کارنامه (۳)

تاثیر سیاست‌های فرهنگی رهبران و دولت‌های جمهوری اسلامی بر ادبیات (دورۀ امام خمینی: انقلاب و جنگ)

۴- وحدت کلمه:

۴-۱- فرهنگ:

نمود بارز وحدت رویه و اطاعت عموم مردم از منبع فکری واحد، میزان مشارکت در انتخابات و نیز درصد رأی رئیس‌جمهور منتخب است. میزان اتفاق‌نظر بر رئیس‌جمهور منتخب یا آنچه مطلوب نظام جمهوری اسلامی بوده، در سال‌های آغازین، نزدیک به صد در صد است و بعدها، به‌طور مشخص دفعه‌به‌دفعه پایین آمده است. آمار مشارکت مردم و درصد رأی گزینۀ منتخب چنین است:

سال دوره منتخب درصد مشارکت درصد رأی منتخب
۵۸ رفراندوم جمهوری اسلامی ۲/۹۸ ۵۷/۹۸
۵۸ اول ابوالحسن بنی‌صدر ۴۱/۶۷ ۹۹/۷۷
۵۸ دوم محمدعلی رجایی ۲۳/۶۴ ۶۲/۸۷
۶۰ سوم سید علی خامنه‌ای ۲۶/۷۴ ۴۱/۹۴
۶۴ چهارم سید علی خامنه‌ای ۷۸/۵۴ ۷۱/۸۵
۶۸ پنجم اکبر هاشمی رفسنجانی ۵۹/۵۴ ۵۱/۹۴
۷۲ ششم اکبر هاشمی رفسنجانی ۶۶/۵۰ ۹۰/۶۲
۷۶ هفتم سید محمد خاتمی ۹۲/۷۹ ۰۹/۶۹
۸۰ هشتم سید محمد خاتمی ۷۷/۶۶ ۱۲/۷۷
۸۴ نهم (مرحله اول) محمود احمدی‌نژاد ۸۴/۶۲ ۴۳/۱۹
۸۴ نهم (مرحله دوم) محمود احمدی‌نژاد ۷۶/۵۹ ۸۲/۶۱
۸۸ دهم محمود احمدی‌نژاد ۸۳/۸۴ ۶۲/۶۲
۹۲ یازدهم حسن روحانی ۹۴/۷۲ ۷۱/۵۰
۹۶ دوازدهم حسن روحانی ۳۳/۷۳ ۱۴/۵۷

جدول مفصل نتایج دوازده دوره انتخابات ریاست جمهوری

برای این‌که جدول فوق گویاتر شود، آن را با گزینه‌‌های کمتر و همراه با نمودار عرضه می‌کنیم. در جدول زیر منظور از صدر انقلاب، سه انتخابات نخست است و معدل آرای هر کس، عبارت است از معدل رأی او در هر چند دوره‌ای که رأی آورده است:

معدل درصد مشارکت درصد رأی منتخب
صدر انقلاب (۳ مورد) ۶۱/۷۶ ۰۶/۸۸
آیت‌الله خامنه‌ای (۲ مورد) ۵۲/۶۴ ۰۶/۹۰
آیت‌الله‌‌ هاشمی (۲ مورد) ۶۳/۵۲ ۷۱/۷۸
حجت‌الاسلام خاتمی (۲ مورد) ۳۵/۷۳ ۱۱/۷۳
دکتر احمدی‌نژاد (۳ مورد) ۱۴/۹۶ ۹۶/۴۷
دکتر روحانی (۲ مورد) ۱۴/۷۳ ۹۳/۵۳

جدول مختصر نتایج دوازده دوره انتخابات ریاست جمهوری

نمودار درصد مشارکت مردم در انتخابات و درصد رأی کاندیدای منتخب

برای استخراج آمارهای فوق، به مراکز مختلف آماری رجوع شد؛ اما سایت‌های رسمی و معتبری مثل نهاد ریاست جمهوری، وزارت کشور، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، درگاه ملی آمار و … آماری از انتخابات ادوار ریاست جمهوری عرضه نکرده بودند. این آمار، بدون تحلیل‌های فوق، در سایت‌های خبری-تحلیلی مثل پارسینه و فرارو موجود است و در ویکی‌پدیا، مدخل «انتخابات ریاست جمهوری ایران» نیز یافت می‌شود.

۴-۲- ادبیات:

شبیه به هم بودن مضامین در آثار مکتوب این دوره، آن‌قدر مشهور و مشهود است که نیازی به اثبات ندارد؛ بلکه به‌عکس، یافتن مثال نقض این وحدت، دشوار و نادر است و نیاز به اثبات و ارجاع دقیق دارد.

قطعا هستند شاعران و نویسندگان دگراندیشی که دوست دارند چیز دیگری بنویسند؛ اما اینان یا خارج از کشور هستند یا در داخل‌اند و مجالی برای نشر آثارشان نمی‌یابند. مطالعۀ زمانی آثار حسین منزوی، نشان می‌دهد که در این دوره -فارغ از چاپ شدن یا نشدن- حتی میل به سرودن متفاوت هم کاهشی چشمگیر پیدا کرده است.

۴-۳- سینما و تلویزیون:

همان وضعیت ادبیات، اینجا هم صادق است.

۵- سطح پایین آگاهی‌های دینی:

۵-۱- فرهنگ:

سطح پایین آگاهی‌‌های دینی، ویژگی دیگر سال‌های آغازین انقلاب اسلامی است. مردم به‌طورکلی می‌دانند اسلام چیز خوبی است؛ اما دقیقا نمی‌دانند اسلام چیست و چه می‌خواهد. بسیاری از زنانی که در تظاهرات‌های منجر به انقلاب شرکت می‌کنند، برای اسلام شعار می‌دهند، درحالی‌که روسری به سر ندارند. بسیط بودن اطلاعات مردم، حاصل نوع برنامه‌ریزی سال‌های پهلوی است. در آن سال‌ها و دهۀ اول پس از انقلاب نیز مسائلی فوری و هیجانی مثل جنگ، عرصه را بر ارائۀ معارف عمیق تنگ می‌کند. مردم با ساده‌دلی و اطلاعاتی محدود، دین را پذیرفته‌اند و مؤمنانه به آن پایبندند و در راه دین شهید می‌شوند. پژوهش‌های عمیق و منابر پربار علمی، عمدتا مربوط به دهه‌‌های بعد است.

۵-۲- ادبیات:

شعرای مذهبی پیش از انقلاب، به‌ندرت شعر می‌گویند؛ شاید سالی دو سه شعر؛ به مناسبت ولادت یا شهادت یکی از معصومان (علیهم‌السلام) یا قطعه‌ای در نصیحت به فرزند و احتمالا طنزی اجتماعی. مشخصا انگیزه‌ای برای سرودن ندارند. مدایح مذهبی، عمدتاً قالبی و خشک است و بیشتر از سنن ادبی مایه می‌گیرد تا تجربۀ معنوی شاعر.

گاه طلوع مهر درخشان است  وقت ظهور آن مه تابان است

آری به روز سوم شعبان بین   روز تولد شه خوبان است

اندر سرای فاطمۀ زهرا         از پرتو حسین چراغان است.[۱]

هم‌زمان با اوج‌گیری مبارزات انقلاب، این شعرا، دین ذهنی خود را به شکلی عینی و ملموس می‌بینند و به‌جای مدایح سنتی، کسی را مدح می‌کنند که می‌بینند و حرفش را می‌فهمند و او را نمایندۀ تمام‌عیار اسلام می‌دانند؛ یعنی امام خمینی. انقلاب اسلامی، مردم و شاعران را به آرزوی بزرگ معنوی‌شان رسانده است؛ آنان دیگر آرزو نمی‌کنند که کاش با امام حسین (علیه‌السلام) بودند؛ چراکه همین‌جا را کربلا می‌بینند. کثرت شعر‌هایی که قافیۀ خمینی – حسینی دارند، این مسئله را به‌خوبی نشان می‌دهد. «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» با این‌که حدیث نیست، رواج بسیار می‌یابد و آینۀ فهم مردم آن دهه از اسلام می‌شود؛ هرچند در آموزه‌های رسمی، اعتقاد به دوازده امام تبلیغ می‌شود و خود مردم نیز، هنگام بازگفتن اعتقادات، همین را می‌گویند؛ اما به نظر می‌رسد که نیاز عاطفی برخی به ظهور امام زمان۷ برطرف می‌شود. این امر خودش را در سروده‌های انتظاری و مهدوی نشان می‌دهد که در این دوره به‌طور مشخص رو به افول دارند. به‌عنوان نمونه، در شعر علی معلم دعا برای ظهور، هم‌زمان با پیروزی انقلاب تمام می‌شود و تنها پس از رحلت امام است که او دوباره به شعر انتظار رو می‌آورد.

شعرای مذهبی این دوره که انگیزه و مضمون زنده پیدا کرده‌اند، پرکار می‌شوند. تاریخ سرایش اشعار دیوان محمود شاهرخی «در غبار کاروان»، نشان می‌دهد که حجم سروده‌‌های سالانۀ او پس از انقلاب حدودا ۴ برابر شده است. این روند پرکاری تا فوت امام ادامه دارد و پس‌ازآن دوباره فقر انگیزه و مضمون به سراغ او و دیگر شعرا می‌آید.

از سال‌های مبارزات انقلاب، مرسوم شده است که منابر روضۀ محرم و صفر با مباحث سیاسی روز همراه شود و مردم شمر و یزید زمان را بشناسند. در چنین شرایطی طبیعی است که شعر خالص مذهبی، تقریبا نایاب باشد. آنچه هست بنا بر اعتقاد شاعر، و نه انگیزۀ تملق و … در خدمت انقلاب قرار می‌گیرد؛ حتی وقتی شاهرخی در سفر حج به مدینه می‌رود و در حرم رسول‌الله(ص) منقلب می‌شود و شعری می‌گوید، پس از چند بیت عرض ارادت، مسائل جهان اسلام و مظلومیت اهالی فلسطین و لبنان و … را پیش می‌کشد و از رسول‌خدا می‌خواهد که به مستضعفان توجهی بکند.[۲]

۵-۳- سینما و تلویزیون:

تولید آثار مذهبی در این دوره، بسیار نادر و البته ضعیف است. آثار فاخر هنری از عصر هاشمی به بعد تولید می‌شوند که در قسمت‌های بعد به آن‌ها خواهیم پرداخت.

مهم‌ترین برنامۀ آموزه‌های مذهبی تلویزیون نیز «درس‌هایی از قرآن» آقای قرائتی است که عمدتا به ابتدائیات دین می‌پردازد. در بررسی عصر هاشمی، برنامه‌های آقای قرائتی به شکلی دقیق‌تر تحلیل شده‌اند.

[۱] بهترین اشعار خوشدل تهرانی: آیینی، اجتماعی. خوشدل، علی‌اکبر. تهران: منیر، ۱۳۸۹. ص ۲۳۹٫

[۲] در غبار کاروان. شاهرخی (جذبه)، محمود. تهران: کیهان، ۱۳۷۰. صص ۱۷۴، ۱۹۶، ۴۱۷٫

قسمت اول

قسمت دوم

همچنین ببینید

ترانه، فرزند شعر یا موسیقی؟ (بخش هفتم)

در این بخش (همان‌طور که گفته شد) به دستۀ سوم و چهارم ترانه‌سرایان پس از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *