خانه / یادداشت / به یاوران انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان کمک کنیم

به یاوران انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان کمک کنیم

بهانه‌ای برای مرور چند نکتۀ ویرایشی و نگارشی

در پی انتشار مطلبی با عنوان «به انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان کمک کنیم» در مجله‌ی الف‌یا، سایت ادبیات اقلیت مطلبی به قلم سردبیر با عنوان «به یاوران انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان کمک کنیم» منتشر کرد. الف‌یا از ادامه‌ی این گفت‌وگو میان سردبیر سایت ادبیات اقلیت و خانم دکتر رضایی و دیگر صاحب ‌نظران استقبال می‌کند.

ادبیات اقلیت ـ به‌تازگی مجلۀ ادبی آنلاین الف‌یا،  یادداشتی به قلم «منصوره رضایی: دکتری زبان و ادبیات فارسی» منتشر کرده است با این عنوان: «به انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان کمک کنیم.»

هدف اصلیِ این یادداشتِ خیرخواهانه و یاری‌گرانه کمک به اصلاح «نادرستی‌های نگارشی و ویرایشی» دو متن انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان استان تهران است که در «روزهای پایانی سال نود و شش» منتشر شده است؛ نامه‌ای به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و پیامی عمومی در آستانۀ سالِ نو.

از آن‌جا که دغدغۀ یادداشتِ خیرخواهانۀ «منصوره رضایی: دکتری زبان و ادبیات فارسی»، نوعِ نگارش صحیح و ویراسته است و کمک به آن «انجمن» را با «اصلاح» برخی اشکال‌های نگارشی و ویرایشی آن دو متن شروع کرده‌ است، به نظر رسید که می‌توان در همین زمینۀ نگارش و ویرایش، به این یاورِ «انجمن» یاری رساند و دعوتش را لبیک گفت که یاری به یاوران یک انجمن، یاری به خود آن انجمن نیز به شمار می‌رود. به امیدِ این‌که موجِ یاری و یاوری فروکش نکند و دیگرانی نیز پیدا شوند که ادامه‌دهندۀ این یاوری‌ها باشند؛ چه به انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان، چه به یاوران این انجمن، چه به یارانِ یاورانِ این انجمن.

یادداشتِ «منصوره رضایی: دکتری زبان و ادبیات فارسی» این‌گونه آغاز می‌شود:

در روزهای پایانی سال نود و شش، شاهد صدور دو پیام از سوی انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان تهران بودیم. نامه‌‌‌‌هایی که محتوای قابل اعتنا و در خوری داشتند اما سبک نگارششان با نام انجمن صنفی داستان نویسان تهران، ناسازگار می‌‌نمود. اگرچه درباره‌‌ی ماهیت چنین انجمنی، اختلاف نظرهایی وجود دارد اما باید به عنوان «داستان‌نویسان تهران» احترام گذاشت و از انتشار نوشته‌‌هایی سرشار از نادرستی‌‌های نگارشی و ویرایشی، تحت لوای این نام پرهیز کرد.

با توجه به اصول درست‌نویسی و نگارش و ویرایش، دربارۀ این بند نکات بسیاری را می‌توان بیان کرد. اما برای پرهیز از اطناب کلام و ایجاد ملال، تنها به چند نکتۀ مهم‌تر اشاره می‌‌کنم و می‌گذرم:

یک. استفاده از ترکیب‌هایی مانند «(به) توسطِ» یا «به وسیلۀ» یا «از سوی» پیش از فاعل، از جمله تقبیح‌شده‌ترین غلط‌های نگارشی در زبان فارسی است که به قول مرحوم نجفی «بر اثر نفوذ زبان‌های فرنگی از راه ترجمه‌ها» و «ناشی از شتابزدگی مترجمان و به‌خصوص مترجمان خبرگزاری‌هاست که عبارت‌های خارجی را لفظ به لفظ به فارسی برمی‌گردانند و نمی‌خواهند اندکی رنج جست‌وجو را بر خود هموار کنند یا دست‌کم بیندیشند که در اجتماع یا با اهل خانوادۀ خود به طور عادی و به صرافت طبع چگونه سخن می‌گویند. زیرا این شیوۀ بیان که برخلاف طبیعت زبان فارسی است، هنوز در گفتار روزمرۀ مردم نفوذ نکرده است. (غلط ننویسیم، ص ۱۲۰)

به جای این عبارت ثقیل و نادرست و به جای استفاده از مصدرِ «صدور» که جانشین فعلِ مجهول است، بهتر است از فعل معلوم استفاده کنیم و فاعل آن را نیز بدون استفاده از عبارتِ در این‌جا ناصوابِ «از سوی» به کار ببریم:

در روزهای پایانی سال ۱۳۹۶، انجمن صنفی کارگری داستان‌نویسان تهران، دو پیام [؟] صادر کرد. [یا بهتر: دو متن منتشر کرد.]

دو. چنان‌که با خواندن ادامۀ متن مشخص می‌شود، دو متن «ویرایش‌»شدۀ انجمن صنفی، دو «نامه» یا «دو پیام» نیست؛ بلکه یکی نامه است و دیگری پیام. حتا اگر نویسنده نخواسته باشد خیلی دقیق باشد، بهتر بود یا هر دو را «پیام» می‌نامید یا «نامه»؛ نه این‌که در دو جملۀ پشت سر هم، یک بار بنویسد: «شاهد صدور دو پیام از سوی…» و یک بار بنویسد: «نامه‌هایی که محتوای قابل اعتنا و…» به هر حال دو نامه است یا دو پیام؟ حتا اگر کسی این اشکال را مته به خشخاش گذاشتن بداند، باید گفت متنی که خودش مته به خشخاش متنِ دیگری گذاشته است، نباید از آن شکایتی داشته باشد. و در هر حال، امثال این کم‌توجهی‌ها، هرچند کوچک به نظر برسد، متن را مغشوش می‌کند و به صداقت و صلابت آن لطمه می‌زند.

سه. نکتۀ دیگری که در جملۀ دوم به چشم می‌خورد، استفاده از کلمۀ «قابل» در ترکیب «قابل اعتنا»ست. هرچند به زعمِ نگارنده نیز نمی‌توان استفاده از دو عبارت «قابل / غیر قابل» را کاملاً غلط دانست، باید گفت که اکثر اساتید ویرایش و نگارش به پرهیز از کاربردِ آن توصیه می‌کنند. این دو واژه در واقع گرته‌برداری از «able» در زبان‌های فرانسه و انگلیسی و با روحِ زبان‌ فارسی ناسازگار است و بسیاری از اساتید آن را «منافی زیبایی و ایجاز کلام» می‌دانند؛ لااقل می‌توان به کار بردن آن را، به اندازۀ جملات طولانی که خودِ نگارندۀ یادداشت به آن انتقاد کرده است، مغایر با آراستگی و شیوایی زبان دانست. و تنها به مواردی بسنده کرد که معادل شیوا و سلیسی برای آن یافت نشود. به جای عبارت «قابل اعتنا» می‌توان از «درخور توجه» یا «مهم» یا… استفاده کرد. (در این باره ر. ک: غلط ننویسیم، ص ۳۰۰)

چهار. نکتۀ مهم دیگر این‌که استفاده از هر دو واژۀ «اگرچه» و «اما» در جملۀ پایه و پیرو، اگر نه «خطای فاحش» که لااقل به قول ابوالحسن نجفی «خلاف منطق» است:

اگرچه یا مرادف‌های آن، مانند گرچه، هرچند(که)، بااین‌که، باآن‌که، گواین‌که، هرگاه در عبارتی به کار رود، در جملۀ مکمّل آن (که در واقع جملۀ پایه است و نه جملۀ پیرو) استعمالِ ولی یا مرادف‌های آن، مانند امّا، با این‌همه، مع‌هذا، مع‌ذلک، لکن، لیکن، ولیکن و جز این‌ها، خلاف منطق است و حتی، به عقیدۀ بعضی از فضلا، خطای فاحش است. مثلاً، به جای این جملۀ غلط: «اگرچه ثروتمند است، ولی خوشبخت نیست.» یکی از دو جملۀ زیر را باید گفت:

ـ اگرچه ثروتمند است، خوشبخت نیست.

ـ ثروتمند است، ولی خوشبخت نیست. (همان، ص ۳۵)

بر این مبنا، جملۀ «اگرچه درباره‌‌ی ماهیت چنین انجمنی، اختلاف نظرهایی وجود دارد اما باید به عنوان «داستان‌نویسان تهران» احترام گذاشت» نادرست است و به جای آن باید نوشت: «اگرچه دربارۀ ماهیت چنین انجمنی، اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، باید به عنوان «داستان‌نویسان تهران» احترام گذاشت.» یا: «دربارۀ ماهیت چنین انجمنی، اختلاف‌نظرهایی وجود دارد، اما باید به عنوان «داستان‌نویسان تهران» احترام گذاشت.»

***

از بند اول این یادداشت که بگذریم، به «متن اصلی نامه‌ی نخست» و سپس «متن ویرایش‌ شده‌ی نامه‌ی نخست» می‌رسیم. نویسنده تلاش کرده است که برای کمک به “انجمن داستان‌نویسان استان تهران” نامۀ این انجمن به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را ویرایش کند.

من نیز معتقدم که “انجمن داستان‌نویسان استان تهران” می‌توانست نامۀ ویراسته‌تر و خوش‌خوان‌تری را برای وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی بنویسد و بفرستد، و این نامه خالی از «نادرستی‌های نگارشی و ویرایشی» نیست، اما توقع ما این است که اگر متنی را بعد از ویرایش می‌خوانیم دیگر به آن نادرستی‌ها و بلکه نادرستی‌های بیشتری برنخوریم و در واقع تمامی نادرستی‌های هر متن، پس از «ویرایش» اشکال کار ویراستار آن متن به حساب می‌آید، خواه آن نادرستی‌ها از ابتدا در متن بوده باشد و خواه «ویراستار» آن‌ها را به متن افزوده باشد! در هر حال،‌ من از این بابت خرسندم که «منصوره رضایی: دکتری زبان و ادبیات فارسی» پس از فرستادن این نامه برای جناب وزیر، اقدام به ارسال کمکش کرده است، که وجهِ این خرسندی شاید در ادامه روشن شود.

اگر بخواهم حتا به سیاقِ بند نخست، متنِ نامه و پیام پس از «ویرایش» و دیگر بخش‌های این یادداشت را بررسی کنم و نه تمامی، بلکه مهم‌ترین «نادرستی‌‌های نگارشی و ویرایشی‌»اش را ذکر کنم، این یادداشت بسیار به درازا خواهد کشید. از این رو، به ذکر مواردی باز هم کمتر اما مهم و فقط تا انتهای متنِ «ویرایش»شدۀ نامه و یادداشتِ کوتاهِ پس از آن، اشاره می‌کنم و می‌گذرم. در عین حال، اگر نگارندۀ آن یادداشترا علاقه و اشتیاق و نگارندۀ این یادداشت را فراغت و بقای عمر حاصل شد، در فرصتی دیگر می‌توان از نکته‌ها و موارد دیگر نیز سخن گفت و حتا کل آن یادداشت را به همراه نامه و پیام، لبیک‌گویان به ندای «هل من ناصر» نویسندۀ آن یادداشت، ویرایش و منتشر کرد.

شاید بد نباشد این توضیح را نیز اضافه کنم که نگارشِ این یادداشت صرفاً از سر دغدغۀ مشترکی است که احساس می‌کنم با نگارندۀ یادداشت سایت الف‌یا دارم که همانا دقت در درست‌نویسی و اهمیت دادن به زبان فارسی و اصول نگارش و ویرایش آن است و امیدوارم که چه مخاطبان و چه نویسنده و چه همکاران ما در سایت الف‌یا، به وجهی جز این تعبیرش نکنند. که نقد و انتقاد به هر بهانه و در هر زمینه‌ای سازنده و کاهنده از خطاهای ماست.

* در جملۀ اولِ متنِ پس از «ویرایش» نامۀ انجمن به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، می‌خوانیم:

«انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران، مراتب قدردانی خود را از اجرای سومین طرح عیدانه‌‌ی کتاب، اعلام داشته و در انجام چنین اموری پشتیبان و همراه شما خواهد بود.»

در این نخستین جمله، چند نکتۀ ویرایشی به چشم می‌خورد که معمولاً هر استاد ویرایشی در کلاس‌های آموزش ویرایش و نگارش و در کتاب‌های مرتبط به این موضوع، به آن‌ها اشاره می‌کند، که نمونه‌هایی از آن به این شرح است:

بسیاری از اساتید و دستورنویسان این نکته را بیان کرده‌اند که استفاده از «واو» پس از «عبارت وصفی» غلط است. توضیح این‌که گاه فعل به جای این‌که در جمله به یکی از اشکال صرفی‌اش بیاید، به صورت «عبارت وصفی» (همانند صفت مفعولی) می‌آید. مثلاً به جای این‌که بگوییم: «دکتر یادداشتی نوشت و آن را منتشر کرد.»می‌گوییم: «دکتر یادداشتی نوشته، آن را منتشر کرد.» در این صورت، نباید بعد از عبارت وصفی (نوشته) «واو» بیاوریم. بنابراین، نباید گفت: «دکتر یادداشتی نوشته و آن را منتشر کرد.»

در جملۀ مورد بحث، ترکیب «اعلام داشته» عبارت وصفی است که به جای فعل «اعلام می‌دارد» آمده است و در نتیجه، آمدن «واو» بعد از آن اشتباه است؛ یا باید نوشت: «… مراتب قدردانی خود را از اجرای سومین طرح عیدانۀ کتاب اعلام می‌دارد و در انجام…» یا: «مراتب قدردانی خود را از اجرای سومین طرح عیدانۀ کتاب اعلام داشته، در انجام…» (از این نکته می‌گذرم که به کار بردن فعل «[اعلام] داشتن» به جای «[اعلام] کردن» ـ به نظر بسیاری از فضلا ـ از دیگر اشتباه‌ها یا بی‌دقتی‌های رایج است و برای نمونه، مشتاقانِ به خواندنِ بیشتر دراین‌باره را، به صفحات ۱۸۳ و ۱۸۴ کتاب غلط ننویسیمابوالحسن نجفی  و نیز بخش «در ستایشِ کردن» کتاب مزخرفات فارسی رضا شکراللهی ارجاع می‌دهم.)

مورد مهم دیگر، استفادۀ نادرست از کلمۀ «انجام» در این جمله است. «انجام» در فارسی به معنای «پایان» است و بنابراین، اساتید و ویراستاران بارها و در کتاب‌های مختلف بیان کرده‌اند که استفاده از این کلمه در جایی که منظور نویسنده خودِ کار ــ‌و نه پایانش‌ــ باشد، اشتباه است.

هرچند علمای فن، ترکیب‌هایی مانند «انجام دادن»، «انجام گرفتن» و «به انجام رساندن» را پذیرفته‌اند و غلط نمی‌دانند، تقریباً تمامی ویراستاران و اساتید زبان، در اشتباه بودنِ به کار بردن کلمۀ «انجام» در غیر معنای «پایان» و به معنای «کردن» یا «انجام دادن» متفق‌القول‌اند. چنان‌که ابوالحسن نجفی توضیح داده است:

جمله‌ای مانند «انجام این کار دشوار است» صحیح نیست، زیرا غرض گوینده از این جمله، دشوار بودنِ پایانِ کار نیست، بلکه دشوار بودنِ کار از آغاز تا پایان آن است. به جای آن باید گفت: «انجام دادن این کار دشوار است» یا به طور ساده‌تر: «این کار دشوار است.» (غلط ننویسیم، ص ۴۴)

بنابراین، این جمله: «[انجمن صنفی داستان‌نویسان استان تهران] در انجام چنین اموری پشتیبان و همراه شما خواهد بود.» به این معناست که انجمن مذکور تنها در پایان چنین اموری پشتیبان و همراه وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهد بود، در حالی که مراد اهالی آن «انجمن» چنین چیزی نبوده است و قصدشان همراهی و پشتیبانی از ابتدا تا انتهای چنین اموری بوده است.

در واقع اگر انجمن صنفی داستان‌نویسان این نامه را حتا به گونه‌ای که «منصوره رضایی: دکتری زبان و ادبیات فارسی» ویرایش کرده است، برای جناب آقای دکتر صالحی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی می‌فرستاد و وزیر محترم ارشاد یک سال بعد، پس از اجرای چهارمین طرح عیدانۀ کتاب یا پس از اجرای برنامه‌های مشابهِ آن، به سراغ انجمن می‌رفت و می‌گفت چه برنامه‌ای برای پشتیبانی و همراهی با ما دارید، هیچ اعتراضی از این انجمن پذیرفته نبود و حجت کاملاً به نفع جناب وزیر می‌بود، زیرا می‌توانست بگوید: شما ننوشته‌اید که برای اجرای این گونه طرح‌ها آمادۀ پشتیبانی و همراهی هستید، بلکه نوشته‌اید در انجام [پایان] آن‌ها همراه و پشتیبان ما خواهید بود.

در ادامه، تنها اشاره‌های کوتاهی می‌کنم به چند مورد دیگر از غلط‌های ویرایشی متن پس از «ویرایشِ» نامه به وزیر ارشاد و یادداشت کوتاه پس از آن:

ـ عبارت وصفی به همراه حرف «واو»: «[…] سبب بی‌توجهی به تولید و تألیفات ایرانی شده و به معنای کمک بیش‌تر به انتشار کتاب‌های خارجی…» به جای: «[…] سبب بی‌توجهی به تولید و تألیفات ایرانی می‌شود و به معنای کمک بیش‌تر به انتشار کتاب‌های خارجی…» (توضیح آن گذشت.)

ـ استفاده از ترکیب «عدم تصویب»: بسیاری از اساتید و اهل فن بر پرهیز از استفاده از ترکیب کلمات با «عدم» تأکید کرده‌اند. به جای «عدم موفقیت»: ناکامی؛ به جای «عدم تصویب»:تصویب نشدن و… (برای مثال: ر. ک: بهتر بنویسیم، رضا بابایی)

ـ استفاده از فعل مجهول: «همان‌‌گونه که مشاهده می‌‌شود مهم‌‌ترین اشکال نامه‌‌ی اصلی، طولانی بودن جملات است.» اساتید فن نگارش و ویرایش همواره تأکید کرده‌اند که استفاده از فعل مجهول با روح زبان فارسی ناسازگار است و موجب نازیبایی آن می‌شود و بهتر است هرچه کمتر و فقط در مواقع ضرورت (مثلاً نامعلوم بودن فاعل) از آن استفاده کنیم. بنابراین، بهتر است بنویسیم: «همان‌گونه که مشاهده می‌کنیم…» یا: «همان‌گونه که می‌بینیم…»

ـ استفاده از ترکیب «عدم توجه» (به جای ـمثلاًـ «بی‌توجهی»): «نکته‌‌ی دیگر، عدم توجه به تفاوت انواع نامه است.» (توضیح آن گذشت.)

ـ استفاده از حرف «واو» بعد از عبارت وصفی: «تکرار چند باره‌‌ی یک مطلب، تأثیر و توجه به آن را کاهش داده و اهمیت موضوع را مخدوش می‌‌کند.» (توضیح آن گذشت.)

این یادداشت را در همین‌جا به پایان می‌برم و همان‌طور که پیش از این گفتم، اگر اشتیاقی بود و مجالی، بررسی و ویرایش و کمک‌رسانی به بقیۀ متن را به آینده وامی‌گذارم.

سردبیر سایت

________

پ. ن: با تأسف بسیار باید گفت که دامنۀ بی‌دقتی و حتا ناآگاهی در نگارش صحیح و رعایت اصول درست‌نویسی در زبان فارسی به‌اندازه‌ای وسیع است که کمتر نویسنده و نگارنده‌ و متنی را می‌توان یافت که عاری از آن باشد؛ به‌خصوص که زبان، ماهیتی جمعی دارد و اگر اشتباهی رواج یابد، ناخودآگاه دیگران نیز ــ اگر اهل دقت و وسواس بسیار نباشند ــ آن را به کار می‌برند. خود من هم اطمینان دارم که اگر با همین دقت بسیاری از متن‌های ویراسته یا نگاشتۀ خودم را دوباره بخوانم، در آن چندین و چند خطا و اشتباه خواهم یافت؛ خطاها و اشتباه‌هایی که ممکن است از آن‌ها آگاهی هم داشته باشم؛ تا چه رسد به خطاهایی که از آن‌ها آگاهی ندارم. با این حال، این مسئله به این معنا نیست که از تلاش برای هرچه درست‌تر نوشتن و تذکر دادن خطاهای یکدیگر دست برداریم و در راه اصلاح و حفظ خود و زبانمانمان تلاش نکنیم. به‌خصوص وقتی متنی با داعیۀ درست‌نویسی و اصلاح غلط‌های زبانیِ دیگران نوشته می‌شود، خود باید تا حد ممکن عاری از آن‌چه باشد که قصد اصلاح آن را دارد. باید ویراسته‌تر و درست‌تر از آن باشد که در هر قسمتی از آن چند اشتباه نگارشی و ویرایشی به چشم بیاید. به امید آن‌که این یادداشت چنین نباشد و اگر باشد، صاحب‌نظران و اهل تشخیص، تذکر دهند. واعاذنا الله من الخطایا وشرور انفسنا.

ادبیات اقلیت / ۱۶ فروردین ۱۳۹۷

منبع: سایت ادبیات اقلیت

همچنین ببینید

روایت سردبیر از دیدار نویسنده‌ها با سید حسن/ مارکز از دست‌مان ناراحت بود/ از پیرامون امام بنویسید

دیدار جمعی از نویسنده‌ها با سید حسن خمینی در جماران چند نکته جالب داشت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *