خانه / شعر / نکته‌هایی چند درباره‌ی وزن دوری

نکته‌هایی چند درباره‌ی وزن دوری

ناآشنایی تعدادی از شاعران معاصر _جوان و غیر جوان‌_ و بُروز اشکالات موجود در وزن شعرهایشان انگیزه‌ای شد برای یادآوریِ نکته‌هایی درباره‌ی وزن دوری که در ادامه‌ی این نوشته می‌آیند. این نکته‌ها هرچند به‌ظاهر روشن می‌نمایند، به نظر می‌رسد برای شعر معاصر، که مقداری عجولانه در حال تولید است، نیاز به یادآوری دارند. در ادامه می‌خواهیم بگوییم چه وزن‌هایی دوری‌اند و چه وزن‌هایی شبیه دوری‌اند، و این شبیه‌بودن در کجاها ممکن است ما را به اشتباه بیندازد. پس لازم است مواظب شباهت‌های ظاهری باشیم!

مثال‌هایی که از شعر شاعران می‌آید فقط برای پرهیزِ تازه‎کارها است از اشتباه بزرگ‌ترها.

قبل از وارد شدن به بحث لازم است بگویم این نوشته کوتاه‌شده‌ی مقاله‌ای دیگر است و در این‌جا سعی می‌کنم به‌دور از مغلق‌گویی‌های علمی، به زبانی ساده این موارد را توضیح بدهم و در پایان بگویم وزن دوری چیست.

در ابتدای بحث لازم است دوباره به یاد بیاوریم وزن‌هایی دوری خواهند بود که در هر مصراع حداقل چهار رکن داشته باشند. یعنی باید تعداد ارکان یک مصراع زوج باشد تا بتوانیم به دو قسمت تبدیلش کنیم. همه هم از قبل این آگاهی را داریم که مصراع‌هایی که از تکرار یک رکنِ ثابت به‌وجود می‌آیند دوری نیستند؛ خواه تعداد ارکان آن‌ها زوج باشد خواه فرد. نکته‌ی مهمّی که در وزن دوری وجود دارد و محقّقان بر آن تأکید می‌کنند این است که «درست در میان آن‌ها [مصراع‌ها] وقف یا سکوتی هست» گاه همین جمله‌ی تأکیدی و توجّه به و تمرکز بر آن باعث می‌شود، به‌اشتباه، فکر کنیم هرگاه در میان مصراع «وقف» یا «سکونی» به‌وجود آمد با وزن دوری مواجهیم.

اختیاری که ما شاعران در وزن دوری داریم، و همه هم کم‌وبیش از آن استفاده کرده‌ایم، این است که میان مصراع (در موضعِ همان وقف یا سکون) که برایمان حکم پایان مصراع را دارد می‌توانیم از هجای کشیده به جای هجای بلند استفاده کنیم؛ و جایگاه لغزش‌هایمان نیز همین‌جاست. گفتن این بدیهیات برای این است که در ادامه از آن‌ها نتیجه بگیریم.

با آن‌که از خود غایبم وز می چو حافظ تایبم     در مجلس روحانیان گه‌گاه جامی می‌زنم

در میان مصراع‌های این بیت سکوت و وقف وجود دارد ولی چون مصراع از تکرار «یک رکن ثابت» (مستفعلن) به‌وجود آمده وزن آن نمی‌تواند دوری باشد. این وضعیت (سکوت و وقف در میان مصراع) در کلِ این غزل وجود دارد ولی حافظ همه‌جا در میان مصراع فقط هجای بلند آورده و از هجای کشیده استفاده نکرده است چون نمی‌توانسته استفاده کند یا درواقع اجازه‌ی این کار را هم نداشته است.

حالا این بیت را ببینید در همین وزن:

 آمد یکی آتش‌سوار بیرون جهید از این حصار / تا بردمد خورشید نو شب را ز خود بیرون کنید  (ابتهاج)

«سوار» و «نو» در جایی‌اند که «نیم‌مصراع» بعد از آن‌ها تمام می‌شود. چون شعر از تکرار یک رکن (همان مستفعلن) به‌وجود آمده وزن آن دوری نیست و شاعر اجازه نداشته در این جایگاه از هجای کشیده استفاده کند ولی می‌بینیم که از سوار استفاده کرده و همین استفاده وزن مصراع را معیوب کرده است.

این نوع ایرادها کم‌وبیش در شعر شاعران گذشته هم دیده می‌شود:

«مهری یکی پیر نزار آوا برآورده به زار/ چون مرغ اندر مرغزار جانی به هر جا ریخته» در این بیتِ خاقانی هم «مرغزار» در جای درستی قرار نگرفته است.

وزن‌های ساخته‌شده با تکرار یک رکن چون اغلب میان مصراع‌های آن‌ها «سکوت یا وقف» ایجاد می‌شود این شائبه را در ذهن شاعران ایجاد می‌کند که دوری است و ممکن است محل این اشتباه قرار بگیرند.

بعد از دانستنِ این نکته که هر مصراعی با دو نیمه‌ی متشابه دوری نیست، می‌رویم سراغِ مصراع‌هایی که وزنِ آن‌ها از دو نیمه با ارکان متناوب ساخته شده‌اند. آیا هر مصراع با دو نیمه‌ی متشابهِ متناوب دوری است؟

در همین ابتدا باید بگویم «نه نیست» و بروم سراغ بحث.

هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم / نبود بر سر آتش میسّرم که نجوشم

«مفاعلن فعلاتن / مفاعلن فعلاتن» می‌بینیم که هم مکثی در میان مصراع هست، هم مصراع از تکرار یک رکن تشکیل نشده است بلکه ارکان متناوب شبیه به‌هم و غیرتکراری در دو طرف مکث قرار گرفته‌اند و هرکدام هم کامل و دقیق تکرار شده‌اند. ولی با یک بررسی اجمالی می‌بینیم در همین وزنْ سعدی گفته است: «به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم    نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم» اگر توجّه کنیم «د» را می‌بینیم که در آخر «درآیند»، هجای اوّل نیمه‌ی دوم را آغاز کرده است و این خلاف اصول وزن دوری است زیرا خوانده‌ایم که در وزن دوری هجای کشیده در میان مصراع حکم هجای بلند را دارد و نیم‌مصراع با آن تمام می‌شود. ولی این‌جا این عمل صورت نگرفته است. پس نتیجه می‌گیریم شاعران ما می‌دانسته‌اند این وزن دوری نیست، هرچند این مصراع از چهار رکن تشکیل شده است که هرکدام هم به تناوب و دقیق تکرار می‌شوند. چرایی‌اش را در پایان خواهیم دانست.

«فغان که در دل از این نقش‌ پرده‌ها بدریدم      به گرد سرو خرامانِ قامتت نرسیدم»

این هم از حافظ در همین وزن.

مصراع‌های زیر را ببینید:

برای این گل قرمز نماز مرده بخوانید مرا شمرده بخوانید

لباس گرم بپوشید به این اتاق مبادا بهار آمده باشد

کدام فصل من از سال مصمّمید که امسال سر از کدام درآرید؟

به همسری که ندارم به نقل‌قول بگویید چه دوست‌داشتنی بود

پدر عزیز شما بود کسالت پدرم را مگر به یاد ندارید؟

تولّدم شب یلداست مقدّر است که فردا بدون وقفه ببارید

کدام قلّه کدام اوج منی که این‌همه کوهم از این جهان به ستوهم

غروب شد همه رفتند در ایستگاه کسی نیست چه خوب شد همه رفتند   (حسین صفا)

این وزن، زیادشده و گسترش‌یافته‌ی همان وزن است. این حجم از اشتباه، آن‌هم در یک غزل یازده‌بیتی را نمی‌توان از ناشناختن وزن دانست، بلکه از ناشناختن وزن دوری سرزده است. صورت‌های اشتباه را با سیاه‌کردن آن‌ها مشخص کرده‌ایم.

نخستین ایراد این‌که ارکان مصراع زوج نیستند و بعد دیدیم این وزن حتی با ارکان زوج هم دوری نیست. می‌توان با حفظ این هجاهای کشیده و حذف هجای کوتاه بعد از آن‎ها، ایراد را برطرف کرد:

کدام قلّه کدام اوج من که این‌همه کوهم… یا: لباس گرم بپوشید در اتاق مبادا بهار آمده باشد و… .

یک وزن دیگر به این شکل:

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد / چه نکوتر آن‌که مرغی ز قفس پریده باشد (رهی)

فعلاتُ فاعلاتن/ فعلاتُ فاعلاتن. این وزن هم از دو پاره تشکیل شده است. ارکان آن هم مثل هم نیستند و در هر پاره به تناوب تکرار شده‌اند و نیز مکثی میان مصراع‌ها وجود دارد. آیا شاعر می‌توانست (فارغ از معنی کل بیت) بگوید: «چه نکوتر آن‌که آن مرغ ز قفس پریده باشد»؟

در همین وزن سعدی گفته است: «خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی / چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی» می‌بینیم که «کرد» را پایان نیم‌مصراع (که حکم پایان مصراع را در وزن دوری دارد) به حساب نیاورده. این به این معنی است که وزن را دوری محسوب نکرده است. رهی هم در همان غزل که مطلعش آمد، وزن را دوری نگرفته و این بیت را در پایان آورده:

اگر از کسی رسیده‌ست بدی به ما بماند / به کسی مباد از ما که بدی رسیده باشد

مثال‌های دیگر:

من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم / چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم

من از آن گذشتم اییار که بشنوم نصیحت/ برو ای فقیه و بر ما مفروش پارسایی

در شعر معروفِ «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را»، با همین وزن شهریار چنین مصراعی دارد:

«نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت»؛ «خواند» در جایگاه نیم‌مصراع آمده و هجای کشیده­ی «آند» را در آن‌جا قرار داده است. همان‌طور که دیدیم، این وزن دوری نیست و این نوع استفاده، وزنِ مصراع شهریار را معیوب کرده است.

تا این‌جا هرچه گفتیم از «وزن‌دوری‌نبودن» بود. حالا ممکن است این سؤال پیش آمده باشد که «پس وزن دوری چیست؟»

جواب این است که وزن دوری همه‌ی آن موارد پیش‌تر گفته شده را دارد؛ یعنی میان مصراع مکث وجود دارد، تمام کلمه در یک قسمت نیم‌مصراع است (کلمه نصف نمی‌شود بین دو پاره‌ی مصراع)، و البته نکته‌ی مهم‌تر که این یادداشت برای آن نوشته شده است و درواقع ساخت وزن دوری بر پایه‌ی آن شکل می‌گیرد: «آخرین رکن (یایکی از ارکان) هر نیم‌مصراع کامل نیست». اگر برگردیم به مثال‌ها و به آن‌ها دقّت کنیم، می‌بینیم در: «مفاعلن فعلاتن»، فعلاتن کامل است و در «فعلاتُ فاعلاتن» هم همین‌طور فعلاتن کامل است. پس به این دلیل است که تکرار مفاعلن فعلاتن و تکرار فعلاتُ فاعلاتن نمی‌تواند وزن دوری بسازد.

حالا این بیت از عطّار را ببینیم:

جان فرید از نفاق ننگ به نام خلق شد    پس تو ز شرح‌حال خود ننگ ندار ای پسر

«مفتعلن مفاعلن» تکرار شده و هیچ‌کدام هم ناقص نیستند. پس با توضیحی که دادیم، وزن هم دوری نیست و باید بدانیم جای «نفاق» در بیت صحیح نیست. لازم است این‌جایادآوری کنم عطّار چهارده غزل در این وزن دارد و تنهاجایی که این ایراد بر او وارد می‌شود، همین‌جاست. با جابجایی پاره‌های مصراع می‌توان اشکال را برطرف کرد. هرچند نبودِ یک تصحیح منقّح از دیوان را هم نباید از نظر دور داشت.

امّا در «سلسله‌ی موی دوست حلقه‌ی دام بلاست» که از تکرار «مفتعلن فاعلن» ساخته شده و فاعلن هم ناقص است و کامل نیست، با وزن دوری روبه‌روییم.

«چندان که گفتم غم با طبیبان    درمان نکردند مسکین‌غریبان» نیز از تکرار «مستفعلن فع» ساخته شده و «فع» هم ناقص است. به همین دلیل حافظ وزن را دوری دانسته و در میان مصراع از «نکردند» استفاده کرده است.

همچنین ببینید

دوباره شعر بخوانیم(۳)

باید بیشتر مراقبم می‌بودی بیشتر برایم دانه می‌پاشیدی محکم تر در قفس را می‌بستی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *