خانه / یادداشت / آرمانگرایی به سبک نوبل

آرمانگرایی به سبک نوبل

مروری بر جایزه‌ی نوبل

در میان جوایز ادبی، شاید مهم‌ترین جایزه، نوبل باشد. برای این جایزه پنج معیار در نظر گرفته شده که سه معیار آن کلی ا‌ست و دو معیار به طور خاص برای جایزه‌ی ادبیات است.

  1.  به کسانی که … بیشترین منفعت را برای بشریت به ارمغان ‌آورده‌اند.
  2.  مربوط به سال‌های اخیر باشند. (بدین معنا که نویسنده در زمان نامزد شدن بایستی زنده باشد. جایی برای شکسپیر در نوبل ادبیات وجود ندارد و خلاقیت به کار رفته در اثر ادبی هم باید باب طبع روز باشد.)
  3.  هیچ امتیازی به ملّیت نامزدها داده نشود. البته علی‌رغم این معیار، به نظر می‌آید آکادمی نوبل به نویسندگان و شاعران انگلیسی‌زبان بیشتر از سایر زبان‌ها توجه کرده است و تا به حال ۲۹ نویسنده‌ی انگلیسی‌زبان موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل شده‌اند؛ این در حالی ا‌ست که زبان فرانسه با ۱۴، زبان آلمانی با ۱۳ و زبان اسپانیایی با ۱۱ نویسنده در رده‌های بعدی قرار دارند و بسیاری از زبان‌ها علی‌رغم داشتن ادبیات غنی، تا کنون از دریافت جایزه‌ی نوبل بی‌بهره مانده‌اند؛ مانند برخی زبان‌های اروپایی، آفریقایی و آسیایی مثل فارسی. «وول سوینکا»ی نیجریه‌ای در سال ۱۹۸۶ به عنوان اولین نویسنده‌ی آفریقایی، نوبل ادبیات را به دست آورد. «رابیندرانات تاگور» تنها نماینده‌ی هندی در میان برندگان نوبل ادبیات است و «اورهان پاموک» تنها نویسنده‌ی ترک است که موفق به دریافت این جایزه شده است.
  4.  به کسانی که کار برجسته‌ای انجام داده باشند.
  5.  در جهت آرمان‌خواهانه باشد. ( مطابق با یک تجزیه تحلیل فنولوژیک، از جمله اصلاحیه‌ای که به صورت دست‌نویس اعمال شد، این به معنای «در جهت آرمان‌خواهی» است، که دامنه‌ی آرمان‌خواهی با معیار اول نشان داده شده است.)

از زمان تأسیس جایزه‌ی نوبل، نگرش آکادمیک در تاریخ تقدیرنامه‌ی جوایز منعکس شده است. تقریباً در هر سه جایزه در سه دهه‌ی اول، به نوعی از عبارت «آرمان‌گرایی» استفاده شده است. با این حال، جنبه‌های دیگر به تدریج در ظهور آمد. Kjell Espmark با استفاده از منابع موجود، در کتاب جایزه‌ی نوبل در ادبیات، مطالعه‌ی معیارهای انتخاب ، معیارهای انتخاب هیئت داوران را بررسی کرده است. مطالعات آموزنده‌ی او یک توالی از مفاهیمی را که در تصمیمات دوره‌های مختلف وجود داشته، افشا کرده است؛ از قبیل:

۱-            ناتورالیسم ادبی (در دوران جنگ جهانی اول، به طور تصادفی به نویسندگان اسکاندیناوی)

۲-            سبک شگفت (به دنبال گوته)

۳-            جهانی بودن (در مقابل آثار ملی یا محدود)

۴-            پیشگامان (نوشتن منحصربه‌فرد و نوآورانه)

۵-            نگرش عملی (توجه به نویسنده‌ای مهم اما گمنام؛ زیرا وقتی معیار مشخصی وجود ندارد، هیچ کدام بهترین نیستند.)

البته به نظر می‌رسد اعضای آکادمی نوبل چندان توجهی به این معیارها نداشته‌اند و انتخاب‌های آنان در اکثر سال‌ها با اعتراض و حاشیه همراه بوده است. برای مثال در سال ۱۹۷۴، ایویند جانسون و هری مارتینسون، دو نویسنده‌ی گمنام و البته عضو آکادمی نوبل، به طور مشترک جایزه‌ی نوبل را از آن خود کردند در حالی که در آن سال نویسندگان سرشناسی مانند گراهام گرین، سال بلو و ولادیمیر ناباکوف، بیشتر استحقاق دریافت جایزه‌ را داشتند. در سال ۱۹۹۷ نیز انتخاب داریو فو، نمایشنامه‌نویس و بازیگر ایتالیایی که کارهایش از سوی کلیسای کاتولیک سانسور می‌شد، و باب دیلین در سال ۲۰۱۶، حواشی بسیاری به وجود آورد. البته آکادمی نوبل در کارنامه‌ی خود از نویسندگان مشهوری چون ویلیام فاکنر، ارنست همینگوی، جان اشتاین‌بک، آلبر کامو، رودیارد کیپلینگ، ساموئل بکت، گابریل گارسیا مارکز (نویسنده‌ی رمان صد سال تنهایی)، ژوزه ساراماگو (نویسنده‌ی رمان کوری)، ماریو وارگاس یوسا (نویسنده‌ی رمان‌های گفتگو در کاتدرال، سال‌های سگی، جنگ آخرالزمان و سور بز) و کازوئو ایشی گورو (نویسنده‌ی رمان‌های هنرمندی از جهان شناور، بازمانده‌ی روز، وقتی یتیم بودیم و هرگز رهایم مکن که همگی نامزد دریافت جایزه‌ی «بوکر» بوده‌اند) تقدیر کرده است؛ اما نبود نویسندگان بزرگی چون لئو تولستوی ، جیمز جویس ، آنتوان چخوف ، مارسل پروست ، کارلوس فوئنتس ، ازرا پاوند ، توماس هاردی ، مارک تواین ، هنریک ایبسن ، خورخه لوییس بورخس ، جی.آر.آر. تالکین ، امیل زولا ، جوزف کنراد، پل والری، هنری جیمز، ولادیمیر ناباکوف  و ویرجینیا وولف، انتخاب‌های این آکادمی را زیر سوال می‌برد.  فقدان این اسامی بزرگ در لیست برندگان نوبل وقتی بیشتر آزاردهنده می‌شود که می‌بینیم نویسندگان گمنامی که حتی در کشور خودشان هم کمتر شناخته شده‌اند، موفق به کسب جایزه‌ی نوبل شده‌اند؛ «هالدور لاکسنس» ایسلندی، «اریک اکسل کارلفدت» سوئدی، «اودیسیوس الیتیس» و «یاروسلاو سیفرت» از جمله‌ی این افراد هستند. وقتی «سوتلانا الکسی‌یویچ» بلاروسی در سال ۲۰۱۵ برنده‌ی این جایزه شد، نظرسنجی‌ای صورت گرفت و نشان داد نام این نویسنده به گوش ۶۵ درصد مردم روسیه آشنا نیست. مشابه این اتفاق، پیشتر، آنگاه که در سال ۲۰۰۹ نوبل ادبیات را به «هرتا مولر» دادند، روی داده بود و بسیاری از منتقدان و استادان دانشگاهی آمریکا اذعان کردند که  تا به حال هرگز نام هرتا مولر را نشنیده‌اند.

خلاصه آن که جوایز ادبی از جمله نوبل، همواره با جدل‌ها و پرسش‌هایی همراه بوده است و  قدمت این جدل‌ها شاید به اندازه‌ی خود ادبیات باشد. تراژدی ۵۰۰ سال قبل از میلاد توسط یونانیان ابداع شد. هر بهار در آتن، آثار سه نمایشنامه‌نویس در جشنواره‌ی هنری، مذهبی و شهری فاخری ارائه می‌شد. وقتی اجراها به پایان می‌رسید، جوایز اول تا سوم اعطا می‌شد و مانند امروز، تصمیمات داوران ممکن بود گیج-کننده باشد. در این جشنواره، افسانه‌ی ادیپوس سوفوکلس که از نظر ارسطو یک تراژدی بی‌نقص است، مقام دوم را کسب کرد؛ در حالی که اریپیدوس که همان فیلسوف آن را یک تراژدی اغراق‌آمیز می‌دانست، جایزه‌ی اول را کسب کرد و اسطوره‌ی  مده‌آ مقام سوم را کسب نمود.  در واقع بحث و جدل‌هایی که برای جوایز اخیر رخ داده است، میراث همان جدل‌های کلاسیک است؛ و این جدل‌ها در مورد جوایز ادبی اغلب متناقض است؛ جوایز به کتاب‌های پرتیراژ و میان‌مایه‌ای که همه می‌خوانند داده می‌شوند؛ جوایز به کتاب‌های گمنام و پیچیده‌ای که هیچ کس نمی‌خواند داده می‌شوند؛ جوایز به نویسنده‌ای خوب ولی برای اثری بد داده می‌شود (همینگوی برای پیرمرد و دریا)؛ جوایز به نویسنده‌ای بد برای اثری بد داده می‌شود (مارگارت میچل برای بر باد رفته). این اعتراضات حتی تا جایی پیش رفته که منجر به ایجاد جوایز جدید شده است. در واقع یک انگیزه برای ایجاد جایزه‌ی کتاب ملی، این حقیقت شرم‌آور بود که ویلیام فاکنر، برنده‌ی جایزه‌ی نوبل (جهانی)، هیچ گاه جایزه‌ی پولیتزر (آمریکایی) را  کسب نکرد.

شاید ریشه‌ی این اعتراضات در این‌جا است که انتظار می‌رود جوایز ادبی نشانه‌ی برتری باشد، اما در واقعیت هیچ معیار مشخصی برای ارزیابی موضوعات هنری وجود ندارد و قضاوت در مورد یک اثر ادبی کاملاً وابسته به قضاوت فرد (چه در میان اعضای آکادمی جوایز، چه خوانندگان و چه منتقدان) است. اما یک نکته غیر قابل بحث است: این که تمدن‌های بسیاری در طی هزاران سال، احساس کرده‌اند که باید از آثار هنری تقدیر شود، تا نشان دهند ادبیات، هنر، تئاتر و حتی نقد قابل تقدیر است. بنابراین فارغ از نام‌های روی پلاک‌ها و مدال‌ها، برنده‌ی واقعی در نهایت خود فرهنگ است.

همچنین ببینید

جایزه‌‌ی نوبل ادبیات سال ۲۰۱۷ با شگفتی همراه بود:کازوئو ایشیگورو

جایزه‌ی فاخر ادبی نوبل ادبیات، به رمان‌نویس شصت‌ودو ساله‌ی اهل بریتانیا، کازوئو ایشیگورو تعلق گرفت. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *