خانه / روایت بهار / ادبیات آزادی‌ست

ادبیات آزادی‌ست

از الف تا یای ما در سال ۹۶

بسم الله

دوست داشتم وقتی این یادداشت را می‌نویسم کمی از بی‌سر و سامانی اطرافم بیرون آمده باشم. دوست‌تر داشتم که میز کارم آنقدر خلوت شده باشد که یک صبح پرنور پشت آن بنشینم و در نهایت آرامش بنویسم. اما حالا این کلمات از دل یک اتاق شلوغ که به سختی جای نشستن در آن پیدا می‌شود و از مغزی شلوغ‌تر که هنوز نتوانسته کارهایش را اولویت بندی کند و کنار انجام شده‌هایش تیک بزند بیرون می‌آیند. زایش کلمات در محیطی شلوغ و ذهنی شلخته، همان چیزی که فکر می‌کنم از شرایط ضروری نوشتن برای هر نویسنده‌ای است.

خب از این‌ها که بگذریم، باید بگویم که دلم می‌خواست از آینده بنویسم. آینده‌ای که نمی‌دانم چقدر در آن حضور خواهم داشت. با اینکه هیچ جایی نوشتن از آرزوها و امیدها ممنوع نیست، اما من دیگر دوست ندارم این‌ها را بنویسم و قول‌هایی بدهم که انجام نشوند و دیگر دستم به نوشتن نرود. از گذشته حرف زدن را هم دوست ندارم. اگرچه همیشه از پس مرور گذشته نکاتی عمیق و تجاربی ارزشمند بیرون می‌آید، اما همه آن‌ها در دل خودشان باری از تلخی به همراه دارند. که یادآوری آن‌ها خاطرم را مکدر می‌کند.

اما نوشتن ضروری است. یادآوری ضروری است. ضروری است که یک جایی، خارج از دفترها و سررسیدهای خودم بنویسم و ثبت کنم که الف‌یا در سالی که گذشت چه اتفاقاتی را پشت سر گذاشت و حالا در کجا ایستاده است.

روزهای سخت زیادی در الف‌یا داشتیم. بی‌اغراق. سختی فقط محدود به عرق ریختن موقع انجام کارهای فشرده نیست. شاید وقت‌هایی بود که کاری نداشتیم، اما سخت می‌گذشت. روزهای پرهیجان زیادتری هم داشتیم. روزهای نگارش مطالب جوایز ادبی، روزهایی که پرونده معلولیت را جمع می‌کردم و روزهای نقد کتاب کآشوب و کتاب رهش از همین روزها بودند. من گاهی از هیجان قلبم به ارتعاش درمی‌آمد. نه اینکه دچار ذوق‌زدگی مفرط باشم و گمان کرده باشم که آن کارها خیلی بزرگند و بالاتر از آن‌ها نیست، که همیشه فکر کرده‌ام سطحی بالاتر از کاری که می‌کنیم وجود دارد و  باید به آن برسیم. قلبم به لرز افتاده چرا که از کار دسته جمعی، از همدلی و همراهی دوستانم در الف‌یا خوشحال بوده‌ام. روزهای بدی هم داشته‌ایم. روزهایی که در مرز معمولی بودن راه رفته‌ایم. روزهایی که نویسند‌ه هایی با ما بدقلقی کرده‌اند، روزهایی که از دوستانی که فکرش را نمی‌کردیم طعنه‌های هولناکی شنیدیم یا متهم به چیزهایی شدیم که حتی به آن فکر هم نکرده بودیم. اما آن روزها گذشته‌اند و من مطمئن شده‌ام چیزی که آدمی را نکشد حتما آب دیده‌ترش می‌کند و الف‌یا آب دیده شد. قوی شد. بزرگ شد. قد کشیدنش را روز به روز دیدم . این تنها چیزی است که در پایان سال، با وجود تلخی‌ها و مرارت‌های زیادش، شادم می‌کند و روی آن حتی نیازی به قسم خوردن نمی‌بینم. آنقدر که موضوع برای خودم روشن است و به گمانم برای مخاطبین این یک سالۀ الف‌یا هم، چنین است. الف‌یای بهار  ۹۷ چند پله‌ای بالاتر از الف‌یای بهار ۹۶ ایستاده است. این شدنی نبود مگر به همراهی اول از همه مخاطبان ما و بعد دوستانی که بی‌دریغ محبت روا داشتند. انکار نمی‌کنم که محبت ما هم کم نبوده است. همیشه گفته‌ایم و حالا باز هم تکرار می‌کنم، درِ الف‌یا بر روی همه باز است، برای هرکسی که سهمی از بازی در زمین و جغرافیای ادبیات می‌خواهد. برای هرکسی که با نوشتن بیگانه نیست. برای هرکسی که فکر می‌کند حرفی باید بزند و صدایی باشد خلاف همۀ صداهای این روزهای تک صدای ادبیات. ما سعی کردیم به قدر وسع خودمان بکوشیم برای ملجا بودن و حواسمان بوده که در این بین خودمان صدای ناهنجاری نباشیم. خط اصلی‌مان را گم نکنیم. بازیچه نباشیم و کسی را به آنچه خودمان می‌خواهیم وادار نکنیم. نگاهمان به ادبیات وامدار از نگاه مرحوم هاشمی‌نژاد بوده: «ادبیات تیول کسی نیست». خودمان را مدیون و ممنون خیلی‌ها دانسته‌ایم اما آزادی اندیشه‌مان را به رغم محدودیت‌های زیاد حفظ کرده‌ایم. خواسته‌ایم حرف بزنیم. معتقدیم آینده از آنِ کسانی است که حرف می‌زنند و قوی و آزادمنشانه حرف زدن، جای پای ما را در آینده محکم می‌کند. وقتی برای گفتن دغدغه‌هایمان به ادبیات پناه آوردیم می‌دانستیم کار سختی پیش رو داریم. از یک طرف مخاطبی بود که ناگزیریم از داشتنش و از طرف دیگر محدودیت‌ها و خط قرمزها بودند. اگر دغدغۀ مخاطب دغدغۀ ما نباشد حرف‌هایمان پوچ خواهد بود و اگر نتوانیم مخاطب را با دغدغۀ خودمان همراه کنیم، سهمی از ادبیات نخواهیم برد و به گمانم هدف مقدس رشد دادن که رسالت ادبیات است هم محقق نخواهد شد. برای خودمان سانسوری نگذاشتیم جز اینکه اخلاق را جدی بگیریم، شعار ندهیم و به ورطۀ زردی و میان‌مایگی نیفتیم. کار را بر خودمان سخت گرفتیم تا نتیجه کمترین نشتی را داشته باشد.

هم‌فکری و هم‌دلی از دوست داشتنی‌ترین اتفاقات الف‌یا است و کار ما را آنقدری راحت کرده است که نیازی به اجیر کردن نویسنده برای نوشتن حرف‌های خودمان نداشته باشیم. اما در همین تحریریۀ کوچک هم صداهای مخالف را به سکوت دعوت نکرده‌ایم. خواسته‌ایم هرکسی آزادی اندیشه و قلم خودش را حفظ کند و خوشحالم که اختلافات زیادی با هم داریم و هنوز دوستیم.

این کلمات که روی کاغذ می‌آیند ذهن من گرم می‌شود. یکی یکی کارهایی که دوست دارم در سال آینده الف‌یا اتفاق بیفتد ردیف می‌شوند و همهمۀ «از من بگو» توی سرم راه انداخته‌اند. اما به شعارمان عمل می‌کنم: «حرف نزن. بنویس». آنچه تنها می‌توانم بگویم، تکرار روایت‌های بهار الف‌یا است. امسال هم دوست داشتیم مانند سال قبل آدم‌های جدیدی را به دنیای اهل ادبیات معرفی کنیم. دوست داشتیم روایت‌هایی مختلف از زندگی‌های مختلف بخوانیم. سرک کشیدن در هوای گوناگون شهرها و کشورهای دیگر را دوست داشتیم. چیزی که دیگر برای گفتنش صبر نمی‌کنم، این است که «هانیه علیزاده» با مجوعۀ «از قم تا رم» از زندگی در ایتالیا و فرانسه بعنوان یک مهاجر برایمان خواهد نوشت. روایت اولش را که خواندم شکاف کوچکی از نور در قلبم باز شد. می‌د‌انم که این قلم و این تجربه قرار است خیلی‌ها را مخاطب ثابت خودش کند.

عیدی امسال ما به مخاطبانمان روایت‌هایی است که دوستشان خواهید داشت چون از دل زندگی‌های عادی خودمان بیرون آمده‌اند. عیدی شما به ما سهیم کردنمان در روایت‌ها، مستندنگاری‌ها و سفرنامه‌های بهاری‌تان باشد. منتظریم.

همچنین ببینید

دهم فروردین هر سال

وقتی خبر رسید مش‌رحیم عاشق آبجی شده و می‌خواهد بیاید خواستگاری‌اش، عمه‌ها زدند زیر خنده‌‌؛ …

۲ نظرات

  1. سلام
    هم باید تبریک سال جدید رو گفت هم خسته نباشید کارهای سال گذشته را…برای برو بچه های الف یا آرزوی سلامتی وموفقیت دارم،منتظریم توو این حال و روزای بد مملکت حالمونو خوب کنید…از سیاستمدارامون که خیری ندیدیم ببینیم ادبیاتیها چه خواهند کرد!

  2. سلام خدا قوت
    چون خودتان سر حرف را باز کردید من هم میگویم که :
    زحمتی که میکشید بر کسی پوشیده نیست ولی گاهی روایت هایی که منتشر میکنید به قدری ضعیف است که میل به خواندن الفیا را از دست می دهم.
    اسم چند نویسنده پایین مطالب تکرار می شود که حقیقتا دلیل انتشار متن های سطحی و ضعیفشان را متوجه نمی شوم . خانم ابراهیمی بزرگوار اتفاقا بعضی مطالب شخص شما هم در این دایره هست .
    مثلا در همین مطلب ، دو سه بند اول که از شلوغی اطرافتان گفتید ،چه نکته ای به مخاطب اضافه میکرد ؟
    امیدوارم در سال جدید در گزینش آثار بیشتر دقت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *