر افراد به دور از لعن و نفرین…
    یا این یکی که مختصر مفید و عالی گفته :

    رفاه‌زدگی دینی و انقلابی
    سندرم هرچه فراستی‌تر بودن
    توهم انقلابی‌شناسی
    تشکیل خانقاهی به نام نورعلیشاه آوینی
    نتیجه:نهروانیان حوزه‌های نقد

  10. کلا مردممونو خیلی دوستدارم ، هر چی میگذره به این حرف رهبر بیشتر ایمان میارم که مردم عمیق تر و فهیم تر از گذشته هستن و درست تر از مدعیان فهمیدگی ، مسائل رو میفهمن …
    مثلا مردم ما دیگه میدونن نقی معمولی ، نماینده همه ایرانیا در برخورد با داعش نیست ، حتا نماینده همه علی آباد یا هم نیست …، یا پدرش نماینده همه معمرین ایرانی نیست …
    مردم که هیچی کودکان هم اینو میدونن …

  11. مردمی که از اشخاص ، عبور کردن و به این بلوغ رسیدند که :
    اعرف الحق تعرف اهله …
    حق را معیار قرار بده نه افراد را ، تا به گمراهی نیفتی …

  12. بیا عمو میثم همینو میخواستی؟؟
    یارکشی راه انداخت این نوشته ات. به نظرم اینجا قبول کن باخت کردی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *