خانه / یادداشت / هوای مملکت عاشقان سیاسی شد ؟!

هوای مملکت عاشقان سیاسی شد ؟!

رای مخالف دو یار موافق الفیایی

خبر کوتاه بود و سهمگین؟

خیر. خیلی هم طبیعی بود. «انتصابِ شاعرِ معروف به ریاستِ کانونِ پرورشِ فکری کودکان و نوجوانان». این تیتر در یک هفته‌ی اخیر در برخی از خبرگزاری‌ها با کپیِ عینِ اوّلین متنی که خبر را رسانده بود بارها منتشر شد. این اخبار البته در حدّ جمله‌ی اوّل‌اش که «شنیده‌ها حاکی از آن است که…» باقی ماندند و فراتر نرفتند. معاونِ هنریِ حوزه‌ی هنری قرار بود بشود رئیسِ جایی که خیلی از ما با آن، با فیلم‌هایش، کتاب‌هایش یا شعباتش در شهرستان‌ها خاطره داریم و نوستالژی. سال‌ها بعد از خاطراتِ کانون با خودِ این کاندیدای ریاست هم خاطره پیدا کرده بودیم. در شعرخوانی‌های دورِهمیِ دانشجویی. که اگر خودش جایی حضور داشت پروانه‌وار دورش می‌گشتند(که ما هم گاهی می‌گشتیم) و سه‌گانه‌ی اوّلیه‌اش را هم روی سرشان حلواحلوا می‌کردند(که ما هم گاهی همکاری می‌کردیم). گویی ایشان شاهدی در میانِ کوران بود و کتاب‌اش هم مصحفی در سرای زندیقان. بعدتر که رسانه‌ای‌تر شد و هر سه‌شنبه شب می‌آمد توی برنامه‌ی «زنده باد زندگی» همه را جمع می‌کردیم جلوی رسانه‌ی ملّی که ببینید و بشنوید که ایشان فاضل است و با افتخار اعلام می‌کردیم که ما هم چند بیتش را بلدیم و او هم در شرحِ عشق آن‌چنان دلربایی می‌کرد و در این مسیری که داشت می‌رفت آن‌قَدَر مُصر بود و اُستوار که نمی‌شد باور کرد چند وقت بعدتر هم ایشان است که پس از برگزیده‌ شدنِ کتاب‌هایش در بخشِ مردمی جشنواره‌ی شعرِ فجر(یعنی احتمالاً پس از پدید آمدنِ تصوّری از کسبِ حدّاکثری رای یک جامعه‌ی آماریِ خاص)، در حضورِ کاندیداتوریِ دکتر اسماعیل آذر و افشین علا خودش را برای انتخابات شورای شهر نامزد کرده است. این‌ها را نگفتم که بگویم کاندیداتوری و توی لیست رفتنِ یک حزبِ خاص یا حالا در آستانه‌ی مدیرعاملی کانون قرار گرفتن صفت‌های ارزشمند یا مذمومی هستند. خیر. خیلی هم عالی اصلاً.

عالی‌تر هم نامه‌ای بود که شهرام اقبال‌زاده نوشت و عدّه‌ای از اهالی ادبیات هم پس از گذشتِ یک روز از انتشارِ نامه زیرِ آن را به نشانه‌ی تایید امضا کردند. نامه‌ای که در انتهای آن آمده بود: «جناب آقای رئیس جمهور! کودکان و ادبیات کودک را نمی توان حقیر و اهالی ادبیات کودک را صغیر پنداشت. از زمان پخش خبر برگماری شاعری بزرگسال به مدیریت کانون پرورش فکری -بی هیچ پشتوانه‌ی فرهنگی و مدیریتی در این رشته- در بین ادبیات کودکی‌ها ولوله‌ای برپا شده است! اُمید می‌رود با درایت شما و تدبیر وزیر محترم آموزش و پرورش…» و  فلان و بهمان و انصافاً هنوز در این جای متن(دقیقاً در همین جایی که هستید) بودم که خبر آمد: «به گزارش خبرگزاری فارس فاضل نظری طی حکمی از سوی سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پروش به عنوان مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منصوب شده است».

خُب دیگر والسّلام، نامه هم تمام شد. تازه آمدم مثلاً بگویم اگر این‌طور بشود یا نشود، آن‌طور می‌شود و نمی‌شود که حکمِ آقای وزیر کار را تمام کرد. کار که تمام می‌شود حرفِ خاصّی باقی نمی‌ماند برای زدن معمولاً.

برای ما امّا هنوز یک امضای انسیه موسویان زیرِ نامه‌ی اقبالی در راستای مخالفت با این انتصاب باقی ماند و البته که یک پستِ اینستاگرامی هم از آرش شفاعی در حمایت از انتخابِ احتمالی فاضل با عنوانِ «من از فاضل نظری دفاع می‌کنم». با این فحوا ‌که عمده انتقاد به انتصابِ فاضل که او شاعری بزرگسال هست و از دنیای کودک و نوجوان نیامده را وارد نمی‌داند و معتقد است همین که شاعر است، فرهنگی است و مدیریتِ فرهنگی را تجربه کرده امتیازی قابلِ دفاع است و بعد هم نامِ چند مدیرعاملِ قبلی را ذکر می‌کند و رزومه و رشته‌ی آن‌ها را گواه می‌گیرد که مگر این‌ها چقدر مستقیم و صریح با کودک و نوجوان مرتبط بوده‌اند که حالا به فاضل گیر داده‌اید.

خلاصه این‌که کاش به جای پرداختن به فاضل و کانون و مدیرعاملی از همان ابتدا به همین زوجِ ادیب و شاعرِ تحریریه‌ی الف‌یا اشاره می‌کردم که می‌توانستند به نمایندگی از کلّیتِ الف‌یا استعاره‌ای از آزادی بیان، دموکراسی توی روزِ روشن و زیستِ مسالمت‌آمیزِ همه‌ی سلایق زیرِ یک سقف به شُمار بیایند.

حالا که به این‌جای متن رسیده‌ام(دقیقاً در همین جایی که هستید) یک نوتیفیکیشن هم از کانال انجمن قلم ایران از راه می‌رسد. خبرِ مدیرعاملیِ فاضل را با شعف از کانالِ خبرگزاری فارس فوروارد کرده اند(ازقضا یک پست بعد از نامه‌ی اعتراضی‌شان به وزیرِ ارشاد در مورد انتخاب نابجای! دبیر جشنواره جلال آل احمد که با غیظ هم نوشته شده بود). خُب مبارک باشد. خوشحالم که خوشحالند. اُصولاً همه باید خوشحال باشند.

یک دیدگاه

  1. (اصولاً)همه باید خوشخال باشند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *