خانه / شعر / بازگشت اصحابِ کهفِ شعر

بازگشت اصحابِ کهفِ شعر

%d8%b7%d8%b8%d8%b2%d8%b8%d8%b7

دهه‌ی هفتاد که به‌پایان رسید، نسل شاعران صاحب‌نام دهه‌ی شصت و پیش از آن از یک سو و نسل تازه‌ی جویای نام از سویی دیگر، کمر بستند بر برچیدن نشانه‌ها و رویدادها و آثاری که از جریانی به‌جا مانده بود که در زمان حاکمیت رسانه‌ای‌اش، نه صاحب‌نامان را به رسمیت و حقانیت شمرده بود و نه از شعر جوانانه استقبال کرده بود و در نتیجه، چون حاکمیتی منقرض‌شده، نه از شاعرانش تا اواخر دهه‌ی هشتاد سخنی به‌میان آمد و نه در نقدها اشارتی رفت و نه از کتاب‌ها نشانی ماند و این همه در سایه‌ی تحولات فضای مجازی و فاصله‌های فرهنگی با دهه‌ی هفتاد و البته تصمیمات فرهنگی کابینه‌های کشور از ۱۳۸۴ (دال بر چشم‌فرو‌بستن بر آثار فرهنگی ـ هنری پیش از این سال) تا پیش از نوشدن دولت در ۱۳۹۲ ممکن شد و از آنان که روزگاری هر هفته یا ذکر خیر شعرشان بود در جریده‌ای یا گفت‌وگویی بود و نقل‌قولی یا خبر سخنوری‌شان در دانشکده‌ای، هیچ نماند مگر طعن خانواده و غمِ نان.

اکنون، آن از یاد رفتگان یکان‌یکان بازمی‌گردند تا در داوری تاریخ ادبی سنجیده شوند، آنان که به رغم جهان‌های نامتقارن و نامتجانسشان، پیام‌آور نسل جنگ و انقلاب بودند و تاریخ‌نگار «دیگرشدگی» نسل نو، آنان که شعر را نه به قصد زیبانگاری که به قصد زمانه‌نگاری پی گرفتند و زبانی در خورِ آن یافتند و اگر نبود آن نیروی مهارپذیر نوجویی و بسنده می‌کردند به دستاوردهای پهناورشان و چون اسکندر در پی آب حیات نمی‌رفتند، دستشان از جهانْ تهی، در تابوت دهه‌ی هشتاد، گشوده نمی‌ماند.

اکنون، برخی از ایشان از این جهان رفته‌اند چون بیژن نجدی، بیژن کلکی، ابراهیم رزم‌آرا و شهرام شیدایی، و برخی در این دیار نیستند و یا ارتباطشان با زبان پارسی گسسته شده یا با فرهنگ پارسی یا ما دیگر نمی‌دانیم که چه می‌کنند؛ چراکه شعر در ممالک دیگر هم از شوکت پیشینش خبری نیست و هنروران آن سامان، هنر اگر کنند، زبان خویش را پاس می‌دارند و زبان ما را نه فرصت دارند و نه رخصت، که جهانی کنند.

از آنان که هنوز به دیار ما هستند و نه به دیار دیگران و نه به دیار باقی، چند تنی هنوز باقی‌اند بر زبان و بیان خویش و چند و چون دهه‌ای که در آن قد کشیدند و چند تنی نیز راه را به بازگشتی ادبی به دهه‌های پیشین کژ کرده‌اند و البته هستند آنانی که از زمانه آموخته‌اند که اکنونی باشند و گزینه‌های دهه‌ی هفتاد را به روی میزِ اکنون، برای تعامل و رویکرد برد ـ برد با نسل نو، چون مهرگان شطرنج چیده‌اند.

شعری که در دهه‌ی هفتاد رخ نمود، چه در وجه متعادلش (سیدعلی صالحی، حافظ موسوی، شهاب مقربین، محمد باقرکلاهی اهری، بیژن نجدی، ایرج ضیایی، علیرضا پنجه‌ای، رضا چایچی، هیوا مسیح، بهزاد زرین‌پور، بهزاد خواجات، مسعود جوزی، گراناز موسوی، علیرضا آبیز، رسول یونان، مهرداد قاسم‌فر، حسین عابدی، مسعود امینی، ابراهیم رزم‌آرا و…)، چه در وجه آوانگاردش (رضا براهنی، شمس آقاجانی، مهرداد فلاح، علی عبدالرضایی، ابوالفضل پاشا و…)، چه در وجه رادیکالش (رؤیا تفتی، عباس حبیبی، شهرام شیدایی، پگاه احمدی، رزا جمالی و…)، چه در وجه همزیست‌طلبانه‌اش (که تلفیق تجربه‌های گذشته بود با شعر هفتاد که بهترین نمودش را در شعرهای منوچهر آتشی، علی باباچاهی، مسعود احمدی، هرمز علی‌پور، فرخ تمیمی، عباس صفاری، تقی خاوری، بیژن کلکی، اکبر اکسیر و… شاهد بودیم) شعری بود و هست مبتنی بر روایت و توصیف و شهود و توجه به موسیقی کلامی و رجوع به زمانه یا نشانه‌های آن و از همین رو، شناسنامه‌دار است و غیرقابل اشتباه با شعر هر زمانه‌ی دیگری، شعری که بر دانشی مبتنی بر شعر و نثر هزارساله استوار بود و هست (همگان نه به‌تساوی، اما هر کسی را ثمری) و نه روخوانی برگردان‌های ناقص ادبیات انگلیسی.

در دهه‌ی هشتاد، به موازات حذف فرهنگی شعر دهه‌ی هفتاد، به علت غیاب نسخه‌های در دسترس، هر کس که به طریقی نسخه‌ای فراهم آورد از آن بهره‌ای برد و سکه را به‌نام زد، اما چرخش روزگارْ آنان را که خونِ دیوانِ مردمان به‌گردن دارند به پیشگاه قاضیان می‌کشاند.

اکنون، در میانه‌ی سال ۹۵، آنچه مشاهده می‌شود از فعل شعر امروز آن است که شاخه‌ی فرعی شعر هفتاد، که در «دیگرگویی غزل» خودی نشان داده بود، در دهه‌ی هشتاد، شعر نوی سهل ــ و نه سهل و ممتنع ــ را به کناری زد و این دهه را به نخستین دهه‌ی پس از دهه‌ی چهل بدل کرد که نسل نو، اکثر و اغلب، از شعر نو روی چرخاندند و اگر سوسوی اقبال جوانانه‌ای را از ابتدای دهه‌ی ۹۰ به شعر نو شاهد بوده‌ایم، ثمره‌ی بازگشت اصحاب کهف دهه‌ی هفتاد است که اندک‌اندک خوانده شدند به لطف جست‌وجوی مستمر نسل دهه‌ی ۹۰ و البته سعیِ بسیارِ تکثیرکنندگان کتبِ ماضی. بعضی از این کتب به فضای مجازی راه یافتند و بعضی به بهایی ده‌ها برابر قیمت نخست، با تحمل صبری چندماهه، به دستِ نسل نو رسیدند (اما رسیدند!) و اگر دهه‌ی ۹۰ شمسی دهه‌ی بازگشت شعر نو و اقبال شاعران و مخاطبان از آن باشد، یحتمل به مدد همین عصا و ید بیضاست. فقط می‌ماند یک نکته‌ی کوچک: آیا این بازماندگان شعر هفتاد به قدر کفایت از سال‌هایی که گذشت آموخته‌اند؟ یادآور می‌شوم که تکرار اشتباهاتْ این فرصتِ تاریخی را به هرج‌ومرج بدل خواهد کرد؛ و دریغا اگر به هرج‌ومرج بینجامد!

همچنین ببینید

لحظه در تور حضور است

با سپاس بسیار از همراهی‌های محمدحسین عباسی قرارمان ساعت ۱۰صبح است. با همان شوق همیشگی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *