خانه / دوازدهمین جشنواره شعر فجر / آقای جشنوارۀ فجر، ترانه بی‌ترانه!

آقای جشنوارۀ فجر، ترانه بی‌ترانه!

شاید به‌جای توضیحات اضافی و حاشیه‌نگاری‌های مقدمه‌وار، که بیشتر برای فرار از رک‌گویی‌ها و تلطیفِ فضای نوشتاری در مقاله‌نویسی است، بهتر است به سرعت به موضوع اصلی این بحث بپردازم؛ چراکه هدفِ من از نوشتن این سطور، بیش از خودنمایی‌های اعتراض‌گونه، دردِ دلی است با متولیانِ فرهنگی! پس این سطور را از میانۀ آن شروع می‌کنم؛ با یک گزارش‌نویسی از فستیوال‌های معتبر دنیا و سهم یک هنرمند از آن‌ها:

باب دیلِن با نام کامل رابرت آلن زیمرمن؛ خواننده، آهنگساز، شاعر و نویسندۀ آمریکایی در ۱۹۴۱ به دنیا آمد. وی که در سبکِ موسیقی بومی آمریکا به فعالیت می‌پرداخت، در دهه ۱۹۶۰ میلادی به سبک راک روی آورد و اشعار عاشقانۀ راک اند رولِ روز را با اشعار ادبی و روشنفکرانۀ کلاسیک در هم آمیخت. دیلن در پدیدار شدنِ سبکی در موسیقی به نام راک بومی (Folk Rock) در اواسط دهۀ شصت بسیار تأثیرگذار بود و به شکسپیر هم‌نسلان خود شهرت یافت. بعضی از کارهای دیلن، به‌عنوان سرود جنبش‌های اجتماعیِ دهۀ ۶۰ مطرح شده ‌است. دیلن در پنج دهۀ اخیر، در موسیقی آمریکا به عنوان یک پدیده مطرح بوده و یکی از تأثیرگذارترین چهره‌ها در موسیقی معاصر آمریکا به حساب می‌آید. وی در سال ۱۹۷۳ جایزۀ موسیقی گِرَمی را به‌طور مشترک با جورج هریس و فیل اسپکتر با عنوانِ «آلبوم سال» دریافت کرد؛ ولی اولین جایزۀ گِرَمی انفرادی خود را در سال ۱۹۷۹ و با عنوان «بهترین اجرای آوایی خواننده مرد راک» دریافت کرد. در سال ۱۹۹۰ به‌عنوان یک کارگروه آوایی برای Traveling Wilburys Vol، برای سومین بار موفق به دریافت جایزۀ موسیقی گرمی شد و در سال ۱۹۹۲ به این آهنگ‌ساز، ترانه‌سرا و خواننده -که هنوز سه دهۀ پربار دیگر از عمر هنری خود در پیش داشت- جایزۀ «دستاورد هنری یک‌عمر فعالیت» از سوی آکادمیِ موسیقیِ گرمی، اهدا شد. او مجدداً در سال ۱۹۹۷ جایزۀ «آلبوم سال» گرمی را برای آلبوم Time Out of Mind دریافت کرد. باب دیلن در سال ۲۰۰۱ جایزۀ سینماییِ اسکار و همچنین جایزۀ گلدن گلوب را برای ترانه Things Have Changed که در فیلم پسران شگفت‌انگیز اجرا کرده بود، از آن خود کرد. در سال ۲۰۰۶ برای آلبوم Modern Times، نامزدِ سه جایزۀ گرمی شد که دو جایزۀ «بهترین آلبوم فولک آمریکایی معاصر» و «بهترین اجرای آوایی یک نفره» را از آکادمی گرمی دریافت کرد. به‌طورکلی، وی در فاصلۀ سال‌های ۱۹۶۳ تا ۲۰۱۶ درمجموع نامزد ۲۱ جایزۀ گرمی شد و از آن میان ۱۳ جایزۀ گرمی دریافت کرد. در سال ۲۰۰۸ هیئت‌داوران جایزۀ معتبر ادبی پولیترز، جایزۀ ویژۀ خود را برای «تأثیر عمیق در موسیقی عامه و فرهنگ آمریکایی» به باب دیلن اعطا کرد. آکادمی نوبل در سال ۲۰۱۶ و در بخش نوبل ادبیات «به خاطر آفرینش بیانی تازه در ترانه‌سرایی آمریکا» جایزۀ خود را به وی اهدا کرد.

این جوایز فقط بخشی از حمایت‌ها و توجهات آکادمی‌ها و فستیوال‌های بین‌المللی معتبر از هنرمند است، اینکه در هیچ نقطه‌ای، هیچ یک از تریبون‌های رسمی نسبت به تلاش‌های هنری وی و معرفی هنر با اصالت بی‌تفاوت نبوده‌اند؛ هنری که ویژگیِ بارز آن بومی‌بودن و ادبیات خاص آن است.

 حال با این تفاسیر، فستیوال‌ها و جشنواره‌های دولتی که با عنوان بین‌المللی برگزار می‌شوند به چه اندازه در حمایت از مؤلفین و هنرمندان خود نقش دارند؟ تمرکز نویسندۀ این سطور بر روی ترانه است، به همین دلیل محل مقایسه را بر «موسیقی باکلام» که پرمخاطب‌ترین تریبون ادبیات معاصر ما است، می‌گذاریم؛ گونه‌ای هنری که بی‌شک محبوب‌ترین گونۀ هنری قرن بیستم و یکم است!

 

جشنوارۀ بین‌المللی فیلم فجر و ترانه! (جایزۀ سیمرغ بلورین)

در یک مقایسۀ ساده میان آکادمی گلدن گلوب و اسکار با جشنوارۀ فیلم فجر می‌توان بخش‌های رقابتیِ شرکت‌کننده در یک اثر سینمایی و سریال تلویزیونی را در مظان قیاس قرار داد. این مقایسه تنها و تنها، برای نشان دادن اختلاف و فاصلۀ بخش‌های رقابتی جشنواره‌های معتبر بین‌المللی با جشنواره‌های داخلی است که در پس نام خود، واژۀ «بین‌المللی» را یدک می‌کشد.

بخش‌های رقابتی اسکار شامل: بهترین جلوه‌های بصری، بهترین تدوین، بهترین طراحی لباس، بهترین گریم و طراحی مو، بهترین فیلم‌برداری، بهترین طراحی صحنه، بهترین طراحی صدا، بهترین تدوین صدا، بهترین آهنگ باکلام، بهترین موسیقی متن، بهترین فیلم کوتاه انیمیشن، بهترین ‌فیلم کوتاه، بهترین مستند کوتاه، بهترین مستند، بهترین فیلم خارجی، بهترین فیلم انیمیشنی، بهترین فیلم‌نامه‌ اقتباسی، بهترین فیلم‌نامه، بهترین بازیگر زن نقش مکمل، بهترین بازیگر مرد نقش مکمل، بهترین بازیگر زن، بهترین بازیگر مرد، بهترین کارگردان و بهترین فیلم است.

بخش‌های رقابتی گلدن گلوب شامل: بهترین فیلم درام، بهترین فیلم کمدی-موزیکال، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر نقش اول مرد در فیلم درام، بهترین بازیگر نقش اول زن در فیلم درام، بهترین بازیگر نقش اول مرد در فیلم کمدی-موزیکال، بهترین بازیگر نقش اول زن در فیلم کمدی-موزیکال، بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین فیلم‌نامه، بهترین موسیقی متن، بهترین آهنگ باکلام، بهترین انیمیشن، بهترین فیلم خارجی؛ و در بخش رقابتی برنامه‌ها و سریال‌های تلویزیونی بهترین سریال درام، بهترین سریال کمدی، بهترین سریال محدود یا فیلم ساخته شده برای تلویزیون، بهترین بازیگر زن و مرد در سریال درام، بهترین هنرپیشۀ زن و مرد برای سریال کمدی-موزیکال، بهترین بازیگر نقش مکمل زن و مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن و مرد در یک سریال محدود است.

و اما بخش‌های رقابتی جشنوارۀ فیلم فجر که بخش‌های مشترک بسیاری را با این دو آکادمی یعنی اسکار و گلدن گلوب دارد؛ به‌جز بخش انتخاب بهترین آهنگ باکلام در یک فیلم. باید قبول کنیم قطعۀ مرسدس با صدای مانی رهنما یا دست‌های آلوده با صدای نیما مسیحا و بسیاری ازاین‌دست قطعات موسیقی در فیلم‌های سینمایی یا قطعۀ ولایت عشق با صدای محمد اصفهانی یا قطعۀ ایران برای سریال معمای شاه با صدای سالار عقیلی و بسیاری ازاین‌دست قطعات موسیقی، نقش بسزایی در دیده‌شدن و شنیده‌شدن و حتی مسیر عاطفی روایت فیلم‌ها ایفا کرده‌اند؛ حتی می‌توان گفت قطعه‌ای مثل ایران از خودِ سریال معمای شاه محبوب‌تر و معروف‌تر است! پس چرا دست‌اندرکاران فیلمِ فجر تابه‌حال هیچ تدبیری برای حمایت از موسیقی باکلام در بخش رقابتیِ جشنواره برای حمایت از تولید آثاری چنین فاخر نیندیشیده‌اند؟ این بی‌توجهی به هنرمندی که بارِ قابل‌توجهی از دیدن شدن فیلم را به عهده دارد –امری که در موارد بسیاری ثابت شده است- چرا باید از دایرۀ اهمیت توجه جشنواره کنار گذاشته شود؟

 

جشنوارۀ بین‌المللی موسیقی فجر و ترانه! (جایزۀ باربد)

یکی از معروف‌ترین و معتبرترین جایزه‌های موسیقی دنیا، جایزه گِرَمی است. بخش‌های رقابتی این فستیوال شامل آلبوم سال، ترانۀ سال، ضبط سال، بهترین هنرمند جدید، بهترین اجرای پاپ تک‌نفره، بهترین اجرای پاپ دونفره-گروهی، بهترین آلبوم آوازی پاپ سنتی، بهترین آلبوم آوازی پاپ، بهترین ترانۀ رقص، بهترین آلبوم رقص-الکترونیک، بهترین اجرای رپ، بهترین ترکیب رپ-آواز، بهترین آهنگ رپ، بهترین آلبوم رپ، بهترین اجرای تک‌نفرۀ سبک کانتری، بهترین اجرای دونفره/گروهی سبک کانتری، بهترین آهنگ سبک کانتری، بهترین آلبوم سبک کانتری، بهترین اجرای سبک راک، بهترین اجرای سبک متال، بهترین آهنگ راک، بهترین آلبوم سبک راک، بهترین آلبوم سبک آلترناتیو، بهترین اجرای سبک R&B، بهترین اجرای سبک R&B سنتی، بهترین آهنگ سبک R&B، بهترین آلبوم سبک Urban Contemporary، بهترین آلبوم سبک R&B، بهترین موزیک ویدئو، بهترین فیلم مستند با موضوع موسیقی، بهترین آلبوم موسیقی ملل، بهترین موسیقی متن رسانه‌های تصویری، بهترین موسیقی متن ساخته شده برای رسانه‌های تصویری، بهترین آلبوم دکلمه و گفتار، بهترین آلبوم کمدی، بهترین آلبوم تئاتر موزیکال است.

و امّا جشنوارۀ بین‌المللی موسیقیِ فجر موسوم به جایزۀ باربد که بخش‌های رقابتیِ آن در حوزۀ موسیقی باکلام شامل: بخش موسیقیِ دستگاهیِ باکلام کاندیدای آهنگسازی و خوانندگی، بخشِ موسیقیِ تلفیقیِ باکلام کاندیدای آهنگسازی، بخش موسیقیِ پاپ کاندیداهای خوانندۀ برتر و آهنگسازی برتر، بخشِ موسیقیِ معاصر باکلام کاندیداهای آهنگسازی و خوانندگی است. در این جشنواره نیز خبری از توجه به ترانه و شعر آن هم در تیترهای «موسیقی باکلام» نیست. اینکه نقشِ کلام در موفقیت و کاندیدا شدنِ این آثار موسیقی به چه اندازه‌ای بوده است و به‌راحتی نادیده گرفته شده و ترانه بازهم سهمی از جشنواره‌های ملیِ و به‌اصطلاح بین‌المللی فجر ندارد، قابل‌توجه و جای تاسف دارد. این در حالی است که توجه به ترانه و کلام یکی از بخش جدا ناشدنی تمام فستیوال‌های معتبرِ موسیقیِ دنیا است.

جشنوارۀ بین‌المللی شعر فجر و ترانه! (جایزۀ سرو زرین)

معتبرترین جایزۀ مختصِ ادبیاتِ حال حاضرِ دنیا که توجه و بخش ویژه‌ای را برای شعر و موسیقی و ترانه دارد جایزۀ پولیتزر است. بخش‌های انتخابی این فستیوال بین‌المللی ادبی شامل: بهترین اثر ادبیات داستانی، بهترین نمایشنامه‌، جایزۀ‌ شعر، بهترین اثر زندگینامه‌ای، بهترین رمان تاریخی، بهترین اثر ادبیات غیرداستانی عمومی، بهترین اثر موسیقایی باکلام و بهترین مقالۀ روزنامه‌نگاری است.

معتبرترین جایزۀ بین‌المللی علمی و فرهنگی، جایزۀ آکادمی نوبل است. جایزه‌ای که در تمام حوزه‌های علمی و چند حوزۀ فرهنگی از جمله ادبیات به انتخاب مؤثرترین افراد می‌پردازد. تابه‌حال سی‌ودو شاعر و یک ترانه‌سرا موفق به دریافت این جایزه شده‌اند.

در میانِ تمامیِ جشنواره‌های فجر می‌توان گفت جشنوارۀ شعرِ فجر، بلاتکلیف‌ترین جشنواره است. بخش‌های رقابتی آن تنها معطوف به سه بخش است؛ شعر بزرگ‌سال، شعر کودک و دربارۀ شعر. این در حالی است که فقط کتاب‌های ارسالی به دبیرخانۀ جشنواره را بررسی می‌کنند و عملاً ترانه با این روش از بخشِ رقابتیِ جشنواره کنار گذاشته می‌شود؛ چرا؟ چون اصلاً تریبون انتشار ترانه، کتاب نیست. عملاً در سال مگر چند کتاب ترانه منتشر می‌شود؟؛ که قطعاً اگر هم باشد میان چند صد کتاب شعری که سالانه منتشر می‌شود و نوع چینش داوران که ترکیب کلاسیک‌سرایان و سپیدسرایان است نادیده خواهد گرفته شد؛ امّا اینکه ترانه، تریبون موسیقی را برای انتشار انتخاب کرده است، به این معنا نیست که واحدی ادبی محسوب نمی‌شود؛ آن‌هم ترانه و کلامی که با انتشارِ آن توسط موسیقی چند ده و حتی چند صد برابر از یک مجموعۀ شعر شنیده و دیده خواهد شد. شک نکنید ترانه روزگارِ ما عملاً مهم‌ترین گونۀ ادبی ما در شعر است؛ چراکه مخاطبان و مستمعین فراگیرتری را نسبت به مخاطبین کتاب‌ها و مجموعه‌های شعر دربر می‌گیرد. نه در کشور ما که در سراسر دنیا این اتفاق در حال رخ دادن است و ترانه به‌صورت مستقل از موسیقی، یک واحد کاملا ادبی محسوب می‌شود. باب دیلنِ ترانه‌سرا، هم جایزۀ ادبی پولیتزرِ ادبی را دریافت می‌کند و هم نوبل ادبیات را! این در حالی است که عملاً در جشنوارۀ شعر فجر، ترانه هیچ جایگاهی ندارد و این جشنواره هیچ اراده‌ای جهت ایجاد سازوکاری که بتوان از این طریق، ترانۀ قابل دفاع و استاندارد را به مخاطب معرفی کرد در نظر نگرفته است.

پایانِ کلام:

نویسندۀ این سطور، به‌شدت نگران حوزه‌های میان‌رشته‌ای هنر و بی‌توجهی به وجهه‌های مختلفِ هنری در جشنواره‌های فجر است. درست است که تمرکز این مقاله بر «ترانه» می‌باشد، ترانه‌ای که پرمخاطب‌ترین گونۀ هنری در حوزۀ ادبیات و موسیقی محسوب می‌شود؛ ولی فرزندی ناخوانده برای تمامی جشنواره‌های فجر به‌حساب می‌آید. از دلایلی که جشنواره‌های فجر هیچ‌گاه نتوانسته‌اند جایگاهی معتبر را نه‌تنها در بخش بین‌المللی که حتی در داخل نسبت به جشنواره‌های مستقل داشته باشند همین بی‌مهری‌ها و دست‌کم گرفتنِ هنر و هنرمند در بخش‌های مختلف هنری است. شما اگر یک ترانه‌سرا در آن‌سوی دنیا باشید امید دارید که جایزۀ اسکار، گلدن گلوب، پولیتزر، نوبل، گرمی و ده‌ها جایزۀ معتبر دیگر را به‌واسطه حضور و حیات هنری خود در تولید و اثربخشی بر آثار تولید شده داشته باشید. اگر نویسندۀ فیلم‌نامه یا نمایش‌نامه باشید با حفظ تأثیر شما در یک اثر سینمایی و تئاتر در جایزۀ اسکار و کن و گلدن گلوب، وجهۀ ادبی مستقل خود را در جایزه بوکر و پولیتزر و نوبل و بفتا دارید. اگر موسیقی فیلمی را ساخته باشید، نه‌تنها در جایزۀ اسکار و کن و گلدن گلوب کاندیدا خواهید شد که شانس دریافت جایزۀ گرمی را به‌واسطه وجهۀ موسیقایی خود خواهید داشت. اگر موزیسن قطعات باکلام باشید نه‌تنها در جایزۀ موسیقی گرمی که شانس دریافت جایزۀ ادبی پولیتزر و جایزۀ سینمایی اسکار و گلدن گلوب از شما سلب نخواهد شد. علت اعتبار و رشد هنر در غرب، نه‌فقط هنرمندان، که سیاست‌گذاری‌های دقیق و ریزبینانه آن‌ها در حمایت از هنر و هنرمند است، آن چیزی که متأسفانه، نه در حد حمایت که حتی در حد حقّ طبیعی هنرمندان این ‌سو رعایت نمی‌شود. ترانه و ترانه‌سرا نمونۀ یکی از چند ده هنری است که بی‌توجهی به آن، در آینده‌ای نه‌چندان دور، هزینه‌ای مادی و معنوی به‌مراتب سنگین‌تر از امروز برای فرهنگ در بر خواهد داشت! ما بارها گفتیم و شما نشنیده بگیرید که:

رموز مصلحتِ مُلک خسروان دانند

گدای گوشه‌نشینی تو، حافظا مخروش!

همچنین ببینید

شعر بچه یتیم وزارتخانه است

اسماعیل امینی جمع آب و آتش است. آرامش آب را در چهره‌اش و داغی پنهان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *