خانه / شعر / کسی به حُسن و ملاحت…

کسی به حُسن و ملاحت…

«به قول مرحوم آقای جلال همایی تا یک ورق از کلیله در گوشم شد، سیصد ورق از شفا فراموشم شد. تا یک ورق از کارهای روزمره‌ی سیاسی را ما دست گرفتیم به قول ایشان سیصد ورق از کتاب و درس و بحث را فراموش کردیم…»

سخنران دارد مزاح می‌کند و شکسته نفسی، که اگر درس و بحث را حقیقتاً فراموش کرده بود سخنانش را چنین علمی و دقیق ارائه نمی‌داد. حضار می‌خندند. خوششان آمده است. کراواتی‌ها و عمامه به سرها همه دارند لبخند می‌زنند. کسی انتظار نداشت افتتاحیه‌ی مراسم با سخنرانی رئیس جمهورِ ایران پیرامونِ سه محورِ شعر، جهان بینی و شخصیتِ حافظ آغاز شود. احتمالاً منتظر بودند یک سیاستمدار برود پشتِ تریبون و پس از خوشامدگویی به میهمانان و بیانِ جملاتِ متداول و خسته کننده‌ی مرسوم در چنین همایش‌هایی، بگوید که بیش از این مصدّعِ اوقات نمی‌شود و برگردد به صندلیِ خودش و از این که این وظیفه‌ی محوّله را به ابتدایی‌ترین شکلِ ممکن از سر وا کرده است احساسِ رضایت کند. امّا آقای رئیس جمهور، چنان ارائه‌ی مبسوط و پرمغزی را برای میهمانان، که هر کدامشان یکی از اساتید و صاحب‌نظرانِ ادبیات ایران و جهان محسوب می‌شدند،-آماده کرده بود که به‌یقین می‌توان گفت در آسمانِ مشترکِ فرهنگ و سیاستِ ایران، دیگر ستاره‌ای چنین ندرخشید و …..بگذریم.

بیست و هشتم آبان ماهِ سال هزار و سیصد و شصت و هفت، دانشگاهِ شیراز میزبان کنگره‌ی جهانی بزرگداشت حافظ بود. از اردیبهشتِ سالِ پنجاه که کنگره‌ی جهانیِ سعدی و حافظ تحتِ ریاستِ شهبانوی آن روزها و توسطِ موسسه‌ی آسیائی دانشگاه پهلوی با حضور قریب به یکصد نفر از دانشمندان ایرانی و خارجی در شیراز برگزار شده بود، ایران دیگر شاهد برنامه‌ای با محوریتِ حافظ و با این وسعت و عظمت نبوده است. مراسمِ سال شصت و هفت از چند ماه قبل‌تر با صلای یونسکو و لبیکِ اغلب کشورهای عضو یونسکو و دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقیِ فرهنگی جهان پا گرفته بود. بیش از چهل تن از شخصیت‌های علمی، فرهنگی، حافظ شناسان و اُستادانِ دانشگاه‌های هجده کشورِ جهان، به همراهِ پنجاه و شش ادیبِ حافظ‌شناس و اُستادِ زبان فارسیِ کشورمان، در این رویدادِ بی‌سابقه‌ی فرهنگی شرکت کردند که قرار بود هر کدام طبق برنامه‌ای از پیش‌تعیین‌شده پیرامونِ حافظ و شعرِ او سخنرانی کنند.

برنامه در صبحِ بیست و هشتم آبان با پیامِ مدیر کل یونسکو آقای فدریکو مایور به بخشِ غیرمنتظره و آغازینِ خودش نزدیک می‌شد. قرار بود با پیامِ سیّد علی خامنه‌ای، ریاست جمهوری وقتِ ایران، افتتاحِ رسمی کنگره صورت پذیرد. البته این بزرگداشت نیز با وجود نقاطِ قوّتِ کم سابقه‌اش، کمی‌ها و کاستی‌های زیادی را به همراه داشت. به گواهِ حاضرینْ بی برنامگی، عدمِ مدیریت لازم، نبودِ کانونِ تصمیم‌گیری واحد و ناتوانی در برنامه‌ریزی و بهره‌وری از شرایطِ موجود به‌نحوی ناخوشایند خودنمایی می‌کرده است. نبودِ یک خبرنامه‌ی داخلی در خلالِ مراسم و نامشخص‌بودنِ برنامه‌های روزانه، بلاتکلیفی سخنرانان و مدعوین را در پی داشته است. از همه مهم‌تر این‌که، مجتمع بی‌هیچ سمتگیری و هدفمندی‌ای کار خود را آغاز کرد و به پایان برد، بی آن‌که انگاره‌ی اصلی این نشست جز آن که در مقامِ بزرگداشت حافظ بوده است مشخّص شود. با وجود این‌که قریب به سی سال از آن روزها جلوتر هستیم، امّا شوربختانه همه‌ی این نابه‌سامانی‌ها برای ما هنوز هم اَمری طبیعی به شمار می‌آید. به عبارتی، اگر در این حوزه عقب نرفته‌ایم پیشرفت هم نداشته‌ایم. آن‌چه که مشخصاً از آن رویداد دیگر تکرار نشده است اهمیت‌دادنِ به فرهنگ از جانبِ سیاست‌مردان است.

 از سالِ شصت و هفت تا به امروز نیز به جز بزرگداشتِ حافظی که دانشگاه آزاد دو سالِ پیش برگزار کرد، دیگر نشانی از چنین برنامه‌هایی را در مناسبت‌های فرهنگی کشور نمی‌بینیم. در اردیبهشت ۹۴ همایش چهار روزه‌ی بین المللی حافظ، در سازمان مرکزی دانشگاه آزاد برگزار شد که البته حضور سیاست‌مردان در آن محدود می‌شد به پخشِ همان فیلمِ سخنرانی رهبری در افتتاحیه‌ی کنگره‌ی سال ۶۷ و سپس هم قرائتِ پیامِ غیرحضوریِ اکبر هاشمی رفسنجانی.

سخنرانی سید علی خامنه‌ای در گشایشِ کنگره‌ی جهانی حافظ، چه از منظرِ بحثِ علمی و کارشناسی و چه از زاویه‌ی توجّه سیاستمداران به یک امرِ بی‌سابقه‌ی فرهنگی، اتفاقی تاریخی و ماندگار به حساب می‌آید. به هر حال وجهِ قابلِ بررسیِ آن، حضورِ بالاترین جایگاهِ سیاسیِ کشور یعنی شخصِ رئیس جمهور در یک برنامه‌ی فرهنگی است. از این منظر، بررسی شخصیت فرهنگی رهبرِ فعلی و رئیس جمهور آن روزها قابل توجّه است. پُر بیراه نیست اگر بگوییم ویژگی‌های شخصیتی و وجهه‌ی فرهنگی شخصِ ایشان، این تفاوت را نسبت به دیگران رقم زده است. یافتنِ سیاست‌مداری با این حجم از شناخت و اطلاع از حوزه‌ی ادبیات، کم‌سابقه به نظر می‌رسد. شاید بتوان این را در توجّه خاصه‌ی ایشان به مقوله‌ی شعر در جلساتِ مُدامِ دیدار با شعرا هم مشاهده کرد. نه فقط به شعر که در حوزه‌ی داستان و رُمان هم همیشه صاحب نظر بوده‌اند و مانده‌اند.

و حال سؤال این است: چه می‌شود که درکِ فرهنگی سیاست‌مدارانِ ما این قدر تنزّل پیدا می‌کند که دیگر شاهدِ پرداختن به چنین موضوعاتی در مقیاسی جهانی نیستیم. حضور و همکاری سیاست‌مدارانِ سطحِ یکِ کشور در امورِ فرهنگی، به‌وضوح کمرنگ شده است یا اگر هم هست رویه‌ی «سیاست باید این جا یا خموشی» را پِی می‌گیرند. گویی در بهترین حالت، یک رویدادِ بین‌المللی را به یک اتفاقِ محلّی، و در بالاترین سطحِ آن، به یک کنگره‌ی کشوری تبدیل می‌کنند و ترکیبِ میهمانان هم، از رئیس جمهور به وزیران و زیردستان و حتّی مسئولینِ جزء تقلیل می‌یابد.

 

همچنین ببینید

به شاخ نباتت قسم

هر کدام از ما برای خودمان نشانه‌هایی داریم؛ از فلان رنگ خوشمان می‌آید، اگر حرف …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *