خانه / دوازدهمین جشنواره شعر فجر / جشنوارۀ شعر بدونِ «من» به چه دردی می‌خورد؟

جشنوارۀ شعر بدونِ «من» به چه دردی می‌خورد؟

فقط من! یعنی هر چه تأمل می‌کنم و سهام فکر خویش را به آفاق جهان و به گسترۀ جغرافیا و عمق تاریخ پرتاب می‌کنم، باز هم می‌بینم که: شاعر، فقط من!
یعنی نه این که شاعری دیگری در عالم نداریم؛ البته که داریم. اما اگر بی‌طرف و منصف باشیم، ناگزیریم که اعتراف کنیم که هیچ شاعری در قد و قوارۀ من نیست. تاریخ ادبیات است و شعر فارسی است و من هستم دُردانۀ بی همانند شعر ایران.
پس جشنوارۀ شعری که «من» در آن نباشم و کتاب «من» در آن برگزیده نشود، یا برگزیده بشود و همراه آن کتاب شاعر دیگری هم برگزیده شود، آن جشنواره به چه دردی می‌خورد؟
کدام شاعر است که مثل «من» کتابش، پنج چاپ هم زمان داشته باشد؟
کدام شاعر است که مثل «من» چندین صفحۀ طرفداران و سینه چاکان در فضای مجازی داشته باشد و برای مدیریت هر صفحه و خریدن فالوور کیلویی، کلی هزینه کرده باشد؟
کدام شاعر است که مثل «من» این همه عکسِ سلفیِ لایک خور داشته باشد؟
کدام شاعر است که مثل «من» این همه لابی و رانت و دوست و رفیقِ دُم کلفت داشته باشد؟
آن وقت من این جا به مصداقِ (جهانی‌ست بنشسته در گوشه‌ای) نشسته‌ام و جشنوارۀ شعر برگزار می‌شود، نه از «من» دعوت می‌شود و نه از «من» تقدیر می‌شود و نه از «من» نظرخواهی می‌شود و نه از کتاب «من» حرفی به میان می‌آید.
«من» خودم شخصاً با برگزارکنندگان و داوران و مدیران جشنواره و از آن بالاترها هم صحبت کرده‌ام و لابی کرده‌ام و اعتراض کرده‌ام و مصاحبه‌ها و توئیت‌ها و مقاله‌ها منتشر کرده‌ام و از ویژگی‌ها و برتری‌های خودم و شعرهایم، سخن گفته‌ام و بارها تأکید کرده‌ام که از قرن هشتم که روزگار حافظ است، تا همین امروز که اواسط قرن پانزدهم هجری است، هیچ شاعر مطرحی جز «من» در ایران ظهور نکرده است.
پس «من» حق دارم که بگویم جشنواره‌ای که در آن لابی‌ها و رانت‌ها و تلفن‌های مخصوص و سفارش‌های ویژه و دوستانِ آدم‌های دُم کلفت، جایی نداشته باشند، به هیچ دردی نمی‌خورد.

همچنین ببینید

الفیای تازه

    الفیا، الفیای زندگی است؛ الفیای پرسش و الفیای چالش. چالش‌های امروزِ دنیای ادبیات. …

یک دیدگاه

  1. وحید عراقیان منفرد

    احسنت خیلی متن زیبا وتاثیرگداری بود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *