خانه / روایت / روایت، دگرروایت و موج‌ها

روایت، دگرروایت و موج‌ها

هر بار که روایتی را بیان کنند، درست در همان زمان که این بیان روایت به مخاطب می‌رسد، دگرروایت (alternative narrative)، یا دقیق‌تر، دگرروایت‌های مختلف می‌توانند شکل بگیرند. تمام آنچه برای شکل گرفتن یک دگرروایت نیاز است، کمی شک و کمی ابتکار است. حتی کم‌تر از شک، کافی است دربست تسلیم روایت نباشی و به خودت اجازه‌ی تغییر بدهی؛ حتی تغییری از سر شوخی.
فرض کنید قصه‌گو برای بچه‌ها قصه‌ای می‌گوید در مورد فیل و سنجاب، و جایی از قصه فیل برای سنجاب بلوط می‌آورد و فیل و سنجاب با هم دوست می‌شوند. کافی است بچه‌ای شرور همان جا توجهش را از قصه‌گو به ایده‌های خودش معطوف کند. این سنجاب خاص از بلوط متنفر است و بلوط‌ها را به سر فیل می‌کوبد و جنگ فیل و سنجاب آغاز می‌شود. اگر از یک موش و یک گربه می‌توان صدها قسمت تام و جری ساخت، با جنگ فیل و سنجاب چه‌ها که نمی‌توان کرد. حالا بگذار آفتاب لالا برای خودش داستان خواب‌آورش را ادامه بدهد.
این فقط در داستان‌های بچه‌گانه نیست. در روایت‌های تاریخی هم هست. وقتی علم از قول محمدرضا پهلوی درباره‌ی زن‌ها می‌گوید «این زنان هیچ وقت نمی‌دانند که چگونه می‌بایست رفتار کنند»، روایت همین صحنه‌ی گفت‌وگو است که علم تصویر می‌کند. اما روایت جایگزین می‌تواند این باشد که محمدرضا به ملکه‌اش در خلوت دشنام می‌دهد و علم دشنام‌ها را ویرایش می‌کند. یا این که محمدرضا شیفته‌وار از رفتار زنانه تمجید می‌کند و علم تلاش می‌کند اقتدار مردانه‌ی «اعلی‌حضرت» را در روایتش ترمیم کند.
در روایت‌های قضایی هم که همیشه می‌توان به روایت جای‌گزین فکر کرد. وقتی حاکمیت الجزایر اعلام می‌کند محمد تامالت روزنامه‌نگار الجزایری بر اثر اعتصاب غذا در زندان از دنیا رفته است، مخاطب خیلی سریع می‌تواند زد و خوردی را تصور کند که زندان‌بان‌ها می‌خواهند او را وادار به غذا خوردن کنند، اما بیش از حد خشونت به خرج می‌دهند و او را – ناخواسته – می‌کشند. همان طور که می‌توان تصور کرد هم‌بندان هم‌فکر او، شبانه او را کشته‌اند تا خونش را به گردن حاکمیت بیندازند.
این البته تصوری فردی از راوی و مخاطب و روایت و دگرروایت است. اما در بسیاری از مواقع روایت‌ها در بستر اجتماعی از راوی به مخاطب انتقال می‌یابند. مثلا همین روایت درگذشت محمد تامالت. محمد تامالت از دنیا می‌رود. رییس زندان از پزشک زندان می‌پرسد چه شده و او روایتی ارائه می‌دهد شامل اعتصاب غذا، التهاب ریوی، کما و درگذشت. رییس زندان این روایت را با تغییراتی که خود لازم می‌داند به مسئولان بالادست می‌دهد. نهایتا یک رابط خبری بین حکومت الجزایر و رسانه‌های الجزایری (مثلا روابط عمومی سازمان زندان‌های الجزایر) روایتی را که مناسب می‌داند در اختیار روزنامه‌نگاران می‌گذارد. این روایت آمیخته‌ای از روایتی پزشکی، روایتی قضایی و روایتی امنیتی است. روزنامه‌نگاران حامی حاکمیت روایت را با ترفندهایی که گمان می‌کنند آن را کارآمدتر خواهد کرد منتشر می‌کنند و روزنامه‌نگاران مخالف با ترفندهایی که آشکار یا پنهان روایت حاکمیت را زیر سوال می‌برد روایتی دیگر را منتشر می‌کنند. کارمند رویترز در الجزایر سر جمع این روایت‌ها را کنار سیاست‌های اطلاع‌رسانی رویترز و گرایش‌های شخصی و نیز تعهدات اخلاقی و اجتماعی و حتی قبیله‌ای خودش می‌گذارد و روایتی برای انتشار در اختیار رویترز می‌گذارد. دبیر سرویس و سردبیر هر کدام تغییری می‌دهند و روایتی نو می‌آفرینند و مخاطب غیر عرب‌زبان با ماجرا آشنا می‌شود.
روزنامه‌نگاری در یک سایت ایرانی نیز روایت رویترز را می‌بیند و ترجمه می‌کند. تعجب نکنید اما ترجمه هم می‌تواند روایتی نو بیافریند. انتخاب هر معادل، تغییر در طول جمله‌ها و کارهای به ظاهر بی‌آزار دیگر در طول ترجمه خیلی راحت تصویرها را عوض می‌کنند. حالا من مخاطب فارسی‌زبان در انتهای یک زنجیره ایستاده‌ام. صفی که شاید بیست نفر پیش از من در آن بوده‌اند و روایت را دست به دست کرده‌اند.
این صف به لحاظ نسبت راویان با موضوع روایت یکنواخت نیست. پزشک زندان می‌تواند بابت کاهلی متهم و محاکمه و محکوم شود. موضوع روایت برای او در حد جدیت مرگ و زندگی است. کارمند سایت ایرانی احتمالا فقط دارد یک خبر دیگر ترجمه می‌کند که دریافتی آخر اهش کفاف هزینه‌هایش را بدهد. می‌خواهد یکی در الجزایر در زندان از دنیا رفته باشد، می‌خواهد یک پاندا در باغ‌وحشی در آفریقای جنوبی به بازدیدکنندگان حمله کرده باشد.
در جاهایی که موضوع روایت اهمیت بالاتری دارد، معمولا دگرروایت‌ها حداکثر به دو دسته روایت شبیه هم تقسیم می‌شوند. روایت‌هایی که روایت رسمی را تا حد زیادی تایید می‌کنند و اغلب فقط در جزئیات یا شیوه‌ی بیان متفاوت اند، و روایت‌هایی که روایت رسمی را دروغ می‌دانند و می‌کوشند آن به زعم خودشان حقیقت ماجرا را آشکار کنند. در این فضا ما نه با تنوع روایت‌ها که با نبرد روایت‌ها مواجه هستیم.
اما در جاهایی که موضوع روایت اهمیت کم‌تری دارد، معمولا انگیزه برای تشکیل دگرروایت‌ها کم است چون جنگی جاری نیست، اما امکان برای ایجاد تنوع در دگرروایت‌ها بیش‌تر است، چون صف‌کشی‌ای در کار نیست که تو مجبور باشی یکی را انتخاب کنی و با دیگری بجنگی.
به بیان دیگر موج روایت‌ها هر چه از روایت رسمی دور می‌شود، ضعیف‌تر اما در عین حال غیر قطبی‌تر می‌شود. در حالی که در نقطه‌های نزدیک به روایت رسمی، این موج قوی اما شدیدا قطبی است.

همچنین ببینید

جای خالی روایت در ترانه‌ی فارسی

وقتی ترانه می‌شنویم، نیاز به قلابی داریم که ما را به ترانه جذب کند و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *