خانه / دوازدهمین جشنواره شعر فجر / جشنوارۀ شعر، و لبخندِ مرموز موش‌ها

جشنوارۀ شعر، و لبخندِ مرموز موش‌ها

– الو جشنوارۀ شعر؟

+بله بفرمایید.
– من تماس گرفتم بگویم که شما چرا فقط شاعرانِ ترسو و محتاط را دعوت می‌کنید؟ چرا شاعرانِ شجاع و مبارز و معترضی مانند من، به جشنواره دعوت نمی‌شوند؟ من سال‌هاست که در تمام جشنواره‌های کوچک و بزرگ، دعوت شده‌ام و شعرها خوانده‌ام و توفان‌ها به پا کرده‌ام.
+ به به! چه قدر خوب! اتفاقاً ما دنبالِ یک شاعرِ توفانی و زلزله‌ای و سیلابی هستیم، چون ستاد حوادث غیر مترقبه هم در جشنوارۀ امسال مشارکت دارد.
– ستاد حوادث چرا نمی‌رود به تبعاتِ زلزله و سیل و برف و کولاک رسیدگی کند؟
+ آن ستاد، مدتی است که وظایفِ خودش را به مردم و بازیگران سینما و فوتبالیست‌ها، واگذار کرده و حالا با خیالِ راحت نشسته و دارد شعر عرفانی می‌خواند و حال می‌کند.
ای شاعرِ معترضِ شیردل! جانِ هر کسی که دوست داری، بیا و در جشنوارۀ ما شعرِ خطرناک بخوان و کولاک کن، بلکه این ستادِ بحران از خوابِ غفلت بیدار بشود و برود سرِ کارِ اصلی خودش.
– من هم نظرم همین است. به نظرِ من هم اگر هر کس برود سرِ کارِ اصلی خودش، مملکت درست می‌شود. می‌خواهید شعری را که در این موضوع گفته‌ام برای‌تان بخوانم؟
+ جانِ بچه‌ات! بی‌خیال شو. شعر خطری نخوان که به این خطوط تلفن هیچ اعتمادی نیست. من هر شب این کابوس را می‌بینم که چند تا موشِ گُنده، در زیرِ خیابان‌های شهر، کابل‌های تلفن را جویده‌اند و هندزفری به گوش‌شان است و دارند مکالماتِ مردم را گوش می‌کنند و لبخند مرموزی روی لب‌شان است.
– ببین! ستاد جشنواره که نباید این قدر ترسو باشد. تو برایم رسماً دعوتنامه بفرست و اعلام کن که در جشنوارۀ امسال، تمامِ صداها شنیده خواهد شد و توفان به پا می‌کنیم و کولاک می‌کنیم.
تا من بتوانم رسماً جشنواره‌ را تحریم کنم بعد تو هم کناره گیری کن و بیا با هم توفان به پا کنیم و کولاک کنیم، تا این برادرانِ ستادِ بحران، از بی‌کاری خمیازه نکشند.
+ من تلفن را قطع می‌کنم، چون لبخندِ مرموزِ موش‌ها را نمی‌توانم فراموش کنم.

همچنین ببینید

۱۲+۱ کتابی که باید هر غزل‌سرا بخواند

غلامرضا طریقی غزل‌سرایی متبحر است که این‌بار پیشنهادهای برگزیده‌اش را به الفیا ارائه داده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *