خانه / دوازدهمین جشنواره شعر فجر / آفات و مزایای فضای مجازی در فضای شعر و شاعری

آفات و مزایای فضای مجازی در فضای شعر و شاعری

در مبانی کلامی و فقهیِ ما، حدیثی از امام جعفر صادق (ع) نقل می‌شود که به ابوحنیفه فرمود: لَا تَقِسْ فِی الدِّینِ بِرَأیِکَ، فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ . به این معنا که در کشف احوال و احکام دین به دنبال قیاس نباشید که نخستین قیاس‌کننده ابلیس بود؛ اما در تاریخ ادبی ما، قیاس عنصری بسیار پر اهمیت در ارزیابی عملکرد شعر و شاعران در تمامی دوره‌ها بوده است. تکرار استفاده از مفهوم «سنت ادبی» در همۀ دوران‌ها‌، بر همین مبنا بوده است؛ یعنی انگار شیوۀ ادبی ما، کره‌ای است که در مداری مشخص می‌چرخد و دوباره به نقطۀ آغازین خود برمی‌گردد. آن نقطۀ آغازین، همان سنت ادبی ماست که در تاریخ ادبی ما، همیشه محترم بوده است. عصر تجدد، این چرخش منظم بر مدار سنت‌گرایی را با چالش‌هایی مواجه کرد و از درون آن چالش‌ها، بدعت‌ها و بدایعی بیرون آمد که گروهی از این نوآوری‌ها و سنت‌شکنی‌ها، ارجمند و گروهی دیگر، ناارجمند بود؛ اما همچنان سنت ادبی، عنصر غالب جریان ادبی ما بود؛ تا جایی که نیمای نوآور می‌گفت: «آن‌که غربال به دست دارد از عقب کاروان می‌آید»؛ یعنی همچنان جامعۀ ادبی ما بر این بود و این‌گونه هم بود که شعر –جدا از جنجال‌های رسانه‌ای و سیاسی و اجتماعی– از سوی غربالگر تاریخ، بررسی می‌شود و این «پرویزنِ خون‌افشان»، سر متشاعران مدعی را ریزه‌ریزه می‌کند و سرفرازان شعر و شاعری، سرفرازانه باقی می‌مانند؛ یعنی اگرچه تبدیل فضای رسانه‌ای از فرم مکتوب به فرم دیداری و شنیداری، چالش بزرگی بر سر راه جریان سنت ادبی ما ایجاد کرد، اما مشت سنت ادبی محکم‌تر بود؛ اما این سال‌ها با فراگیر شدن فضای مجازی، اتفاقات غریبی در حوزۀ ادبیات در حال رخ دادن است؛ اگرچه مشت سنت ادبی همچنان محکم است، اما بیم دگرگون شدن سنت ادبی ‌می‌رود؛ چراکه کثرت ابتذال، بیشتر از همیشۀ تاریخ ادبی ماست. سنت ادبی ما بر این بوده است که «تا راهرو نباشی کی راهبر شوی». سنت ادبی ما بر این بوده است که «از جان برون نیامده، نباید آرزوی جانان را داشت». بر این بوده است که غوره نشده نباید و نشاید مویز شد؛ اما در روزگار فضای مجازی، ما مشق ننوشته و شاگردی نکرده و دوزانو ننشسته، ایستاده‌ایم و توهم استادی، تمام ما را احاطه کرده است. توهمی مسخره که ابتذال را در رأس هرم جامعۀ متکثر ادبی ما قرار داده است. در «چهارمقاله» نظامی عروضی سمرقندی آمده است که: «چون شعر بر این درجه نباشد تأثیر او را اثر نبود و پیش از خداوند خود بمیرد؛ و چون او را در بقاء خویش اثری نیست در بقاء اسم دیگری چه اثر باشد؟ اما شاعر بدین درجه نرسد الا که در عنفوان شباب و در روزگار جوانی بیست هزار بیت از اشعار متقدمان یاد گیرد و ده هزار کلمه از آثار متأخران پیش چشم کند و پیوسته دواوین استادان همی خواند و یاد همی گیرد»؛ اما در روزگار ما کسانی بر کرسی استادی شعر مجازی تکیه زده‌اند که در روخوانی شعر سلیس سعدی هم درمانده‌اند؛ چه برسد به از بر بودن شعر انوری و خاقانی! این است که عرض می‌کنم که بیم این می‌رود سنت ادبی ما دیگرگونه شود. بی‌گمان همین ابتذال است که از تأثیرگذاری اجتماعی شعر فروکاسته است. کجاست «بوی جوی مولیان» رودکی که امیر سامانی را به وطن بازگرداند و کجاست «به سمرقند اگر بگذری» انوری که نامۀ اهالی خراسان را به خاقان سمرقند برساند تا او بر آنان رحم آورد و به یاری آنان بشتابد و کجاست «زمستان» اخوان ثالث که با مردم افسردۀ دوران بعد از کودتا علیه دولت ملی دکتر مصدق، همدردی کند و امیدواری بیهوده را بر باد دهد. بها دادن بیش‌ازحد به فضای مجازی، ما را متوهم کرده است؛ توهمی از مبنای هیچ و به مقصد هیچ. ما استادانی که شعری نگفتیم که بر زبان مردمانمان جاری شود و کاری نکردیم که جنبشی اجتماعی شکل گیرد و سبکی نساختیم که دورانی را در صحیفۀ تاریخ ادبی به اسم ما بنگارند و هر روز مشغول گیس‌کشی از سایر اساتیدی هستیم که به برکت همین فضای مجازی، غوره نشده مویز شدند!

اما ازآنجایی‌که گفته‌اند «عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو»، نباید از لطایف اثر فضای مجازی بر ادبیات نیز گذشت. مهم‌ترین لطف فضای مجازی در شعر، خارج کردن تریبون از دست شاعران درباری است. این هم از همان دگرگونی‌های سنت ادبی ماست؛ حتی شاعران بزرگ و آزادۀ ما هم ناچار بودند که برای رساندن پیامشان و صدای هنرشان با دربار باشند یا حداقل بر دربار نباشند؛ اما فضای مجازی این امپراتوری را شکسته است و زهی شکستن که این‌گونه باشد. دیگر نیازی نیست برای شاعر بودن، حتما در دربار باشید. کافی است برای درک این دگرگونی در سنت ادبی، نگاهی به کارنامۀ شاعران صدسال اخیر داشته باشیم. به نیکی درمی‌یابیم که شاعران بزرگ این چند نسل بر قدرت بوده‌اند نه با قدرت. فضای مجازی در شکستن این امپراتوری نامبارک موفق‌تر از رسانه‌های چند دهۀ پیش عمل کرده است و این همان خیری است که عدو سببش شده است. فضایی که خیر کثیر و شر کثیر دارد. خدا ما را بر خیرش هدایت کند.

همچنین ببینید

ویزای ورود به کشور جدید

۱٫ به گمانم هفت هشت سالی می‌شود که نمایشگاه نرفته‌ام. این را وقتی یادم آمد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *