خانه / دوازدهمین جشنواره شعر فجر / جشنوارۀ شعر، عشق است

جشنوارۀ شعر، عشق است

جشنوارۀ شعر باید جوری برگزار بشود که جایزه بگیرانِ حرفه‌ای و مسافرانِ دائمی جشنواره‌‌ها، از آن راضی باشند. و اگر نباشند، صدای‌شان درمی‌آید و قهر می‌کنند و اعتراض می‌کنند و کمپین می‌سازند.
جایزه بگیر حرفه‌ای، کاری ندارد جز دنبال کردن لینک‌ها و فراخوانِ جشنواره‌ها؛ مدت‌هاست که مطالعه را کنار گذاشته است و فقط گاهی به شاعرانِ تازه کار توصیه می‌کند که مطالعه را جدی بگیرند.
او جایزه بگیر حرفه‌ای است و فرصتی برای مطالعه ندارد. اول فراخوان را می‌خواند. بعد سر و گوشی آب می‌دهد، تا مسئولان جشنواره و خطوط ارتباطی را شناسایی کند. بعد با داوران تماس می‌گیرد.
سلام استاد، خیلی خوشحالم که شما داوری جشنواره را پذیرفته‌اید. امیدوارم که نگذارید صاحبانِ استعداد نادیده گرفته شوند.
اما جایزه بگیر حرفه‌ای دیگری هست که پیچیده‌تر عمل می‌کند؛ چند تا شعر برای داور جشنواره می‌فرستد و از استاد می‌خواهد که در انتخاب شعر، برای ارسال به جشنواره کمکش کند. البته تظاهر می‌کند که از داور بودن استاد، بی‌خبر است.
یک جور جایزه بگیران مشارکتی هم داریم. دو سه شاعر، با هم شریک می‌شوند و شعرهایی می‌سازند و به نام یک نفرشان به جشنواره می‌فرستند و بعد جایزه را تقسیم می‌کنند.
این جایزه بگیران مشارکتی، اگر با مرام باشند و جایزۀ دوستان‌شان را بالا نکشند طبعاً مشکلی پیش نمی‌آید تا زمانِ چاپ شعرهای مشارکتی در کتاب.
اما از آن جالب‌تر زمانی است که شاعرانِ مشارکتی همه‌شان از یک جنسیت نباشند.
های های های! الان لابد دورخیز کرده‌اید که به جای مطلب طنز، داستانِ زردِ عاشقانه بخوانید و روایتِ وصال وفراق و بی‌وفایی و بدعهدی مردانِ سنگدل در برابر عاطفه و اعتمادِ دخترانِ مهربان را بشنوید.
قصه‌های عاشقانۀ سوزناکی که تمام قهرمانانش، شاعران جوان باشند و اغلب گفت‌ و گوها و توصیف‌هایش در قالب غزل و مثنوی و شعر نیمایی و شعر سپید باشد.
آی عشق! آی عشق!
چهرۀ آبی‌ات پیدا نیست.
دنیایی که در آن عشق نباشد، یک پول سیاه نمی‌ارزد، چه رسد به جشنوارۀ شعر.

همچنین ببینید

صلۀ انار

شاید اولین خاطره‌ای است که روی کاغذ می‌آورم و اگر این زندگی مرا دگرگون نمی‌کرد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *