خانه / روایت / استدلال یا روایت

استدلال یا روایت

ما هر روز در راه قانع کردن خودمان و دیگران بر اساس شواهد تلاش می‌کنیم یا از تلاش دیگران به اقناع می‌رسیم و نام این را استدلال منطقی می‌گذاریم. تصوری که از استدلال منطقی داریم چی است؟ زنجیره‌ای از گزاره‌ها که دنبال هم می‌آیند، گزاره‌های اولی اطلاعات دقیق و یقینی هستند و هر یک از گزاره‌های بعد نتیجه‌ی منطقی گزاره‌های قبل است.
این تصور آرمانی در دو جا کمی ضربه‌پذیرتر از آن است که به چشم می‌آید:
۱٫ در هر یک از آن گزاره‌های اولیه‌ی دقیق و یقین درصدی – هر چند بسیار اندک – تردید جا دارد. به بیان دیگر، یقینی خواندن آن گزاره‌ها در جاهایی لطفی است که به گزاره و به سهولت زنجیره‌سازی خودمان می‌کنیم.
۲٫ ما معمولا در مورد «نتیجه‌ی منطقی بودن» تصور غیر فنی، غیر دقیق، و سهل‌گیرانه‌ای داریم. تقریبا اغلب مردم فرق روشنی بین «جور در آمدن» و «نتیجه‌ی منطقی بودن» قائل نیستند.
چنین است که در بسیاری از موارد آن زنجیره‌ای از گزاره‌ها که به گمان ما یک استدلال را می‌سازند، در عمل ترکیبی از بیانی روایی و بیانی تحلیلی هستند.
با هم یک مثال را ببینیم. چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶ نیکلاس جیکوب کروز به دبیرستان مارجوری استونمن در پارکلند فلوریدا حمله کرد، معلم و کارمند و دانش‌آموز همه را به رگبار بست و ۱۷ کشته و حدود ۲۰ زخمی به جا گذاشت.


دانش‌آموزان بازمانده، خانواده‌های درگذشتگان و گروه‌های فعال اجتماعی مورد توجه قرار گرفتند. یک زنجیره‌ی بسیار کوتاه چیزی بود که اغلب به عنوان استدلال تکرار می‌کردند، می‌شنیدند و می‌پذیرفتند:
از سال ۲۰۰۰ تا کنون نزدیک ۳۰۰ (دقیقا ۲۹۳) حمله‌ی مسلحانه به مدرسه‌ها انجام شده است. وقتی دست پیدا کردن به اسلحه برای همه ممکن باشد چنین اتفاقاتی می‌افتد. پس عرضه‌ی اسلحه را محدود باید کرد.
این روند گزاره‌ها به نظر منطقی می‌آید، در واقع، جور درمی‌آید. اما ببینید یک نفر دیگر (دانلد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده و طرفدار آزادی اسلحه) چه استدلالی برای خودش جور کرده است. او می‌گوید:
از سال ۲۰۰۰ تا کنون نزدیک ۳۰۰ (دقیقا ۲۹۳) حمله‌ی مسلحانه به مدرسه‌ها انجام شده است. در هیچ یک از این حمله‌ها معلمان مسلح نبوده‌اند تا از خودشان و دانش‌آموزان دفاع کنند. پس لایحه‌ی الزام به مسلح بودن معلمان را با جدیت دنبال خواهم کرد.
ممکن است این استدلال ترامپ به نظرتان وقیح و غیر منطقی بیاید، اما برای فعالان آزادی اسلحه در ایالات متحده اتفاقا خیلی منطقی به نظر می‌رسد.
به گمانتان این‌ها تنها روایت‌هایی از ماجرا هستند که رنگ استدلال به خود گرفته‌اند؟ دیوید هاگ، دانش‌آموزی بود که در یکی از اولین تجمع‌های دانش‌آموزان بازمانده خطاب به سیاستمداران گفت ما بچه ایم، شما بزرگ اید، وضع را تغییر بدهید، درستش کنید. یک روایت هم این است:
این بچه‌پررو را که توی مراسم سخنرانی کرد دیدی؟ یادت هست این قبلا تو یوتیوب یک سری ویدیو داشت و هنرپیشه‌ی حرفه‌ای بود؟ البته الان ویدیوهایش را پاک کرده‌اند تا او را بچه دبیرستانی جا بزنند و به مقاصد سیاسی خودشان برسند.
حتی برای بعضی‌ها این روایت توطئه‌انگارانه هم استدلال منطقی‌ای به نظر می‌رسد. این روایت‌ها – سست یا سخت، خوش‌آیند یا ناخوش‌آیند – هستند که لباس استدلال می‌پوشند و باور می‌آفرینند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *