خانه / سوزان سانتاگ / سانتاگ‌ها که باید با ما بدوند

سانتاگ‌ها که باید با ما بدوند

آیا سانتاگ همان زنی است که دیوید ریف فرزند او، در کتاب جدال با مرگ، تعریف می‌کند؟ همان زنی که چند بار سرطان را شکست داد و نامیرا جلوه می‌کرد؟ آیا او همان دختر یهودی‌زاده‌ای است که نام شوهر دوم مادر لاقیدش، پس از مرگ پدر، بر اسمش نشست و دیگر تبار یهودی‌اش را پنهان می‌کرد؟ همان زنی که کمتر از بیست سالگی ازدواج کرد و پس از چندی با به دنیا آمدن دیوید طلاق گرفت و بعدها شریک زندگی‌اش یک زن عکاس شد؟ همو که به آثار هنری، سیاسی و فرهنگی زمانه‌اش می‌تاخت و تصویر جدیدی از مواجهه با اثر هنری را بیان می‌داشت؟ او که نقد‌هایش جانکاه و سخت بود، سخنرانی‌هایش قاعده‌ناپذیر و حضور مستمرش در مکان‌های بحرانی، بی‌پایان بود؟ وقتی از سوزان سانتاگ حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم و اصلاً چرا باید درباره‌ی او سخن گفت؟ سوزان سانتاگ یک کنش‌گر است، یک نویسنده‌ی جسور؛ نویسنده‌ای که بدون هیچ مراقبه‌ای می‌نویسد و می‌تازد. او با ذهنی وسیع و خلاق، زمانه‌اش را به تحلیل و واکاوی می‌کشاند و زبان و قلم سرخ‌اش، مدام در حال نواختن است. زنی نه با ظرافت، دلربایی و زیبایی بسیار، بلکه با جسارت ستودنی در مسیر کنش‌گری. او منتقد واکنش‌ نبود. او به آثار هنری واکنش نشان نمی‌داد، بلکه در برابر آن‌ها کنش می‌کرد. او در برابر وقایع فعال بود و هیچگاه منفعل نشد. سانتاگ که یک منتقد است و اگرچه منتقدان، به دلیل تحلیل آثار زمان‌مند، خود تاریخ مصرف دارند؛ هنوز منقضی نشده است. جستارها، تحلیل‌ها و نقدهایش، اگرچه مربوط به ادوار مشخصی است و متعلقات معینی دارد، لکن در میان سطور، جملاتی را می‌یابید که هنوز بیات نشده‌اند و جریان دارند و این به دلیل کنش‌گری اوست نه مثل اکثر منتقدان هر زمانه، طبع واکنش‌گرایانه. در آثار او هنوز تلنگر‌ها و بزنگاه‌هایی وجود دارد که کارکرد‌های بسیار می‌یابند. به طور مثال، وقتی قریب به نیم‌قرن پیش، سانتاگ در جستار علیه تفسیر می‌نویسد: «تفسیر در واقع در حکم خودداری هنرستیزانه از به حال خود واگذاردن اثر هنری است.» و علیه آن‌ می‌ایستد، نه در واکنش به تفسیر، که در موقعیت کنش در نسبت با تفسیر رخ نشان می‌دهد و می‌کوشد تا ذیل تلاش‌هایش در پیش‌بردنِ انگاره‌های فرمالیستی، هنر تفسیر زده را نجات دهد. هنری که برای او بیش از هر چیز هنر بودنش و ظاهر جامع‌اش اهمیت دارد. هنری که خود که آشکار می‌شود: آن ظاهرِ عریان ابژه در پیشگاه سوژه. سانتاگ، خود قبل‌تر اشاره می‌کند که مرادش از مقابله با تفسیر، نه به معنای یافتن معنا، آنچنان که نیچه می‌گوید. بلکه مرادش، مقابله با شخم زدن اثر برای یافتن نشانه‌هایی است که به مدلول‌های گونه‌گون اما مشخص و مدون ارجاع می‌یابند. برای سانتاگ روح هنر مهم است و او تلاش می‌کند تا با کنش پیوسته از تجاوز به هنر، فرهنگ و حتی سیاست جلوگیری کند. همان چه امروز ما وظیفه داریم با هر رویکرد هنری و با هر پیشینه و تجربه‌ی زیسته‌ای آن را انجام دهیم. اینکه از هنرمان دفاع کنیم و این پیکر محتضر را از تجاوز هر نابخرد مفسرنما و خودمنتقدپندار مصون سازیم. آثار انتقادی پنجاه سال پیش سانتاگ، در مقام موضوعاتشان، امروزِ ما را پاسخ نمی‌دهند. هم به دلیل تعلقات متنی به آثار روزگارش و هم به دلیل مواضعی که دوران گذار از مدرنیته و هزاره‌ی جدید، آن‌ها را وضع نموده است. اما آثار او در مقام فهم چگونگی مواجهه‌ با اثر، چگونگی کنش‌گری فرهنگی-هنری، چگونگی صراحت و عیان بودگی، راه‌ساز است. ما امروز بیش از هر چیزی به چند سوزان سانتاگ نیاز داریم، تا بی هیچ ترس و واهمه‌ای، با یک پشتوانه‌ی فکری ارزشمند و بدون خودسانسوری و رفیق‌پروری، با زبان صریح اما با حفظ حریم‌هایی که می‌بایست خیلی محترمانه به آن‌ها نزدیک شد، هنر و ادبیاتمان را بسازند و کنش‌گر باشند. و آنچنان فقدان چنین کسانی احساس می‌شود که نگاه‌بانی از هنر رو به مرگ این سرزمین را محال کرده است. سانتاگ تجلی پاسداری از هنر است و اگرچه خود نظرات منحصربه فرد و گاه حتی عجیبی نسبت به مقوله‌ی هنر و ادبیات دارد، اما صراحت برآمده از خلوص‌اش، با کمترین مداقه در آثارش هویداست. سوزان سانتاگ در رمان‌ها و جستارهایش همواره می‌کوشد تا حریت هنر و عدم تجزیه آن به محتوا و فرم را ارج نهد و آن را به یک بحث و گفتمان جدی بدل کند. جای سانتاگ امروز در فرهنگ ما خالی است و تا مادامی که چون او، افرادی به نقد و تحلیل آثار هنری این سرزمین مبادرت نورزند، هنر خفته‌ی ما بیدار نخواهد شد و اندک تلاش‌های موجود، بارقه‌هایی ضعیف و میرا هستند که بودنشان فقط نبض به شماره افتاده‌ی این پیکر محتضر هنری است. سانتاگ باید در کتابخانه‌های ما رشد کند و به ما یاد دهد که چه طور باید وضع موجود هنر و ادبیات را تحلیل و نقد کرد. سانتاگ متدلوژی است و نه اپیستمولوژی و فهم همین موضوع خود با کنش‌گری پدیدار خواهد شد. آثار سانتاگ نحوه‌ی مواجهه‌ی ما با هنر را آموزش می‌دهد و او از این جهت برای امروز ما ضروری است.

همچنین ببینید

سانتاگ فارسی: کتاب‌های واجب

پروژه‌ی انتشار آثار سوزان سانتاگ در ابتدا با انتشار مقاله‌ی «علیه‌ تفسیر» در مجلات سینمایی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *