خانه / برادران زاهد و دیوانه / نویسنده حقیقت را می‌بیند، اما صبر نمی‌کند

نویسنده حقیقت را می‌بیند، اما صبر نمی‌کند

برادران زاهد و دیوانه نام پرونده‌ی ویژه‌ی الفیا در هفته‌ی پیش روست. به بهانه‌ی سالروز تولد فئودور داستایوفسکی بزرگ و سال‌مرگ نیکلاویچ تولستوی بزرگ. ابر نویسندگانی که به گمانم پیش از هبوط از میان گزینه‌های پیامبری و فیلسوفی و عارفی هیچ‌یک را انتخاب نکردند و نویسندگی را برگزیدند- اگر به انتخاب پیشین قائل باشیم – پیامبران و فیلسوفان و نویسندگان یک مسئله‌ی مشترک دارند؛ انسان. هستی انسان. یقین و شک انسان. ایمان و بی‌ایمانی‌اش. خیر و شر جهان انسانی و جهانی که انسان را در برگرفته است. سعادت انسان و راه‌هایی که قرار است انسان را به آن سعادت موعود برسانند. شاید دین. شاید اخلاق. شاید آزادی. شاید ایمان و شاید حتی رنج.

ابزار پیامبران وحی است و ابزار فیلسوفان عقل. ابزار نویسندگان وحی و عقل و خیال. نویسندگان از آورده‌های پیامبران و فیلسوفان زندگی می‌سازند و ایده‌ها و ادعاها را در ساحت عینیت نمایش می‌دهند. نویسندگان از انسان آغاز می‌کنند و به انسان ختم می‌کنند و در این میان سخن هرکه با انسان حرفی زده باشد را نه در گزاره‌ها که در زندگی شخصیت‌هایشان به آزمون می‌گذارند. شخصیت‌هایی که اگرچه خیلی دور، خیلی به خویشتن خواننده نزدیک‌اند. « ما» همه‌ی شخصیت‌های مخلوق نویسندگانیم. ما «آنا» ی تولستوی‌ایم در همان لحظه‌ای که «لوین» ایم و در همان لحظه‌ای که «رونسکی» هستیم. خوشبخت‌های در لحظه بدبخت و مصممان قربانی شهوت چنان‌که تولستوی آناکارنینا را این‌گونه آغاز کرد: « انتقام و جزا از آن‌من است و پاداش هم از آن‌من».  «من» تولستوی با «من» تورات متفاوت است و آیه در تورات معنای دیگری دارد تا آناکارنینا.

و کدام‌یک از ما راسکلنیکوف داستایوفسکی نیست؟ گلاویز با رنج بی‌ایمانی و شورش کرده بر اخلاق برای رسیدن به این پاسخ که ما شپشیم یا انسان؟ کدام‌یک از ما دیمیتری نیست؟ در آستانه‌ی اعتراف به گناهان ناکرده از سر رنج بی‌ایمانی. رنج ناامیدی. رنج انسان مدرن. کدام‌یک از ما همچون مرد زیرزمینی با ناامیدی دست‌وپنجه نرم نمی‌کند. ناامیدی از اصلاح و بهبود و کدام‌یک از ما ایوان نیست و درعین‌حال آلیوشا نیست و در همان زمان پدر زوسیما.

ادبیات رسانه‌ی دین و فلسفه نیست. آزمون دین و فلسفه است. زندگی دین و فلسفه و هر ایده و اندیشه‌ی دیگری است. کار ادبیات استدلال نیست. اقناع است. نویسنده با هر دین و مرام و ایده و اندیشه‌ای باید در جهان داستانی مخلوق خود خواننده را برای زیستن یا فرار از آن جهان قانع کند. نه با صغری و کبری و نه با شعار و ادعا که با خلق جهانی انسانی و زیستن به‌جای خواننده و به تصویر کشیدن زیست تجربه‌شده‌ای در مقابل او. این هنر برادران زاهد و دیوانه است.

الفیا پس‌ازاین سالروز تولد و سال‌مرگ هم به گفتگو با اساتید فلسفه و روشنفکران و پژوهشگران علوم انسانی درباره‌ی آثار سترگ نویسندگان بزرگ ادامه خواهد داد. از همین منظر و با همین رویکرد. محک اندیشه و ایده پیامبران و فیلسوفان در جهان داستان. اگر هنوز به اختیار پیشین قائل باشیم باید بگوییم نویسندگان از میان پیامبری و فیلسوفی نویسندگی را برگزیدند تا خدایی کنند. این حقیقت همان چیزی است که تولستوی گفت: « خدا حقیقت را می‌بیند اما صبر می‌کند.» همین

همچنین ببینید

دلهره نهایی پای چوبه‌ی دار

وقتی با دفترش تماس می‌گیرم ظاهرا منشی‌اش نیست و خودش جواب می‌دهد. می‌گویم: «می‌خواهم در …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *