خانه / یادداشت / حکم‌ْ لازم جایزه جلال برای شهریار

حکم‌ْ لازم جایزه جلال برای شهریار

درباره این‌که آیا جایزه جلال دولتی است؟

از روزی که وزیر ارشاد برای شهریار عباسی حکم زده است تا امروز دو یادداشت سیاسی و چند یادداشت پرت نوشته شده است. مقایسه دو یادداشت سایت ضدِّ انقلاب و ستونِ روزنامه کیهانِ خودمان درباره شهریار در شباهت نثر و نگاه دیدنی است؛ نفی شهریار عباسی در یک حرکت گاز انبری از دو جهت ولی با یک‌کارکرد نوشته علی‌الحده شیرین دیگری لازم دارد که لابد نکته‌بینان می‌توانند به آن ورود کنند. غرضِ این نوشته این است که بگوید این هیاهوها نشان می‌دهد که سید عباس صالحی به درستی حکم شهریار را زده است؛ ادبیات مدّت‌ها بود که حکم لازم شده بود.
نویسنده این سطرها بیش از سه سال است که در برگزاری جایزه جلال هم‌کار و نوعا در جریان موارد مربوط به این جایزه بوده است. با نگاه به این تجربه، در یک جمله جایزه جلال جایزه‌ای ملی، حکومتی و دولتی است.
جایزه جلال ملی است چون باید همه کتاب‌های خوب فرم‌دار که در راستای اهداف جایزه‌اند قدر ببینند. نه ناشر مهم است، نه نویسنده. فقط اثر مهم است. چه بسیار آثاری که از نویسنده یا سیاست‌های ناشر آن کتاب جلوترند. چه بسیار آثار مبتذل و پاورقی که ارتباطی با ادعاهای گوش فلک کر کن ناشر یا نویسنده‌اش نداشته‌اند. نگاه ملی جایزه یعنی ممکن است هر کتاب مجوزداری هم‌جهت با اهداف جایزه تشخیص داده شود. جایزه ملی یعنی جایزه تیول کسی نباشد، جایزه ملّی یعنی جلوی باندبازی و فساد گرفته شود؛ یعنی ترکیب هیأت علمی و هیأت‌های داوری جوری باشد که هیچ فکر و روش و سلیقه‌ای دست برتر نباشد. این که آیا اثر برنده شایستگی بردن این جایزه را داشته است یا نه، حق و وظیفه منتقدان و رسانه‌هاست. طبعا آن‌ها می‌توانند از هیات داوران و هیات انتخاب نهایی مطالبه‌گر باشند.
جایزه جلال حکومتی است چون مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی پشتوانه آن است. به همین دلیل ساده.
جایزه جلال دولتی است چون تامین اعتبار این جایزه با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. به ظریفی گفتند بگو یا حسین، گفت بانی‌اش کیست؟ بانی این جایزه نفت است و تمام‌.
حال این جایزه ملی حکومتی دولتی می‌تواند خوب برگزار شود، می‌تواند بد برگزار شود. نحوه برگزاری یک جایزه به شعور، نگاه و انصاف برگزارکنندگانش ربط دارد، صرف نظر از آن‌که دولتی است یا خصوصی.
و اما شهریار عبّاسی و بحث‌های مربوط به او. مصاحبه دو سال پیش شهریار عبّاسی اذعان دارد که دولت شایستگی برگزاری یک جایزه ادبی را ندارد. در این چند روز هم منتقدان و رسانه‌ها شروع کرده‌اند به نقد این سخن. معدودی هم پا را از این فراتر گذاشته‌اند و کلّا شهریار عباسی را نفی کرده‌اند و او را مخالف نظام و از آن طرف هم او را جاسوس نظام جمهوری اسلامی جلوه داده‌اند.
حکم یکم این که شهریار عبّاسی با توجه به سابقه جایزه ادبی جلال و باقی جایزه‌های دولتی -و غیر دولتی- که عاری از شفافیّت و به دور از پرنسیب یک جایزه ملّی بوده‌اند، اظهار نظری کرده است. یادمان نمی‌رود در دوره‌های پیش‌تر از دوره هفتم، کسی نمانده بود که از جایزه جلال انتقاد نکرده باشد یا حتی نفی‌اش. حتی برخی از نویسندگان که به آن‌ها متعهد می‌گویند نیز از جایزه جلال کنار کشیده بودند. اظهار نظر شهریار از این سابقه ذهنی جدا نیست. با این حال، دست کم این قلم ارتباطی بین دولتی بودن یک جایزه و بد برگزار شدنش نمی‌بیند.
حکم دوم آن‌که طبعا بخش اول نوشته من پاسخی به شهریار هم هست. شهریار تنها نویسنده زنده‌ای بوده است که بنده به احترام تفکر ملّی‌اش در مجله ادبی آنلاین الفیا مطلب نوشته‌ام و از او دفاع کرده‌ام. حال هم ابایی از نقد یکی از گفته‌های شهریار ندارم. دیروز من با او صحبت کردم و استنباطم این بود که شهریار آن نظر پیشین را تأیید نمی‌کند، چون خودش در مقام استدلال کنار من ایستاد و گفت که شوالیه را دولت فرانسه می‌دهد یا نوبل را پادشاهی سوئد. در صحبت‌ها با شهریار در مقام نقد به روشنفکرنماها مطرح شد که کسانی که بدو بدو می‌روند سفارت فرانسه تا جلسه نشان شوالیه را -که یک نشان نظامی است- گرم کنند، طبعا نمی‌توانند علیه دولتی بودن هر چیز متصوری باشند. با این حال من فکر می‌کنم با توجه به این که شهریار می‌بیند که در دوران مدیریت سید عباس صالحی و محسن جوادی، حق به حق‌دار می‌رسد یا الگوریتم رسیدن حق به حق‌دار شفاف‌تر است، می‌تواند موضع خود را تغییر بدهد. به قول رحیم‌پور ازغدی فکر ناموس آدم نیست، اشتباه بود، عوضش می‌کند.
حکم سوم آن‌که به زعم «این کیبورد» اگر قرار باشد شهریار بین سفارتی در اطراف خیابان جمهوری و وزارت ارشاد در بهارستان یا ستاد کل فرماندهی سپاه در افسریه یکی را انتخاب کند، گزینه‌هایش بین دومی و سومی در نوسا‌ن خواهد بود. آدم نیمه‌فرهنگ نیمه‌محترمی که می‌خواهد بگوید شهریار ضدِّ نظام یا ضد دفاع ملّی ماست، خودش کدام را انتخاب می‌کند؟ و آیا توان انتخاب و تشخیص نوشته ضد دفاع ملّی از نوشته طرف‌دار دفاع ملّی را دارد؟ از این‌ها گذشته خودش چه نمره‌ای در تافل التزام و وفاداری می‌آورد؟
آخرالامر شهریار هم باید متوّجه این حکم لازم شده باشد؛ البته حکم لازمی که معارض نداشته باشد، حکم لازم نیست، لالایی شبانه است.

پی‌نوشت: واژه «این کیبورد» از محمّد قائد است.

همچنین ببینید

از گلشیری تا محمود

«با رأی سارا سالار، محمدحسن شهسواری و مهدی یزدانی‌خرم، رمان کوچه ابرهای گمشده‌ی کورش اسدی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *