خانه / شعر / دریغ‌ها و دروغ‌ها

دریغ‌ها و دروغ‌ها

معضلی به نام “جلسه‌ی ادبی” بیشتر و جدی‌تر از آن که می‌پنداریم گریبانگیر شعر شده است. کافی است در یکی از گروه‌های مجازی مربوط به شعر عضو باشید تا به عمق ماجرا تا حدودی پی ببرید. در گروهی که دویست نفر عضو دارد چیزی به قریب به همین تعداد آگهی جلسه‌ی شعر فقط و فقط در تهران منتشر می‌شود. یعنی تک تک اعضای آن گروه برای خودشان کانونی ادبی دارند و اگر اینجا کنار هم هستند فقط برای این است که خرمن خودشان را بکوبند و کار خودشان را پیش ببرند.

تا یکی دو سال قبل حضور متعدد و پررنگ جلسه‌های شعر در فرهنگسراها و سالن‌های اغلب دولتی برگزار می‌شد و گاهی هم جلسه‌ای با سابقه در خانه‌ای که متعلق به یکی از اصحاب شعر بود. اما حالا با افزایش تعداد فرهنگسراها و سرای محله‌ها در هر محله‌ی تهران چند جا برای برگزاری جلسه‌ی شعر ایجاد شده است و مدیران همه‌ی این مکانها فقط و فقط برای پر کردن بیلان کاری در پی کسانی هستند که جلسه‌ی شعر در سرای آنان برگزار کند. البته واضح است که برای رسیدن به هدف خود سراغ ناشی‌ترین‌ها و جوانترین‌ها می‌روند، زیرا آن‌ها مثل حرفه‌ای‌های شعر دستمزد نمی‌خواهند، هیچ توقعی ندارند و فقط به همین که عکس و اسمشان روی پوستر جلسه‌ای نوشته شده باشد راضی‌اند.

از طرفی دیگر کافه‌های متعدد و گالری‌ها هم در چندسال گذشته به این جمع اضافه شده‌اند و هر کدام از آن‌ها به مناسبتی و با مناسباتی جلسه شعری برگزار می‌کنند تا به مشتری‌هایشان بیفزایند یا به بهانه‌ی جلسه‌ی شعر نام و نشانی‌شان را در صفحات مربوط به شعر بگردانند. آن‌هایی که معمولا در چنین جلسه‌هایی هم حاضر می‌شوند از همان گروهی هستند که ذکرشان رفت. کسانی که به خوردن یک قهوه‌ی رایگان قانعند و اینکه در محیط دولتی نباشند تا کسی به آنها امر و نهی کند که چگونه لباس بپوشند، رفتار بکنند یا چگونه نپوشند و رفتار نکنند.

این ماجراها مربوط به تهران است. در شهرستان‌ها به یقین شکل ماجرا با آنچه در تهران می‌گذرد متفاوت است اما همان‌جا هم انگار دارد بی سر و سامانی به شکل دیگری خودنمایی می‌کند. در یک شهر کوچک سه چهار انجمن رسمی و سه چهار انجمن غیر رسمی وجود دارند و فعالیت می‌کنند که مسئول برخی از آن‌ها خود بیشتر از بیست سال ندارند. یعنی با فرض اینکه نابغه هم باشند این توانایی را ندارند که با افراد با تجربه‌تر رفتاری درست داشته باشند.

آنچه در انجمن‌های ادبی امروز می‌گذرد، به استثنای چند جلسه‌ای که می‌دانید و می‌شناسید هیچ ربطی به ادبیات ندارد. هیچ که می‌گویم منظورم دقیقا هیچ است. اما نظام آمارخواهی اداری و توهم شاعری مجازی دست به دست هم داده‌اند تا بنیادهایی را که باید آبادتر می‌کردند به ویرانی بیشتر بکشانند. روزگاری شعرخواندن در یکی از انجمن‌های با سابقه افتخار شاعر بود و حالا وهن شان شاعری شده است.

دریغ از میان رفتن جلسه‌های ارجمند شعر و تاثیرگذاری آن‌ها با دروغ انجمن‌های متعدد فعال دست به دست هم داده‌اند تا در سالن‌های خالی از مخاطب دوستان شاعر و شبه شاعر همدیگر را بستایند و وقتشان را حرام کنند.

همچنین ببینید

لحظه در تور حضور است

با سپاس بسیار از همراهی‌های محمدحسین عباسی قرارمان ساعت ۱۰صبح است. با همان شوق همیشگی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *