بی‌وزنی

مروری بر کتاب «بی‌وزنی» نامزد بخش داستان کوتاه دهمین دوره جایزه جلال

بی‌وزنی[۱] مجموعه‌ای‌ست از هفت داستان. موضوعات هر هفت اثر اجتماعی هستند. نویسنده داستان‌هایش را با شیوه واقع‌گرایانه نوشته و در خلال این داستان‌ها، تصاویر متنوعی از زندگی مردمان طبقه متوسط را پیش روی خواننده خود قرار داده است. تصاویریی از زندگی زنان و مردانی که به درک مشترکی از زندگی نرسیده‌اند، دختران جوانی که جاذبه نئون آنها را از خانواده بریده، خانواده‌هایی که در بند روزمرگی گرفتارند و خواهران و برادرانی که مسیر زندگی آنها را از هم دور می‌کند. در داستان زندگی نو، شخصیت اصلی داستان فکر می‌کند دامادشان باعث معتاد شدن برادر کوچک خانواده شده است، همین امر باعث قهر او  خواهرش شده است. بقیه داستان‌های این مجموعه هم کمابیش در بیان هنرمندانه پیچ و خم مسائل خانوادگی نوشته شده‌اند.

  در میان این مجموعه، داستان‌های در راه دریا، بی‌وزنی و طاووس مست بیشتر از دیگر داستان‌ها به دل می‌نشینند. نویسنده در این آثار، هم روی زبان بیشتر کار کرده و هم با جزئی‌نگری بیشتری داستانش را پیش برده است. داستان در راه دریا، مصائب کوچک زندگی مردی از طبقه متوسط را بررسی کرده است. مردی که مثل اغلب مردم دلش به کار ثابت و زندگی در آپارتمان و داشتن زن و همسر خوش است. و با اینکه همسرش فریده برای او و دخترهایشان مایه می‌گذارد، اما: «سر بزنگاه طرف پدر و مادرش را می‌گیرد. پارسال تارا کنکور داد و به هر سختی‌ای تهران قبول شد. حالا التماس می‌کنم گوشی را کنار بگذارد و به درسش بچسبد. نیوشا سال دیگر کنکور دارد اما درس بی‌درس. چند هفته پیش فریده گوشی نیوشا را نشانم داد. پسری که مثل بازیگرها می‌خندید به من زل زده بود. قلبم تیر کشید. چشمم سیاهی رفت. به فریده زل زدم. با نگاهم می‌گفتم چه می‌شد نشانم نمی‌دادی؟ حالا من چه کاری می‌توانم بکنم؟»[۲] این شخصیت که از ویلای پدرزنش استفاده می‌کرده، بعد از آن‌که مجبور می‌شود قبض‌های آب و برق و  گاز ویلا را پرداخت کند، برای گذراندن تعطیلات، به هتلی در شمال می‌رود، اما در آنجا نیز آسایش ندارد.

  راوی داستان بی‌وزنی دختری دانشجوست که از اهواز برای تحصیل به تهران آمده و حاضر نیست از پایتخت دل بکند. او حتی قصد دارد بعد از فارغ‌التحصیلی نیز در تهران بماند. در آستانه عید نوروز که خوابگاه‌ها تعطیل می‌شوند، برای چند روزی آپارتمان دانشجویی را می‌گیرد، در آنجا با دختری از همسایگان آشنا می‌شود. دختر همسایه در باره پیرمردها و پیرزنها حرفهایی می‌زند و راوی تحت تأثیر او، تصمیم می‌گیرد برای دیدن مادر بیمارش به اهواز برود. فضاسازی نویسنده در این اثر به درک وضعیت شخصیت‌ها کمک بسیاری کرده است: «روزهای آخر سال برایم مثل حالت بی‌وزنی بود… وقتی نگار گفت ساختمان خالی شده و بیشتری‌ها رفته‌اند سفر، همان بی‌وزنی سراغم آمد. یک‌جور خوشی بی‌مثل و مانند، مثل خوشی بچه‌هایی که بازی می‌کردند و بزرگ‌تری بالای سرشان نبود. هر کاری می‌کردند، کسی نبود امر و نهی کند.خودشان بودند و عالم بچگی .»[۳]

   محسن عباسی در داستان طاووس مست نیز نشان داده است که بر مناسبات مردان و زنان طبقه متوسط واقف است. در این اثر، زنی از خانه قهر می‌کند و به جزیره کیش می‌رود تا مدتی را نزد خواهرش بماند. زن از این ناراحت است که شوهرش از نقاشی‌های او تعریف نمی‌کند. همین مسائل که شاید برای بسیاری از مردم عادی جلوه کند، زن را به ستوه آورده است. در این داستان نیز شخصیت‌ها بدون نتیجه‌ای قطعی به زندگی کج‌دار و مریزشان ادامه می‌دهند.

   نویسنده گاه شخصیت‌های مختلف را مأمور روایت بخشهایی از داستان می‌کند. پسربچه، پنج و نیم بعدازظهر از این نمونه‌هاست. همه آدم‌هایی که روایت بخشهای مختلف این داستان را به عهده می‌گیرند، قسمت‌هایی از ماجرای یک تصادف و به کما رفتن پسربچه‌ای را بیان می‌کنند. در دیگر داستان‌ها نیز ایجاد یک تنش و به هم خوردن شرایط عادی زمینه‌ساز  حرکت داستانی شده است. در مجموع، همانگونه که در معرفی کتاب نیز آمده، نویسنده، زوایایی پنهان از زندگی شخصی و مناسبات خانوادگی شخصیت‌های داستانی‌اش را به تصویر کشیده است. «او موقعیت‌هایی را روایت می‌کند که در آن‌ها روابط عاطفی شخصیت‌هایش تحت تأثیر عواملی فردی یا اجتماعی آسیب دیده و آنان در پی ترمیمش برآمده‌اند.»

[۱] . عباسی، محسن، بی‌وزنی، تهران، افق، ۱۳۹۵، ۱۷۳ صفحه/

[۲] . همان: ص ۴۵٫

[۳] . همان: ص۸۸٫

همچنین ببینید

سنگ یحیا

نه داستان از مجموعه داستان سنگ یحیا[۱] نوشته خسرو عباسی خودلان با موضوع جنگ تحمیلی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *