خانه / شعر / کارنامه(۸)

کارنامه(۸)

تاثیر سیاست‌های فرهنگی رهبران و دولت‌های جمهوری اسلامی بر ادبیات (روزگار خاتمی)

۲- چندصدایی فرهنگی:

در این دوره، اقلیت‌های مختلف فکری امکان بروز و ظهور پیدا می‌کنند؛ از مسلمانان اهل سنت گرفته تا پیروان عرفان‌های هندی و بودایی و سرخپوستی؛ حتی شیطان‌پرستی نیز تبلیغ می‌شود؛ گاهی تحت پوشش سری رمان‌های هری پاتر (۱۳۷۶ به بعد) و ارباب حلقه‌ها (ترجمه‌شده در ۱۳۸۲) یا موسیقی هوی‌متال، و گاهی بدون این پوشش‌ها؛ مثلا متن و ترجمۀ ترانه‌های گروه متالیکا در کتابی با نام «رقص شیطان» منتشر می‌شود. در دورۀ بعد، آزادی عمل برخی گروه‌ها محدودتر می‌شود، ولی نتایج آن عملا باقی می‌ماند.

گزارش سورۀ اندیشه از نمایشگاه کتاب سال ۱۳۸۲، تنوع فرهنگی آن دوره را به‌خوبی نشان می‌دهد:

«فمینیسم، متالیکا، پائولو کوئلیو، سروش و شریعتی، دفتر نشر و پخش آثار علما، اهل سنت و … . در بخش کودک و نوجوان فقط ۱۰% مذهبی- انقلابی‌اند».[۱]

این فضای چندصدایی فرهنگی و گفتگوی فرهنگ‌ها، باعث آمیختگی فرهنگ هیئتی و غیر هیئتی می‌شود. به‌طور مشخص نوع مداحی‌های جوان‌پسند، عدۀ زیادی را به هیئت‌ها کشانده است که پیش‌ازاین هیئتی نبودند و به گونه‌های دیگر مجالس عزا هم تن نمی‌دادند. این‌ها باعث می‌شود که در ادبیات مذهبی شاهد چهره‌هایی باشیم که از سویی شعر آیینی می‌سرایند و از سویی عریان‌ترین نوع تغزلات زمینی را در دفتر شعر خود می‌آورند و گاه سبک زندگی و اندیشه‌هایشان تناسبی با مذهب و شعر مذهبی ندارد.

شب گذشته من و او چه خواب خوبی بود در آن سیاهی شب آفتاب خوبی بود

گناه نیمه‌شب ما کلام حافظ شد   گناه نیمه‌شب ما ثواب خوبی بود

تمام شب تن او را ورق‌ورق خواندم        غزل، سپید، ترانه، کتاب خوبی بود

اگرچه شاعر آیینی‌ام دلش می‌خواست      که عاشقانه بگویم، عذاب خوبی بود[۲]

در سینما، آثار حاتمی‌کیا در این دوره، یکسره در راستای تقابل فرهنگ‌هاست: آژانس شیشه‌ای (۱۳۷۶)، روبان قرمز (۱۳۷۷)، موج مرده (۱۳۷۹)، ارتفاع پست (۱۳۸۰) و … . تمام این آثار چندصدایی و تقابل فرهنگ نسل جبهه و جنگ با نسل‌های بعدی را به‌خوبی نشان می‌دهند.

این چندصدایی فرهنگی در مخملباف -که کم‌کم دارد حسابش را از جمهوری اسلامی جدا می‌کند- به گفتگوی تمدن‌ها تبدیل شده است. او فیلم‌ها و داستان‌هایش را از ایران بیرون برده است: سکوت (۱۳۷۷ – تاجیکستان)، سفر قندهار (۱۳۷۹ – افغانستان)، دوشنبه‌بازار (۱۳۸۳ – تاجیکستان؟)، سکس و فلسفه (۱۳۸۴ – تاجیکستان)، فریاد مورچه‌ها (۱۳۸۶ – هند) و … .

۳- سرمایه‌گذاری گسترده در مسائل فرهنگی:

حجت‌الاسلام خاتمی که پیش از ریاست جمهوری، وزارت ارشاد را در کارنامه دارد، بیش و پیش از هر وجهۀ دیگری، یک شخصیت فرهنگی محسوب می‌شود و حضور او در رأس قوۀ مجریه، وضعیت فرهنگی کشور را با تحولی فوق‌العاده مواجه می‌کند. آمار نشر کتاب، تعداد عناوین مطبوعات، تیراژ مطبوعات، حجم تولید آثار سینمایی، گسترش شبکه‌های صداوسیما و … از جلوه‌های گسترش کمّی و کیفی محصولات فرهنگی است. این گسترش، به مطرح‌شدن چهره‌های تازه کمک می‌کند و انبوه شاعران و نویسندگان جوان، فرصت عرض‌اندام پیدا می‌کنند. برخی از آنان خوش می‌درخشند و بدیهی است که تعدادی نیز آثاری ضعیف خلق می‌کنند که به‌مرورزمان از بازار فرهنگ حذف می‌شوند. در ادامه بر اساس آمارهای کتابخانۀ ملی، تحول کمّی چاپ کتاب شعر مذهبی در دورۀ حجت‌الاسلام خاتمی بازنموده می‌شود. با توجه به این‌که درصد شعر مذهبی نسبت به‌کل کتب چاپی در ادوار مختلف، تغییر معناداری نکرده است (بین ۸ تا ۱۲ درصد)، با اندکی تسامح می‌توان رشد کمّی چاپ کتاب را نیز از همین نمودار به دست آورد.

ادبیات:

۱- زبان:

به علت آنچه گفته شد، سروده‌های شاعران جوان و نوظهور این دوره، میل به زبان روزمره دارد و گاهی اشتباهات گفتاری یا وابسته به لهجۀ تهرانی نیز در آن راه می‌یابد؛ با این توضیح که فعالیت این شاعران از اواسط این دوره آغاز می‌شود و دفاتر شعری آنان عمدتاً در اواخر دوره یا سال‌های پس از ۸۴ نشر پیدا می‌کند.

این دستمال گریه پر از نور می‌شود         وقتی به دست گریۀ خورشید می‌دمش[۳] (=می‌دهمش)

شاعران سنتی هیئتی نیز در این دوره، کتب خود را به چاپ می‌سپارند. برخی کتاب‌های حسان و سازگار چاپ این دوره‌اند؛ هرچند که تاریخ سرایش و حال و هوای اشعار، مربوط به دوره‌های پیشین است. زبان این اشعار، کهنه و متعلق به سبک بازگشت محسوب می‌شود و این شاعران عملا همان سنت عزاداری عصر قاجار و پهلوی (قبل از مبارزات انقلاب اسلامی) را ادامه می‌دهند:

گذشت از جان و ظالم را نشد یار چه خوش ایمان خود را شد نگهدار

برآورد از جگر مردانه فریاد        که بشتابید ای یاران به امداد[۴]

شاعرانی چون قادر طهماسبی (فرید) نیز باوجود نوجویی‌هایشان، بیش و کم به همین جریان تعلق دارند:

پدید نیست شب انتظار را پایان   چنان‌که گریۀ بی‌اختیار را پایان

بیا و تیغ دو دم را درون قلب ستم غلاف کن که تویی کارزار را پایان

بیا و داد مرا از غم زمانه بگیر      که بی تو نیست غم روزگار را پایان[۵]

احمد عزیزی در «خورشید از پشت خیزران» کمی منضبط‌تر از پیش شعر می‌گوید و اندکی از شطحیاتش فاصله می‌گیرد.

شاعران حوزۀ هنری به زبانی نرم دست یافته‌اند که در عین استواری، ملموس و مردم‌پسند است:

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند      سال‌ها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند     چشم‌های نگران آینۀ تردیدند

نشد از سایۀ خود هم بگریزند دمی         هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به‌جز سایه ندیدند کسی در پی خود  همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی‌وار         باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند   کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است فصل‌ها را همه با فاصله‌ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعت‌ها و ثانیه‌ها   از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند[۶]

۲- مضامین:

کمرنگ شدن اجتماعیات و سیاست در شعر مذهبی این دوره مشهود است. شعرهای عاشورایی و هیئتی اندک‌اندک پررنگ می‌شوند. همچنین رشد شعرهای انتظاری، گویا با واخوردگی نیروهای مذهبی و قطع امیدشان از جامعۀ فعلی متناظر است:

کاش این زاغچه تن، فاخته می‌شد با تو    می‌رسیدی، دل ما ساخته می‌شد با تو

تویی آن نور که از بیت عتیق آمده‌ای       خسته از معرکۀ دشنه و تیغ آمده‌ای

خلق گفتند شما دین جدید آوردید         بدعتی در شب این قوم، پدید آوردید

بی تو دنیازدگان خطبۀ دین می‌خوانند      گورکن‌ها همه از نظم نوین می‌خوانند

رسم بوزینگی و عشوه مجاز است اینجا    حق کشی مستحب و رشوه مجاز است اینجا

کار ما پلک زدن، جا زدن و نق زدن است  کار ما کار نه، در گوش شقایق زدن است

نسل ما سوختۀ دهشت و بیم است هنوز   پدرش رفته سفر، سخت یتیم است هنوز[۷]

جمع‌بندی:

این دوره، به چند دلیل با ادوار پیشین متفاوت است: چندصدایی فرهنگی، آزادی و تساهل، سرمایه‌گذاری جدی دولت در بخش فرهنگ و … . پیشرفت تکنولوژی و راه یافتن ماهواره و اینترنت به خانه‌ها، راه را برای تحولات فرهنگی هموارتر می‌کند. به دلایل مختلف روحانیت وجاهت دینی و سیاسی‌اش را از دست می‌دهد و مبلغان غیر معمم، دین را به نسل جوان می‌رسانند. دینی که مطلوب این مبلغان و نیز نسل جوان است، دینی درون‌گرا، اخلاقی و غیرسیاسی است. باز شدن راه عتبات نیز شور مذهبی را عمومیت بیشتری می‌بخشد. به دلایل فرهنگی پیش‌گفته، هیئت‌ها به مأمن جوانان مذهبی و نیز یکی از تفریحات سبک زندگی جوانان تبدیل می‌شوند؛ لذا ساختار هیئت‌ها تغییراتی جدی دارد و به‌تبع آن، شعر مذهبی نیز تحولاتی چشمگیر می‌یابد. زبان و مضامین جوان‌پسند می‌شوند و از الگوهای شناخته‌شده و موردقبول نظام جمهوری اسلامی و نیز نهادهای مذهبی فاصله می‌گیرند. نتایج فرهنگ این دوره در دورۀ بعد نیز ادامه می‌یابد.

[۱] آقا برای نگرش چی دارین؟ عبوری از یک نمایشگاه فرهنگی؛ میری، محمدجواد؛ سورۀ اندیشه؛ ۱۳۸۲؛ ش ۲ (خرداد)؛ ۵۸–۶۰٫

[۲] پرسه در خیال؛ برقعی، حمیدرضا؛ دسترسی ۹ خرداد ۱۳۹۴٫ http://parsedarkhial.blogfa.com/post-44.aspx. شایان ذکر است که برقعی برخی از ابیات این شعر را در کتاب رقعه اصلاح کرد؛ ولی در وبلاگش هنوز هم به همین شکل باقی است.

[۳] سه‌نقطه؛ لطیفیان، علی‌اکبر؛ تهران؛ آرام دل؛ ۱۳۸۶؛ ص ۸۶٫

[۴] زمزمه‌های قلب من؛ چایچیان «حسان»، حبیب‌الله؛ تهران؛ جاویدان؛ ۱۳۷۷؛ ص ۱۰۲٫

[۵] ترینه؛ طهماسبی «فرید»، قادر؛ تهران؛ تکا؛ ۱۳۸۷؛ ص ۱۰۶٫

[۶] دستور زبان عشق؛ امین‌پور، قیصر؛ تهران؛ مروارید؛ ۱۳۸۶؛ ص ۷۱٫

[۷] جمله‌های معارضه؛ احمدی، عباس؛ تهران؛ تکا؛ چ دوم؛ ۱۳۸۸؛ ص ۱۳۷٫

همچنین ببینید

دوم خردادِ هفتاد و شش

دوچرخه‌ی سه مار چینی‌ام را به دیوار قهوه‌خانه‌ی آقا محمود تکیه دادم و رفتم سراغ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *