خانه / دوازدهمین جشنواره شعر فجر / هنجارگریزی یا بدسلیقگی نوجوان امروز؟ (بخش اول)

هنجارگریزی یا بدسلیقگی نوجوان امروز؟ (بخش اول)

منظور از شعر عصیانگر شاید شعری است که دربردارندۀ هنجارگریزی، مفهوم درونی اعتراض‌آمیز و آشنایی‌زدایی باشد؛ اما آنچه نوجوان امروز به‌عنوان نمونه‌ای از شعر عصیانگر می‌شناسد، می‌خواند و طرفدار آن است، شعری مملو از حرکات فرمیک، ترکیب‌های ابداعی و مفهومی اعتراض‌آمیز است که از نظر صاحب‌نظران و استادان شعر ممکن است نامفهوم و لبریز از ایرادات اساسی در رعایت اصول شعر باشد.

 امروزه همواره بین محافل این سؤال مطرح می‌شود که چرا اقبال عمومی به گونه‌ای از شعر‌ به‌وضوح در بین قشر نوجوان بیش از دیگر انواع شعر است؟ صف‌های طویل برای خرید کتاب، جشن امضاهای مملو از جمعیت، به چاپ چندم رسیدن یک کتاب شعر در فاصلۀ زمانی کوتاه و طرفداران بی‌شماری که اغلب در ردۀ سنی ۱۵ الی ۲۰ به سر می‌برند توجه جامعۀ ادبی را به خود جلب کرده است. در مقابل، شاعران دیگر اغلب این نمونۀ شعر را یا از پایه باور ندارند یا آن را دارای ایرادات فراوان نحوی و فرمی و حتی مفهومی می‌دانند و اقبال این‌گونه شعر را به پای بی‌سوادی مخاطب نوجوان می‌گذارند. حال آنچه لازم است بیان شود این است که هدف این یادداشت، زدن مهر تأیید یا رد بر این‌گونه از شعر نیست؛ بلکه سعی می‌شود به بررسی علل ایجاد این سلیقه میان نوجوانان امروزی پرداخته شود.

به نظر می‌رسد علل بی‌شماری در ایجاد این سلیقه نقش داشته‌اند. عللی که ممکن است نه‌تنها مربوط به فرهنگ و ادب، بلکه از منظر روانی نیز مطرح باشند؛ ازجمله اقتضای دورۀ نوجوانی و جوانی که خود روحیۀ هنجارگریزی را قوت می‌بخشد و توجه را از مفهوم، به شور شعر معطوف می‌کند. از سوی دیگر با بررسی تاریخ ادبیات از سال‌های پس از مشروطه تا دهۀ حاضر، به نظر می‌رسد در هر برهۀ زمانی، هنجارگریزی و عصیان چه در مفهوم و چه در چارچوب کهن شعر، کم‌وبیش موجود بوده است. از پرطمطراق‌ترین آن‌ها، می‌توان به جریان شعری نیما و بعدها شکل‌گیری قالب‌های جدید اشاره کرد و در عرصۀ تلفیق ادبیات و موسیقی، شکل‌گیری قالب ترانه از دیگر دستاوردهای نوعی هنجارگریزی است. از سوی دیگر فرهنگ امروز کشور در حالت گذار از سنت به مدرنیته قرار دارد و از تلفیق این دو باهم، شاخۀ جدیدی، نه‌تنها درشعر که در اغلب رشته‌های فرهنگی و هنری پدید آمده است که میوه‌های پیوندی‌اش به مذاق عده‌ای خوش آمده و در ذوق عده‌ای هم نگنجیده و در این میان، گاهی قوانین خلقت را نیز زیر سؤال برده است. همچنین نظام آموزشی کشور نقش به‌سزایی در ایجاد این سلیقه ایفا کرده است. با توجه به چارچوبی که برای کتب درسی تعریف‌شده، ادبیات از نوعی خوراک فکری دوست‌داشتنی، در قالب مواد امتحانی رفته و حلاوت اشعار شاعرانی چون سعدی، حافظ و مولانا در تکلف حفظ کردن و درس پس دادن گم شده است. از سوی دیگر با عدم معرفی آثار مدرن و شبه مدرن و تلاش مکرری که در جهت حفظ و احیای ادبیات سنتی شده نوعی بیزاری از ادبیات سنتی ایجاد شده؛ ادبیاتی که برای فهم آن به تفاسیر دبیر ادبیات -که ممکن است آنچه می‌گوید با تفسیر واقعی شعر، فرسنگ‌ها تفاوت داشته باشد- نیاز می‌شود. در نهایت این فضا موجب شده که نوجوان رو به سوی شعری بیاورد که خیال می‌کند ممنوعه است و اصولا از ازل آدمیزاد به ممنوعیت‌ها علاقه بیشتری نشان داده است.

در نهایت نوجوان امروزیِ دل‌زده یا دور از ادبیات کهن، به ادبیاتی دست می‌یابد که همچون خود او ملغمه‌ای است از اِلمان‌های سنتی و مدرن، قبل فهم برای او، پر از غم، اعتراض، احساسات نامفهوم و قابل‌دسترس در فضای مجازی است. شاعر شعر نیز که پیش‌ازاین همواره در تاریخ وجود داشت و حتی چهره‌اش دیده نمی‌شد انسانی است مثل باقی مردم که می‌توان مثل یک سلبریتی از او امضا گرفت، صدا و تصویرش را دید، ضبط کرد و طرفدار و دنبال کنندۀ او شد.

حال مشکل آنجایی آغاز می‌شود که نوجوان امروزی سلیقه‌اش را در همین حد نگه دارد یا برای پیگیری ادبیات هنجارگریز تنها همین اشعار را مدنظر قرار داده، پیرو موجی باشد که از نظر بسیاری ساحلش ناپیداست. آیا دیگرانی که او را فرورفته در این بحر می‌بینند وظیفه‌ دارند سلیقۀ او را تغییر دهند؟ اصلا داشتن چنین سلیقه‌ای برای نوجوان امروزی خوب است یا بد؟ رسالت دیگرانی همچون مدرسه و خانواده و رسانه در قبال سلیقۀ ادبی نوجوان چیست؟

ادامه دارد.

ساجده جبارپور، شاعر، غزلسرا و کارشناس‌ارشد حقوق بین‌الملل است. اوبرگزیدگی دوره هفتم جشنواره شعر فجر و انتشار کتاب «حرف بی‌ربط» را در کارنامۀ ادبی خود دارد.

همچنین ببینید

شعر بچه یتیم وزارتخانه است

اسماعیل امینی جمع آب و آتش است. آرامش آب را در چهره‌اش و داغی پنهان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *