خانه / یادداشت / نگاتیو نویسنده

نگاتیو نویسنده

برخلاف بسیاری از نویسندگان، جلال آل‌احمد، خودش از آثارش هم اهمیت بیشتری دارد. تلاش‌های مداوم او در طول دوران حیاتش تصویری یگانه از او در میان روشنفکران همعصرش به جا گذاشت که با درگذشت ناگهانی و رازآلودش تکمیل هم شد و به دوران‌های بعدی رسید تا او به شمایل نویسندگی در کشورمان تبدیل شود. پرکاری او، تنوع آثارش، نظرات تند و روحیه سازش‌ناپذیرش، نثر فشرده و موجز و خاصش، … و حتی ازدواجش که ان هم جنبه ادبی داشت همگی در کنار هم به شکل دادن به این شمایل مؤثر بوده است.  شمایلی که هنوز هم آن قدر جذاب هست که چهار دهه بعد از درگذشتش، مستندسازها سراغ زندگی پر و پیمان او بروند و روایتهایی تصویری از او به دست بدهند.

اولین مستند درباره جلال را خانم پریسا عشقی، در شهریور ۱۳۸۷ و به مناسبت چهلمین سالمرگ جلال ساخت. این مستند ۷۲دقیقه‌ای با اسم ساده «جلال آل‌آحمد» برای شبکه دو تلویزیون ساخته شد. مستندی که با این جمله از دکتر علی شریعتی شروع می‌شود: «همه می پندارند که هر کسی آنچنان فهمیده می‌شود که هست، اما نه، آنچنان که فهمیده می‌شود هست.» انتخاب این جمله هدف مستندساز را نشان می‌دهد که سعی دارد بیشتر از روایت کردن زندگی و زمانه جلال، تلقی دیگران از جلال را نشان بدهد. این دیگران، شخصیت‌هایی هستند که با آنها مصاحبه شده: زنده‌یاد رضا سیدحسینی، علی‌اصغر خبره‌زاده، بهمن شعله‌ور، محمد صنعتی، غلامرضا امامی، مهدی آل‌احمد، خواهرزاده جلال و ایرج بابایی، پسر سرایدار جلال در اسالم. مستند با طرح مساله مرگ جلال شروع می‌شود و طرح مساله اینکه آیا او را ساواک کشته یا نه که به نتیجه مشخصی نمی‌رسیم. از اینجا وارد زندگی جلال و بعد اهمیت جلال در ادبیات معاصر و بررسی داستان‌ها و مقالات او می‌رسیم، نماهایی مانند خانه پدری جلال را می‌بینیم، معلمی را می‌بینیم که در ۱۷سالگی وقتی شنیده جلال در اسلام نزدیک خانه اقوامشان است با دوچرخه‌اش خودش را با به جلال رسانده، به جمله سیدحسینی می‌رسیم که «جلال شدن کار هر کسی نیست» و در نهایت آرامگاه جلال در مسجد فیروزآبادی شهر ری را می‌بینیم و دکلمه شعر شاملو: «هرگز از مرگ نهراسیده‌ام اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.»

کار بعدی را یکی از عموزاده‌های جلال ساخت. مستند «نویسنده بودن» کاری از مصطفی آل‌آحمد بود که سال ۱۳۹۰ و آن طور که کاگردانش می‌گوید بعداز هفت سال تحقیق و کار و تصویربرداری ساخته شد. «نویسنده بودن» ۸۸ دقیقه‌ای است و از عکس‌ها و تصاویر آرشیوی استفاده زیادی کرده است. داستان فیلم، روایتی از زندگی خصوصی، اجتماعی، سیاسی و ادبی جلال آل‌احمد است و به ارایه پرتره‌ای از زندگی جلال می‌پردازد که همان‌طور که در فصل‌بندی‌های مستند دیده می‌شود، فقط نویسندگی هم نیست. بار اصلی روایت را خودنوشت‌های جلال به عهده دارد که نریشن می‌شود و در کنارش نقدها و نظرهای دوستان، آشنایان و معاصران جلال می‌شویم. شمس آل‌احمد، انور خامه‌ای، محمدعلی عمویی، علی‌اصغر خبره‌زاده، عبدالله انوار، ناصر تقوایی، علی دهباشی، پرویز کلانتری و خانم لیلی گلستان در این فیلم درباره شخصیت و آثار صحبت می‌کنند و خاطراتی از جلال را تعریف می‌کنند. چند خاطره از افراد درگذشته، مثل مرحوم امیرحسین آریانپور هم روی تصاویر نریشن می‌شود. این مستند، از کار قبلی بیشتر دیده شد و در موردش بیشتر صحبت شد. بخصوص که به موارد جنجال‌برانگیزی مثل ماجرای صمد بهرنگی و نوشته جلال در مرگ او هم پرداخته بود. از سوی دیگر منتقدان فیلم به جاهای خالی این مستند، مثل نبود خانم دانشور در فیلم یا نپرداختن به رابطه جلال و امام خمینی اشاره می‌کردند. بحث در مورد این مستند به برنامه تلویزیونی «هفت» ۴ آبان ۱۳۹۵ هم رسید که از قضا، یکی از شرکت‌کنندگان در بحث آن برنامه، مهدی قزلی مدیرعامل بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان بود، مرکزی که سفارش یک مستند دیگر در مورد جلال را داده بود.

آن مستندی که به سفارش بنیاد شعر و ادبیات داستانی ساخته شده بود، مستند «جلال در اَسالِم» حبیب حسن‌زاده محصول سال ۱۳۹۳ است. این فیلم ۲۸دقیقه‌ای، برخلاف دو مستند قبلی، یک برش خاص از زندگی جلال، یعنی حضور کوتاه او در شهر اسالم گیلان و خاطرت اهالی شهر از اوست. راوی این مستند مردم اسالم هستند و شاید ایرج و عنایت بابایی، پسرهای نظام، سرایدر جلال در اسالم چهره‌ترین شخصیت در میان مصاحبه‌شوندگان باشند. فیلم با تصویر یکی از اهالی که می‌گوید «اینجا اسالم، سرِ خیابان جلال آل‌احمد» شروع می‌شود و نمایش تابلوی خیابان آل‌احمد و بعد از آن تیتراژ می‌آید. روایت مستند با خاطره درگذشت جلال شروع می‌شود و روایتهای مختلف اهالی از آن روز را می‌شنویم که خاطرات نشنیده‌ای مثل به صدا درآمدن سوت کارخانه چوب اسالم برای اعلام خبر فوت جلال یا کسی که می‌گوید خودم تابوت را برای جلال ساختم هم در این میان هست. بعد از این، به جریان آشنایی هر کدام از مصاحبه‌شوندگان با جلال و خاطرات اهالی از او می‌رسیم و اینطوری روایت‌ها گسترش پیدا می‌کند. بیشنتر مصاحبه‌ها در فضای باز گرفته شده و در مواردی، مصاحبه‌شونده‌ها با دست جزئیات مکان‌ها و لوکیشن مورد صحبت را نشان می‌دهند. توجه به یک مقطع زمانی و مکانی خاص از زندگی جلال باعث شده تا فرصت بیشتری برای بیان جزئیات باشد، مثلا درباره خانه جلال در اسالم، خرید زمین و مصالح، نقشه خانه، نحوه ساخت و … جزئیات زیادی وجود دارد. ابراز احساسات اهالی اسالم در مورد جلال هم از نکات این مستند است.

یک مستند مکان‌محور دیگر هم در مورد جلال ساخته شده. مستند ۷۲ دقیقه‌ای «خانه سیمین و جلال» دومین کاری است که خانم پریسا عشقی در مورد جلال ساخت. این مستند سال ۱۳۹۲ و برای شبکه یک سیما ساخته شد. این مستند همان‌طور که از اسمش پیداست بر روی خانه معروف جلال در تجریش تهران متمرکز است. مستند با نقل پاراگرافی از رمان «جزیره سرگردانی» خانم دانشور شروع می‌شود که در آن قهرمان قصه در کتابخانه جلال خیال می‌کند صدای پای جلال را شنیده و بعد که برمی‌گردد او را می‌بیند و تعجب می‌کند که مگر شما زنده‌اید؟ و جلال می‌گوید: «من در این خانه زنده هستم.» مستند با نامه‌های سیمین و جلال به همدیگر که دربارۀ خانه و ساخت آن است شروع می‌شود و بعد بعه حرفهای دیگران درباره این خانه می‌رسیم و با همان نامه‌ها هم تمام می‌شود. ویکتوریا دانشور، خواهر سیمین، لیلی ریاحی، خواهرزاده سیمین، محمدحسین دانایی، خواهرزاده جلال، عبدالله انوار، انور خامه‌ای، جواد مجابی، محمد صنعتی، غلامرضا امامی، علی دهباشی و مهدی طالقانی، فرزند آیت‌الله طالقانی کسانی هستند که در این مستند نکات یا خاطراتی را درباره خانه جلال و سیمین در بن‌بست ارض تعریف می‌کنند. مثلا انور خامه‌ای دربارۀ خرید زمین حرف می‌زند و مهدی طالقانی از آمدن پدرش به این خانه. بخشی از این مصاحبه‌ها را البته قبلا در مستند «جلال آل‌آحمد» هم دیده‌ایم. اما اینجا با محوریت خانه دوباره انتخاب شده‌اند و در واقع تلاش جلال برای ساخت خانه‌ای مطابق میل و سلیقه خودش، دریچه‌ای می‌شود برای شناخت جلال. به علاوه شاهد بیان دغدغه‌های مصاحبه‌شوندگان برای حفاظت از این خانۀ تاریخی هم هستیم.

اگر به این چهار فیلم، بخشهایی از مستندهای ساخته‌شده درباره بانو سیمین دانشور را هم که به ازدواج و زندگی مشترک او با جلال می‌پردازند اضافه کنیم، فهرستمان کامل می‌شود. «سیمین ساکن جزیره سرگردانی» حسن صلح‌جو و «بی سرو سیمین» سیدجواد میرهاشمی از این دست آثار هستند. همه چیزهایی که تاکنون سینمای مستند ما درباره جلال آل‌آحمد ارایه کرده است.

همچنین ببینید

جلالِ “جلال” در شعر معاصر

یکی از آسیب‌هایی که در چند دهۀ اخیر دامن‌گیر اهالی هنر ما شده، این است …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *