کارنامه (۶)

تاثیر سیاست‌های فرهنگی رهبران و دولت‌های جمهوری اسلامی بر ادبیات (روزگار خاتمی)

سال‌های ۱۳۷۶-۱۳۸۳ (دورۀ خاتمی: توسعۀ سیاسی و فرهنگی):

تحولات همه‌جانبۀ فرهنگی:

سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ با ریاست جمهوری حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی مصادف است. شعار انتخاباتی او «آزادی» است؛ چیزی که در حوزۀ فرهنگ، بیشتر به آزادی بیان و عقیده و اندیشه تعبیر می‌شود. به پیشنهاد او، سال ۲۰۰۱ میلادی (معادل ۱۳۸۰) سال جهانی «گفتگوی تمدن‌ها» نامیده می‌شود. «تحمل مخالف» یکی از کلیدواژه‌‌های سخنان خاتمی و طیف او می‌شود و خلاصه اینکه جامعه به‌سرعت به‌سوی چند صدایی شدن پیش می‌رود.

جامعۀ انقلابی ایران که تاکنون به‌روشنی می‌دانست چه چیز‌هایی را نمی‌خواهد (رک. شعار‌های مرگ بر…، نه شرقی، نه غربی و …)، در این دوره با پرسش مهمی مواجه شد: چه می‌خواهد؟ طبیعی است که در موضع نفی ضد ارزش‌ها، وحدت وجود داشته باشد؛ ولی در موضع اثبات و تبیین ارزش‌ها، اختلاف‌ها و سلایق گوناگون شکل بگیرد؛ اما در جامعه‌ای که تاکنون به‌شدت بسته بوده و فقط یک صدای رسمی را تجربه کرده، پذیرش این نکته دشوار است.

از مواردی که ذکر خواهد شد، برخی رویکرد مستقیم دولت هفتم و هشتم است و برخی دیگر اقتضای زمانه و پدیده‌هایی که ارتباطی به دولت ندارد؛ ولی هم‌زمان با اقدامات دولت است و تأثیر و تأثر اجتناب‌ناپذیری با وقایع فرهنگی جامعۀ آن روز پیدا می‌کند.

این توضیح نیز ضروری است که اغلب موارد زیر در دورۀ بعد هم ادامه پیدا می‌کند و حتی اگر منشأ پدید‌ه‌ای ظاهراً محدود یا مسدود شود، اثرات آن به قوت خود باقی می‌ماند؛ لذا در برخی موارد، شاهدمثال‌هایی آورده می‌شود که در دورۀ بعد تولید شده است.

مسائل فرهنگی مقارن با دورۀ خاتمی:

تقلیل جایگاه معنوی روحانیت:

از آغاز انقلاب، مسئولان بسیاری معمم هستند و معمولا مسئولیت سیاسی، مانع از فعالیت مذهبی آن‌ها نمی‌شود. آیت‌الله خامنه‌ای در دوران ریاست‌جمهوری‌اش، امام‌جمعۀ تهران است. آیت‌الله ‌هاشمی رفسنجانی نیز همین وضعیت را دارد؛ اما دورۀ ۸ سالۀ ریاست جمهوری، کم‌کم او را به سردار سازندگی تبدیل می‌کند و وجهۀ اقتصادی و عمرانی و سیاسی‌اش بر وجهۀ روحانی‌اش چیره می‌شود. این روند در دورۀ حجت‌الاسلام خاتمی تشدید می‌شود و مردم، خاتمی را در قامت یک روشنفکر اهل فرهنگ و سیاست می‌یابند تا یک روحانی. حجت‌الاسلام خاتمی، رئیس‌جمهوری است که امام‌جمعه و حتی جماعت نیست.

مسئلۀ دیگر، حمایت قاطبۀ روحانیون و مراجع قم از کاندیدای رقیب (حجت‌الاسلام ناطق نوری) است. رأی ۲۰ میلیونی خاتمی، در عمل «نه» محکم بخش قابل‌توجهی از مردم به گزینۀ روحانیون محسوب می‌شود. روحانیت که از جایگاه دینی‌اش فاصله گرفته است، اکنون از مقبولیت و کفایت سیاسی نیز دور می‌شود.

علاوه بر این، تقابل برخی تندرو‌های جناح راست با حجت‌الاسلام خاتمی، منجر به پدید آمدن گفتمان جدایی دین از لباس روحانیت می‌شود. مخالفان جناح چپ، خود را مذهبی‌تر و دین‌دارتر می‌دانند و از سویی لباس روحانیت رئیس‌جمهور را هم نمی‌توانند انکار کنند. شاید این دوره، اولین باری باشد که صداوسیمای جمهوری اسلامی، از شخصی روحانی‌ای که مسؤولیت سیاسی هم دارد، بدون هیچ‌گونه لقب و تشریفاتی (حتی «آقا») نام می‌برد: «خاتمی گفت: …». این روند قداست‌زدایی از روحانیت که از سوی گروه‌‌های مختلف و با انگیزه‌های مختلف صورت می‌گیرد، در سال ۸۲ با فیلم مارمولک به اوج می‌رسد.

بی‌اعتمادی مردم به روحانیون، نتایج متنوع و متعددی در پی دارد. آنچه در بحث ما تأثیرگذار است، دو نکتۀ کلیدی و به‌هم‌پیوسته است: حذف تدریجی روحانیت و سیاست از مجالس سوگواری و هیئت‌ها.

۱-۱- هیئت‌های بدون سخنران:[۱]

برخی هیئت‌ها به سراغ واعظ غیر‌معمم می‌روند تا این باور تقویت شود که دین و آخوند، دو مقولۀ مجزا از هم هستند. صورت رسمی و رسانه‌ای این جریان، به میدان آمدن شخصیت‌هایی سیاسی-انقلابی چون رحیم‌پور ازغدی و بلخاری و از سویی دیگر شخصیت‌هایی فرهنگی-عرفانی مثل الهی قمشه‌ای و سروش است و صورت مخفی و غیر رسانه‌‌ای آن فعالیت گروه‌هایی مثل انجمن حجتیه است که عمدتا از مبلغان کت‌وشلواری استفاده می‌کنند. بدیهی است که گروه‌های سه‌گانۀ فوق، ارتباطی با هم ندارند و فقط در تبلیغ دین توسط مبلغان غیر‌معمم مشترک‌اند. این جریانات آن‌قدر جدی می‌شود که در انتخابات ۸۴ اقشار مذهبی و انقلابی، برای حفاظت از دین، از گزینۀ معمم (هاشمی رفسنجانی) به گزینۀ کت‌وشلواری (احمدی‌نژاد) پناه می‌برند. کاندیدای این گروه در انتخابات ۹۲ نیز یک کت‌وشلواری (جلیلی) است که در رقابت‌های انتخاباتی، خود را مفسر قرآن معرفی می‌کند.

واعظان غیر معمم مثل روحانیون عمل نمی‌کنند؛ در آغاز مجلس مسئلۀ شرعی نمی‌گویند؛ از جدایی‌ناپذیری دین و سیاست حرفی نمی‌زنند و در عوض، با رویکردی علمی و دانشگاهی، مخاطبان جوان تحصیل‌کرده را به خود جذب می‌کنند. محتوای تبلیغ این گروه، نوعا جلوه‌‌های رحمانی اسلام است: اخلاق، مدارا، خودسازی و … . حتی روحانیون مطرح این دوره، دیگر چهره‌‌های مبارز و سیاسی نیستند؛ بلکه عارفانی هستند از جنس آیت‌الله بهجت. منبر‌ها به تریبون تبدیل شده و نوع آموزه‌‌های این تریبون‌ها، مسلمانی اهل تساهل و مدارا و خویشتن‌داری می‌سازد؛ چیزی که هم با رویکرد عرفانی به دین سازگار است، هم با رویکرد فرهنگی دولت خاتمی. نکتۀ جالب‌توجه دیگر در غیراجتماعی‌ شدن این هیئت‌ها این است که میل به دسته‌گردانی در آن‌ها کاهش می‌یابد و اغلب در مکانی پوشیده و متمرکز به عزاداری می‌پردازند.

هیئت‌های بسیاری اساسا واعظ را از نظام کاری خود حذف می‌کنند. در این هیئت‌ها فقط روضه خوانده می‌شود و بعد سینه می‌زنند. گردانندگان فکری این مجالس هم مداحان جوانی هستند که اغلب دانش دینی چندانی ندارند. این مجالس را «هیئت‌های عامه‌پسند» نامیده‌اند[۲]. ویژگی‌‌های اصلی این هیئت‌ها، دوری از اطلاعات و نظارت دینی و نیز افراط و تفریط‌هایی متناسب با ذائقۀ جوانان است. در این جلسات که گاه با جمعیت‌های چند هزارنفری تشکیل می‌شود، سبک عزاداری و ادبیات خاصی شکل گرفته و با توزیع سریع و گستردۀ سی‌دی‌‌های این مجالس، همین سبک رفتار و گفتار در سطح کشور تبلیغ می‌شود.

مداحان و مجالس عامه‌پسند، شعر می‌خواهند و شاعران جوان -که اغلب پامنبری همین مداحان هستند یا بعضا خود نیز مداحی می‌کنند- بنا به ذائقه و سفارش این‌گونه جلسات شعر می‌گویند. نتایج این وضعیت را می‌توان در عناوین زیر دسته‌بندی کرد:

وفور شعر در حب اهل‌بیت علیهم‌السلام بدون چاشنی مسائل روز و … . تقریبا تمام کتب شعر آیینی انتشارات آرام دل، همین وضعیت را دارند.

ورود روضه‌‌های ساختگی، غلو و دیگر انحرافات ناشی از کم‌سوادی دینی.[۳]

ادبیات عامیانه و جوان‌پسند.[۴]

ورود ادبیات عرفانی بدون تعمق و با واژگانی نامتناسب.[۵]

ورود ادبیات و موسیقی لهوی که تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم ترانه‌‌های پاپ (داخلی و خارجی) است.[۶]

بازگشت ادبیات سلطنتی از سوی مذهبی‌‌های غیرانقلابی.[۷]

شیوع ادبیات و سبک‌های عزاداری غیر‌متعارف، باعث می‌شود رهبری نظام دو بار مسئلۀ انحراف در مجالس عزاداری را به شکل جدی مطرح کنند: ۲۲ خرداد ۱۳۷۳ و ۵ مرداد ۱۳۸۴٫[۸]

۱-۲- جوانان هیئتی:

مخاطبان این هیئت‌ها، نسل جوانی هستند که عمدتاً بعد انقلاب به دنیا آمده‌اند؛ بدون آن‌که خود انتخاب کرده باشند، محرومیت‌ها و سختی‌‌های جنگ و … تحمل کرده‌اند و حالا مورد هجوم فرهنگی غرب نیز قرار گرفته‌اند؛ از سویی از نسل قبل خود طلبکارند که چرا ما را در سختی قرار دادید و از سویی به خاطر تفاوت سبک زندگی با نسل قبل، متهم‌اند؛ متهم به بی‌هدفی و اباحه‌گری و … . فیلم «به نام پدر» حاتمی‌کیا، این وضعیت را به‌خوبی آینگی می‌کند[۹]. این دو بیت نمونه‌ای از سروده‌‌های یک زن شاعر متولد ۵۹ است:

جنگ چیز نفرت‌انگیزی است وقتی مادرت         هی سراغت را بگیرد از من همسنگرت

جنگ چیز نفرت‌انگیزی است وقتی هشت سال    هفت‌سینش را بیارد جبهه تنها خواهرت …[۱۰]

بچه مذهبی‌‌های این‌گونه، هیئت‌های این‌چنینی را مأمنی برای خود می‌یابند؛ هیئت برای آنان فقط محل عزاداری نیست؛ بلکه پاتوق امن فرهنگی‌ای است که آنان را از دنیای بیرون (که یا آلودگی دیگران است یا سرزنش بزرگ‌ترهای مذهبی) ر‌ها می‌کند؛ بنابراین هیئت‌ها از حالت سنتی که در مناسبت‌ها تشکیل می‌شد به حالت منظم هفتگی تغییر شکل می‌دهد و همچنین مناسبت‌های جدیدی به فهرست برنامۀ هیئت‌ها اضافه می‌شود؛ مناسبت‌هایی مثل ایام محسنیه، رحلت ام‌البنین، ولادت حضرت علی‌اصغر علیه‌السلام و … . بسیاری از جوانان، هیئت را به‌عنوان اشتغال و «تفریح» اصلی خود انتخاب می‌کنند. این مسئله چند پیامد دارد؛ یکی بالا رفتن میزان تأثیرپذیری از هم هیئتی‌‌ها و مداح تا جایی که مداحان این دوره در حد یک ستارۀ موسیقی یا سینمایی محبوبیت پیدا می‌کنند؛ دوم نیاز به برآورده شدن همۀ نیاز‌های جوان در هیئت؛ چنان‌که بخشی از هیئت‌ها به جشن‌های مذهبی اختصاص می‌یابد. ریتم‌ها، شاد و جوان‌پسند می‌شود. نوع ادبیات و موسیقی به سمت سلیقۀ جوانان تغییر می‌یابد. حلقه‌‌های دوستی و کاری و … در هیئت تشکیل می‌شود و … .[۱۱]

چنین شعری از فضای چنین هیئتی برمی‌آید:

اول روضه می‌رسد از راه      قدبلند است و پرده‌‌ها کوتاه

آه از آن شب که چشم من افتاد           پشت پرده به تکه‌ای از ماه

بچۀ هیئتم من و حساس       به دو چشم تو و به رنگ سیاه

مویت از زیر روسری پیداست دخترِ …، لا اله الا الله!

به «ولا الضالین» دلم خوش بود           با دو نخ موی تو شدم گمراه

چشم‌هایم زبان نمی‌فهمند     دین ندارد که مرد خاطرخواه

چای دارم می‌آورم آن ور      خواهران عزیز! یا الله!

سینی چای داشت می‌لرزید    می‌رسیدم کنار تو … ناگاه ـ

پا شدی و شبیه من پا شد      از لب داغ استکان هم آه

وای وقتی که شد زلیخایم      با یکی از برادران همراه

یوسفی در خیال خود بودم    ناگهان سرنگون شدم در چاه

«زاغکی قالب پنیری دید»      و چه راحت گرفت از او روباه

آی دنیا! همیشه خرمایت       بر نخیل است و دست ما کوتاه[۱۲]

جوان هیئتی این دوره حتی ازدواج کردن و بچه‌دار شدنش هم با حال و هوای هیئت است:

سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش با پرچمی که روی نگاهم کشیدمش

«آقا کمک کنید، خدا خیرتان دهد»       او دم گرفته بود… وَ من می‌شنیدمش

سیب رسیده‌ای جلوی باورم گذاشت    من هم بدون هیچ تعلّل خریدمش

شب آمدم به خانه و آن سیب سرخ را   تقسیم کردم و بغل سفره چیدمش

حالا درخت سیب شده، بار آمده‌است   آن میوه‌ای که قبل محرم خریدمش

روزی هزار بار مرا شکر می‌کند           این کودکم که با غم‌تان آفریدمش

رفتم سراغ کودکم امروز مدرسه          سینی به دست بود و سر کوچه دیدمش[۱۳]

۲- گسترش ماهواره و اینترنت:

در دورۀ جنگ و پس‌ازآن، تنها راه دستیابی به فیلم‌های غیر‌مجاز (فیلم فارسی، ‌‌هالیوودی، هندی و …) نوار ویدئو است که عرضۀ غیر‌مجاز بسیار محدودی دارد و مخاطبان اندکی را به خود مشغول می‌کند. اخبار سیاسی غیر‌مجاز نیز منحصر به رادیو‌های بیگانه است: بی‌بی‌سی، رادیو اسرائیل، رادیو مجاهدین و …؛ اما از اواخر دهۀ ۶۰ پای ماهواره به شکل بسیار محدود به ایران باز می‌شود و در اوایل دهۀ ۷۰ چنان گسترش می‌یابد که قابل‌اغماض نیست و در سال ۷۳ قانونی بر ضد ماهواره در مجلس تصویب می‌شود.[۱۴]

یکی از تبعات گسترش ماهواره، آشنایی با سبک زندگی غربی است. این سبک الزاما مساوی با فحشا نیست؛ اما به‌هرحال با ارزش‌ها و نوع پوشش متعارف جامعۀ اسلامی سازگاری ندارد.

پیامد دوم ماهواره، آشنایی با مکاتب دیگر فکری و سیاسی است. این مسئله باعث می‌شود مردم دیگر سخنان رسمی مسئولان جمهوری اسلامی را تنها بیانِ ممکن ندانند و بتوانند از زوایای دیگری نیز قضایا را بررسی کنند. نتیجۀ این وضعیت کاهش اعتماد مردم به مسئولان و نظام است.

اینترنت که از سال ۱۳۷۰ به شکل بسیار محدود و غیر مؤثر وارد ایران شده است، هم‌زمان با رقابت‌های ریاست جمهوری سال ۷۶، در مباحث سیاسی و فرهنگی موضوعیت پیدا می‌کند و با افزایش سرعت، برای مخاطبان بیشتری از جامعه قابل‌استفاده می‌شود. از سال ۸۰ نیز وبلاگ نویسی آغاز می‌شود. اینترنت همان دو پیامد ماهواره را به همراه دارد: سبک زندگی غربی و تنوع افکار.

سومین پیامد تأثیرگذار اینترنت در فرهنگ و به‌خصوص شعر، امکان نشر مجازی سروده‌‌هاست. این امکان که در دورۀ بعدی بیشتر هم می‌شود، به شاعران اجازه می‌دهد، هرگونه شعری را بدون هیچ نظارت و سانسوری منتشر کنند و به آزادی بیان کمک بسیاری می‌کند. ضمن این‌که بسیاری از اشعار بی‌کیفیت نیز که هیچ ناشری حاضر به چاپشان نخواهد شد، از این طریق امکان نشر می‌یابند.

۳- باز شدن راه زیارت عتبات عالیات:

یکی دیگر از نکات تأثیر‌گذار در شعر مذهبی این دوره، بازگشایی راه عتبات عالیات است. پس از بازگشایی راه کربلا در آغاز دهۀ ۸۰، سیل جمعیت زائر به کربلا و نجف روانه می‌شوند و هرساله بر رونق کاروان‌های زیارتی و تعداد زائران افزوده می‌شود. این زیارت، حب اهل‌بیت علیهم‌السلام را در جان زائران عمیق‌تر و ریشه‌دارتر می‌کند و طبیعتاً نتیجۀ این غلیان احساسات در ادبیات نمایان می‌شود.

[۱] بخش عمده‌ای از مطالب این بخش را مدیون نگاه علمی و موشکاف این کتاب هستم: رسانه شیعه؛ حسام مظاهری، محسن؛ اول؛ تهران؛ شرکت چاپ و نشر بین‌الملل؛ ۱۳۸۷٫

[۲] حسینیه یا خانقاه؛ نگاهی دیگر به تحریفات عاشورا؛ طاهری، محمد‌رضا؛ سوره اندیشه؛ ۱۳۸۴؛ ش ۱۶ (اردیبهشت)؛ ۳۴–۳۸٫

[۳] رسانۀ شیعه. صص ۴۸۶٫

[۴] همان. صص ۴۷۸-۴۸۲٫

[۵] همان. ص ۴۷۳٫

[۶] همان. ص ۴۵۴٫

[۷] همان. ص ۴۷۱٫

[۸] همان. ص ۲۵۷٫

[۹] جشنواره است دیگر؛ زاده‌محمدی، رضا؛ سوره اندیشه؛ ۱۳۸۴؛ ش ۲۳ (بهمن): ۵۲–۵۵٫

[۱۰] آویشن و اندوه؛ تهران؛ فصل پنجم؛ ۱۳۹۳؛ ص ۱۱٫

[۱۱] رسانۀ شیعه؛ صص ۴۳۲-۴۳۶٫

[۱۲] وبلاگ مسافر؛ صرافان، قاسم؛ دسترسی ۷ خرداد ۱۳۹۴٫٫٫ http://sarrafan.blogfa.com/cat-7.aspx.

[۱۳] سه‌نقطه؛ لطیفیان، علی‌اکبر؛ تهران؛ آرام دل؛ ۱۳۸۶؛ ص ۸۱٫

[۱۴] سرگذشت ۲۰ سال رویارویی با ماهواره؛ دسترسی ۱۰ خرداد ۱۳۹۴؛ http://www.tabnak.ir/fa/news/444014/.

 

همچنین ببینید

پُکِ سیاسی

بین سال‌های ۸۲ تا ۸۸ من وبلاگ‌نویس بودم؛ یعنی سایت شخصی داشتم و در آن …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *