خانه / داستان / طایفه‌ى زیباى من، ژانری با طنز تلخ از احوال عراق

طایفه‌ى زیباى من، ژانری با طنز تلخ از احوال عراق

در پى تشدید اعمال خشونت‌هاى فرقه‌اى در عراق، نویسنده‌ی عراقی، مرتضى گزار در رمان خود، طایفه‌ی زیباى من، با اشاره‌ به ناکامى‌هایی که در کشورش رخ مى‌دهد، روایتى با طنز تلخ مى‌نویسد مبنی بر این که وضع حاکم چگونه بر روى افرادى که خود را در میان کشمکش‌هاى حاصل‌شده و جنگ‌هاى بیهوده یافته‌اند، اثرگذار بوده است..

شخصیت اصلى داستان خود را چنین معرفى مى‌کند: “به من ربطى ندارد. من از طایفه‌اى هستم که نام آنان «به من ربطى ندارد» است و اگر هزاران سوال از آن‌ها مطرح شود یا بر روى سرشان محکم فرو بپاشد و استخوان‌هایشان را خُرد کند، جواب قدیم و جدیدشان «به من ربطى ندارد» است و اگر لباس یا پوست هر فرد از افراد این طایفه را جدا کنید باز زیر لباس یا پوستشان جمله‌ی «به من ربطى ندارد» را پیدا خواهید کرد” (۱) .

قهرمان داستان مرتضى گَزار با تأسیس طایفه‌اى از زنبورها، براى خود جایى امن پدید می‌آورد. او با انتخاب طایفه‌ی زنبورها، رؤیایى براى خود می‌سازد که در آن همه‌ی افراد متعاون در مملکتی یک‌ تن و پارچه زندگی می‌کنند و با تلاش پى‌درپى مملکت خود را با اسلحه و نیش زدن، در برابر دشمنان مقاوم مى‌کنند.

قبل از این که قصر پادشاهى صدّام را محاصره کنند، اکثم، دامپزشک پسر رئیس که مراقبت از حیوانات را به عهده داشت، متوجه می‌شود که سگ کوچکی وارد یکى از مجسمه‌هاى رئیس شده و صدایى از آن بیرون می‌آورد که از هیبت او کاسته می‌شود.

اکثم آن‌جا می‌ماند و منتظر بیرون آمدن حیوان می‌شود و این امر سبب می‌گردد که او مدتى در آن مکان بماند و داستان‌هاى عجیب و غریبش را براى نظامیان تعریف کند. اکثم می‌گوید: تا به حال چند بار شده که حیوانات بر اثر گرما و سرماى هوا خود را در زیر مجسمه‌هاى رئیس قایم می‌کنند و من بعضی اوقات از ترس حتى دست و پا یا دُم آن‌ها را قطع می‌کنم.

ماجراهای این رمان یک ماه قبل از سقوط طاغیه‌ی صدّام حسین شروع می‌شود و بعد از چند ماه به پایان می‌رسد. راوی با پیگیری اوضاع بعد از سقوط نظام، پیشامدهای حاصل‌شده را که نتیجه‌ی جنگ مردمی است به مخاطب می‌رساند.

نمک روى زخم پاشیدن

شخصیتى در داستان به نام «جمیل» هست که بیشتر با نام «جمیل به من احترام بگذارید» شهرت دارد. راوى به پیگیری این شخصیت و چگونگى تحول او از یک نظامى به مجرى برنامه‌ها، می‌پردازد. به نظر می‌رسد همسر او که در جنگ عراق و ایران شرکت کرده بود، نام خود را در شناسنامه عوض کرده و به عنوان یک مرد خود را معرفى می‌کند. این زن اسم خود را از «زغله» به «زغل» برمی‌گرداند و این زوج در برنامه‌اى شروع به تفسیر خواب مردم می‌کنند که بیشتر این خواب‌ها تفسیر وجود حیوانات بوده است.

اوج طنزگونگی تلخ در این رمان آن‌جایى است که شخصیت رئیس داستان تصمیم می‌گیرد نامه‌اى به رئیس امریکا بفرستد و شرایط و احوال سگش «خاکی» را براى او تعریف کند؛ چه بسا که انجمن حمایت از حیوانات سرپرستی او را بر عهده بگیرند و او بتواند سگ را به همراهش به سفر ببرد.

راوى سعى دارد با نمک به روى زخم‌هاى باز عراقى‌ها ریختن، لعنتِ تعصبِ فرقه‌اى انسان عراقى را مشخص کند، این داستان، ورود انسان را به دنیاى حیوانات و چگونگی هم‌زیستى آنان را با هم نشان می‌دهد، و این نمونه‌ای شاخص از هم‌زیستى سالم است.

اثر انفجار

راوى، توأم با تأسف، در اشاره به شخصیت داستانش می‌گوید: در میان افراد رئیس داستان، دوست اکثم مردى نابینا است که با استفاده از حس لامسه شروع به خواندن سوراخ‌هایی می‌کند که انفجارها روى دیوارها بر جا گذاشته‌اند. او با لمس کردن آن‌ها کتاب‌هاى بریلش را کنار می‌گذارد تا از طریق لمس سوراخ‌هاى حاصل‌شده و در گفتگو با مسئولان، از آن‌چه در کشورش اتفاق افتاده با آنان صحبت کند..

خلاصه‌ی رمان که وقایعی نزدیک و مشابه به کتاب کلیله و دمنه دارد، تاثیر منفى تعصب و درگیرى مردمى در یک شهر و کشور را در قالب طنز به مخاطب القا می‌کند.

–    مرتضى گَزار، نویسنده و فیلمساز عراقى، متولد سال ۱۹۸۲ در کویت است. وى تحصیلات خود را در دانشگاه هندسه‌ی بغداد سپرى کرده و تا کنون چهار  رمان به دست انتشار داده که عبارتند از: کومبیوتانیا صفر یک، جاروى بهشت، آقاى اصغر اکبر، طایفه‌ى زیباى من و در حالى که او هم این‌چنین است (مجموعه‌ی داستان-هاى کوتاه).

–    فعالیت‌هاى سینمایى وى عبارتند از : «پاشنه‌اى که دید» و فیلم کوتاه «خدایا ندیمه را ببخش».

________

* برگرفته از مقاله‌ی نویسنده‌ی سوریه‌ای، فایز علام.

نویسنده‌ی رمان : مرتضى گزار / انتشارات الجمل – بیروت _ ۱۶۰ صفحه – چاپ اول ۲۰۱۶

منبع : هیثم حسین – aljazeera.net / فایز علام – raseef22.com

همچنین ببینید

کروموزوم اضافه به روایت دیگران

بار روایت سندروم داون روی دوش مادرهاست. مادرها از همه‌چیز فرزند چهل وهفت کروموزومی‌شان می‌نویسند …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *